دروس ۸۱ تا ۹۰

درس ۸۱ – تفکر جز نگر و تفکر شهودی

81

این مقاله مربوط به نقاط قوت و ضعف تفکر شهودی و جز نگر است. از آنجایی که تفکر موضوعی انتزاعی و غیرقابل دیدن است، از طریق تشریح عملکرد پرده شبکیه در چشم، موضوع را تبیین می کنیم

پرده شبکیه در انتهای چشم قرار دارد، جایی که تصاویری که چشم می بیند روی آن تشکیل می شود. در مرکز شبکیه، تجمعی از سلولهای مخروطی شکل قرار دارند که وظیفه آنها، ایجاد وضوح هنگام دیدن تصاویر دور یا نزدیک است. در اطراف سلول های مخروطی شکل، تعداد زیادی سلول های میله ای قرار دارد که امکان دیدن محدوده بیرونی اجسام را مشخص می کند و به این ترتیب می توان شی را از محیط پیرامونی اش تفکیک کرد. اگر سلولهای مخروطی نابود شوند، وقتی که فرد می خواهد شی را ببیند، آن شی محو می شود همانند وقتی که شی در نقطه کور قرار می گیرد. اما اگر امکان دیدن محدوده اجسام از بین برود، حتی اگر توان امکان واضح دیدن آن وجود داشته باشد، مانند دیدن یک جسم با نور فلاش زن است که به این ترتیب آن جسم محو و آشکار می شود. دیدن محدوده خارجی یک جسم از واضح دین آن جسم ساده تر است. کارکرد این دو نوع سلول را می توان به کارکرد تفکر جزنگر و تفکر شهودی تشبیه کرد. شما هم حدس می زنید که کارکرد کدام سلول شبیه تفکر جزنگر است؟ بله سلول های مخروطی

چنین تصور می شود که وکلا در تفکر جزنگر مهارت داشته باشند. آنها تا بدان حد موضوعات مرتبط با کار خود را ریز می کنند که درک کلیت آن را از دست می دهند. اما همانطور که سلول های مخروطی در کنار سلول های میله ای امکان دیدن صحیح یک جسم در میان دیگر اجسام را میسر می سازند، قدرت واشکافی تفکر جزنگر نیز زمانی است که تفکر شهودی، امکان ارتباط آن با کلیت را فراهم کرده باشد. اگر شما ندانید در حال نگاه کردن به کدام جهت هستید، نمی توانید به درستی موقعیت یک جسم را تشخیص دهید

تفکر جز نگر از نظر تاریخی کاملاً جوان است در صورتیکه تفکر شهودی از ابتدای شکل گیری انسان با او بوده است. بنابر دیدگاه متفکرین غربی، یونانیان تفکر جزنگر را اختراع کردند، رومیان تمدن خود را با آن بوجود آوردند، در قرون وسطی گم شد و روشنفکران آن را دوباره کشف کردند. می توانیم موفقیت و مخاطرات تمدن مدرن را به غلبه تفکر جزنگر بر تفکر شهودی در این چهار قرن اخیر بدانیم. نافرجامی های نظام های حقوقی و جزائی نیز از پیامدهای عدم تعادل بین تفکر جزنگر و تفکر شهودی است. اکنون زمان آن است که بین این دو تعادلی بوجود آوریم زیرا مخاطرات تمدن مدرن در حال غلبه پیدا کردن بر موفقیت های آن است. کسانی که تکیه شان تفکر جزنگر است دارای نقاط کور بسیاری هستند در حالی که جامعه نیازمند کسانی است که دارای دید وسیع و گسترده باشند

تفکر جزنگر قدرتمند است. دارای قدرت تمرکز است، در هر لحظه می تواند بر یک موضوع تمرکز کند، برای حل مسائل نیازمند زمان است، دارای قدرت بازسازی است، زاویه دیدش محدود است، ناتوان از تشخیص جهت است، مغز محور است و تمایل به انتزاعی ساختن موضوعات دارد. تفکر جزنگر در شرایط زیر خوب عمل می کند : داشتن زمان کافی، تغییرات اندک و تفاوت محسوس بین مشاهده شونده و مشاهده کننده. برای پرداختن به پیچیده گیها مناسب است و درحالی که معیارها آنالیز ثابت هستند مانند قوانین حقوقی، بهترین گزینه هستند.

تفکر شهودی دارای ویژگی های متمایز دیگری است: غیر متمرکز است، غیر خطی است، نیازمند زمان نیست، در یک زمان می تواند موضوعات بسیاری را ببیند، زاویه دید وسیع دارد، قلب محور است، دارای قدرت جهت یابی زمانی و مکانی است و تمایل به عینی سازی دارد. وقتی که تفکر جزنگر ناکارآمد می شود، فعال می شود: در زمانی کمبود زمانی، وقتی محیط پویاست و تغییرات زیادی دارد و هنگامی که تفاوت بین مشاهده کننده و مشاهده شونده محسوس نیست. بهترین کاربرد آن هنگامی است که مشاهده کننده از آن موقعیت ، تجربه قبلی داشته باشد و برای موارد ناشناخته مناسب نیست

در مواردی که شرایط پیچیده و نامعین است، وقتی که متفکر دارای تجربه قبلی از آن نیست و یا مشاهده شونده به دلیل تعصب یا عقاید متحجرانه، تحریف شده است، تفکر شهودی کاربرد ندارد. ضعف آن در ایجاد نگرش های ثابتی است که از اطلاعات جدید صرف نظر کند. از همین رو است که روشنفکران رنسانس، افراد انقلابی بودند. تفکر شهودی برای پیش بینی بازار سهام یا برای کشف اینکه قلب مانند یک پمپ است و یا برای واشکافی یک مشکل قانونی کاربرد ندارد

هنگانی که تفکر جزنگر و شهودی با یکدیگر ترکیب شوند نتیجه از جامعیت برخوردار می شود. برای رسیدن به این حالت باید ذهنیت افراد از حالت حق/وظیفه/برنده-بازنده به حالت نیاز/منفعت/برنده-برنده تغییر یابد.


درس ۸۲ – حرفه ای ها چگونه می اندیشند؟

82

 چرا افراد متخصص و حرفه ای، کارهایی را می توانند انجام دهند که دیگران قادر به انجام آن نیستند؟ معیارهایی که افراد متخصص بر اساس آن عمل می کنند به قرار زیر است. بر اساس این معیارهای می توانید خود را بسنجید و به سمت حرفه ای شدن گام بردارید

۱- حرفه های ها، الگوها را تشخیص می دهند

در دنیایی که خروار طلاعات دائماً بر اذهان فرو می ریزید، دیدن سریع یک الگو، دلیل اصلی تفاوت هاست. مثلاً رئیس یک تیم آتش نشانی، رفتار آتش در یک آتش سوزی ساختمانی را می تواند تشخیص دهد. هم چنین یک متخصص هواشناسی از طریق نقاط پراکنده ای که در صفحه رادار دیده می شود، می تواند یک گردباد را تشخیص دهد.

۲- حرفه ای ها آنچه غیر طبیعی و نادرست است را متوجه می شوند

یکی از سخت ترین کارها، پیدا کردن خطاها و یا آنچیزی است که مفقود است. انیشین از جمله کسانی بود که با نگاه به یک صفحه مملو از فرمول های ریاضی، می توانست روابط غلط را تشخیص دهد.

۳- حرفه ای ها، تصویری تمام نما از وقایع دارند

حرفه ای ها تمایل دارند که انرژی شان را روی مهم ترین نشانه متمرکز کنند و باقی علائم را کنار بگذارند. آنها چگونه می فهمند چه چیزی مهم است؟ آنها می توانند وقایع را ارزش گذاری کرده و در مورد روال رخ دادن آنها قضاوت داشته باشند. حرفه ای ها می توانند حتی هنگامی که شرایط آشفته است نیز تصمیم گیری کنند

۴- حرفه ای ها روش انجام امور را می فهمند

حرفه ای ها از چگونگی و چرایی فرایندها آگاه هستند. این موضوع نیازمند ارتباط و هماهنگی است. آنها شم خوبی دارند از اینکه چه زمان به ابزار اطمینان کنند و چه زمان نه. آنها می دانند که چه زمان باید از راه های متداول رفت و چه زمان از راه های غیر متداول.

۵- حرفه ای ها فرصت ها را مشاهده کرده و می توانند آن ها را بهود دهند

هنگامی که منابع اطلاعات با یکدیگر متناقض هستند، حرفه ای ها معمولاً می توانند اختلاف ها را حل کنند. همچنین فهم عمیق آنها باعث می شود که قبل از آنکه دیر شود ببینند که چه هنگام انتظارات برآورده نمی شود. از این رو آنها می توانند به موقع انتظاراتشان را کاهش دهند.

۶- حرفه ای ها حوادث گذشته، حال و آینده را به همدیگر وصل می کنند

حرفه ای ها سریع واغلب بدون اینکه خودشان هم آگاه باشند، بین آنچه که در گذشته رخ داده، آنچه که اکنون در حال رخ دادن است و آنچه در آینده محتمل به رخ دادن است، ارتباط برقرار می کنند. آنها به صورت ذهنی، احتمالات و خروجی ها را شبیه سازی می کنند و اقدام های آنها بر اساس خروجی های این شبیه سازی ذهنی است. آنها تمایل دارند که مسایل را از چند منظر نگاه کنند و برای آنچه رخ داده بیش از یک توضیح داشته باشند

۷- حرفه ای ها هر تفاوت کوچکی را مدنظر قرار می دهند

مجموع تجارب حرفه ای ها به آنها اجازه می دهد که چنین کاری را به آسانی انجام دهند. غیر حرفه ای ها چنین حساسیتی را ندارند و همه چیز را مانند هم ارزیابی می کنند

۸- حرفه ای ها، محدودیت های خود را اعلام می کنند

هیچ کس کامل نیست حتی حرفه ای ها. آنچه که باعث می شود کسی حرفه ای شود دانستن این واقعیت است و همچنین تلاش پیوسته جهت پر کردن خلاهای دانشی و آگاهی. همه ما اشتباه می کنیم. ما هنگامی در مسیر حرفه ای شدن حرکت می کنیم که بدانیم اشتباهات ما چرا و چگونه ایجاد می شود. حرفه ای ها محدودیت های خود را می پذیرند و برای کاستن آن تلاش می کنند. وقتی که کاری مطابق انتظارشان جلو نمی رود تلاش می کنند تا دلیل آن را موجه شوند. این دانش باعث می شد که اگر در موقعیت متشابه ای قرار گرفتند بتوانند اقدام درستی انجام دهند. بنابراین آنها از هر تلاشی حداکثر استفاده را می برند.


درس ۸۳ – آموزش تفکر انتقادی به دانش آموزان

83۱- در طی درس، توجه دانش آموزان را به گزینه های موازی در مورد یک موضوع جلب کنید (فرضیات گوناگون، نتیجه گیری های گوناگون، توضیحات گوناگون، زوایای دید گوناگون، طرح های گوناگون و منابع گوناگون)

۲- بر جستجوی دلیل و شواهد تاکید کنید. هنگامی که می خواهید آنها را تایید یا رد کنید و همچنین زمانی که می خواهید منظورشان را بفهمید، به روشی دوستانه و غیرتهاجمی، متناوباً از آنها بپرسید «چرا؟» . پرسش «چرا؟» گاهی حالت تهدید کننده دارد اما کوتاه ترین پرسشی است که می تواند دلایل دیگر را استخراج کند. پرسش خوب دیگر این است : «می توانی کمی درباره آن بیشتر توضیح دهی؟»

۳- بر دیدن یک موضوع از نقطه نظرات دیگران تاکید کنید تا به این ترتیب ذهنیت دانش آموزان بازتر شود و نسبت به دیگر استدلالها و شواهد توجه بیشتری نشان دهند

۴- تا زمانی که دانش آموزان نتوانند در باره موضوعی به صورت انتقادی بیاندیشند، نمی توانند در آن زمینه یک متخصص شوند. این دو (متخصص شدن و توانایی در تفکر انتقادی) می تواند به صورت موازی جلو رفته و به یکدیگر نیز کمک رساند. دانش آموزان با به کارگیری و عملی سازی یک موضوع، آن را بهتر می فهمند. اما البته در نهایت، آشنایی بیشتر با موضوع نیز برای تفکر انتقادی لازم است

۵- از دانش آموزان بخواهید که در باره موضوع، پرسش های بحث برانگیز بپرسند و یکدیگر را به چالش بکشند، حتی اگر شما نیز جواب پرسش های آنها را نمی دانستید، جلوی پرسش سازی را متوقف نکنید

۶- برای اینکه دانش آموزان درباره موضوعات پرسش کنند به آنها زمان دهید. اگر به اندازه کافی صبر کنید بلاخره کسی جواب را خواهد یافت

۷- به پاسخ هایی که دانش آموزان می دهند برچسبی به نام خود دانش آموز بزنید. به این ترتیب دانش آموز متوجه این بذل توجه شده و برای خود مسئولیتی در این باره متصور می شود. روی تخته بنویسید «نگران این اتلاف وقت نباشد. این فرصتی است برای اندیشیدن». آنها را تشویق کنید که با یکدیگر درباره نقطه نظراتشان بحث کنند و استدلال بیاورند. بعد از این گفتگو دوباره به آنها زمان بدهید تا در مورد جواب فکر کنند

۸- به آنها وقت دهید تا نظرشان را نوشته و در مورد آن دلایل کافی ارائه دهند. به آنها دیدگاه های مخالف را نیز نشان داده و نقاط ضعف دیدگاهشان را توضیح دهید

۹- متن مربوط به عقاید هر کس را به دیگر دانش آموزان دهید تا نظرشان را بگویند. سپس برگه های هرکس را به خودش دهید تا در صورت لزوم، در عقایدش بازنگری کند

۱۰- برگه نهایی دانش آموزان را بخوانید و ارزیابی کنید. برای ارزیابی عقاید دانش آموزان معیارهایی را مشخص کنید

۱۱- سعی کنید تا این مسئولیت را به دانش آموزان منتقل کنید. یعنی آنها خودشان بتوانند دیدگاهای یکدیگر را ارزیابی کنند

۱۲- اگر تمرین های قبلی شان را هنوز انجام نداده و آن را درک نکرده اند، تمرین بعدی را به عقب اندازید. بدترین دشمن شما این است که این تمرین ها را در هم تداخل کرده و یا به صورت سریع از آن گذر کنید.


 درس ۸۴ – تفکر همگرا و تفکر واگرا

84

همانطور که دریاهای آزاد دارای جریان جزر و مد هستند، تفکر نیز دارای دو شکل واگرا و همگرا است و بین این دو شکل در نوسان است. تفکر واگرا تفکری است پراکنده و توسعه یابنده که محدود به چند موضوع نبوده و در محدوده ای وسیع، تلاش دارد هرچه می تواند ایده جمع آوری کند. تفکر همگرا تفکری است متمرکز که بر موضوعی خاص توجه کرده و سعی می کند آن را ارزیابی کرده و ایده های غیر مرتبط را حذف نماید.

تفکر همگرا، تمام احتمالات گوناگون را متصور می شود در صورتیکه تفکر همگرا، نتایج تفکر واگرا را ارزیابی و انتخاب می کند. برای درک بهتر، می توان تفکر همگرا و تفکر واگرا را مانند یین و یانگ حل خلاقانه مسائل در نظر گرفت. هیچکدام بر دیگری برتری ندارد و هر دوی آنها برای رسیدن به موفقیت نهایی، ضروری هستند. از این رو لازم است که بر نقاط مثبت هر کدام واقف شده و بدانیم که کجا و در چه شرایطی هر کدام از این تفکرها را باید به کار گرفت و همچنین یادگرفت که چگونه یک جمع را هدایت کرد تا از تفکری که درست و موثر است استفاده کند.

مزایای تفکر واگرا

تفکر واگرا به یک گروه اجازه می دهد که در یک زمان اندک حداکثر ایده های تازه و جدید را تولید نماید. در طی این فرایند، تمامی قضاوت ها معلق می شود و گروه تشویق می شود تا هر بیشتر ایده تولید کند. در این روش تفکر، کیفیت ایده ها مهم نیست و می تواند بر اساس ایده هایی که دیگران تولید کرده اند، ایده های دیگری ایجاد کرد. تفکر واگرا به دنبال آن است که مرزهای تصور را بشکند. همچنین از ایده های نامتعارف، عجیب و متهورانه استقبال می کند. شعار تفکر واگرا این است : «هرچیزی ممکن است». در فرایند تفکر واگرا، تمام ایده ها نوشته و ثبت می شود و هیچ ایده ای به عنوان ایده بد، از قلم نمی افتد. هدف تفکر واگرا، به دست آوردن حداکثر ایده ها و درهم شکستن چارچوب های ذهنی است.

مزایای تفکر همگرا

اگر تفکر واگرا برای صید کردن ایده های جدید تور می اندازد، تفکر همگرا، بهترین صید شده ها را انتخاب می کند. همانطور که یک قیف حوزه ریزش مواد را از طریق دهنه باریکش کاهش می دهد، تفکر همگرا نیز از طریق یک فراید ارزیابی، قضاوت، حذف و انتخاب، انبوهی از ایده های تولید شده را غربال می کند. تفکر همگرا برای ارزیابی کامل ایده ها، یا بررسی دقیق ایده ها بر اساس معیارهای از قبل معلوم شده، ایده آل است. از تفکر همگرا برای کسب شفافیت، در نظر گرفتن محدودیت های عملی، نتیجه گیری، تعیین خط پایان و انتخاب بهترین ایده ها استفاده می شود

چه هنگام فرایند تفکر، متوقف می شود؟

همانطور که گفته شد، هر دو شکل تفکر تقش مهم و حیاتی در حل خلاقانه مسایل ایفا می کنند. اگر این دو شکل در یک زمان اتفاق افتد و یا اینکه در زمان مناسب از هر کدم آنها استفاده نشود، آنها تبدیل به یک مانع در اندیشیدن می شوند. همچون ماده و ضد ماده، یکی از آنها می تواند منافع دیگری را خنثی کرده و یک موقعیت انفجاری بوجود آورد به عنوان مثال، تصور کنید که گروه شما در حال بررسی راه های گوناگون بسط یا ایجاد خدمات جدید است. ناگهان یکی از شرکت کنندگان شروع به قضاوت در مورد ایده هایی که تولید می شود کرده و می گوید این ایده های ناپخته بوده و ارزش وقت صرف کردن را ندارد . چه اتفاقی می افتد؟ جریان تولید ایده ها متوقف می شود. افراد خاموش و سرد می شوند و از اینکه مبادا ایده هایشان مورد تمسخر و قضاوت قرار گیرد، از ارائه ایده خودداری می کنند. در اینجا نیاز به یک مسئول جلسه توانمند است که بتواند این جریان تفکر همگرا را در مسیر درست راهبرد کند همین طور اگر تیمی بخواهد ایده های موجود درباره یک مسئله را جمع بندی و ایده های نادرست را کنار بگذارد، احتیاج به تفکر همگرا دارد. با ارزیابی و قضاوت ایده ها بر اساس معیارهای درست و از قبل تعیین شده، سریعاً به ایده خوب رسید همانطور که می توان گندم را از کاه جدا کرد. چنانچه در مسیر ارزیابی ایده ها، از تفکر واگرا استفاده شود، یا ایده های غیر عملی تصویب می شود یا بدتر اینکه هم زمان ارزیابی، ایده های جدید نیز تولید می شود و عملاً امکان رسیدن به ایده نهایی را ناممکن یا به تاخیر می اندازد. هنگامی که چنین موضوعی رخ دهد، نه تنها جلسه طولانی شده و گاهی نیز بدون نتیجه ممکن است خاتمه یابد، بلکه اهداف مورد نظر نیز تحقق نخواهند یافت

بهترین حالت استفاده از هر دو نوع تفکر

آگاهی یافتن و فهمیدن این دو نوع تفکر، تاثیر زیادی بر راهبرد صحیح جلسات حل مسئله دارد. از این رو باید هرکدام از این دو نوع تفکر را سریعاً تعیین کرد. همچنین باید مهارت های راهبرد جلسات حل مسئله در جهت به کارگیری در زمان درست هر کدام از این دو نوع تفکر را فراگرفت.


درس ۸۵ – ضرورت تفکر استراتژیک

85

تفکر استراتژیک، یک روش تفکر برای تحقق هدف است. در این فرایند ذهنی شما فرامی گیرید که چگونه با افزایش توانایی در کارگروهی، حل مسئله و تفکر انتقادی، رویایتان را واقعیت بخشید. تفکر استراتژیک فرایندی است که در آن دلالت های انتخاب هایتان را آزمایش کرده و گزینه های پیش رویتان را قبل از گرفتن تصمیم ، ارزیابی می کنید

کاربرد تفکر استراتژیک بسیار وسیع است و از اداره یک کشور و سازمان های بزرگ تا توسعه کسب و کار و اهداف شخصی را شامل می شود. تفکر استراتژیک با تمرکز بر روی چشم انداز و اهداف آینده شروع شده و سپس از زمان آینده به حال باز می گردد . بدون تفکر استراتژیک حرکت به سوی هدف با ریسک های متعددی همراه بوده و حرکتی بی ثبات و بدون خلاقیت خواهد بود

هدف تفکر استراتژیک

هدف تفکر استراتژیک، رسیدن به یک استراتژی است به گونه ای که با شرایط موجود از هماهنگی بالایی برخوردار بوده و چارچوبی برای گرفتن تصمیم های مقتضی را فراهم آورد به خصوص تصمیم هایی که در مسیر برنامه ها و اهداف و استفاده از منابع باشد

فرآیند تفکر استراتژیک

تفکر استراتژیک بر نتایج بلند مدت بیشتر تکیه دارد تا نتایج کوتاه مدت و تمایل دارد که جنگل را ببیند تا تک تک درختان را. اما از توجه به جزئیات نیز غافل نیست بلکه بعد درک کل، آن را تجزیه می کند تا به اجزا برسد. در تفکر استراتژیک لازم نیست که افکاری که دارید را طبقه بندی کنید بلکه باید افکارتان را سازماندهی کنید تا نتایج جدیدی از آن حاصل شود

استراتژی

استراتژی روش رسیدن به هدف است که بر اساس شرایط تعیین می شود. در استراتژی تلاش برای این است که اطلاعات به دانش تبدیل شده و سپس تبدیل به تصمیمی در مورد مجموعه ای از کارهایی که قرار است در آینده انجام شود. از این رو حتی در هنگام اجرای یک استراتژی نیز نمی توان تفکر کردن را کنار گذاشت زیرا شرایط دائماً در حال تغییر است

فهم شرایط

متفکران اسراتژیک باید به این درک برسند که در هر مقطع زمانی چه اقدامی لازم است صورت پذیرد شامل اینکه چه کاری باید آغاز شود، چه کاری باید خاتمه باید، چه کاری باید به تعویق افتد و چه کاری باید امتداد یابد. این موضوع نیاز به صبر و درک دینامیک محیط دارد. برای درک بهتر افکر استراتژیک، تفکر استراتژیک درباره تحلیل فرصت ها و مسایل از یک چشم انداز کلی و درک تاثیری احتمالی است که اعمال شما بر دیگران خواهد گذاشت

درک تفکر استراتژیک چندان سخت نیست به شرط آنکه بدانید چه می خواهید انجام دهید.


درس ۸۶ – تفکر استراتژیک در دوره های گوناگون زندگی

86

بسیاری تصور می کنند که تفکر استراتژیک فقط مربوط به مدیران کسب و کار یا رهبران است. اما در اینجا مراحل مختلف زندگی برشمرده شده و اینکه چگونه تفکر استراتژیک از همان مراحل اولیه زندگی به کار گرفته می شود

شیرخوارگی – تفکر استراتژیک در این مرحله گرفتن غذا، مراقبت و یا توجه از دیگران است

قبل از مهد کودک – تفکر استراتژیک در این مرحله، کشف دنیای بزرگسالان است؛ اینکه کودک می خواهد که در اتاق راه برود و هرچه که برایش جذاب است را برداشته و تلاش کند بفهمد که چگونه کار می کند

در مهد کودک – تفکر استراتژیک در این مرحله، رنگ آمیزی درون خطوط تصاویر و یا بریدن اشکال به صورت مرتب از خطوط مرزی آنهاست

در دبستان – تفکر استراتژیک در این مقطع انجام تکالیف و حفظ مطالب درسی است

در دوره راهنمایی – چگونگی پرداختن به سرگرمی های مورد علاقه و رسیدن به آنچه که در این سن برای نوجوانان مطلوب اما در توانشان نیست، از نشانه تفکر استراتژیک در این دوره است

در دوره دبیرستان – پرداختن به سوال هایی بزرگ است مثلاً چه رشته دانشگاهی یا چه شغلی را انتخاب کنم؟ نشانه وجود تفکر استراتژیک در این مقطع است

در دهه بیست سالگی، تفکر استراتژیک اغلب افراد تلاش برای تحقق اهدافی است که منجر به آسایش در بقیه سال های زندگی می شود

در دهه سی و چهل سالگی، تفکر استراتژیک در این مرحله شامل یافتن موارد بهبود در وضعیت زندگی یا شغلی است و همچنین یافتن راه هایی برای تربیت بهتر کودکان است و یا سرمایه گذاری برای آینده

در دهه پنجاه و شصت سالگی، بازنشستگی موضوع مهمی است. اینکه در این سال ها به کارهای خیریه یا مطالعه کتب مورد علاقه یا زندگی در زادگاه یا شهرهای خوش آب و هوا پرداخته می شود، ناشی از تفکر استراتژیک است

بنابراین چرا باید تفکر استراتژیک بیاموزیم وقتی که همه این کارها را انجام می دهند؟

هر کسی می تواند بدود اما هرکسی می تواند برنده دو ماراتن یا دو سرعت شود؟ خیر. این نیاز به تمرین، شناخت قوت و ضعف ها و اینکه کجا باید سرعت گرفت و کجا از سرعت کاست، چگونه انرژی را حفظ کرد و مقاومت را افزود. برای پیروزی دراهداف مهم زندگی نیز نیاز به تمرین، شناخت نقاط قوت وضعف، اینکه چه زمان باید فعال بود و چه زمان منفعل و اینکه چگونه می توان به وضعیت های خوب بازگشت و اینکه چگونه بقا را حفظ کرد.


 درس ۸۷ – ویژگی متفکران استراتژیک

87

برای تبدیل شدن به یک متفکر استراتژیک اثر اعمالتان را بر دیگرانی که در معرضش قرار می گیرند، پیوسته بررسی کنید. این افراد محدود به رئیس و همکار و مشتری و دوستان نمی شود

برای انجام این کار

– نظر دیگران را جویا شوید

– فرضیات را به چالش بکشید

– بر آینده متمرکز باشید

– نیروها و عواملی که باعث پیشرفت و بهبود برنامه هایتان می شود را شناسایی کرده و چگونگی افزایش آن را بیابید

– رقابت ها را مشاهده گر باشید

– مشتری ها و ارزش هایشان را ارزیابی مجدد کنید

– در مورد آخرین پیشرفت های حوزه کاری خودتان، به روز باشید

– خودتان را برای یادگیری، آماده و مشتاق نگه دارید

همچنان ظرفیت های شناختی خود را بالا نگه دارید. به این منظور

– آنچه که دور است را چنان بنگرید که گویی نزدیک است و نسبت به آنچه که نزدیک است نگاهی از دور داشته باشید

– موافقان، مخالفان و اجرای هر کاری را نقادانه ارزیابی کنید

– ایده های انتزاعی را گرفته و با کنار هم گذاشتن آنها به تصویری یک پارچه برسید

– انتخاب های متعددی داشته باشید، فرصت های جدید را ببینید و روش های انجام کار را فرموله کنید

– اجازه ندهید که عواطف خالی از استدلال بر نتایج کار اثر بگذارد

– زنجیره علت و معلولی در سیستم هایی که با آنها مرتبط هستید را بشناسید.


 درس ۸۸ – تفکر استراتژیک، فرایندی جاری

88تفکر استراتژیک یک فرایند جاری و دائم است نه لحظه ای و موقت. کسانی که به صورت استراتژیک می اندیشند، دائماً محیط شان را ارزیابی می کنند تا موقعیت ها، فرصت ها و چالش های آن را دریابند. آنها بعد از جمع آوری اطلاعات، آنها را آنالیز کرده تا تغییراتی که امروز باید انجام داد را بشناسند تا بتوانند به آنچه که فردا برایشان مطلوب است برسند

فرایند تفکر استراتژیک دارای دو مرحله متمایز است: نگاه کل نگر به محیط و اقدامات سیستماتیک جهت رسیدن به نتیجه

مرحله اول : نگاه کل نگر

در این مرحله باید نگاه وسیع و همه جانبه داشته و موضوعاتی که باید با تفکر استراتژیک به آنها پرداخته شود تعیین گردد. برای رسیدن به چنین نگاهی باید حدود و حریم محیطی که در آن فعالیت می کنید را بشناسید و اهداف استراتژیکی که انتخاب می کنید در این محدوده بگنجد

مرحله دوم: به کارگیری توانایی ها

ارتباطات، الگوها و روندها را بشناسید. الگوها را از میان حوادث نامرتبط به یکدیگر بشناسید. اطلاعات مرتبط را دسته بندی کنید تا از تعداد موضوعاتی که در هر مقطع زمان باید با آنها درگیر شوید، کاسته شود

خلاقانه بیاندیشید و گزینه های گوناگونی پیش روی خود داشته باشید. احتمالات جدید را ببینید، مفروضات خود را به

چالش بکشید و ذهن خود را برای دریافت اطلاعات جدید باز بگذارید

اطلاعات را ارزیابی کرده و آنها را هنگام تصمیم گیری، مدیریت یک پروژه و برطرف کردن یک تعارض و … اولیت بندی کنید

اقداماتی که باید انجام دهید را نیز بر اساس اهداف، اولویت بندی کرده و در یک زمان به چند هدف که با یکدیگر تداخل یا تعارض دارند نپردازید

توازن و هماهنگی برقرار سازید. نکات مثبت و منفی هر ایده یا اقدام را بررسی کنید. انتخابتان بر اساس آنچه باید و آنچه نباید انجام دهید باشد. بین اهداف کوتاه و بلند مدت خود، توازن برقرار سازید.


درس ۸۹ – تجزیه و تحلیل اطلاعات

89

هنگامی که با موقعیت پیچیده ای روبرو هستید، اعم از تصمیم های حیاتی، مدیریت یک وضعیت پیچیده، حل یک مسئله دشوار یا ایجاد پیشرفت در انجام یک کار، شما باید با انبوهی از اطلاعات درگیر شوید. اول از همه، چگونه می فهمید که همه اطلاعات لازم را در اختیار دارید؟ و بعد اینکه چگونه اطلاعات غیر مرتبط را جدا می کنید؟ این توانایی ها، برای تفکر استراتژیک ضروری است

قبل از جمع آوری اطلاعات، لیستی از اطلاعات مهمی که برای گذر از موقعیتی که با آن روبرو هستید را مشخص کنید. برای انجام این کار نیاز نیست که وارد جزئیات شوید، بلکه موضوع را از یک منظر جدید بنگرید. برای اینکار باید سوالاتی را طرح کنید که گویی در آن منظر استقرار یافته اید

از قاعده ۸۰-۲۰ استفاده کنید

وقتی اطلاعات را دسته بندی و مرتب می کنید، از قاعده ۸۰ – ۲۰ استفاده کنید . این قاعده که با پاراتو یا اقلیت مهم، نیز مشهور است بیان می دارد که ۲۰درصد اطلاعات، ۸۰ درصد اهمیت را دارد

از اطلاعات غیر مرتبط، اجتناب کنید

از اطلاعاتی که ضروری یا مفید نیستند یا اینکه به دست آوردن آنها زمان زیادی را از شما سلب می نماید، اجتناب کنید حتی اگر برایتان خیلی جالب باشد. تنها بر اطلاعاتی متمرکز باشید که به شما کمک می کند تا پیشرفتی داشته باشید

سوالی که در این باره باید به صورت پیوسته بپرسید این است که :«آیا به دست آوردن اطلاعات بیشتر، می تواند تغییر اساسی در آنچه اکنون می دانید، ایجاد کند؟» اگر جواب منفی است، از جمع آوری آن اطلاعات صرفنظر کنید

یک برنامه جمع آوری اطلاعات را تدوین و اجرا کنید

مشخص کنید که چطور، کجا، کی و توسط چه کسی اطلاعاتی که لازم دارید را باید به دست آورید. گفتگو با افراد داخل یا خارج سازمان، مطالب مکتوب، بحث های گروهی، نظرسنجی، جستجوی اینترنتی و مشاهدات مستقیم، همگی می تواند منبعی برای کسب اطلاعات باشد

از اطلاعات موجود استفاده کنید

چرخ را دوباره اختراع نکنید. به جای آن بپرسید: «آیا کسی هست که قبلاً با این مشکل روبرو شده باشد؟ اگر بله، چگونه آن را

حل کرده است؟ نتایج آن کجاست؟ چگونه می توانیم راه حل را با موقعیت کنونی انطباق دهیم؟»


درس ۹۰ – اولویت بندی اهداف

90

دانستن چگونگی اولویت بندی اهداف، یکی از مهارت های تفکر استراتژیک است. در هر فعالیتی، می توان زمان و انرژی را در بی نهایت کار صرف کرد

درباره اهدافی که می خواهید به انجام برسانید، فکر کنید. برای این اهداف یک برنامه زمانبندی روشن و شفاف داشته باشید. هرچقدر این برنامه زمانبندی واقع بینانه تر باشد، احتمال اجتناب از آشفتگی بیشتر است. نداشتن برنامه زمانبندی مصادف است با مصرف غیر موثر منابع

چگونگی تنظیم برنامه زمانبندی واقع بینانه

مدت زمان انجام هر فعالیت را تخمین بزنید. دیاگرامی ترسیم کنید که زمان همه فعالیت ها را نشان دهد. زمان انجام کل کار را نیز محاسبه کنید. مدت زمان محاسبه شده را با زمان دیگر برنامه های مشابه مقایسه کنید. آیا برنامه زمانبندی شما واقع بینانه است؟ آیا لازم است زمانی را صرف وقایع پیش بینی نشده بگذارید؟ آیا لازم است که برنامه مقداری فشرده تر شود تا برای فازهای احتمالی بعدی، زمان آزاد کرد؟

فعالیت هایی که پیش نیاز دیگر کارها هستند را مشخص کنید. این فعالیت ها، گلوگاه های کار هستند

بعد از انجام هر تغییرات ضروری، آن را به دیگر دوستان، همکاران یا دیگر افراد متخصص بدهید تا نظرشان را درباره مشکلات احتمالی بدهند. آنها ممکن است مشورت های خوبی به شما بدهند. بعد از گرفتن اطلاعات خوب، طرحتان را برای حل مشکلات پیش رو و نهایی سازی برنامه ارائه دهید

چگونگی اولویت بندی کارهای جاری

وقتی که به برنامه تان نگاه می اندازید، می بیندید که یک لیست بلند از کارهای که باید در هر مقطع از زمان انجام دهید، پیش روی شماست. این لیست کارهای اجرایی را نباید بر اساس اولین کاری که قابل انجام است یا ساده ترین کارها پیش برد. بلکه لحظه ای مکث کرده و این کارها را اولویت بندی کنید. مبنای اولویت بندی این باشد که کدام فعالیت در تحقق هدف اصلی، نقش بیشتری دارد

از خودتان بپرسید : کدام یک از این فعالیت ها حیاتی تر است؟ کدامشان نتایج بیشتری را در بر خواهد داشت؟ کدامشان نقش کمتری در تحقق هدف اصلی دارد؟ کدام کارها قابل واگذاری است؟

به خاطر داشته باشید که برخی از کارها ضروری است اما در هدف اصلی نقش چندانی ایفا نمی کند؛ مثلاً تهیه گزارشی که زمان انجام آن فرارسیده است و نمی توان آن را به تاخیر انداخت. اگر شما عمده زمان خود را صرف کارهای فوریت دار که نقشی در هدف اصلی تان ندارد کنید، شما در خطر عدم تحقق هدف اصلی تان قرار خواهید گرفت

با تعیی اولویت فعالیت های جاری، خواهید فهمید که انرژی و زمان خود را صرف چه کارهایی و با چه ترتیبی کنید. به این ترتیب شما می توانید زمانتان را تقسیم بندی کرده و کارهایی که باید امروز، فردا، هفته آینده و ماه آینده انجام شود را متوجه شوید

شما همچنین می توانید مشخص کنید که کدام یک از فعالیت ها را می توانید به دیگران واگذار کرده و یا حتی از انجام آن صرفنظر کنید

هر پروژه شامل لیست بلندی از فعالیت های اجرایی است. از کجا آغاز می کنید؟ چگونه می فهمید که کدام فعالیت ها حیاتی تر هستند؟


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مرجع تخصصی آموزش و ارائه خدمات GD&T و پرینت 3 بعدی