دروس ۶۱ تا ۷۰

درس ۶۱- آموزش تفکر انتقادی – آنالیز معنایی جملات – قسمت پنجم
61

اشتباهات کلامی – عدم شفافیت

زبان هم می تواند برای گیج کردن و به اشتباه انداختن به کار رود و هم برای قابل فهم تر کردن عقاید. یکی از کارکردهای اصلی تفکر انتقادی، تعیین همین اشتباهات کلامی است. اجازه دهید که موضوع را با مهم ترین اشتباه کلامی شروع کنیم یعنی عدم شفافیت

عدم شفافیت یعنی روشن نبودن معنی. کلام یا مفهوم به چند دلیل می تواند غیر شفاف باشد. یک دلیل داشتن معانی چندگانه و دو پهلو است. دلیل دیگر وجود ابهام است؛ ابهام یعنی اینکه مورد اطلاق آن کلام دقیقاً معلوم نیست. همچنین عدم شفافیت، می تواند کامل نبودن معنی کلام باشد. اجازه دهید این سه موضوع را تک به تک مورد بررسی قرار دهیم:

معانی دوگانه

داشتن معانی دوگانه به چند صورت است

الف- دوگانگی کلامی: در این حالت کلمه دارای معانی گوناگون است مانند عمیق که هم برای عمق فیزیکی به کارمی رود مانند برکه عمیق و هم برای داشتن مفهوم گسترده مانند کتاب عمیق

ب- دوگانگی نسبت به یک مرجع : در این حالت مشخص نیست که مرجع کلام کدام است. مثلاً علی و رضا به یکدیگر خوردند و خون جاری شد. در این جا مشخص نیست چه کسی دچار خون ریزی شد؛ علی یا رضا. یا اینکه همه به مهمانی آمدند. در این جا نیز قطعاً منظور از همه، تمام انسان ها نیستند اما منظور چه کسانی هستند؟

انسان ها دوست دارند که از عبارات عمومی استفاده کنند مثلاً تمام سیاستمداران فاسدند. معنی کلامی این جمله این است که هیچ سیاستمداری نیست که فاسد نباشد. البته منظور آن فرد هم همه سیاستمداران نیستند اما مشخص نیست مرجع کلام او چه کسانی هستند.

پ- دوگانگی دستور زبانی: این دوگانگی بر اثر ساختار دستور زبان شکل می گیرد. به عنوان مثال بحث خشونت در تلویزیون. این می تواند به معنی تصاویر خشونت آمیز در برنامه های تلویزیونی باشد یا به معنی بحثی با موضع خشونت در برنامه های تلویزیون.

ابهام

واژه وقتی مبهم است که حدود کاربرد آن دقیق نباشد. یعنی مواردی هست که مشخص نیست که واژه بدان اطلاق می شود یا نه. به عنوان مثال یک اتاق بدون درب و پنجره و بدون لامپ، قطعاً تاریک است. اگر ما یک چراغ ۱۰۰ واتی را در آن استفاده کنیم، روشن خواهد شد. اما اگر از یک دیمر برای لامپ استفاده کنیم، نور کم کم از بین خواهد رفت و اتاق به تدریج تاریک خواهد شد. اما زمان مشخصی نیست که بگوییم از این لحظه به بعد، اتاق تاریک است. واژه های تاریک و روشن دارای مرز مشخصی نیستند. هم چنین واژه “شخص بلند قد” دارای ابهام است زیرا مشخص نیست که از چه اندازه ای به شخص می توان بلند قد گفت. این بدان معنی است که دقیقاً معنی واژه مشخص نیست. کلماتی همچون سنگین، تاریک، با هوش، ارزان و … نیز دارای چنین ابهامی است.

توجه کنید که بین ابهام و دوگانگی باید تفاوتی قایل بود. یک لغت می تواند مبهم باشد گرچه دارای معنی دوگانه نباشد و یک کلمه دوگانه دارای معانی متفاوت اما دقیق و غیر مبهم باشد.

واژه های مبهم در زندگی روزمره می تواند دارای کاربرد بسیاری باشد زیرا معمولاً ما دقت زیادی را به کار نمی گیریم.

یک استدلال بد که اغلب به کاربرده می شود این است که بین الف و ب تفاوتی نیست چون مشخص نیست که در چه حالت الف است و در چه حالت ب. به عنوان مثال از آنجایی که بیان تشخیص اینکه چه کاری درست است و چه کاری غلط، منجر به آن می شود که نسبت به انجام آن کار بی تفاوت شویم. این یک استدلال غلط است زیرا شاید نقطه مرزی مشخص نباشد اما تفاوت بارز است. مانند مثال اتاق روشن و تاریک که مرز بین روشنی و تاریکی مشخص نیست اما این بدین معنی نیست که تاریکی و روشنی با هم برابرند.

وقتی به دنبال آن هستیم که صحبتی دقیق داشته باشیم، باید از ابهام اجتناب کنیم زیرا ابهام جنبه اطلاعاتی محتوای یک استدلال را کاهش می دهد. به عنوان مثال:

او کاملاً پیر است، درواقع دقیقاً ۸۰ سال

او کاملاً پیر است در واقع حدود ۸۰ سال

او کاملاً پیر است

مثلاً برخی از افراد چنین پرسش هایی را مطرح می کنند: آیا می توان این ساز را زود یاد گرفت؟ آیا فلان امتحان راحت است ؟ اما واژه های راحت و زود در این پرسش ها دارای ابهام است

واژه های ابهام دار در یک استدلال، اثبات درستی یا غیر درستی را ناممکن می سازد. البته در موارد غیر تعهدآور و برای رسیدن به مزایای شخصی می توان از واژه گان مبهم استفاده کرد. مثلاً : به عنوان یک وزیر می پذیرم که تا حدی مسئولیت دارم – دولت هنگامی که زمانش برسد در این باره اقدام مقتضی را خواهد داشت.

معنی ناتمام

واژه هنگامی دارای معنی ناتمام است که معنی آن وابسته به چیزی باشد که بعداً باید مشخص شود. به عنوان مثال: عشق بهتر است یا پول؟ خوب بستگی دارد. اگر کسی در حال مرگ از گرسنگی باشد برای او پول بهتر است. واژه هایی مانند مفید، مهم، مشابه و بهتر دارای چنین ویژگی هایی هستند. وقتی می گوییم چیزی مفید است باید مشخص کنیم که در چه کاری مفید است

تمرین

مشخص کنید که مثال های زیر دارای کدامیک از انواع عدم شفافیت هستند؟

برای فروش : یک میز آنتیک مناسب برای بانوان با پایه های ضخیم

برای فروش : ۱۰ سگ شکاری و تازی

او میز را در ۵۰ متری سمت راست ماشین جلو خانه قرار داد

مری، پیتر و پال را دوست دارد و سوزان هم او را دوست دارد

درست نیست که بعد از غذا، آسپیرین و الکل مصرف شود

چگونه می توانستی، این ادعاها را اثبات یا دقیق تر کنی؟

انجام این پروژه ، واقعاً در حال طولانی شدن است

ما پیش بینی می کنیم که افراد زیادی به مهمانی خواهند آمد.


 درس ۶۲ – آموزش تفکر انتقادی – آنالیز معنایی جملات – قسمت ششم

62

اشتباهات کلامی – تحریف

مقدمه

به صورت کلی، تحریف یعنی استفاده از واژه ها به طریقی که معنی ای بر خلاف معنی صحیح آن حاصل شود. به عنوان مثال برخی از واژه ها، می تواند به صورت ضمنی دارای مفاهیم مثبت و یا منفی در ذهن مخاطب باشد. مثلاً واژه لیبرالیسم، سکولاریزم، باطن گرایی، ارتباط جنسی و … . هنگام استفاده از این واژه ها فرد می تواند به گونه از آن استفاده کند که معنی دیگری در ذهن مخاطب تداعی شود.

استفاده از کلمات مبهم و غیر شفاف می تواند مثالی از تحریف باشد. معنی متداول این کلمات در میان یک بحث و معمولاً در پاسخ به ایرادها و یا مصادیق می تواند تغییر کند. به عنوان مثال

معلم: تو نتوانستی نمره بیست بگیری زیرا سخت کوشی نکردی

شاگرد: اما من تمام وقت را صرف مطالعه کردم و شبها ۵ ساعت خوابیدم

معلم: خیر. اگر تو واقعاً سخت کوشی می کردی، باید نمره بیست می گرفتی

در اینجا کلمه سخت کوشی دارای معنی روشنی نیست. از نظر معلم کسی که سخت کوشی می کند باید بتواند نمره بیست بگیرد. اما این یک تحریف از سخت کوشی است زیرا از نظر معلم، سخت کوشی یعنی گرفتن نمره بیست. بنابراین استدلال معلم در جمله اول را می توان چنین نوشت: تو نتوانستی نمره بیست بگیری زیرا تو شخصی هستی که نمره بیست نگرفته است

عینیت بخشیدن

عینین بخشیدن یعنی یک موضوع انتزاعی و ذهنی را جسمیت و قابل دیدن کردن. مثلاً یک شعار تبلغیاتی شاید چنین باشد: «در خدمت رسانی ما، صداقت می جوشد». در این مثال، صداقت که یک مفهوم انتزاعی و ذهنی است به پدیده ای مانند چشمه یا فوران نفت از زمین تشبیه شده است. در امور نمایشی و مهیج و یا در شعر و استعاره می توان از عینیت بخشیدن استفاده کرد اما وقتی که قصد انتقال ساده و روشن اطلاعات باشد، از عینیت دادن باید اجتناب شود. وقتی که میخواهیم استدلالی مبتنی بر معنی و اطلاعات را ارائه دهیم نباید از عینیت بخشیدن استفاده کرد. اگر نمی توانیم بدون عینیت بخشیدن، استدلال را بیان نمائیم، خود این موضوع نشانه آن است که استدلال درست نیست.

استدلال های فلسفی و تحریف معنی

بسیاری از استدلال های بد فلسفی، اعتبار خود را از تحریف به دست می آورند. به عنوان مثال: «هر انسانی خودخواه است حتی کسانی که به دیگران کمک می کنند؛ زیرا انسان کاری را انجام می دهد که خود می خواهد». در اینجا چنین فرض شده است که انسان خودخواه کسی است که کاری که مطلوبش است را انجام می دهد. اما این یک تحریف از مفهوم خودخواهی است زیرا انسان خودخواه کاری را انجام می دهد که تنها برای خودش منفعت دارد نه برای دیگران.

از این رو کسی که به دیگران کمک می کند و در این کمک کردن به دیگران نیز منفعتی می رسد نمی تواند مصداق درستی از خودخواهی باشد

تمرین

آیا در عبارات زیر اشتباهی می بینید؟ به نظر شما معنی این عبارات چیست؟

– من حقیقتم

– ما قانون هستیم


 درس ۶۳ – آموزش تفکر انتقادی – آنالیز معنایی جملات – قسمت هفتم

63

خطاهای کلامی – عبارات بی محتوا

عبارات بی معنی، به ظاهر برای ارائه اطلاعاتی مطرح شده اند اما در واقع هیچ اطلاعاتی را منتقل نمی کنند. جملات واقعیت نما، نمونه ای از عبارات بی محتوا هستند. عبارات واقعیت نما، به علت وجود کلمات ربطی که در آن هستند، درست به نظر می رسند. این کلمات ربط عبارتند از : و، یا، اگر، همه، هیچ و مواردی مانند این. به عنوان مثال، رضا از علی می پرسد آیا به مهمانی می آیی؟ و علی در جواب می گوید: «اگر بیایم، می آیم». این یک عبارت واقعیت نما است. در این مثال، پاسخ علی هیچ اطلاعاتی را منتقل نمی کند که بالاخره علی به مهمانی می آید یا خیر

به طور مشابه، جمله «فردا یا باران می بارد یا نمی بارد» یک جمله واقعیت نما است. چند مثال دیگر از جملات واقعیت نما

– مجرد کسی است که ازدواج نکرده است

– هرچیزی که بزرگ باشد، کوچک نیست

– آنچه که در حرکت است، ساکن نیست

درستی جملات واقعیت نما بر اساس نشانه های واقعی نیست بلکه تنها از نظر منطقی دارای تناقض نیستند. مثلاً اگر کسی از شما بپرسد آیا علی مجرد است یا نه و شما در جواب بگویید : مجرد کسی است که ازدواج نکرده است، این یک عبارت بی محتواست که هیچ اطلاعاتی را منتقل نمی کند اگرچه از نظر منطقی حرف نادرستی نیست. البته اگر یک بچه کلاس اولی بپرسد که مجرد یعنی چه و در جواب او بگوییم مجرد کسی است که ازدواج نکرده است، در این حالت اطلاعات منتقل شده و جمله بی محتوا نیست

در مواردی که می خواهیم یک گفتگوی سازنده، شفاف و دقیق داشته باشیم، مجاز نیستیم که از عبارات بی محتوا استفاده کنیم.


 درس ۶۴ – آموزش تفکر انتقادی – آنالیز استدلال – قسمت اول

64

شناخت استدلال

استدلال چیست؟

برای اندیشیدن انتقادی، خیلی مهم است که شما بتوانید یک استدلال را شناسایی، ایجاد و یا ارزیابی کنید. استدلال عبارتی است که دارای دو قسمت دلیل و نتیجه گیری است. بنابراین استدلال باید شامل ادله ای باشد که مخاطب نتیجه گیری آن را بپذیرد. از این رو علی رغم تصور نابجایی که عموم افراد دارند، تفکر انتقادی الزاماً شامل تخریب و یا حمله به عقاید دیگران نیست

به عنوان مثال، من می خواهم شما را متقاعد کنم که شما باید سخت کوش باشید. استدلال من این است : «اگر می خواهی شغل خوبی پیدا کنی، شما باید سخت کوش باشید». جمله اول دلیل است و جمله دوم نتیجه گیری

افراد دگم و خودخواه ترجیح می دهند که خواسته خودشان را بدون ذکر دلیل بیان کنند. اگر آنها مورد انتقاد قرار گیرند نمی توانند برای عقاید خود دلیل محکمی ذکر کنند. اگر شما می خواهید متفکر انتقادی خوبی شوید باید بتوانید برای ادعاها و عقاید خود، دلایل محکمی داشته باشید. ارائه استدلال های محکم، یکی از بهترین راه ها برای متقاعد کردن دیگران جهت پذیرش ادعاها و عقاید شماست

تمرین

آیا می توانید برای عقاید خود، استدلال های خوبی بیاورید؟

چگونه استدلال های خوب را بیابیم؟

چگونه در زندگی واقعی می توان استدلال ها را شناخت؟ هیچ مکانیزم خاصی در این مورد وجود ندارد و یک استدلال با توجه به حضور دو بخش دلیل و نتیجه گیری آن مشخص می شود. مثلاً اگر کسی عبارتی را بیاورد سپس ذکر کند، «این به دلیل این است که…» بنابراین جمله اول یک نتیجه گیری است و اکنون آن فرد می خواهد دلایل خود را ذکر کند. وجود این کلمات می تواند نشانه ای از وجود استدلال باشد: از آنجائیکه، اولاً ثانیاً….، برای اینکه، به خاطر، با فرض اینکه، بنابراین، متعاقباً و مواردی از این دست

نمونه ای از جملاتی که استدلال نیستند و علت آن

وقتی انسان عرق زیادی می ریزد، مایل است آب بیشتری بنوشد – استدلال نیست زیرا تنها یک جمله است که برای استدلال بودن کافی نیست

روزی روزگاری، پادشاه و ملکه ای می خواستند که فرزندی داشته باشند. اما وقتی آن فرزند بزرگ شد، فرد ستمگری شد و پادشاه و ملکه از این بابت متاسف بودند – استدلال نیست زیرا یک سیر تاریخی وقایع را بیان کرده است و هیچ نتیجه گیری را نیز شامل نمی شود

آیا فردا به جلسه می آیی؟ – استدلال نیست زیرا پرسش، استدلال نیست

تمرین

آیا عبارت زیر استدلال است؟ اگر بله نتیجه گیری آن کدام است:

حذف موقت سود تاثیری در بازار سهام ندارد زیرا مردم انتظار پایین آوردن قیمت ها به صورت دائم را دارند

چون باران سنگینی می آید ممکن است این ساختمان فرو بریزد. اما من خیلی به این موضوع بها نمی دهم

احمد هزینه عمل جراحی را تامین می کند. او همسرش را دوست دارد و برای نجات او حاضر به انجام هرکاری هست

صبح زود بود و عباس از قطار پیاده شد. او یک بنا بود که در یک شرکت ساختمانی کوچک در شهرستان کار می کرد اما به دلیل رکود اقتصادی شغلش را از دست داد. او با همسر و دو فرزندش به پایتخت آمده بودند بلکه بتواند کاری در اینجا پیدا کند. او امیدوارم بود که بتواند بزودی به زادگاهش برگردد

برای مدت زمان طولانی، ستاره شناسان اعتقاد داشتند که اروپا (یکی از اقمار سیاره کیوان) در زیر سطح یخی اش دارای یک اقیانوس باشد. آنها حق داشتند زیرا تکنولوژی جدید که در ماهواره جویان بکار رفته است، موید وجود چنین اقیانوسی هست و این موضوع در نشست اخیر اتحادیه ژئوفیزیکدانان آمریکا در سانفرانسیسکو مطرح شد

بیان استدلال به صورت استاندارد

در تحلیل و ارزیابی یک استدلال، خوب است که قسمت های دلیل و نتیجه گیری را مشخص کنید

اگر می خواهی شغل خوبی داشته باشی باید سخت کوش باشی

دلیل : اگر می خواهی شغل خوبی داشته باشی که بیان دیگر آن این است تو می خواهی شغل خوبی داشته باشی

نتیجه گیری : بنابراین باید سخت کوش باشی

این یک شکل استاندارد استدلال است. در زیر مثال هایی از شکل استاندارد استدلال آورده شده است

گاو و گوسفند نباید تحت عملی دردآور که غیر ضروری است، قرار گیرند. به علاوه، هیچ جانداری که دارای آگاهی است نباید تحت عمل دردآور غیر ضروری قرار گیرد و گاو و گوسفند جز همین جانداران هستند

دلیل اول : ما نباید هیچ جانداری که دارای آگاهی است را تحت عملی دردآور غیر ضروری قرار دهیم

دلیل دوم : گاو و گوسفند جزو جانداران دارای آگاهی هستند

نتیجه گیری : نباید گاو و گوسفند را تحت عمل دردآور غیر ضروری قرار داد

اگر این مایع اسید است باید کاغذ تورنسل را قرمز کند. اما چنین نشد بنابراین این مایع اسید نیست

دلیل اول : اگر این مایع اسید است باید کاغذ تورنسل را قرمز کند

دلیل دوم : اما چنین نشد یا به عبارتی دیگر کاغذ تورنسل قرمز نشد

نتیجه گیری : این مایع اسید نیست

البته گاهی نتیجه گیری، به صراحت ذکر نمی شود. مثلاً : «چگونه شما معتقدید که فساد قابل قبول است؟ این نه اخلاقی است و نه قانونی»

برای مهارت یافتن در شناخت استدلال، لازم است که یک استدلال را به صورت استاندارد بازنویسی کنید

تمرین

استدلال های زیر را به صورت استاندارد بازنویسی کنید

او باید یا در پاریس باشد یا در لندن. تام می گوید او در لندن نیست بنابراین او باید در پاریس باشد

اگر شهرداری می خواهد یک کارخانه سوخت زباله در این منطقه ایجاد کند، او باید به کسانی که در اینجا زندگی می کنند غرامت بپردازد. کارخانه های سوخت زباله بر سلامتی کسانی که در اطراف آن زندگی می کنند، زیان می رساند. در این صورت مردم علاقه ای به زندگی در این منطقه نخواهند داشت.


 درس ۶۵ – آموزش تفکر انتقادی – آنالیز استدلال – قسمت دوم

65

صحیح بودن یک استدلال

یکی از جنبه های مطلوب استدلال این است که نتیجه گیری از دلیل، استنتاج شده باشد. به دو استدلال زیر توجه کنید:

استدلال اول : خسرو بیش از ۹۰ سال سن دارد پس خسرو بیش از بیست سالش است

استدلال دوم : جمشید بیش از بیست سال سن دارد پس جمشید بیش از ۹۰ سالش است

در استدلال اول، نتیجه گیری از دلیل تبعیت می کند اما در استدلال دوم ، نتیجه گیری از استدلال تبعیت نمی کند. در استدلال دوم با آنکه دلیل درست است اما هیچ تضمینی نیست که نتیجه گیری هم درست باشد مثلاً ممکن است جمشید سی سالش باشد

همچنین گاهی بین نتیجه گیری و دلیل یک رابطه منطقی برقرار است اما در حقیقت نتیجه گیری اشتباه است. به این مثال توجه کنید

تمام گوسفندان می توانند پرواز کنند. هرآنچه که پرواز کند می تواند شنا کند. بنابراین گوسفندان می توانند شنا کنند

اگر چه هر دو دلیل این استدلال غلط است اما بین نتیجه گیری و دلیل یک رابطه منطقی برقرار است. اگر واقعاً تمام گوسفندان بتوانند پرواز کنند و اگر هرآنچه که پرواز می کند بتواند شنا کند، پس از از نظر منطق، گوسفندان باید بتوانند شنا کنند. اما در واقعیت، نتیجه گیری محتمل نیست یعنی ممکن است گوسفندی باشد که شنا گر نباشد

به این استدلال توجه کنید: محمود، مهری را دوست دارد. مهری، پری را دوست دارد بنابراین، محمود، پری را دوست دارد

اینکه مهری، پری را دوست داشته باشد، هیچ تضمینی ایجاد نمی کند که محمود نیز پری را دوست داشته باشد و چه بسا، محمود از پری متنفر باشد. بنابراین این استدلال معتبر نیست

همچنین یک استدلال می تواند نامعتبر باشد حتی اگر دلیل و نتیجه گیری هر دو درست باشند. به عنوان مثال : پاریس پایتخت فرانسه است بنابراین روم پایتخت ایتالیاست

این استدلال درست نیست زیرا ایتالیا می تواند پایتختش را عوض کند و همچنان پاریس پایتخت فرانسه باشد

یک استدلال زمانی صحیح است که اولاً هیچ احتمال منطقی وجود نداشته باشد که در آن دلیل درست باشد اما نتیجه گیری غلط باشد. اگر تنها یک احتمال وجود داشته باشد که در آن نتیجه گیری غلط باشد، نشانه آن است که استدلال صحت ندارد. دومین شرط صحیح بودن یک استدلال این است که درستی دلیل باید تضمینی برای درستی نتیجه گیری باشد و اگر دلیل نتواند چنین تضمینی را ایجاد کند (مانند مثال پاریس، پایتخت فرانسه است)، بنابراین استدلال صحیح نیست.

تمرین

آیا استدلال های زیر صحیح است؟ چرا؟

یک – یک شخصی ناخوش است. یک شخصی ناراحت است بنابراین یک شخصی هم ناخوش است و هم ناراحت

دو – اگر او مرا دوست داشته باشد، به من گل خواهد داد. او به من گل داد. بنابراین او مرا دوست دارد

سه – دیوید بکام مشهور است. دیدوید بکام یک فوتبالیست است. بنابراین دیوید بکام یک فوتبالیست مشهور است

چهار – اگر باران ببارد، خیابان ها خیس خواهند شد. اگر خیابان ها خیس شوند، تصادف خواهد شد. بنابراین اگر باران ببارد تصادف خواهد شد.

پنجم – وقتی داود در مشهد کشته شد، راضیه در اصفهان بود. بنابراین داود نمی تواند توسط راضیه کشته شده باشد

ششم – اگر در سیاره پلاتو حیات وجود داشته باشد، بنابراین در سیاره پلاتو آب هست. اما در سیاره پلاتو هیچ آبی نیست. بنابراین در سیاره پلاتو، آبی نیست

هفتم – هفته پیش، دو خرگوش در اتاق بودند. هیچ خرگوشی تا کنون از آن اتاق خارج نشده اند. بنابراین اکنون دو خرگوش در اتاق وجود دارد

هشتم – تمام وال ها، باله دارند. موبی باله ندارد. بنابراین موبی یک وال نیست.


 درس ۶۶ – آموزش تفکر انتقادی – آنالیز استدلال – قسمت سوم

66

الگوهای استدلال صحیح

در یک استدلال صحیح محال است که نتیجه گیری نادرست باشد چنانچه تمام دلایل صحیح باشند. آشکار است که استدلال های صحیح نقش مهمی را در ارائه برهان بازی می کنند زیرا اگر دلایل درستی را به کار گیریم و نحوه استدلال نیز صحیح باشد، نتیجه گیری باید درست باشد. اما قوانینی که بر آن اساس می توان تعیین کرد که یک استدلال صحیح است کدام است؟ در اینجا قوانین رسمی منطق پا به عرصه می گذارند. با کمک نمادهای ویژه می توان الگوهایی استدلال صحیح را بیان کرده و قوانین ارزیابی آن را فرموله کرد

استدلال های صحیح

به استدلال های زیر توجه کنید

اگر این شی مس باشد باید هادی الکتریسیته باشد. این فلز، مس است بنابراین هادی جریان الکتریسیته خواهد بود

اگر بزرگترین عدد اول وجود ندارد، بنابراین ۵۱۰۵۱۱ بزرگترین عدد اول نیست. بزرگترین عدد اول وجود ندارد بنابراین ۵۱۰۵۱۱ بزرگترین عدد اول نیست

اگر لام، بودایی باشد او نباید گوشت خوک بخورد. لام بودایی است بنابراین او نباید گوشت خوک بخورد

این سه استدلال صحیح هستند. به علاوه احتمالاً شما متوجه شدید که آنها چقدر به یکدیگر شبیه هستند. آنچه که بین آنها مشترک است، ساختارشان است. برخی از الگوهای استدلال صحیح به قرار زیر است

الگوی اول: P آنگاه Q یا اگر P سپس Q

وقتی به جای P و Q، عبارات درستی را بگذاریم، نتیجه یک استدلال صحیح خواهد بود. توجه کنید که عکس این موضوع الزاماً درست نیست. مثلاً

اگر حامد در تهران زندگی می کند بنابراین حامد در ایران زندگی می کند

حامد در ایران زندگی می کند بنابراین حامد در تهران زندگی می کند – این استدلال صحیح نیست زیرا شاید در شیراز زندگی کند

الگوی دوم : اگر P منجر به Q شود، نقیض Q منجر به نقیض P خواهد شد

اگر هوشنگ ماشین را برده باشد، الان او باید در حال رانندگی باشد. هوشنگ الان در حال رانندگی نیست (مثلاً پیاده راه می رود) بنابراین هوشنگ ماشین را نبرده است

توجه کنید که عکس این حالت یعنی اگر P منجر به Q شود، نقیض P منجر به نقیض Q خواهد شد، صحیح نیست

اگر مهسا یک متخصص باشد، او شاغل خواهد داشت. مهسا یک متخصص نیست بنابراین او شاغل نیست. این استدلال صحیح نیست زیرا ممکن است با آنکه مهسا متخصص نیست اما یک شغل معمولی داشته باشد

الگوی سوم : اگر P آنگاه Q و اگر Q آنگاه R. در این صورت اگر P آنگاه

مثال : اگر زلزله شدیدی بیاید، انسان های زیادی خواهند مرد. اگر انسان های زیادی بمیرند عزای عمومی اعلام خواهد شد. در این صورت می توان چنین استدلال کرد که اگر زلزله شدیدی بیاید، عزای عمومی اعلام خواهد شد

الگوی چهارم : P یا Q بنابرای نقیض P منجر به Q خواهد شد

مثال : یا دولت در نظام آموزشی، اصلاحات لازم را انجام می دهد یا اینکه تنها مدارس خصوصی با درآمد بالا، از کیفیت خوب آموزشی برخوردارند. دولت اصلاحات آموزشی لازم را انجام نمی دهد، بنابراین تنها مدارس خصوصی با درآمد بالا از کیفیت خوب آموزشی برخوردار خواهند بود

الگوی پنجم : P یا Q . اگر P آنگاه R . اگر Q آنگاه S . بنابراین R یا S

ما یا مالیات را اضافه می کنیم یا اینکه اضافه نمی کنیم. اگر مالیات را اضافه کنیم مردم خشنود نخواهند بود. اگر نالیات را اضافه نکنیم هم مردم خشنود نخواهند بود (زیرا نمی توانیم خدمات لازم را به آنها ارائه دهیم). بنابراین مردم در هر حالت خشنود نخواهند بود

الگوی ششم : استدلال از طریق نشان دادن درستی نقیض

این الگو وقتی استفاده می شود که می خواهید ثابت کنید که عبارتی اشتباه است. روش این الگو به این قرار است

یک – ابتدا تصور کنید که عبارت مورد نظر صحیح است

دو – با فرض درست بودن عبارت، ثابت کنید که نقیض (متضاد) آن عبارت هم درست است

سه – نتیجه گیری کنید که عبارت باید نادرست باشد

مثال : یک نظریه بیان می دارد که هستی در ازل (زمانی بی نهایت دور) از خلا مطلق بوجود آمده است. استفان هاوکینگ (فیزیک دان برجسته و معاصر انگلیسی) از طریق استدلال نقض نقیض، نشان داد که این تئوری اشتباه است. استدلال او چنین است : مطابق با این نظریه، خلا مطلق باید در وضعیت بی ثباتی بوده باشد زیرا اگر خلا مطلق دارای ثبات می بود، چیزی از آن بوجود نمی آمد. اما اگر بی ثبات باشد، بنابراین خلا مطلق نیست و نمی توانسته به صورت نامحدود قبل از بی ثبات شدنش، برقرار باشد

تمرین

تمرین اول – مشخص کنید کدام یک از استدلال های زیر صحیح است و بر اساس کدام الگو

– اگر حضرت مسیح مرا دوست داشته باشد، بنابراین من نیز او را دوست خواهم داشت. من حضرت مسیح را دوست ندارم، بنابراین او هم مرا دوست نخواهد داشت

– الان یا مهران، سگ را برای قدم زدن برده یا کتایون در حال غذا دادن به گربه است. کتایون در حال غذا دادن به سگ است بنابراین مهران، سگ را برای قدم زدن نبرده است

– الان یا مهران، سگ را برای قدم زدن برده یا کتایون در حال غذا دادن به گربه است. کتایون در حال غذا دادن به سگ نیست بنابراین مهران، سگ را برای قدم زدن برده است

– اگر ایکس یک مرد باشد، بنابراین ایکس یک انسان است. اگر ایکس یک انسان باشد، بنابراین ایکس یک جاندار است. ایکس یک مرد است، بنابراین ایکس یک جاندار است

– اگر بعضی از گوسفندان سیاه هستند، بنابراین برخی از مرغابی ها هم صورتی هستند. اینکه برخی از مرغابی ها صورتی هستند درست نیست، بنابراین اینکه برخی از گوسفندان سیاه هستند هم صحیح نیست

– من یا بر حقم یا ناحق. اگر من برحقم، تو ناحقی. اگر من ناحقم باز هم تو ناحقی. بنابراین تو در هر شرایطی ناحقی

– مهرزاد مجرد است. مهرزاد تنها زندگی میکند. بنابراین حداقل یک مجرد، تنها زندگی می کند

– او یا در چین است یا در اروپا. اگر او در چین باشد الان در پکن است و اگر در اروپا باشد، الان باید خوابیده باشد. بنابراین یا او الان در پکن است یا الان خوابیده است

تمرین دوم – مشخص کنید از فرضیات داده شده، چه نتایجی می توان گرفت و بر اساس کدام الگو

– اگر خدا بهترین خلق کنندگان است، بنابراین او می داند که انسان ها قصد دارند در آینده چه کاری را انجام دهند. اگر خدا می داند که انسان ها در آینده قصد دارند چه کاری را انجام دهند، بنابراین او می تواند جلوی انسان های گناهکار را بگیرد

– اگر او مرده است، بنابراین نبضی ندارد. اگر نبضی نیست بنابراین چراغ قرمز باید روشن باشد. چراغ قرمز روشن نیست

تمرین سوم : اینجا یک مثال بسیار جالب از فیلسوف جیمز پریور است

یک دانشمند کامپیوتر اعلام کرد که او یک نرم افزار بازی شطرنج را طراحی کرده که از هر انسانی خواهد برد، تفاوتی هم ندارد که کامپیوتر مهره سیاه را داشته باشد یا سفید. حتی این نرم افزار، پات (نه برد نه باخت) هم نخواهد شد. دانشمند کامپیوتر برای ادعایش یک اثبات ریاضی آورده است که این اثبات ۵۰۰ صفحه فشرده از علائم ریاضی است و تا کنون کسی آن را نتوانسته بررسی کند. تا کنون این نرم افزار ۲۰ بازی با گری کاسپاروف (قهرمان شطرنج) داشته و هر بیست بازی را از او برده است که در ۱۰ بازی با مهره سفید و ۱۰ بازی را با مهره سیاه انجام داده است. آیا شما هم معتقدید که این نرم افزار می تواند هر انسانی را شکست دهد؟

می توانید از الگوی استدلال نشان دادن درستی نقیض برای محک ادعای دانشمند کامپیوتر استفاده کنید.


 درس ۶۷ – آموزش تفکر انتقادی – آنالیز استدلال – قسمت چهارم

67

شناسایی فرضیات پنهان

وقتی مردم استدلال می آورند، برخی از فرضیاتشان را به صورت مستطر بیان می دارند. به عنوان مثال به این استدلال توجه کنید : «همجنس گرایی نادرست است زیرا کاری غیرطبیعی است». این استدلال به این صورتی که مطرح شده، نادرست است. کسی که این استدلال را بیان کرده درذهنش این فرض بوده است که هر کار غیرطبیعی نادرست است. این فرض که هر کار غیرطبیعی نادرست است، مردود است زیرا بسیاری از کارهای غیر طبیعی است که انسان انجام می دهد و درست هم هست. مثلاً عمل جراحی کاری غیر طبیعی است و هیچ جانداری به این صورت دست به معالجه نمی زند، پس می توان گفت که عمل جراحی کاری نادرست است؟

کسی که می خواهد چنین استدلالی را بیان نماید، ابتدا باید انواع کارهای غیرطبیعی را برشمارد و آنها را به دو دسته قابل قبول و غیرقابل قبول تقسیم نماید، آنگاه استدلال نماید که همجنس گرایی از دسته کارهای غیرطبیعی نادرست است.

در زندگی روزمره، استدلال هایی که ما به آن بر می خوریم دارای فرضیات آشکاری نیستند. این یکی از مهم ترین کارکردهای تفکر انتقادی است که این فرضیات پنهان را شناسایی کند

حال چگونه می توان این فرضیات پنهان را شناسایی کرد؟ در این باره دو گام مهم وجود دارد: ابتدا مشخص کنید که آیا استدلال درست است یا نه؟ اگر استدلال درست باشد، نتیجه گیری باید از دلایلی پیروی کند و این دلایل باید آشکارا، فرضیاتی که از آن نتیجه گیری حاصل شده است را دارا باشند. در این صورت فرضیه پنهانی وجود ندارد. اما اگر استدلال درست نباشد، باید مشخص کنید که چه دلایلی باید ارائه شود که منجر به صحیح بودن استدلال شود. این دلایلی که شما ارائه می دهید، همان فرضیات پنهان هستند. بنابراین شما می توانید چنین پرسش هایی را مطرح کنید: معنی این فرضیات چیست؟ چرا طرفداران این استدلال، آن را پذیرفته اند؟ آیا این فرضیات صحیح است؟

این تکنیک آشکارسازی فرضیات پنهان همچنین برای شناسایی و یا کنارگذاشتن فاکتورهایی که توضیح پدیده های واقعی به کار می رود، مفید است. تصور کنید کسی کبریتی را روشن می کند و انفجاری رخ می دهد. روشن شدن کبریت، یکی از قسمت های مهم در توضیح علت انفجار است اما این شرط کافی برای انفجار نیست زیرا موقعیت های بسیاری هست که کبریتی روشن می شود و انفجاری رخ نمی دهد

برای ارائه توضیح کافی، باید عواملی که مجموعه آنها منجر به انفجار شده است را شناسایی کنیم یا اینکه این احتمال را بدهیم که این یک اتفاق بوده است مثالاً ممکن است به علت وجود مقادیر زیادی اکسیژن در محیط این اتفاق رخ داده باشد

تمرین

در استدلال های زیر، وجود فرضیات پنهان را معلوم کنید

۱– ما باید جریمه رانندگی در حالت مستی را کاهش دهیم چون جریمه کمتر هم می تواند اثبات مجرم بودن باشد

۲– موبی دیک یک نهنگ است بنابراین موبی یک یک پستاندار است

۳– دادن نمره مردودی به دانش آموزان منجر به کاهش اعتماد به نفس آنها می شود بنابراین نباید دانش آموزی را مردود کرد

۴– مصرف حشیش باید غیرقانونی اعلام شود. در این صورت حشیش به کسی صدمه نمی زند

۵– این اشتباه نیست که هنگام تدریس با موبایل صحبت کرد. بقیه دانش آموزان هم چنین می کنند

۶– کشتن یک انسان بی گناه اشتباه است. بنابراین سقط جنین نیز کار نادرستی است

۷– مقادیری آمونیاک در اتمسفر مریخ پیدا شده است. بنابراین در مریخ باید حیات وجود داشته باشد

۸– نباید بیش از یک خدا وجود داشته باشد. در غیر اینصورت دو خدا وجود خواهد داشت و آنگاه قدرت آن خدایان یا برابر است یا یکی قدرتش از دیگری بیشتر است.


درس ۶۸ – آموزش تفکر انتقادی – آنالیز استدلال – قسمت پنجم
68

استدلال های پیچیده

یک استدلال ساده، استدلالی است که شامل یک یا چند سری دلیل و یک نتیجه است. یک استدلال پیچیده شامل یک سری از استدلال هاست که نتایج و یا دلایل آنها روی یکدیگر قرار می گیرند. استدلال های پیچیده بسیار متداول هستند زیرا بسیاری موضوعات و مناظره ها پیچیده بوده و شامل علت های متعددی هستند. برای فهم یک استدلال پیچیده، باید ساختار آن را آنالیز کرد. کشیدن یک دیاگرام در این باره می تواند مفید باشد

دیاگرام استدلال

به این مثال توجه کنید

۳) پاریس در فرانسه است

۲) و فرانسه در اروپا است

۱) در نتیجه پاریس در اروپا است

در این مثال دو دلیل به یکدیگر متصل شده و نتیجه گیری حاصل را منجر شده اند. به بیان دیگر، دو لیل با همکاری یکدیگر، منجر به نتیجه شده اند و بدون یکی از آنها، رسیدن به نتیجه میسر نیست. دیاگرام این استدلال به قرار زیر است:

68-1

روش ترسیم دیاگرام استدلال به قرار زیر است

۱- مهم ترین یا اصلی ترین نتیجه گیری را مشخص کنید

۲- دلایلی که این نتیجه گیری را پشتیبانی می کند را معلوم کنید. این ها دلایل استدلال اصلی است

۳- دلایل دیگری که دلایل اصلی را پشتیبانی می کند، آنها را نیز معلوم کرده و همین رویه را در مورد آنها اعمال کنید

۴- دلایل و نتیجه گیری ها را با عدد یا حروف، برچسب بزنید

۵- این برچسب ها را در یک دیاگرام درختی ترسیم کرده و دلایلی که نتیجه گیری ها را منجر می شود با پیکان به یکدیگر وصل کنید

به این مثال توجه کنید

علی نمی تواند به مهمانی بیاید زیرا موتورش خراب شده است. احمد نیز نمی تواند به مهمانی بیاید زیرا باید در اداره اش حاضر باشد. من کس دیگری را هم به مهمانی دعوت نکردم، بنابراین هیچ کس به مهمانی نخواهد آمد

ما می توانیم این دلایل و نتیجه گیری ها را به صورت زیر برچسب زده و آنها را فرموله کنیم

۱- علی نمی تواند به مهمانی بیاید

۲- موتور علی خراب شده است

۳- احمد نمی تواند به مهمانی بیاید

۴- احمد باید در اداره اش حاضر باشد

۵- من کس دیگری را به مهمانی دعوت نکردم

۶- (نتیجه گیری اصلی) هیچ کس به مهمانی نخواهد آمد

ما می توانیم دیاگرام این استدلال را به صورت زیر ترسیم کنیم

68-2

بنابراین ۱ و ۳ نتایج میانی است که به همراه ۵ منجر به نتایج نهایی شده است. البته شاید شما این مثال را بدون دیاگرام هم متوجه شوید اما برای فهم استدلال های پیچیده، استفاده از دیاگرام ضروری است

تمرین

دیاگرام استدلال های زیر را ترسیم کنید

۱- این کامپیوتر می تواند فکر کند ۲- بنابراین هوشمند است ۳- ما نباید هیچ موجود هوشمندی را بکشیم ۴- بنابراین نباید این کامپیوتر را خاموش کرد

۱- بسیاری از مردم تصور می کنند که برنزه شدن منجر به جذابیت می شود ۲- اما واقعیت این است که در معرض طولانی نور خوشید قرار گرفتن برای سلامتی زیان دارد ۳- این نشان داده شده است که نور آفتاب منجر به پیری زودرس پوست می شود ۴- اشعه ماوراء بنفش خورشید می تواند منجر به سرطان پوست شود

۱- اگر مرجان اینجا است، بنابراین مهتاب نیز اینجاست ۲- از این رو اگر مهتاب اینجا نیست، بنابراین مرجان نیز ایجا حاضر نیست ۳- مهتاب اینجا نیست ۴- به احتمال زیاد مرجان هم در این اطراف نیست

۱- تمام دانشجویان دانشگاهی باید با تفکر انتقادی آشنا شوند ۲- به علاوه تفکر انتقادی برای نجات اقتصاد جدید هم ضروری است ۳- ما باید خود را با تغییرات وسیع، منطبق سازیم و استفاده از اطلاعات در تصمیم گیری را نقد کنیم ۴- همچنین تفکر انتقادی می تواند ارزش ها و اهدافمان از زندگی را انعکاس دهیم ۵- بالاخره تفکر انتقادی ما را در بهبود و ضعیت درسی مان کمک می کند.


 درس ۶۹ – آموزش تفکر انتقادی – آنالیز استدلال – قسمت ششم

69

استدلال مبتنی بر تشابه

تشابه یعنی اینکه دو موضوع متفاوت از جهاتی مانند یکدیگر هستند مثلاً

– سرمایه دارها مانند خون آشام هستند

– همانند زمین، سیاره اروپا نیز دارای جوی است که حاوی اکسیژن است

تشابه های بالا، استدلال نیستند اما تشابهات معمولاً در استدلال به کار می رود. برای استدلال از طریق تشابه باید گفت آنچه که در مورد یک موضوع درست است باید در موضوع متشابه هم درست باشد. این را استدلال از طریق تشابه می گوییم. به مثال های زیر توجه کنید

– ممکن است در سیاره اروپا هم زندگی وجود داشته باشد زیرا آنجا نیز دارای جوی است که حاوی اکسیژن است

– داستان این رمان، مانند داستان دیگر رمان هایی است که خوانده ایم از این رو احتمالاً این رمانی کلافه کننده است

– جهان هستی مانند یک ساعت پیچیده است. ما تصور نمی کنیم که یک ساعت به صورت تصادفی به وجود آمده باشد. چنین چیز پیچیده ای باید توسط کسی درست شده باشد. جهان هستی به مراتب از ساعت پیچیده تر است بنابراین باید توسط موجودی به مراتب هوشمندتر درست شده باشد

در استدلال مبتنی بر استدلال، دو موضوع باید از یک یا چند جهت با یکدیگر متشابه باشند. یک ماشین با یک گنجشک خیلی متفاوت است اما هر دو از این جهت که متحرکند، متشابه می باشند. یک ماشین لباس شویی و جامعه خیلی متفاوتند اما از این جهت که هر دو ضایعاتی دارند، متشابه می باشند. بنابراین وقتی می خواهیم از استدلال متشابه استفاده کنیم، باید به وضوح مشحص کنیم که از چه جهاتی دو موضوع دارای تشابه هستند. سپس بر اساس این جنبه های متشابه به نتیجه برسیم. برای ارائه استدلال مبتنی بر تشابه، باید فرایند زیر صورت پذیرد

دلیل ۱ : موضوع X و موضوع Y از این جهات دارای تشابه هستند : Q1، Q2 ، …و Qn

دلیل ۲ : موضوع X دارای خواص P است

نتیجه گیری : موضوع Y هم باید دارای خواص P باشد

ارزیابی استدلال مبتنی بر تشابه

برای ارزیابی صحیح بودن استدلال مبتنی بر تشابه، به موارد زیر توجه کنید

تشابه: اول از همه کنترل کنید که آیا دو موضوع واقعاً متشابه هستند یا خیر

ارتباط : حتی اگر دو موضوع متشابه بودند، بررسی کنید که آیا این تشابه ها به نتیجه گیری مرتبط است یا خیر. مثلاً اگر دو کتاب دارای جلد سبزی باشند و یکی از آنها غیر مفید باشد، آیا این دلیل می شود که دیگری هم غیر مفید باشد؟

تعداد: هرچه جنبه های متشابه که با نتیجه هم مرتبط باشد، بیشتر باشد، استدلال قوی تر است.

عدم تشابه: حتی اگر دو موضوع خیلی به هم شباهت مرتبط با نتیجه گیری داشته باشند، باید موارد عدم تشابه را هم در نظر بگیریم؛ زیرا ممکن است نتیجه گیری را تحت الشعاع قرار دهد.

تمرین :

استدلال های زیر را ارزیابی کنید

– ما نباید رسانه ها را برای تخریب ارزش های اخلاقی سرزنش کنیم. آنها مانند گزارش های هواشناسی هستند که واقعیت ها را بیان می کنند. اگر هوا بد بود نباید گزارش هوا شناسی را سرزنش کرد

– در امور خانواده، دموکراسی متناسب نیست. والیدن باید دارای حق نامحدود باشند زیرا آنها از بچه هایشان عاقل تر هستند و می دانند چه چیزی برای آنها بهتر است. به همین صورت، دموکراسی بهترین ساختار سیاسی در یک جامعه نیست بلکه نیاز به رهبری است که مانند والدین، صلاح جامعه را بهتر از مردم بداند

– ای زن ها، خود را به شوهرانتان بسپارید زیرا شوهر مانند سر برای زن است همانطور که مسیح همانند سر برای کلیساست. «انجیل، نامه رسولان، سنت پال»


 درس ۷۰ – چگونه نگرشی انتقادی داشته باشیم – مقدمه

70

اگر می خواهید از تفکر انتقادی برخوردار باشید لازم است که نگرش انتقادی داشته باشید. برای داشتن نگرش انتقادی، با یک سری موانع روبرو هستیم که در این مجموعه گفتار، راه های غلبه بر این موانع، بیان خواهد شد. اما مهم ترین مانع ترس است

  • ما ممکن است از این بترسیم که نتوانیم یک متفکر انتقادی شویم
  • ما ممکن است از این بترسیم که با آنکه انتقادی بیندیشیم اما نتوانیم دلایل مناسب بیاوریم
  • ما ممکن است از این بترسیم که کسی ما را جدی نگیرد
  • ما معمولاً از تلاش زیاد ذهنی واهمه داریم
  • گاهی اوقات ما می ترسیم که هویت مان را از دست بدهیم زیرا هویت ما بر اساس اعتقادات ما شکل گرفته است. و چه رخ خواهد داد اگر اعتقادات ما شکننده تر از آن باشد که فکر می کنیم؟
  • به همین صورت اگر یکی از اعتقادات مطلوب ما اشتباه باشد، ممکن است از نظر ذهنی متلاشی شویم
  • ما معمولاً از برخورد کلامی می ترسیم – در ذهن اکثر افراد، ارائه استدلال به معنی جنگ است
  • ما از اینکه احساس حماقت کنیم می ترسیم زیرا ممکن است کسی به ما بخندد
  • ما از اینکه متفاوت باشیم می ترسیم

ما نیاز به عقلانیت داریم

عقلانیت برای موارد زیر کاملاً ضروری است

  • یافتن حقیقت
  • حل مسئله
  • سلامتی روانی (به غیر از موارد موروثی)
  • فعالیت های روانی
  • دوری از خرافات
  • دموکراسی
  • کنترل بر خویش

فراگیری تفکر انتقادی ضروری است زیرا

  • نظام آموزشی به ما نحوه تفکر کردن را یاد نداده است
  • دیگران می خواهند ما را کنترل کنند
  • اغلب ارتباطات برای تحت تاثیر قرار دادن عقاید و رفتارما است
  • رفتار ما از اعتقادات ما ناشی می شود

دو راه برای تحت تاثیر قرار دادن عقاید دیگران وجود دارد: ترغیب کردن یا متقاعد کردن

  • ترغیب یعنی تلاش برای تحت تاثیر قرار دادن عقاید دیگران از هر راه ممکن
  • ترغیب کردن غیر اخلاقی است زیرا بر مبنای حقه، فریب، تهدید و مواردی از این دست است
  • ترغیب بر مبنای نیازهای عاطفی یا تمایلات روانی است
  • اما متقاعد کردن بر اساس اصول منطقی در ایجاد یک عقیده است
  • متقاعد کردن بر مبنای حقه، فریب و یا خشونت نیست
  • ترغیب کردن عی بر آن دارد که اختیارات افراد را کاهش دهد در صورتی که متقاعد کردن، اختیارات افراد با دادن اجازه به آنها که بر اساس دلایل تصمیم بگیرند را تقویت می کند

در درس های بعدی در مورد راه های ایجاد نگرش انتقادی صحبت خواهیم کرد.


 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مرجع تخصصی آموزش و ارائه خدمات GD&T و پرینت 3 بعدی