دروس ۱۱۱ تا ۱۲۰

درس ۱۱۱ – تفکر سیستمی، نگرشی قاعده مند

111

تفکرسیستمی، روشی است برای ایجاد الگوها تا منجر به فهم بهتر از وقایع ، رفتارهای تاثیرگذار بر وقایع و از آن مهم تر الگوی رفتارهای واکنشی نسبت به وقایع شود. به این ترتیب میتوان نقاط مرکز ثقلی را یافت که تغییر در آنها، منجر به تغییر در کل سیستم می شود. گام های تفکر سیستمی به قرار زیر است

تعریف موقعیت

موقعیت را به همان صورتی که وجود دارد، توصیف کنید. مطمئن شوید که موقعیت را از منظر راه حل احتمالی توصیف نکرده اید. اگر منظرهای گوناگونی در ارتباط با آن موقعیت وجود دارد، موقعیت را از همه آن مناظر توصیف کنید. طرح پرسش می تواند کمکی برای توصیف بهتر آن موقعیت باشد

آیا تفکر سیستمی صحیح است؟

درحالی که تفکر سیستمی، روشی است که نگاه عقلانی به موقعیت ها دارد و استفاده از آن منجر به نتایج زیادی هم می شود اما به کار گیری آن مستلزم سرمایه گذاری زمان و تلاش قابل توجه است. در زیر برخی از نشانه هایی که دلالتی است بر موثر بودن تفکر سیستمی، بیان می شود

– در مورد موقعیت و نحوه عملکرد آن، چندین منظر وجود دارد

– به نظر می رسد که امور به صورت متناوبی در تغییرند و پایانی بر آنها نیست

– راه حل های گذتشه به نظر می رسد که از اهداف منحرف شده اند

– راه حل های گذشته به نظر می رسد که مشکلات جدید ایجاد کرده اند

– با گذشت زمان تمایل به حل و فصل کمتر وجود دارد

– بعد از به کارگیری یک راه حل، به نظر می رسد مشکلات دوباره ظهور می یابند

– دائماً یک راه حل به کار گرفته می شود

– تمایل به آن است که همواره از یک روش به کارها پرداخته شود

– پیشرفت کند است

– الگوهای رشد، تبدیل به ضد رشد شده اند

– تصور می شود که عدم پیشرفت ها به واسطه کمبود منابع و سرمایه است

– محدودیت هایتوسعه بیش از یکی است

– منابع محدود به عده ای خاص نیست و دیگران هم در آن سهیم هستند

– مواقعی در پیشرفت رکود دیده می شود

اگر نشانه های فوق درجایی مشاهده شود بیانگر این است که باید از طریق تفکر سیستمی، برای حل مسایل آن اقدام شود. در جایی که تعادل یا بازخورد (فیدبک) وجود ندارد، تفکر سیستمی نیز کاربرد ندارد

ایجاد الگوهای رفتاری

برای فهم بهتر تکامل و شکل گیری موقعیت، لازم است که اطلاعات مربوط به گذشته آن استخراج شده و الگوهای رفتاری در طول زمان ترسیم شود. اگر چه ممکن است که این کار خسته کننده به نظر برسد اما لازم است که برای ارزیابی دیگر گام ها، الگوهای رفتاری به عنوان مرجع مورد استفاده واقع شود

در نظر گرفتن ساختار مبنا

برای ایجاد هر بهبود در یک موقعیت، لازم است دلیل رفتار آن موقعیت فهم شود. ساختار مبنا در یک سیستم، باعث می شود که تعامل بین اجزاء آن سیستم که منجر به رفتار آن سیستم می شود، مشخص گردد. مشکلات مرتبط با تعادل دینامیکی را نشان دهید. اگر در مورد الگوی رفتاری سیستم چند نظر وجود دارد، همه آنها را مشخص کنید و این احتمال را هم بدهید که همه آن نظرات ممکن است درست باشد. دقت کنید تا فقط ارتباطات مستقیم را در نظر بگیرید تا مدلتان خیلی پیچیده نشود. همچنین توجه کنید که اگر ساختار مبنای شما توسعه پیدا کرد، ممکن است نیازمند جمع آوری اطلاعات دیگری هم باشید

شبیه سازی ساختار مبنا

برای اطمینان از اینکه سیستم را به خوبی توصیف کرده اید، آن را شبیه سازی کنید زیرا درک سیستم های دینامیک سخت است. اگر سیستم شبیه سازی شده دارای رفتاری مشابه بود، یعنی قابل پذیرش است و گرنه باید فرضیات اولیه مورد بازنگری واقع شود

برای اینکار ابتدا دیاگرام های تفکر سیستمی را ترسیم کنید و بعد دیاگرام های منبع و جریان را ترسیم کنید

تعیین نقاط مرکز ثقلی

نقاط مرکز ثقلی در یک سیستم آنهایی هستند که تغییر کوچکی بر آنها منجر به تغییرات مهم در کل سیستم شود. برای شناسایی نقاط مرکز ثقلی باید دست به آزمایش حساسیت زد. در آزمایش حساسیت، هر کدام از اجزای سیستم، تغییر واحدی داده می شود ، سپس تاثیر آن بر کل سیستم ارزیابی می شود. به این ترتیب مشخص می شود که کدام جز منجر به بیشترین تغییر می شود

ایجاد ساختار جایگزین

اگر می خواهید سیستم شما دارای رفتار متفاوتی باشد، باید سیستم جایگزینی طراحی کنید که بتواند رفتار مطلوب شما را داشته باشد. به این منظور نقاط مرکز ثقلی را مدنظر قرار دهید تا با حداقل تلاش به حداکثر نتیجه برسید

شبیه سازی ساختار جایگزین

بعد از طراحی ساختار جایگزین، آن را باید شبیه سازی کنید تا مطمئن شوید که آیا رفتار مطلوبتان را خواهد داشت یا نه. همچنین دقت کنید تا تمامی نقاطی که باید دائماً مورد رصد قرارگیرند تا درستی عملکرد سیستم تایید شد نیز تعبیه گردد.


درس ۱۱۲ – زبان تفکر سیستمی

 112

زبان عامل مهمی در فهم دنیاست. زبانی که با آن گویش می کنیم زبانی است که بر اساس جملات ساخته شده و ارتباطات در آن یک طرفه است و مفعول از فاعل تاثیر (فعل) می پذیرد. متاسفانه در جهان چنین چیزی نیست و فاعل و مفعول بر یکدیگر اثر متقابل دارند و مشکلات در شبکه ای از تاثیرات متقابل و چرخه ای بوجود می آید. برای فهم و ارتباط بهتر با چنین مشکلاتی ما نیاز به زبان کارآمدتری داریم

زبان تفکر سیستمی برای ارتباط با مسایل پیچیده و تاثیر متقابل به کار می رود. ویژگی این زبان عبارتست از

– بر وابستگی متقابل تاکید دارد و بیشتر چرخه ای است تا خطی

– تصویری است زیرا بسیاری از ابزار تفکر سیستمی مانند نمودارچرخه علت و معلول، نموداررفتار در طول زمان، مدل های سیستمی و نمودارساختاری ، دیداری هستند. این زبان کمک می کند تا موقعیت های پیچیده از طریق خلاصه شدن، دقیق و شفاف شدن و مشخص شدن عناصر کلیدی در آن، ساده شود

دیاگرام ها، یادگیری را سهل می کند. مطالعات تایید می کند که تصاویر، عکس و داستان منجر به یادگیری بهتر می شود. نمودارهای سیستمی، ابزار قدرتمندی برای انتقال پیام هستند زیرا باعث فشرده کردن جوهره مسئله به صورتی می شود که به سادگی در خاطر می ماند

– دقت آن زیاد است. دستور زبان خاص تفکر سیستمی که بر نمودارهای آن حاکم است باعث می شود ابهام ها و عدم درک صحیح که معمولاً در گفتگوهای معمولی رخ می دهد را بکاهد

به عنوان مثال : در زبان تفکر سیستمی، ارتباط ها تنها با فلش نشان داده نمی شود بلکه از حرف «اس» برای نشان دادن یکی بودن و «او» برای نشان دادن مخالف بودن هم استفاده می شود که نشان می دهد متغیرها چگونه بر یکدیگر اثر می گذارند. این برچسب زنی ها منجر به این می شود که ارتباط ها با دقت بیان شده تا تفسیر غلطی از آ ن نشود

– تاکید بر الگوی ذهنی. زبان تفکر سیستمی «جنگ های عنب و انگور» را ترجمه می کند تا افرادی که موقعیت ها را با تصایر سیاه و سفید می بینند بتوانند تفاوت در نوع نگاهشان را متوجه شوند

مثال: یک تیم مدیران ماه ها مشغول یافتن برای مسئله ای بود. یکی از مدیران دیدگاه خودش را به واسطه نموداری ترسیم کرده و از روی چرخه ها توضیح داد. یکی از حاضران پرسید : «آیا این نمودار بیانگر اندیشه شما در مورد این مسئله است؟». مدیر بعد از یک بازنگری مجدد نمودار گفت بله. پرسش گر گفت «بعد از ماه ها، بالاخره متوجه طرز تفکر شما شدم. با تفکر شما مخالفم اما الان متوجه تفاوت در زاویه نگاه شما به مسئله شدم»

– اجازه آزمون و پرس و جو را فراهم می کند. نمودارهای سیستمی ابزار قدرتمندی برای فهم مسایل است. بعد از آنکه افراد فهم خود را از مسایل بیان کردند، آنگاه راحت تر می توان در مورد فهم یکدیگر طرح سوال کنند و حتی با یکدیر به مناظره برخیزند

به عنوان مثال : بعد از یک بحث سیستمی مشخص شد که تفاوت نگاه دید ناشی مشکلات منابع انسانی یا عدم رضایت مشتری نبود بلکه مشکل در ساختار سیستم بود که طرفین ارائه می دادند. این انتقال تمرکز از روی منابع انسانی یا رضایت مشتری به ساختار سیستم منجر به توافق بین طرفین بحث منجر شده و ساختار سیستم نیز بهینه شد

– زبان سیستمی به دنبال تجسم کل نگر و جهان شمول از مسایل است نه جزنگر و به دنبال آن است که بفهمد اجزا یک سیستم چگونه با یکدیگر در تقابل هستند. تفکر سیستمی به دنبال این است که ذهنیت «برنده – بازنده» یا «هر که با من نیست علیه من است» را از طریق توسعه مرزهای اندیشه، برطرف نماید. در تفکر سیستمی «ما» و «آنها» بخشی از یک سیستم بزرگتر می شوند از این رو وظیفه هردوست که نسبت به مسایل و راه حل های آن مسئولیت داشته باشند

مثال: یکی از اموزش های تفکر سیستمی، بازی نوشابه است. در این بازی، شرکت کنندگان نقش های خرده فروش، عمده فروش، توزیع کننده و تولید کننده را بر عهده دارند. همه افراد سعی دارند بین جنس های مرجوعی و انبارشان تعادل ایجاد کنند. وقتی مشکلی ایجاد می شود، بازیگران کس دیگری را مقصر می دانند؛ مثلاً من بیشتر سفارش دادم اما تامین کننده نتوانست آن را ارائه دهد. در این بازی آنها می فهمند که تامین کننده و خریدار، هر دو مسئول عدم تعادل هستند زیرا هرکدام پیامد یک سیستم بزرگتر هستند.


 درس ۱۱۳ – راهنمای ترسیم نمودار حلقه های علت و معلول – قسمت اول

113

یک ضرب المثل قدیمی می گوید: «اگر تنها ابزار شما چکش باشد، همه چیز برایتان شبیه میخ می شود». این موضوع برای زبان کاربرد دارد. اگر زبان ما خطی و ایستا باشد، ما همه چیز در جهان را خطی و ایستا می بینیم. خطی کردن موضوعات پیچیده، پویا و چرخه ای ، شاید باعث سادگی آن شود اما فهم را دچار انحراف می کند. ساده کردن نادرست امور مانند این است که پای تان را روی ترمز بگذارید و انتظار داشته باشید که سرعت شما افزایش یابد

نمودارهای حلقه های علی (علت و معلولی)، زبانی است که منجر به فهم بهتر ما از جهان پویا و به هم مرتبط می شود. این زبان روابط بین متغییرها و نشانه ها را مشخص می سازد. با اتصال چندین حلقه به یکدیگر، می توان داستان کامل یک مسئله یا موضوع را بیان کرد. در پست بعدی مثال هایی درباره ایجاد این نمودارها بیان می شود. در زیر مواردی که چگونگی ترسیم این نمودار بیان شده است

انتخاب موضوع

نمودار حلقه های علی، به تنهایی کامل نیستند، بلکه یک جزئی از فهم و ارتباط بهتر و بینش عمیق تر نسبت به موضوعات پیچیده هستند. بدون انتخاب موضوعی که مایل به فهم بهتر آن هستید، ترسیم نمودار حلقه های علی، بیفایده است. به عنوان مثال موضوع «تاثیر دستاوردهای تکنولوژیکی بر استراتژی بازارمحور» نسبت به موضوع «فرایند برنامه ریزی استراتژیک»، دارای قابلیت بهتری برای فهم توسط نمودار حلقه های علی دارد زیرا ابعاد و حدود آن مشخص تر است

افق زمانی

برای فهم پویایی یک سیستم، داشتن افق زمانی کمک موثری است. افق زمانی لازم برای فهم اثرگذاری یک استراتژی، ممکن است چند سال باشد اما افق زمانی برای فهم یک برنامه تبلیغاتی ممکن است چند ماه باشد. اگرچه، زمان به تنهایی یک عامل علی نیست. بعد از یک باران سنگین، سطح آب یک رودخانه به صورت منظم افزایش می یابد اما نمی توان این موضوع را به گذر زمان نسبت داد. باید مشخص شود که عامل ایجاد کننده تغییر چیست. به عنوان مثال در تولید، هزینه های تولید در مرور زمان کاهش می یابد اما نباید بین زمان و هزینه یک ارتباط علی ایجاد شود. در عوض فرایند بهبود و اثرات منحنی یادگیری، مانند نیروهای علی هستند

نمودار تغییر در گذر زمان

تعیین و ترسیم رفتار یک متغییر کلیدی در گذر زمان، اولین گام مهم برای فهم و تبیین یک سیستم است. ترسیم رفتار در آینده یعنی ریسک کردن؛ ریسک خطا کردن. در واقع، هرگونه گمانه زنی درباره آینده ممکن است اشتباه باشد اما بیان آن باعث می شود که مفروضات مان را محک بزنیم و تناقضاتی که در غیراینصورت آشکار نمی شدند را پیدا کنیم. به عنوان مثال، ترسیم رشد تولید به واسطه آموزش، منجر به طرح این سوال می شود : اگر آموزش منجر به افزایش تولید نمی شود، منجر به چه خواهد شد؟ همچنین در نمودار تغییر رفتار در گذر زمان ، متغییرهای اصلی مانند بودجه آموزشی و میزان تولید باید لحاظ شود. نمودار باید دربرگیرنده ساختاری که رفتار را نشان می دهد باشد

مرزبندی

از کجا متوجه می شوید که نباید چیزی به نمودار خود اضافه کنید؟ اگر هوشیاری تان کم شود، ممکن است بیش از حد لازم موارد مرتبط را به نمودار اضافه کنید. به یاد داشته باشید که کل سیستم را نمی خواهید ترسیم کنید و تنها یک بخش (مهم) کافی است. وقتی که در مورد اضافه کردن موردی شک دارید، بپرسید «اگر این متغییر، اندازه اش دو برابر شود، آیا تاثیر مهمی بر موضوع خواهد داشت؟» اگر جوابتان منفی بود، می توانید آن مورد را حذف کنید

اندازه جزئی کردن

نمودار تا چه حد باید جزئیات داشته باشد؟ پاسخ این پرسش هم باید توسط موضوع مشخص شود. افق زمانی هم می تواند مشخص کند که متغییرها تا چه اندازه جزئی شوند. اگر افق زمانی به صورت هفتگی بود (مثلاً برای نوسانات خط تولید)، متغییرهایی که در دوره های زمانی سالانه تغییر می کنند (مانند احداث یک ساختمان جدید) را می توان ثابت در نظر گرفت. همچنین متغییر ها را نباید به عنوان یک رخداد (مانند خرابی یک پمپ) در نظر گرفت ، بلکه باید نشانگر الگوی یک رفتار باشد مانند خرابی پمپ ها در کارخانه

تاخیرهای مهم

مطمئن شوید که همه مواردی که دارای تاخیر هستند را مشخص کرده اید. فعالیت های با تاخیر مانند ترموستات هستند که یک حد بالایی و یک حد پایینی دارند و در بین این دو حد وقتی دما افزایش یا کاهش می یابد، ترموستات عمل نمی کند. اما عمل نکردن ترموستات به معنی ثابت بودن دما نیست.


درس ۱۱۴ – راهنمای ترسیم نمودار حلقه های علت و معلول – قسمت دوم

۱- برای نام گذاری متغییرها، از اسم استفاده کنید. از فعل و عبارات فعلی استفاده نکنید زیرا فعل ممکن است با نوع رابطه همخوانی نداشته باشد. به عنوان مثال نام “هزینه ها” بهتر است از نام “افزایش هزینه” زیرا ممکن است در حلقه ای هزینه کاهش یابد و این موضوع باعث سردرگمی شود. علامت فلش (اس برای همسان بودن و او برای متضاد بودن) بیانگر این است که آیا هزینه نسبت به دیگر متغییرها در حال افزایش است یا کاهش

114-1

۲- از متغییرهای استفاده کنید که نشانده کمیتی است که در گذر زمان تغییر می کند. این قابل درک نیست که “وضعیت ذهن” افزایش یافته یا کاهش یافته است. اما از طرف دیگر ، “شادی” قابل تغییر است.

114-2

۳- در هرجا که مقدور بود از واژه هایی استفاده کنید که بار مثبت داشته باشد. مثلاً مفهوم افزایش یا کاهش “رشد” قابل درک تر است تا افزایش یا کاهش “انقباض”

114-3

۴- در مورد احتمال پیامدهای غیرعمدی و همچنین عواقب مورد انتظار در هر سری از اقدامات، تفکر کنید. به عنوان مثال، “فشار تولید” ممکن است منجر به “خروجی تولید” شود اما همچنین استرس و کیفیت را می کاهد.

114-4

۵- تمام حلقه های متعادل، دارای فرایندی هدف گرا هستند. اهدافی که از آن حلقه استخراج می شود را مشخص کنید. به عنوان مثال، حلقه بی۱ ممکن است این پرسش را ایجاد کند که چرا “کیفیت” می تواند منجر به کاهش “اقدامات بهبود کیفیت” شود. با مشخص کردن “کیفیت مطلوب” به عنوان هدف حلقه بی۲، شاهد آنیم که “اختلاف در کیفیت” منجر به اقدامات بهبود دهنده می شود.

114-5

۶- بین وضعیت های تصور شده و واقعی، تفاوت قایل شوید. مثلاً “کیفیت متصوره” با “کیفیت واقعی” یکسان نیستند. ادراک معمولاً از واقعیت کندتر تغییر می کند و اشتباه بین وضعیت تصور شده برای واقعیت جاری می تواند منجر به کج فهمی شده و نتایج نامطلوبی به بار آورد.

114-6

۷- در زمان تکمیل بقیه نمودار، اگر متغییری دارای چند پیامد بود آنها را در یک واژه تجمیع کنید. به عنوان مثال، در واکنش به استرس، “استراتژی های غلبه” بیانگر چندین روش از جمله ورزش، مدیتیشن، استفاده از الکل و .. است.

114-7

۸- اقدامات معمولاً دارای پیامد کوتاه مدت و بلند مدت هستند. برای فرایندهای بلند مدت از حلقه های بزرگتری استفاده کنید. حلقه بی۱ رفتار کوتاه مدت استفاده از الکل در غلبه بر استرس را نشان می دهد. اگرچه، حلقه ار۲ نشان دهنده پیامد بلند مدتی است که منجر به افزایش استرس می شود.

114-8

۹- اگر ارتباط بین دو واژه نیازمند توضیحات زیادی است، از یک متغییر میانی استفاده کنید. بنابراین در ارتباط بین “تقاضا” و “کیفیت” بهتر است از “استرس تولید” هم در بینشان استفاده کنیم تا منجر به درک بهتری شود.

114-9

۱۰- راه میان بر برای فهمیدن اینکه آیا حلقه ای در حال تعادل است یا نه، شمردن تعداد “او” های موجود در حلقه است. فرد بودن تعداد “او” بیانگر تعادل است. تعداد زوج یا بدون “او” بودن، بیانگر حلقه افزاینده است.

114-10


درس ۱۱۵ – نمودار رفتار در طول زمان

 

نمودار رفتار در طول زمان، یکی از ابزارهای تفکر سیستمی است. زمان با محور افقی نشان داده می شود و متغییر مورد نظر با محور عمودی. این نمودار برای نشان دادن الگوهای رفتاری در طول زمان به کار می رود. به عنوان مثال برای نشان دادن میزان تغییرات فروش در گذشته و پیش بینی آن در آینده از این نمودار استفاده می شود.

115-1

نمودار رفتار در گذر زمان، دلالت بر فرایندهای سیستمی دارد. به عنوان مثال تصور کنید یک کمپانی، سازنده گوشی های همراهی است که دارای کاربردهای جالب و جذابی است. نمودار فروش نشان دهنده افزایش ناگهانی است که ممکن است در اثر تقاضای بالای آن باشد و سپس در یک سطح ثابت می ماند که ممکن است ناشی از اشباع شدن بازاریابی باشد. این یک نمودار متداول رشد فروش از یک محصول داغ تازه تولید شده است.

همچنین شما می توانید بیش از یک موضوع را در نمودار رفتار در گذر زمان نشان دهید. این کار به شما کمک می کند که متوجه شوید چگونه دو موضوع به یکدیگر مرتبط هستند. به عنوان مثال نمودار فروش و هزینه بازاریابی محصول می تواند با همدیگر ترسیم شود.

115-2

این نمودار به روشنی نشان می دهد که افزایش سرمایه گذاری در بخش بازار یابی یک محصول ممکن است منجر به افزایش ناگهانی فروش آن محصول شود.

همچنین نمودار رفتاردر گذر زمان به شما کمک می کند تا برای تحلیل سیستمی، دوره زمانی درستی را انتخاب کنید. به عنوان مثال اگر ایجاد یک محصول جدید، چند ماه زمان می برد، بنابراین دوره زمانی شما باید حداقل ۲ سال باشد تا بتوانید الگوی رفتاری را مشاهده کنید.

نمودارهای رفتار در گذر زمان منجر به آن می شود که شما به این فرضیه برسید که چرا بعضی حوادث رخ می دهد. وقتی که شما به فرضیه ای رسیدید، بهتر می توانید آن را ارزیابی کرده و چه بسا بتوانید برخی از الگوهای دردسرساز را تغییر دهید.


درس ۱۱۶ – قوانین برخورد سیستمی با مسائل

116

۱- مسائل امروز ناشی از راه ‌حل‌های دیروز است.

اغلب اوقات با مسائل و مشکلاتی مواجه می‌شویم که ناشی از توجه صرف به علل و عوامل مشکل زا در گذشته بوده است.برای مثال یک بنگاه اقتصادی که فروش موفقی در سه ماه گذشته داشته است ناگهان با کاهش فروش مواجه می‌شود، چرا؟ زیرا فروش موفق گذشته در اثر اعمال تخفیف ویژه بوده است و با قطع آن، فروش نیز به سرعت سقوط کرده است. باید گفت که راه حل‌هایی که مسائل و مشکلات موجود در سیستم را فقط از ناحیه‌ای به ناحیه دیگری در آن منتقل می‌نماید، اغلب باعث می‌شود که علت اصلی، نامکشوف باقی بماند.

۲- عمل چشم بسته هر اندازه سخت، واکنشی سخت‌تر و بدتر از طرف سیستم را سبب می‌شود.

در کتاب قلعه حیوانات اثر جورج اورول اسب بارکشی معرفی می‌گردد که همواره پاسخی برای تمامی سؤالات دارد. او می‌گفت، « من سخت‌تر کار خواهم کرد» در نظر اول این شعار سبب تحریک و سخت‌کوشی سایرین می‌شد. ولی پس از چندی آثار مخرب و نتایجی معکوس به بار آورد. انجام کار بیشتر سبب افزایش ارجاع کار به او می‌گردید و این چرخه پیوسته ادامه داشت. در تفکر سیستمی این پدیده “بازخورد جبرانی ” نامیده می‌شود. این مفهوم در واقع بیانگر پاسخ خلاف انتظاری است که سیستم، به یک عمل به ظاهر صحیح و مناسب می‌دهد.

۳- رفتارها و نتایج خوب مقطعی و زودگذر به دنبال خود نتایج بدی به بار می‌آورند.

همواره باید در نظر داشت که اعمال و رفتارهای مقطعی و کوتاه مدت ممکن است در ابتدا آثار خوبی به بار آورند، ولی اگر آنها را مقدمه و بنیانی برای آینده بدانیم،به طور قطع، نتایج وخیمی را به دنبال خواهند داشت. ممکن است خانه‌های جدیدی ساخت، کودک گرسنه‌ای را سیر کرد، کارمند آزموده‌ای را آموزش داد و از نتایج کوتاه مدت این اقدامات نیز راضی و خشنود بود. اما بازخورد جبرانی آثار خود را با تأخیر زمانی بروز می‌دهد و معمولاً بین منافع کوتاه مدت و مضرات درازمدت اقدامات سطحی و بی‌بنیان، تفاوت زمانی قابل ملاحظه‌ای وجود دارد.

۴- در اکثر موارد، راه حل‌های ساده‌انگارانه، راه به جایی نمی‌برند.

افسانه قدیمی وجود دارد که در آن شخصی کلید منزل خود را در مقابل درب خانه گم کرد ولی به دنبال آن در کوچه می‌گشت و دلیل این کار را روشن بودن کوچه و تاریکی درب منزل عنوان کرد. باید به خاطر داشت که اگر راه حل آن قدر ساده باشد که همگان بتوانند به آن دست یابند پس چرا تا کنون مسئله، حل نشده است و هنوز به قوت خود باقی است.

۵- درمان می‌تواند از خود مرض بدتر باشد.

در برخی اوقات، درمان بیماری نه تنها بی اثر است بلکه ممکن است منجر به وضعی وخیم‌تر و ایجاد اعتیاد برای بیمار شود. راه حل‌های غیر سیستمی که به طور خزنده اعمال می‌گردند، نه تنها شفابخش نیستند بلکه خود، مسائل بیشتری را ایجاد می‌کنند. سعی، اجبار و اصرار بر رشد سریع‌تر، نتیجه‌ای معکوس دارد و رشدی کندتر را به دنبال می آورد.

۶- سعی، اجبار و اصرار بر رشد سریع‌تر، نتیجه‌ای معکوس و رشدی کند‌تر به بار می‌آورد.

برای اکثر مردم امریکا و به خصوص کسانی که با فعالیت‌های اقتصادی سروکار دارند بهترین نرخ رشد، سریع‌ترین آن است. اما هر سیستمی اعم از طبیعی، اکوسیستم تا سازمان‌های پیچیده اداری، به طور ذاتی میزان رشد بهینه ای دارند که بسیار کمتر از سریع‌ترین نرخ رشد ممکن برای آنهاست.

۷- نشانه‌های بیماری سیستم‌ها و اسباب و علل این بیماری‌ها به لحاظ زمانی و مکانی الزاماً نزدیک به هم نیستند.

در زیر سطح تمامی مسائل ذکر شده، دو مشخصه بسیار مهم سیستم‌های پیچیده قرار دارد. علائم و علل. این دو مشخصه در زمان و مکان با یکدیگر قرین و نزدیک نیستند. تغییرات کوچک نتایج بزرگی به بار می‌آورند ولی باید دانست محدوده عمل این تغییرات، ممکن است بدیهی نباشند.

۸- تغییرات کوچک، نتایج بزرگی به بار می‌آورد ولی باید دانست محدوده عمل این تغییرات لزوما بدیهی نیست.

بسیاری معتقدند که تفکر سیستمی « علم یأس آور جدید » است، زیرا به ما می‌آموزد که بدیهی‌ترین راه حل‌ها در بهترین شرایط، فقط در کوتاه مدت بهبودی را به وجود می‌آورد ولی در بلندمدت اوضاع را بدتر می‌کند. اما این فقط یک طرف قضیه است. تفکر سیستمی این واقعیت را نیز نشان می‌دهد که یک اقدام کوچک اگر به خوبی و با قدرت کافی در محل مناسب صورت گیرد، می‌تواند پیشرفتی قابل ملاحظه و بزرگ در رفتار سیستم خلق کند.

۹- شما می‌توانید کیکی در اختیار داشته باشید و آن را بخورید ولی نه در یک زمان.

برخی اوقات، اگر به وضعیتی دشوار از دیدگاه سیستمی برخورد شود، مشکل و یا مسئله‌ای وجود ندارد، بلکه مسئله، ناشی از این واقعیت است که به جای دیدن فرآیند رویدادها، تنها، تصویر عجولانه و غیر واقعی از حوادث و اتفاقات در ذهن وجود دارد. دیدن فرآیند و نگرش جدید به آن، می‌تواند نقاط تاریک و مبهم مسئله را روشن و تبیین نماید و فرد را از دو راهی برحذر دارد

۱۰- دو نیم کردنِ یک فیل بزرگ ، دو فیل کوچک به وجود نمی‌آورد.

سیستم‌های زنده، یکپارچه هستند و خصوصیات آنها را باید در کل مجموعه بررسی کرد. سازمان‌ها نیز از چنین خصوصیتی برخوردارند. برای درک و فهم بسیاری از چالش‌ها و درگیری‌های موجود در آن، مدیریت باید کل نظام و سازمان را مد نظر قرار دهد و نگاهی کل نگر داشته باشد.

۱۱- هرگز نباید شرایط محیطی را سرزنش کرد.

بسیار مشاهده می شود که افراد، دلیل اصلی ناکامی‌های خود را به عاملی بیرونی و یا محیط، نسبت می دهند. رقبا، تغییر شرایط بازار، دولت و غیره، اغلب جزو این عوامل محسوب می شوند. تفکر سیستمی، به ما می‌آموزد که چیزی در بیرون از سیستم که مسبب بروز مشکلات باشد، وجود ندارد. باید دانست که تمامی اسباب و علل مسائل، در درون سیستم نهفته است و جزئی از آنست.


درس ۱۱۷ – رهبران و تفکر سیستمی

117

رهبران در فضای سردرگمی به خاطر عدم قطعیت و بی ثباتی به علت پیچیدگی عمل می کنند . مسایل امروز ساده و شسته رفته نیست و راه حل های امروز، خود باعث مشکلات بیشتر فردا می شود. موفقیت در محیط کنونی، نیاز به روش دیگری برای تفکر نسبت به مسایل دارد. انسان ها مانند چرخ دنده های ماشین عمل نمی کنند. گاهی فراموش می شود که سیستم از انسان ها تشکیل شده است و به دنبال تحقق هدفی است

بقای سیستمی

اگرچه زمان و شرایط در حال تغییرند اما سیستم ها تمایل دارند که به حالت قبلی باقی بمانند. به نظر می رسد که ایجاد یک سیستم جدید از تغییر یک سیستم موجود بهتر باشد. در جامعه شناسی، این موضوع به “جابجایی اهداف” مشهور است، اینکه تبعیت از یک روال بروکراتیک، مهم تر از پرداختن به اهداف و ارزش ها می شود. در این صورت از سیستم، تنها ظاهری باقی می ماند. اجرای بی چون و چرای قواعد منجر به نابودی خلاقیت و انطباق پذیری می شود. البته بی اعتنایی به قواعد نیز می تواند به همان اندازه مصیبت بار باشد

وقتی پرسنل یک سازمان احساس می کنند که باید دائماً با قوانین یک سازمان بجنگند، نسبت به کار روحیه و امیدشان را از دست می دهند. این وظیفه رهبران در هر سطحی است که رفتارهای مخرب فردی را به رفتارهای موثر سازمانی، راهبرد کنند. از این رو آنها هم باید جزء را ببینند و هم کل را. هنگامی که یک سیستم گرفتار بروکراتیک و قواعدی می شود که اجازه شکوفایی افراد را می گیرد، بهتر است سیتم عوض شود

هر سیستم از مجوعه ای از بخش های به هم مرتبط شکل گرفته و تغییر در هر بخش بر دیگر بخش ها نیز اثر می گذارد و هر تصمیم پیامدهایی بر دیگر بخش ها دارد . از این رو نگرش «بزن و برو» نگرشی زیان بار است. برنامه ریزی های حجیم، حتی اگر با نیتی خوب انجام شود، الزاماً منجر به موفقیت نمی شود. در یک سیستم پیچیده، به قدری واکنش ها زیاد است که پیش بینی نتیجه یک عمل، تقریباً امکان پذیر نیست

گذر از نگاه ماشینی

روش هایی که در یک سیستم ساده جوابگو بوده، در یک سیستم پیچیده، مشکل ساز می شود. بنابراین نباید سیستم های سازمانی و اجتماعی را به یک ماشین تشبیه کرد. بسیاری از افراد هنوز نگاهی بروکراتیک و ماشینی به سازمان ها دارند و مسایل را تنها با تحلیل خطی می خواهند حل کنند.

مشکل رهبران

کمتر کسی است که با این موضوع مخالفت کند که رهبران باید هم جزء را ببینند و هم کل را. اما آنچه که باعث می شود این موضوع در عمل به کار گرفته نشود این است که آنها درگیر امور روزمره شده اند و بینش خود به اهداف کلی را از دست داده اند. مانند کروکدیل هایی که به قدری درگیر نزاع بین خودشان هستند که متوجه نمی شوند آب برکه در حال تخلیه است

نشانه این موضوع، رهبرانی هستند که خواهان سادگی و قطعیت در جهان متغییر امروز هستند. برای رسیدن به سادگی و قطعیت هم باید فرضیات مشخصی وجود داشته باشد. باید متوجه باشیم که سرعت و قاطعیت در تصمیم گیری در سطوح عملیاتی چه نتایجی در سطوح راهبردی ایجاد می کند. امروزه تصور بر این است که یک پاسخ سریع، بهتر از یک پاسخ اندیشمندانه است

ارتباط مهم تر از اجزاء

در سازمان های پیچیده امروزی، به جای توجه به روابط علت معلولی، باید به بازخوردها توجه کرد. همچنین یافتن الگوهای رفتاری، یکی از الزامات تفکر در سطوح راهبردی است

انجام این کار، نیازمند ارزیابی پیوسته است. در یک تحقیق در مورد علت شکست ۵۰ سازمان که دارای عملکرد خوبی در گذشته بودند، مشخص شد که رهبران آن سازمان های به جای آنکه متوجه تمامی وقایعی که رخ داده باشند، تنها به برنامه های خودشان فکر می کردند. در برخی موارد هم آنها به خاطر موفقیت های گذشته شان، گرفتار کوری غرور شده بودند و نشانه ها را نمی دیدند. این ناشی از آرزوگرایی است که واقع بینی را کم رنگ می کند. به زبان تفکر سیستمی، این مدیران در دام ذهنیت خودشان افتاده بودند.

ارزیابی پیوسته، یکی از الزامات در دوران متغییر کنونی است. نتایج این ارزیابی ها از بهترین منابع برای یادگیری فردی و سازمانی محسوب می شوند .

در خاتمه اینکه باید توجه شود که تفکر سیستمی مانند اکسیری برای حل تمام مشکلات نیست. چک لیستی وجود ندارد که بر اساس آن بررسی شود که آیا همه رهبران هم به جزء توجه دارند و هم به کل. تفکر سیستمی یک نگرش است که دارای مفاهیمی است. برخی از این مفاهیم عبارتند از

– به جای تمرکز بر فرایندها و رویه ها ، بر هرفی تمرکز کنید که سیستم به خاطر آن بوجود آمده است

– فهم روابط علت و معلولی برای درک یک سیتم پیچیده اجتماعی، کافی نیست. برای فهم پویایی یک سیتم، تامل در بازخوردها و الگوهای رفتاری ، نتیجه بهتری دارد

– بر کل بشتر توجه داشته باشید تا بر اجزاء

– مشغله زیاد یا انجام کارهای زودبازده بر نگرش سیستمی تاثیر مخربی دارد

– رهبران باید به آنچه اتفاق می افتد توجه بیشتری داشته باشند تا آنچه که مایلند اتفاق بیافتد.


درس ۱۱۸ – نکاتی برای فهم بهتر سیستم های پیچیده

118

۱- برای فهم سیستم های پیچیده، باید آن را در چند مقیاس گوناگون توصیف کرد

سیستم های پیچیده را باید در مقیاس های جزئی و کلی آن توصیف کرد و در نظر گرفت تا متوجه شد که چه پارامترهایی از مقیاس های جزئی در مقیاس های کلی، اثر گذارند. به عنوان مثال برای فهم یک سیستم زیست شناسی، باید آن را در مقیاس های ملکولی، سلولی، بافت ها و دستگاه ها (مانند دستگاه تنفس، هاضمه و …) توصیف کرد و پارامترهای مشترک تاثیرگذار را شناخت

۲- مقیاس های جزئی بر رفتار مقیاس های کلی تاثیرگذار است

گاهی عوامل کوچکی هستند که تاثیرات بزرگی می گذارند. مثلاً در بدن انسان ترشح برخی غدد مانند آدرنالین بر تمامی پیکره انسان اثر گذار است و رفتار و حتی ادراک انسان را تحت تاثیر قرار می دهد؛ در هواشناسی : پدیده اثر پروانه ای ؛ در پروتئین ها : فعالیت آنزیمی تقویت شده؛ زیست شناسی : کنترل عصبی و عضلانی (اقدام یک عصب، عضله ها را تحریک می کند)؛ جامعه/ اقتصاد : ارتباط افراد حاص با رفتارهای جمعیت کثیری از انسان ها (مثلاً تعداد کسانی که برنامه های مایکل جکسون را می دیدند)

۳- ایجاد الگوها

در هر سیستمی، الگوهای معروف و ساده ای هست که می تواند برخی از رفتارها را توجیه کند. مثلاً در آب و هوا : دانه های برف، پروتئین ها: ساختار آلفا و بتا؛ زیست شناسی: فرایندهای رشد؛ ذهن: مکانیزم های شناخت؛ اقتصاد/ جامعه: فضاهای تجاری/صنعتی/مسکونی

۴- حالت های چندگانه پایداری

گاهی جابجایی های کوچک منجر به بهبودی می شود اما جابجایی های بزرگ منجر به تغییرات بنیادین در خصوصیات می شود. به عنوان مثال در آب و هوا: سامانه های پیادار؛ پروتئین ها: نتایج جابجایی در توالی یا فضای فیزیکی؛ زیست شناسی: تاثیر شوک بر فعالیت برخی اعضاء مانند قلب؛ ذهن: بازیابی خاطرات بعد از آسیب دیدگی مغز؛ اقتصاد/جامعه: ایده های که از واکنش بازار به دست می آید

۵- پاسخ به پرسش : چقدر پیچیده است؟

در پاسخ به این پرسش، می توان بحث های متعددی کرد اما یک جواب عمومی این است: اندازه پیچیدگی بستگی به اندازه اطلاعات لازم برای توصیف وضعیت دارد. برای روشن شدن یک وضعیت پیچیده، جنبه های مهمی وجود دارد. یکی از این ها بستگی به کاربرد استنتاج از یک بخش اطلاعات در توصیف آن وضعیت دارد. این منجر به مفهوم پیچیده گی الگوریتمی می شود. جنبه دیگر این است که اندازه پیچیدگی بستگی به مقیاسی دارد که سیستم در آن توصیف می شود، اگر چه مقیاسی که انتخاب شده باید به خوبی مشخص و مرزبندی شده باشد. همچنین توجه کنید که پیچیدگی در یک مقیاس بزرگ نیازمند ارتباط متقابل با مقیاس کوچک دارد که به این ترتیب از پیچیدگی مقیاس کوچک کاسته می شود

۶- پیچیدگی رفتار / واکنش

برای توصیف رفتار (کنش) یک سیستم در واکنش به محیطش، معمولاً سعی می شود که تابع پاسخ، توصیف شود. تعیین پاسخ به هر محیطی نیازمند اطلاعاتی است که به صورت تصاعدی با پیچیدگی محیط رشد می کند (مثلاً اگر محیط ۲ برابر پیچیده شد، اطلاعات مورد نیاز ۴ برابر می شود)، مگر اینکه فرضیات ساده کننده ای وضع شود. این کار تنها برای سیستم های ساده امکان پذیر است. این بدان معنی است که رفتار گرایی در روان شناسی، یا پدیدار شناسی در هررشته ای، یا آزمایش تاثیر مواد مخدر چندگانه (ترکیبی)، آزمایش تراشه های کامپیوتر با چندین ورودی و مواردی از این دست، اساساً امکان پذیر نیست

۷- رخداد

این موضوع مرتبط است با وابستگی کل به اجزاء، وابستگی متقابل اجزاء به یکدیگر و میزان تخصصی بودن اجزاء. این مستقیماً مرتبط است به پاسخ این پرسش که چگونه سیستم را به صورت تجربی یا تئوری مطالعه می کنیم. البته اجزاء باید در شرایط زنده بررسی شود. به عنوان مثال : اگر لوله خلا را از یک رادیوهای قدیمی حذف کنیم و رادیو شروع به صدای جیغ کند، نمی توانیم نتیجه بگیریم که لوله های خلا برای از بین بردن صدای جیغ رادیوست. در حالی که بررسی اجزاء به صورت مجزا، پاسخ گو نیست، طبیعت سیستم های پیچیده می تواند به این صورت بررسی شود که تغییر در وضعیت یک جزء چه تاثیری در دیگر اجزاء و رفتار کل خواهد گذاشت

۸- قانون ۲-/+ ۷

این مرتبط است ارتباط متقابل اجزاء با یکدیگر. برای سیستم دارای اجزا، با مشاهده وابستگی بین اجزاء می توان پرسید که چه زمان وضعیت / رفتار یک جزء وابسته است به وضعیت هر کدام از دیگر اجزاء و نه به برآیند آنها . این بستگی دارد به تعداد متغییرهای غیر وابسته که این تعداد در حدود ۷ است. این قاعده بر اساس پدیدارشناسی زیرساختارهای پروتئینی، زیست شناسی، مغز و علوم اجتماعی( به عنوان مثال قاعده تعداد نفرات یک کمیته حداقل باید ۷ نفر باشد) نتیجه گیری شده است

۹- ارتباط بین توصیف و سیستم

این مرتبط است به فهم تئوری و شبیه سازی، تشخیص سیستم ها در الگوهایشان، رمزگذاری و رمزگشایی (جهت فشرده سازی) و موضوع پیچیدگی الگوریتمی. کاربردهای شاخص این موضوع در رشد بیولوژیک (ژنوم از طریق زیست شناسی)، طراحی مهندسی و حافظه از طریق تجربه است

۱۰ – انتخاب اطلاعات مورد نیاز

میزان اطلاعات لازم برای توصیف یک سیستم از طریق شمارش حالت های ممکن و مقایسه آن با حالت ممکن در توصیف، حاصل می شود. انتخاب چنین اطلاعاتی مرتبط است با موضوع انتخاب چندگانه : تکرار (بازتولید) با اختلاف، و انتخاب مقایسه ای (رقابتی) به عنوان مکانیزمی برای افزایش احتمالات در پیچیدگی. ثبات در نگرش بیولوژیکی تکامل در تاکید اینکه انتخاب نباید پیچیدگی را زیاد کند، ضروری است

۱۱- ترکیب

برای شکل دادن به یک سیستم می توان از سیستم های دیگر و ترکیب آنان استفاده کرد. برای اینکار، اجزا باید مستقل باشند. به عنوان مثال خلاقیت (ترکیب انسانی که راه می رود و پرنده ای که می پرد، یک انسان پرنده است که از طریق ترکیب اطلاعات شکل حرکت در بخش های گوناگون مغز ایجاد می شود)، ساختار مدولار (ازطریق بلوکها) در سیستم های مصنوعی. قصد از ترکیب اجازه به تکامل سریع است

۱۲- سلسله مراتب کنترل

هنگامی که یک جزء منفرد، یک رفتار ترکیبی (نه رفتارهای اجزاء یک ترکیب) در یک سیستم را کنترل می کند، بنابراین رفتار ترکیبی نمی تواند از از رفتار آن جزء پیچیده تر باشد و در اینجا یک پیچیدگی مبرم وجود ندارد. به عنوان مثال در عضلات (از آنجایی که عضله توسط یک عصب کنترل می شود و رفتار ترکیبی عضلات از رفتار عصب پیچیده تر نیست)، اقتصاد/جامعه : ساختاری های متمرکز بروکراتیک / دیکتاتوری / و غیره که اندازه پیچیدگی سیستم به اندازه پیچیدگی اشخاص کنترل گر مربوط است

۱۳- الگو و شبیه سازی

تعدادی روش شبیه سازی وجود دارد که به واسطه بررسی سیستم های پیچیده بوجود آمده اند. اینها عبارتند از: مونت کارلو، حرارت دادن و سرد کردن سریع، خودکار سلولی و غیره


درس ۱۱۹ – تصمیم عقلانی

119

تصمیم عقلانی، از طریق به کار گیری یک فرایند مشخص گرفته می شود. چنین تصمیمی بر اساس ارزش ها و فهم تصمیم گیرنده بوده و شامل در نظر گرفتن گزینه های گوناگون و ارزیابی اثر هرکدامشان است. تصمیم عقلانی ممکن است از عرف های اجتماعی و انتظارات دیگران تبعیت کند یا نکند
 
ده گام در تصمیم گیری عقلانی
در هر موقعیت مهمی که نیاز به یک تصمیم مهم دارید، این گام ها می تواند به کار گرفته شود. اگر از این گام ها استفاده کنید، در زندگی شخصی یا شغلی، می توانید تصمیم های بهتری بگیرید
 
یک – هر چه بیشتر مشخص کنید که ضرورت و چرایی گرفتن این تصمیم چیست. آیا شما باید در این باره تصمیم بگیرید یا کس دیگر؟ آیا لازم است که تصمیم بگیرید؟ (اگر حداقل دو گزینه نداشته باشید، تصمیم گیری بی معنی است) تا چه زمان لازم است که این تصمیم گرفته شود؟ چرا این تصمیم برای شما مهم است؟ چه کسانی در این تصمیم ذینفع هستند؟ چه ارزش هایی در این تصمیم در برگیرنده شماست؟
 
دو- هر گزینه ای که به ذهنتان می رسد را یادداشت کنید. ذهن خود را نسبت به هرآنچه که به تصور می رسد باز بگذارید. ذهنتان را آزاد بگذارید و آن را سانسور نکنید. اینجا زمان داوری نیست. فقط مطمئن باشید که هرآنچه ممکن است را نوشته اید
 
سه- ببینید که کجا می توانید اطلاعات بیشتری در مورد گزینه های ممکن به دست آورید. اگر تعداد گزینه های شما کم است، یک دلیلش کمبود اطلاعات است. منابعی که می تواند اطلاعات بیشتری به شما دهد عبارتند از : دوستان، خانواده، همکاران، سازمان های دولتی، موسسات تخصصی، اینترنت، روزنامه ها، مجلات، کتب و مواردی از این دست
 
چهار- گزینه های تان را بررسی کنید. از همان محلی که اطلاعات خود را کسب کرده اید در مورد ویژگی های هر گزینه نیز تحقیقی داشته باشید
 
پنج – تمام گزینه هایتان را فهرست کرده و آنها را اولویت بندی کنید که کدامشان برای شما مناسب تر است. ابتدا ارزشی که هر گزینه برای شما خواهد داشت را مشخص کنید . گزینه ایکه در چارچوب ارزشی شما جای ندارد را حذف کنید
 
شش- نتیجه هر گزینه را تصور کنید و چه خوب است که اثری که بر شما می گذارد را یادداشت کنید
 
هفت- کنترل کنید. کدام یک از گزینه های باقی مانده ، اجرایی تر است؟ آنهایی که احتمال اجرایی شدنشان کم است را کنار بگذارید
 
هشت- کدام گزینه با شما هماهنگی دارد؟ از میان گزینه های باقی مانده، کدامش برای شما مناسب تر است. این ها تصمیم عقلانی شماست. اگر گزینه ای را دوست داشته باشید اما نتیجه آن برای شما مناسب نباشد، این تصمیمی عقلانی نیست. اگر گزینه ای را دوست نداشته باشید اما نتیجه آن برای شما مناسب باشد، نیز گزینه ای عقلانی نیست. تصمیم عقلانی آن است که هم آن را دوست داشته باشید و هم برای شما نتایج عقلانی در بر داشته باشد
 
نه- شروع کنید. وقتی تصمیمتان را گرفتید، به سمت آن بروید. در اینجا تردید یا نگرانی، تنها باعث ملالت می شود. شما بهترین کاری که در آن مقطع می توانسته اید را انجام دادید. اگر بخواهید می توانید در آینده تصمیم تان را عوض کنید. در نظر داشته باشید که هیچ تصمیمی ، وحی منزل نیست
 
ده- اجرای تصمیم چطور پیش می رود؟ در هر نقطه خاصی در مسیر هدف، تصمیم خود را بازنگری کنید. آیا نتایج بر اساس انتظار شماست؟ آیا نتایج شما را خوشحال می کند؟ آیا می خواهید تصمیم تان به همین صورت باشد یا اینکه می خواهید آن را تغییر دهید؟ اگر تصمیم شما، آنچه در نظر داشتید را برآورده نمی سازد، فرایند تصمیم گیری را بازنگری کنید. در این بازنگری، این پرسش ها را بپرسید: «آیا اطلاعات کافی را نداشتم؟ چه ارزش هایی به میان آمده اند؟ آیا اینها ارزش های من است یا ارزش های دیگران؟» در نظر داشته باشید که شما همواره می توانید، نظرتان را تغییر دهید.

درس ۱۲۰ – خطاهای رایج در تصمیم گیری

 120

هرچقدر هم دوست داشته باشیم که عاری از تعصب و پیش داوری باشیم اما واقعیت این است که هرانسانی دارای تعصب ها و پیش داوری هایی است. هرچقدر که آگاهی تان نسبت به خودتان بیشتر باشد، عملکرد شما بهتر خواهد شد. دلیل اصلی اینکه هر کس از منظر خاصی به دنیا نگاه می کند این است که ذهن ما (حداقل در سطح آگاهی معمول) نمی تواند همه جوانب را با هم در نظر بگیردآیا تا کنون تلاش کرده اید که در یک زمان، ۱۰ موضوع را یاد بگیرید؟ اگر چنین بوده، شما می دانید که مغلوبه شدن به سادگی رخ می دهد و ناگزیرید بدون اینکه مطلب زیادی فراگرفته باشید، یادگیری را کنار بگذارید. این به دلیل مکانیزم عملکرد ذهن است. ذهن ما به گونه ای اطلاعات را مشاهده و شناسایی می کند که می توانیم دنیای پیرامونمان را بفهمیم، بدون اینکه اطلاعات بر ما غلبه کنند. اگر ما متوجه نشویم که درک ما بر اساس آن چیزی بوده که جامعه (والدین، معلم ها، تلویزیون و …) به ما یاد داده نه آنچه که خودمان به آن رسیده ایم، با مشکلات روبرو خواهیم شد

در زیر فهرستی از خطاهای رایج در تصمیم گیری آمده است. با شناخت این خطاها، می توانید از آنها اجتناب کنید

یک – اتکا زیاد به اطلاعات تخصصی

اغلب مردم به آنچه که متخصصان می گویند خیلی تاکید می کنند. به یاد داشته باشید که متخصصان هم انسان بوده و مانند سایر انسان ها دارای تعصبات و پیش داوری هستند. با کسب اطلاعات از منابع گوناگون، شما به درک بهتری می رسید تا اینکه فقط از یک منبع، کسب اطلاعات کنید

دو- ارزش زیاد گذاشتن برای اطلاعاتی که از دیگران می گیرید

مردم تمایل دارند که برای برخی از افراد جامعه، ارزش زیادی قایل بوده و برای دیگران، ارزش کمی قایل شوند. اگر دیدید که شما هم چنین هستید از خودتان بپرسید : آیا آنها درباره این مسئله بیشتر از من می دانند؟ آیا ارزش های آنها با ارزش های من یکی است؟ آیا تجربه شخصی آنها از مسایل مانند من است؟ به بیان دیگر، ذهنتان را باز بگذارید

سه – فهمیدن ارزش اطلاعاتی که از دیگران می رسد

اگر متقاعد شده باشیم یا نه، ما تمایل داریم که اطلاعاتی که افرادی مانند بچه ها، طبقات پایین دست جامعه، زنان (بله، این را باور کنید)، سالخوردگان، کارگران، هنرمندان و … به ما می دهند را کم ارزش بدانیم. اما موارد زیادی می شود که این افراد، جنبه های دیگر مسئله را ترسیم می کنند. به بیان دیگر، این افراد ممکن است ارزش ها و فهم متفاوتی را به شما بدهند که در این صورت به نگاه فراگیرتری نسبت به موضوعات می رسید. فقط به این توجه کنید که اگر دیدید نسبت به اطلاعاتی که از کسی به شما می رسد، بی تفاوت هستید، از خود بپرسید : چرا؟

چهار- تنها شنیدن و دیدن آنچه که انتظارش را دارید

سعی کنید این کار را انجام دهید: از دوستی بخواهید که نگاهی به اطرافش بیاندازد و هرآنچه که سبز است را یادداشت کند. حالا، چشمش را ببندید. در حالی که چشمش بسته است از او بپرسید، چه چیزی در اطرافش قرمز است. کمتر کسی می تواند چیزهای قرمز را هم نام ببرد زیرا توجه آنها به رنگ سبز بوده است. برداشت های ما شبیه به این عمل می کند. اگر ما انتظار داشته باشیم یا اینکه دارای تعصبی باشیم که از آن مطلع نیستیم، ما تمایل داریم آن چیزی را ببینیم که می خواهیم. به همین صورت اگر کسی بخواهد چیزی به ما بگوید که مایل به شنیدن آن نیستیم، به او گوش نمی دهیم. راه حل این مسئله این است که متوجه پیش داوری و انتظارات خود باشیم و به هرآنچه که سر راه ما قرار می گیرد، برخوردی باز داشته باشیم

پنج – بی توجه به احساس ها و واکنش های ناخودآگاه

آیا تا کنون شده که از درد معده یا سردرد به صورت ناخودآگاه اقدامی انجام دهید؟ اگر بله، این کار را بدنتان به شما گفته است. ذهن ما اطلاعاتی بیش از آنچه که خودآگاهی مان دریافت می کند را پردازش میکند. این اطلاعات مازاد در ناخودآگاه ما ذخیره می شود. اگرچه این اطلاعات در دسترس ما نیست اما بدن یا روان ما در صورت نیاز آن را بروز می دهند. در زمان تصمیم گیری، بدن ما نشانه هایی را از طریق احساس یا واکنش های ناخودآگاه بروز می دهد. متاسفانه جامعه به ما آموخته که از چنین احساس هایی، صرفنظر کنیم. اما با هماهنگ شدن با شهودتان، می بینید که به تصمیم های بهتری نایل می شوید.


 

مرجع تخصصی آموزش و ارائه خدمات GD&T و پرینت 3 بعدی