دروس ۱۲۱ تا ۱۳۰

درس ۱۲۱ – حل مسایل با ذهن باز

121

حل مسئله، کار روزانه ماست. ما دائماً به طور مستقیم و یا ناخودآگاه در حال انجام آنیم. برای کسب مهارت در این باره اول باید بدانیم که حل مسئله در ابتدا یک نگرش است. کسانی که در حل مسئله توانمندند، آن را یک چالش می بینند و از روبرو شدن با آن هیجان زده می شوند. اگر شما مسایل را آزار دهنده و متوقف کننده می بینید، ذهن شما در وضعیت محدود و مخربی قرار گرفته است. شما باید این ذهنیت خود را تغییر دهید

حل مسئله، مهارتی یادگرفتنی است مانند بسیاری از دیگر مهارت ها. هیچ شعبده ای هم در میان نیست. تنها چیزی که نیاز دارید، اشتیاق به تغییر ذهنیت و تلاش برای دریافت ایده های جدید است

حل مسئله یعنی تولید ایده های جدید. اگر ما در حل مسئله، مهارت لازم را نداریم، به علت نحوه تربیت شدنمان است. تفکری که در نظام آموزشی مان فراگرفته ایم، تفکر خطی و منطقی بوده است. این روش، همواره در حل مسئله کاربرد ندارد. در چارچوب فکری گذشتگان (پارادایم)، روش حل مسئله شامل فعالیتی زیاد و استرس زا بود زیرا مطلوب آن کسب فوری است

امروزه آن چارچوب فکری (پارادایم)، کارایی ندارد. روش های امروزی که مبتنی بر روانشناسی است، حل مسئله را ساده تر و کم تنش تر کرده است. رمز این روشهای مدرن این است که اجازه می دهد ایده ها به سراغ شما بیاید نه اینکه شما به دنبال ایده ها باشید

بازگذاشتن ذهن بر ایده های جدید، ابزاری قدرتمند است. هنگامی که شما با آسودگی، قصد یافتن راه حل یک مسئله دشواری را دارید، بدون آنکه دائماً بر آن مسئله تمرکز کنید، شما به جواب ها اجازه می دهید که به جانب شما بیایند. در اینجا شما ذهن خود را در حالت دریافت کنندگی قرار داده اید و این تنها کاری است که انجام داده اید

البته ممکن است شما فکر کنید که این روش جواب گو نخواهد بود؛ زیرا برخلاف آن چیزی است که فراگرفته اید. بر اساس آنچه که تعلیم داده می شود، جواب با زحمت بسیار حاصل می شود

البته باز گذاشتن ذهن بر جواب ها، به معنی منفعل شدن و کناری نشستن نیست تا اینکه یک جواب در ذهن بدرخشد. بلکه باید آرام (بدون تشویش) بوده و دست به مشاهده زد. بعضی ها مانند ادیسون، با مسایلشان به خواب می رفتند و بعد که بیدار می شدند، جواب را داشتند

برای یافتن جواب، به دنبال نشانه ها باشید. حتی نیاز نیست که آگاهانه این کار را انجام دهید. مطمئن باشید که جواب می آید زودتر از آنچه که فکرش را می کردید. ممکن است جواب در قالب یک تماس تلفنی، یک مقاله روزنامه، یک کتاب و یا آنچه در تلویزیون یا اینترنت مشاهده می کنید بر شما ظاهر شود پس همواره آماده باشید.


 درس ۱۲۲- پانزده نکته برای حل موثر مسئله

 122

یک – همواره ذهن خود را بر فرصت ها و راه های انجام امورباز بگذارید. منعطف باشید. برای پیدا کردن استراتژی ها و سناریوهای جدید مشتاق باشید. تا زمانی که چند فرضیه را آزمون نکردید، اقدام نکنید. سفت و صلب بودن یک دام است. اگر به خوبی نتوانید خود را با شرایط و محیط هماهنگ سازید، نمی توانید زندگی کنید

دو- یک راه حل، فقط به خوبی رنگ کلاه شماست. تفکر کلاه سیاه (منفی) در حل مسئله قدرتمند است اما این فقط یک کلاه است. هرگز فراموش نکنید که شما ۵ کلاه دیگر هم دارید که هرکلاه بیانگر یک زاویه نگاه به مسایل است. (اشاره به شش کلاه تفکر، اثر ادوارد دوبونو)

سه – تفکر کلان نگر برای حل مسایل بسیار مهم است. شما باید بتوانید که خودتان را از مشکل جدا کرده و بر کل موقعیتی که دربرگیرنده مسئله است، مشاهده نمایید. گویی بر هلکوپتری سوار شدید و از بالا بر مسایل نظر می اندازید. پا بیرون گذاشتن از مسئله، باعث شفاف تر شدن آن می شود

چهار- همواره سوال بپرسید. شما فقط یک نفر هستید با قدرت اندیشه یک ذهن. اگر می خواهید ذهن شما در حل مسئله الهام بخش باشد، باید قدرت اندیشه دیگران را هم به کار گیرید. اطلاعات را جمع آوری کنید، کتاب بخوانید، تحقیق کنید و تا آنجا که می توانید بیاموزید

پنج- تمرکز داشته باشید. اجازه ندهید که پریشان شوید. به میان کشیدن موضوعات بسیار، موفقیت را به تاخیر می اندازد. در هر مقطع زمانی، یک گام بردارید. آرام و با ثبات به پیش بروید

شش- واقع گرا باشید. اطمینان حاصل کنید که برنامه های شما تحقق یافتنی است. هیچ چیز به اندازه بزرگ کردن مشکل، تلاش برای غلبه بر یک چالش را آسیب نمی رساند. خارج کردن موضوعات از نسبت واقعی خودش، اطمینانی است از اینکه شما نمی توانید مسئله را حل کنید

هفت- کار را دنبال کنید و آنچه را که شروع کرده اید تمام کنید. اگر یک مسئله را با موفقیت تمام کنید بهتر از این است که ۱۰ مسئله را نیمه کاره رها کنید. پیدا کردن یک راه حل، حتی اگر کامل هم نباشد ارزشمند است. شما همواره می توانید آن را بهبود دهید

هشت- از آنچه که دارید، سپاسگزار باشید. حسادت بر موفقیت دیگران، هرگز به شما کمکی نمی کند تا مسایلتان را حل کنید. به یاد داشته باشید که هر فرد موفقی، مسایل خاص خودش را داشته و دارد.

نه- مسایل بزرگ را به مشکلات کوچکتر تقسیم کنید. شما چگونه یک سیب را می خورید؟ برای خوردن یک سیب، در هر لحظه یک گاز می توان بر آن زد. از ابتدای کار شروع کنید و به سمت تمام کردن آن پیش بروید. مطمئن باشید که روزی به پایان خواهد رسید

ده- یک مسئله را با دیگری جایگزین نکنید. وقتی دارید مسایل خود را حل می کنید، توجه کنید که مسئله جدیدی به جای یک مسئله قدیمی ایجاد نکنید . شما باید تمامی مسایل را در نظر آورید نه تعدادی از آنان را

یازده- اگر چیزی به خوبی کار نکرد، از آن یادبگیرید و از آن بگذرید. درجا زدن در گذشته و یا شکست ها، هیچ فایده ای ندارد. شکست چیزی نیست مگر آنچه که نیاموخته اید. ادیسون گفت، من هزار بار شکست نخوردم، بلکه فهمیدم که هزار راه حل، کارایی ندارد

دوازدهم- در حالی که به پیش می روید، موفقیت هایتان را جشن بگیرید و به خود جایزه بدهید. تا انتها، متوقف نشوید. ما انسان و ضعیف هستیم. ما باید مانند بچه ها به خودمان جایزه بدهیم تا بتوانیم مسایلمان را به صورت موثری حل کنیم

سیزدم- رهبران تشویق دهنده را بیابید و از دزدان شادمانی، کناره بگیرید. در کنار خود تیمی از افرادی را بسازید که شما را به سوی هدف، حرکت می دهند. مسایل خود را به افراد حسود و یا ترسو نسپارید که حل کنند

چهاردهم- در زمان مصیبت و دشواری، تسلیم نشوید. اگر چالشی را بتوان به سادگی حل کرد که اسمش چالش نیست. کارتان را ادامه دهید. تلاش کنید. امیدوار باشید. یادبگیرید. به یاد داشته باشید که هر روز یک آغاز تازه است

پانزدهم – از خودتان انتظار بهترین تلاش را داشته باشید. آنقدر بر خود سخت نگیرید که شکست بخورید. اما در همین حال، آنقدر به خود آسان نگیرید که انگیزه تلاش نداشته باشید. هدف این است که به قدری بر خورد فشار وارد کنید که بتوانید کارتان را انجام دهید بدون اینکه به واسطه افراط گرایی شکست بخورید.


 درس ۱۲۳ – پنج مانع در تصمیم گیری

123

قالب های ذهنی

قالب های ذهنی، یعنی تمایل به درک مسایل به گونه ای خاص. این قالب ها باعث می شود که برای حل مسایل تنها برخی از اطلاعات را از حافظه مان بازیابی کنیم. در صورتیکه باید از همه آنچه یادگرفته ایم یا تجربه کرده ایم در حل مسایلمان استفاده کنیم. خوب است که به یاد داشته باشیم که قالب ذهنی ما قادر به حل همه مسایل نیست. ما باید انعطاف پذیر باشیم و بتوانیم مسایل متفاوت و تغییرات در مسایل را تشخیص دهیم

صلبیت در عمل

صلبیت در عمل، ناتوانی در استفاده از ابزارها و مفاهیم در دیگر کاربردهاست. این صلبیت در به کارگیری ابزارها و مفاهیم باعث می شود نتوان از آنها به صورت خلاقانه در حل مسایل استفاده کرد. هرچقدر بیشتر که از ابزار و مفاهیم در یک مسیر خاصی استفاده کنیم کمتر میتوانیم کاربرد دیگری از آن پیدا کنیم

تعصب در تایید

تعصب در تایید یعنی تنها شواهد و مدارکی را مورد تایید قرار دهیم که باعث تقویت فرضیات و عقاید ما شود و از نشانه ها و شواهدی که مغایر با فرضیات و عقاید ما باشد، صرف نظر می کنیم. بنابراین در حل مسئله، تنها شواهدی را مدنظر قرار می دهیم که در راستای راه حل مطلوب ما باشد. این خطرناک است زیرا تصمیم اتخاذ شده بر اساس شواهد و نشانه ها نیست بلکه بر اساس تعصبات و پیش داوری های ماست. بنابراین به دنبال بهترین جواب نیستیم، بلکه به دنبال تحقق، نظر شخصی خودمان هستیم.

در دسترس بودن

ما تمایل داریم که بر اساس اطلاعاتی که در لحظه در اختیارمان است، تصمیم بگیریم. البته گاهی باید سریع یا اینکه بر اساس اطلاعات موجود تصمیم گرفت. اما بیشتر اوقات می توانیم با گذاشتن زمان بیشتر، اطلاعات بیشتری گرد آوردیم. برای غلبه بر این مانع، قبل از تصمیم گیری از خود بپرسید «چه چیز دیگری برای دانستن وجود دارد؟»، «از کجا می توانم اطلاعات بیشتری گرد آورم؟»

ارزیابی نکردن پیامدها

برخی از تصمیم ها و راه حل ها به قدری خوب به نظر می رسند که ما سریعاً نسبت به آن اقدام می کنیم بدون اینکه تاثیر آن تصمیم یا راه حل را در دیگر جنبه های زندگی مان ببینیم. بنابراین لازم است پیامدهای تصمیم را بر تمامی جنبه های زندگی و شغلمان ببینیم.


درس ۱۲۴- تیم های حل مسئله

124

تیم های حل مسئله، یکی از موثرترین راهکارها جهت ایجاد نوآوری سازمانی است. برای اینکه این تیم ها به نتایج بهتری برسند، توجه به ۶ عامل زیر می تواند موثر باشد

یک – به تیم کمک کنید تا هرچه بهتر روش حل مسئله یکدیگر را بفهمند، اینکه هرکسی در مورد حل مسئله، چگونه فکر می کند. هرکس سبک خاصی در تفکر دارد، آنچه که روان شناسان می گویند: سبک شناختی. از این رو باید سبک های گوناگون تفکر یکدیگر را شناخت و تنوع در سبک ها را پذیرفت. در یک تیم حل مسئله لازم است که افرادی با سبک های گوناگون تفکر حضور داشته باشند. مدیریت تنوع، پایه مدیریت حل خلاقانه مسئله است

دو- استراتژی سازمان را مشخص کنید و اجازه دهید دیگران نیز آن را بدانند. اجازه دهید دیگران بدانند که اهداف بلند مدت و استراتژی های شما چیست. اعضا تیم لازم است بدانند که سازمان شما دارای چه نوع استراتژی است؟ استراتژی نوآورانه، رقابت جویانه ، کیفیت گرایانه یا …؟ اعضای تیم باید بدانند که سازمان از تیم حل مسئله چه انتظاری دارد و چگونه می خواند که آنها مسایل را حل کنند و جواب نهایی باید چه ارتباطی با اهداف بلند مدت و استراتژی سازمان داشته باشند.

سه – دیگران را در حل مسئله توانمند کنید و بهترین کسانی که قادر به حل مسئله هستند و زمان کافی دارند را برای تیم حل مسئله انتخاب کنید

چهار- تکنیک های خلاقیت را به افراد آموزش دهید. هرکسی به اندازه ای خلاق است. کافی است با آنها همراه شوید تا ببینید که در زمان فراغتشان و یا در زمان پرداختن به علایقشان چه می کنند. اما عملکرد خلاقانه آنها بهتر می شود، وقتی که برای آنها محیط مناسبی را فراهم آورید، جایی که بتوانند خلاقانه عمل کنند و ابزارها و اموزش های لازم به آنها داده شود

پنج- به اضای تیم کمک کنید تا تغییرات را راهبرد کنند. نوآوری و حل خلاقانه مسایل منجر به تغییرات می شود. اما هر تغییری دو جنبه دارد: جنبه اول تغییر، رویداد و موقعیتها هستند و جنبه دوم تغییر، انسان ها هستند. این چیزی است که به آن دوران گذار هم می گویند. دوران گذار یعنی اینکه افراد باید بتوانند خود را با موقعیت های تغییر یافته ، هماهنگ سازند.

شش- به عنوان مهم ترین کار، پایگاه داده ای از سبک های حل مسئله افراد درست کنید. این کمک می کند تا افراد مناسب تری را گرد هم آورید. برای اینکار برخی از آزمون های روان شناسی سازمانی مانند تست بلبین و تسن استرانبرگ مفید است.


درس ۱۲۵ – پنج نکته برای رهایی از سکون و واماندگی

125

آیا شما از آن دسته افرادی هستید که تا زمانی که همه چیز آماده نباشد اقدامی نمی کنید؟ مردمان موفق کسانی هستند که به سوی اهدافشان حرکت می کنند حتی اگر همه چیز را از پیش معلوم نکرده باشند. آنها بر آنچه می خواهند تمرکز کرده و اقدام می کنند

در اینجا پنج نکته برای شکستن واماندگی و سکون بیان شده است

یک – ایده آل گرایی را کنار بگذارید. تلاش کنید تا بهترین کار خود را انجام دهید نه بی نقص ترین کار را. هیچ کس کامل نیست. گذاشتن زمان و انرژی برای انجام یک کار بی نقص باعث می شود از حرکت باز بمانید

دو – به جای استراتژی “آماده – خیز – رو” استراتژی “رو- آماده – خیز” را انتخاب کنیم. با قدم در راه نهادن، زمان ایجاد کنیم. به محض آنکه شروع می کنید به حرکت ، می توانید بخشی از مسایلتان را در حین حرکت حل کنید. بر اساس قوانین فیزیک، یک جسم متحرک تمیل به حرکت دارد و یک جسم ساکن نیز تمایل به سکون

سه – برای پایان کار تاریخی انتخاب کنید. به صورت واقع بینانه، برای پایان پروژه (مسایل) خود یک زمانی را مشخص کنید . هنگامی که شما قصد می کنید که تا تاریخ مشخصی پروژه تان را انجام دهید، انرژی و افکارتان بر پروژه متمرکز تر می شود

چهار- همراهان مسئولیت پذیر انتخاب کنید. برای انجام پروژه تان ، این افراد را به یاری طلبید. وقتی شما نسبت به دیگران احساس مسئولیت کنید، کمتر احتمال دارد که در کار خود تنها گذاشته شوید

پنج – در تصمیم گیری مردد نباشید. با کنار گذاشتن تردید در تصمیم گیری، نه تنها می توانید تصمیم های عقلانی تری بگیرید بلکه می توانید سریعتر نیز اقدام کنید. مهارت در تصمیم گیری را با تصمیم های ساده روزانه تمرین کنید. به عنوان مثال تنها ۱ دقیقه به خود وقت دهید تا از منوی رستوران غذایی را انتخاب کنید.


 درس ۱۲۶ – چهار نکته برای بهبود تمرکز

126

مردم دو دسته اند: کسانی که می توانند در آشفتگی کار کند و کسانی که آرزو می کنند که می توانستند در آشفتگی کار کنند. همانطور که ورزشکاران استقامت بدنی شان را از طریق گذر از نقطه خستگی افزایش می دهند، استقامت ذهنی را نیز می توان از طریق گذر از نقطه آشفتگی افزایش داد. همانطور که دوندگان از طریق اهمیت ندادن به مخالفت های جسمشان می توانند به پیروزی برسند، با نادیده هرزگردی های فکر می توان به ذهنی توانمند دست یافت. برای امتداد تمرکز، وقتی مغز شما خسته است، باید دامنه توجه تان را گسترش دهید و تلاشی ذهنی داشته باشید

در هر لحظه به یک موضوع فکر کنید

اگر احساس می کنید که دارای ذهن پراکنده ای هستید، به جای سرزنش خود، کارهای خود را اولویت بندی کرده و برای انجام هر کاری، زمانی را مشخص کنید. هنوز هم احساس می کنید که نمی توانید بر پراکندگی ذهنی غالب شوید؟ کارهای خود را روی کاغذ بنویسید تا چیزی را قلم نیاندازید. داشتن دفتری برای شرح وظایف و کارها به این معنی است که از مغز خود به عنوان “تابلو یاداشت های یادآوری کننده” استفاده نمی کنید که نتیجه اش به کار گیری تمام توجه در انجام مهم ترین کار است

غلبه بر تاخیر

آیا احساس تمرکز ندارید؟ شاید کاری که باید انجام دهید را به عقب انداخته اید. انجام کاری که هنوز شروع نشده است، خیلی طول خواهد کشید.

اگر خواستید که یکی از کارهایتان را به عقب بیادازید، به خود بگویید : «آیا باید اینکار را انجم دهم؟ آیا می خواهم که این کار انجام شود در صورتیکه ذهنم روی آن مستقر نشده ؟ آیا اگر آن را به تاخیر بیاندازم ، ساده تر می شود؟» این پرسش ها باعث می شود که ذهن شما نسبت به انجام کارها تشویق شود زیرا مستقیماً با این واقعیت روبرو می شود که نباید آن را کنار بگذارد و عقب انداختن تنها باعث احساس خطاکار بودن می شود و طاقت ذهن در انجام کار را کاهش می دهد

دید محدود

ذهن را همانند دوربین و چشم را همچون روزنه آن تصور کنید. در اغلب اوقات چشم ها تصویر همه چیز را به داخل می تابند و ذهن در حالت فوکوس گسترده است. در این حالت می توان به موضوعات بسیاری در هر لحظه تفکر کرد و کاملاً در ارتباط با موضوع دیگری عمل کرد ؛همانند صحبت با یک دوست و تنظیم موج رادیو، هنگام رانندگی با سرعت کم

اگر در حال آزمونی باشید که نیاز به تمرکز کامل دارد، چه می کنید؟ فقط به مطالب درسی نگاه می کنید زیرا هرآنچه که در معرض دید قرار نگیرد، ذهن هم به آن توجه نمی کند

به گونه ای مشاهده کنید که گویی یک بار می بینید

آیا می خواهید بدانید که چگونه می توان به جای پراکندگی ذهن و از این شاخه به آن شاخه پریدن در «اینجا و اکنون» حضور داشت؟ وقتی که چشم موضوعی را دوبار می بیند، پذیرش بی قید و شرط آن را رها می کند. از این رو است که به علت نداشتن توجه، هزاران موضوع جالب، ما را از کار اصلی باز می دارد

دفعه دیگری که ذهن شما هزاران کیلومتر آن سوتر رفت، کافی است که نگاهی به اطراف خود بیاندازید و در آنچه مشاهده می کنید، دقیق شوید.


 درس ۱۲۷ – نردبان استنتاج

127

نردبان استنتاج، مدلی است که فرایند ذهنی افراد در مشاهده موقعیت ها، ترسیم نتایج و اقدام به عمل را در بر می گیرد. هنگامی که می گویم” واقعیت این است که …” بر اساس انتخاب اطلاعات، پیش زمینه های فرهنگی و فردی، قضاوت، اعتقادات و فرضیات است. چرا پرداختن به این موضوع مهم است؟ زیرا بین آنچه که می بینیم و واکنشی که نشان می دهیم، مراتبی وجود دارد. اگر فرایند فکری خود را درک کنیم، می توانیم به سطوح بالاتری از تفکر دست یابیم
 
 

پله های نردبان استنتاج شامل موارد زیر است

یک – مشاهده داده ها

وقتی که واقعه ای رخ می دهد، بلافاصله فرایندهای ذهنی، بخشی از داده ها را مشاهده می کنند. به بیان دیگر، دید ما به صورت طبیعی تار است و تنها بخشی از اطلاعاتی که در معرضش قرار میگیرد را جذب می کند

دو – جمع آوری داده ها

ما اطلاعاتی را جمع آوری می کنیم که بر اساس دریافت های خودمان درست بوده و متناسب با تعصب های فرهنگی مان باشد. بنابراین هیچ داده ای خالص نیست و هر داده ای توسط کسی که آن را ارزیابی می کند، متاثر است

سه – نتیجه گیری

قضاوت، نتیجه گیری و استنتاج بر پایه اطلاعاتی است که گردآوری کرده ایم. قضاوت و استنتاج ما نیز پایه عمل و رفتار ماست. بنابراین یک اطلاعات می تواند منجر به نتیجه گیری متفاوت شود

چهار – شکل دهی ساختار ذهنی

اعتقادات، فرضیات، مدل های ذهنی و نتایجی که در مورد یک واقعه یا الگویی از وقایع می رسیم، منجر توسعه ساختار ذهنی ما می شود. ما وقایع و جهان پیرامونمان را از فقط از منظر خاصی مشاهده می کنیم و هرچه بیشتر از این منظر دست به استنتاج می زنیم در ما ثابت تر شده و ساختار ذهنی ما را غیرمنعطف تر می کند

نکات

– بازنگری فرضیات، چه ارزشی دارد؟ اغلب مردم در دام تمایلات خود می افتند. برای اجتناب از افتادن در این دام در حل مسئله، باید از خود پرسید: «چه فرضیاتی را در این باره دارم که مانع می شود به درک عمیق تری از این مسئله برسم ؟» همانطور که سعی داریم مسئله را بهتر بفهمیم، ممکن است که حتی مسئله را شکل دهی مجدد نماییم

– آگاه شدن از استدلال خود، چه ارزشی دارد؟ مردم اغلب تمایل دارند که رفتارهای دفاعی داشته باشند؛ مثلاً کنترل وقایعی که کمتر بر آن کنترل است، عمل به گونه ای که گویی دائماً تحت نظر هستند و اینکه هیچ وقت نمی گویند «من نمی دانم». بهتر است چنین بگوییم: «آن طور که متوجه شدم، شما از “ایکس” سخن می گویید که این موضوع منجر به “وای” می شود و نتیجه آن هم “زد” است … آیا تفکر شما را به درستی دنبال کردم؟». ما نباید موضوعات پیچیده را به آن صورتی که خود می خواهیم خلاصه کنیم و یا موضوعاتی که نمی توانیم برایش سرنخی پیدا کنیم را در ذهنمان ببندیم

– کاویدن استدلال دیگران، چه ارزشی دارد؟ وقتی افراد یک تیم، مشترکاً عملکردی ناپخته دارند، نتیجه آن به کاری گیری روش های مدافعانه است. وقتی که آنها روش تفکرشان را متقابلاً می پذیرند، می توانند بدون آنکه متوسل به خشونت شوند، از نحوه استدلال یکدیگر آگاه شوند.

یکی از کاربردهای مهم نردبان استنتاج این است که در ابتدای پروژه معرفی شود. وقتی که اعضای تیم، به صورت فردی متعهد می شوند که اعتقادات و فرضیاتشان را بررسی کنند، با یکدیگر صریح شده و زمان زیادی که می تواند در مجادله از بین برود را صرفه جویی کنند.


 درس ۱۲۸ – دوازده گام در تصمیم گیری های مهم

128

گام ۱- چه کسی باید تصمیم بگیرد؟ اول از همه، شاید شما به مسئله ای می پردازید که مسئله شما نیست. مطمئن باشید که پا در کفش دیگری نکرده اید، اگر چه قصد بدی هم نداشته باشید. اگر شما کسی هستید که باید تصمیم را بگیرد، به گام های بعد بروید

گام ۲- چرا فکر می کنید که این یک مسئله است؟ قبل از اینکه اقدام به یافتن راه حل یا گرفتن تصمیم نمایید مطمئن شوید که این مسئله معتبر است. مطمئن شوید که تمام کسانی که در مسئله ذینفع هستند را مورد توجه قرار داده اید. با دیگر همکارانتان هم صحبت کنید که مطمئن شوید شما و آنها درک درستی از مسئله دارید. شما به کسانی نیاز دارید که در مورد مسئله رک بوده، تاثیر گذار بوده ، قدرت ریسک پذیری داشته باشند، کسانی باید باشند که دیدگاه هایشان با شما متفاوت باشد و نسبت به حل مسئله مشتاق باشند. گاهی مسئله ای ناگهانی بوجود می آید اما وقتی که زمانی صرف بررسی ابعاد مسئله می کنید متوجه می شوید که در مورد مسئله بیش از اندازه نگران بوده اید. این موضوع اغلب زمانی اتفاق می افتد که احساسات بر عقل غلبه دارد. به عنوان مثال، وقتی که کسی در مورد موقعیتی اظهار گلایه می کند، آیا دیگران نیز با او هم عقیده اند؟ آیا بین مشتریان دائمی و کسانی که همواره ناراضی اند، وجه مشترکی وجود دارد؟ ابتدا بررسی هایتان را عمیق کنید که آیا با یک مسئله واقعی روبرو هستید، سپس اقدام کنید به یافتن راه حل. وقتی چیزی خراب نیست نیاز به تعمیر ندارد. وقتی که مطمئن شدید که با یک مسئله روبرو هستید، گام های بعدی را بردارید

گام ۳- مسئله کجاست؟ آیا مسئله داخلی است یا خارجی؟ آیا در بخش شماست یا در بخشی دیگر؟ آیا در بخش خاصی از شبکه وجود دارد؟ آیا شامل همه افراد می شود یا بخشی از آنان؟ قبل از اینکه به حل مسئله بپردازید، خاستگاه آن را مشخص کنید

گام ۴- مسئله چه زمان رخ می دهد؟ آیا در زمان مشخصی رخ می دهد؟ آیا در زمان های پرکاری رخ می دهد؟ با مشخص کردن زمان رخ داد مسئله می توان به علت آن پی برد

گام ۵- علت مسئله چیست؟ عوامل تاثیر گذار در مسئله چیست؟ نداشتن اطلاعات و دانش، ابزار نامناسب، انتظار نادرست افراد، تعداد کم افراد در انجام امور، مشکلات در فرایند یا طراحی، نداشتن کنترل و ….؟ با کمک همکارانتان، علت اصلی بروز مسئله را بیابید. تا زمانی که علت مسئله را نیافته اید، تلاش برای یافتن راه حل بیهوده است

گام ۶- مسئله تا چه حد پیچیده است؟ هرچقدر مسئله پیچیده تر باشد، باید در آن عمیق تر شد. میزان پیچیدگی مسایل بستگی به اطلاعاتی دارد که برای فهم درست مسئله لازم است. نگران نباشد از اینکه مجبور شوید به عقب برگشته و فرضیاتتان و شرایط را مرور کنید تا اینکه نسبت به درک درست مسئله مطمئن شوید

گام ۷- موارد ضروری کدام است و چگونه باید اولویت بندی شود؟ برخی از مسایل مهم تر از بقیه هستند. هرگز زمان خود را صرف یک مسئله پیچیده کم اهمیت نکنید در صورتیکه یک مسئله ساده بزرگ وجود دارد

گام ۸- نتیجه مطلوب چیست؟ وقتی که با یک تصمیم گیری بزرگ روبرو هستید، گم شدن در جزئیات و شرایط به سادگی رخ می دهد. لیستی از موارد موافق و مخالف، مزایا و معایب، اهداف کوتاه مدت و بلند مدت تهیه کنید تا مطمئن شوید که خروجی مورد نظر شما تاثیر و کارایی لازم را دارد. درباره اهداف، گزینه ها و خطرات فکر کنید. در مورد آنچه که می خواهید انجام دهید باید کاملاً توجیه و آگاه باشید. واقعیاتی که موجود است را مرور کنید تا توسط ناخودآگاه شما جذب شود. قبل از آنکه به گام بعدی بروید، اجازه دهید این اندیشه در ذهن شما پخته شود

گام ۹ – راه حل های احتمالی برای حل مسئله کدام است؟ طوفان ذهنی، یک ابزار اصلی برای یافتن راه حل های یک مسئله است مگر اینکه با یک مسئله فردی روبرو باشید. تمامی ایده ها و راه حل ها را بر روی وایت برد بنویسید و آنگاه مهم ترین آن را انتخاب کنید. در ابتدا موافقین و مخالفین راه حل ها را مشخص کنید. برای هر گزینه ریسک و هزینه آن را معلوم نمایید و برای گرفتن تصمیم نهایی آماده باشید

گام ۱۰- تصمیم نهایی را بگیرید. باید بدانید که از چه مسیری می خواهید بروید. نسبت به راه حلی که اتخاذ می کنید متعهد باشید. متوجه باشید که نمی توان تشخیص داد که راه حل اتخاذ شده صد در صد درست است. نمی توانید آینده را پیش گویی کنید اما برای ارزیابی راه حل براساس منفعت و خطرات آن، هر اقدامی که می توانید را انجام دهید. تصمیم تان را بگیرید و نگران نباشید چه می شود و به عقب بر نگردید. در مرحله انتخاب راه حل نهایی، کار را به درازا نکشانید و وارد جزئیات نشوید. نسبت به خود اعتماد داشته باشید زیرا شما می توانید در مورد پیامدهای راه حل، واکنش های مناسب داشته باشید

گام ۱۱- تصمیم نهایی خود را برنامه ریزی کرده و آن را اجرا کنید. در اینجا شما باید مشخص کنید که چه می خواهید انجام دهید و مشخص کنید که در چه زمان و چگونه می خواهید آن را به انجام برسانید. در نگرش خود واقع بین باشید. آیا می توانید فعالیت های لازم برای تحقق راه حل نهایی را انجام دهید؟ آیا منابع کافی دارید؟ بودجه شما چقدر است؟ آیا محدودیتی در زمان دارید؟ آیا از تسهیلات لازم برخوردارید؟ چه گام های را باید بردارید؟ چه سیستم ها یا فرایندهایی باید در سازمان شما تغییر یابد؟ وقتی که برنامه تان کامل شد، باید آن را به اجرا بگذارید. جدولی درست کنید که شامل شروع و پایان فعالیت هاست و نقاطی که نشان دهنده موفقیت های میانی است (مایل استون) را معلوم کنید. مطمئن شوید که مجریان می توانند برنامه را به خوبی انجام دهند و همه افراد دست اندرکاران با یکدیگر ارتباط درستی داشته و گردش اطلاعات از پیشرفت برنامه در اختیار تمام کسانی که لازم است می رسد

گام ۱۲- دائماً بررسی کنید که آیا فرایند اجرای راه حل به خوبی پیش می رود یا نه. خوب است که جلسات منظم روزانه یا هفتگی داشته باشید تا از پیشرفت درست کار راضی باشید. مطمئن شوید که همه چیز بر اساس برنامه پیش می رود. بر اساس گزارش ها، نظرسنجی ها و بازخوردهای افراد و تنش بین افراد متوجه میزان موفقیت خود باشید. از این فرصت استفاده کنید که چه چیزهایی را باید برای آینده یاد بگیرید. اگر همچنان مسئله باقی مانده است یا انتظارات شما برطرف نشده است، همکارانتان را صدا بزنید. ببینید که آیا برنامه واقع بینانه است، آیا منابع کافی بوده، آیا اولویت بندی ها درست بوده است. اگر لازم شد، باید برنامه را تغییر داد. حتی اگر لازم شد این ۱۲ گام را نیز مجدداً انجام دهید تا جایی که مسئله کاملاً حل شود.


 درس ۱۲۹ – دو فرضیه غلط در حل مسئله

129

فرضیه ۱ – کسانی که دارای تحصیلات دانشگاهی هستند، بهتر از دیگران می توانند مسایل را حل کنند

تقریباً همه انسان ها معتقد به این عقیده هستند و بهترین راه برای دست برداشتن از این عقیده، صحبت کردن با فارغ التحصیلان دانشگاهی است. در بهترین حالت، دانشگاه یاد می دهد که چگونه می توان خلاقانه اندیشید و همچنین اینکه یادگیری هیچ پایانی ندارد. در بدترین حالت، دانشگاه منجر به خویشتن درست پنداری شده، فارغ اتحصیلان می پندارند که مدرکشان جلوی هرگونه خطای ذهنی آنها را می گیرد

اگر این فرضیه دارای حقیقت باشد، تحصیلات دانشگاهی منجر به هوشیاری می شود. اما همانطور که رفتن به بانک باعث پولداری نمی شود، مگر اینکه پول خودتان را بگیرید، رفتن به دانشگاه هم منجر به هوشیاری نمی شود. به بیان دیگر، اگر کسی با هوشیاری ذاتی خود به دانشگاه برود می تواند هوشیارتر شود. عبارت «من هوشیارم چون به دانشگاه رفتم» مانند این عبارتست از «من پولدارم چون چندین حساب بانکی دارم»

فرضیه ۲- برای حل یک مسئله، مشاوره با متخصصان مفیدتر است تا تلاش برای حل آن

این فرضیه در حالتی درست است که شما هیچ ایده و عقیده ای را از خودتان نداشته باشید. بهتر است که هرکس خودش بتواند مسایلش را حل کند تا اینکه از یک راه حل موجود که کارشناسان ارائه می دهند، استفاده کند. برخی از دلایل این موضوع عبارتند از

  • وقتی که خودتان مسئله ای را حل می کنید، اعتماد به نفستان بالا رفته و این موضوع در دیگر جنبه های شخصیت شما هم تاثیرگذار است
  • در حل یک مسئله، ممکن است به چنان راه حلی برسید که کسی قبل از شما به آن راه حل نرسیده باشد. به این ترتیب به دانش بشری هم چیزی افزوده اید
  • وقتی که مسئله ای را خودتان حل می کنید، مهر خودتان هم پای راه حل می خورد و بهتر از بقیه می توانید آن را توصیف کرده و یا به کارگیرید
  • وقتی که مسایلتان را خودتان حل می کنید، وابستگی شما به کارشناسان کمتر می شود.

درس ۱۳۰ – کشف مسئله

130

هنگامی که خار کوچکی در کف پایتان برود چگونه آن را از پا در می آورید؟ اول کف پایتان را روی زانو می گذارید تا بتوانید آن را دقیق تر مشاهده کنید. بعد با یک سوزن به ناحیه ای که احساس درد دارید می کشید تا سر خار را پیداکنید. شاید هم کمی آن محل را تر کنید تا سر خار راحتتر دیده شود. کشف مسئله نیز چنین حالتی دارد.
کشف یک موضوع با مشاهده میسر است. کسانی در کشف مسئله موفق ترند که از توان مشاهده بهتری برخوردار باشند. به قول پاسکال : در میدان کشف، شانس به کسانی روی می آورد که از توان مشاهده بهتری برخوردارند. مشاهده گر خوب کسی است که می تواند تفاوت ها را دریابد. انسان هایی که مشاهده گر خوبی نیستند در نگاه به اجسام و جریان ها، تشابه ها را می بینند. مثلاً انسان های معمولی می گویند، این یک سیب است ولی یک مشاهده گر می تواند بگوید این چه نوع سیبی است، از چه درختی چیده شده است، در چه زمانی و چگونه چیده شده است، مربوط به کدام منطقه است، چگونه نگهداری شده است و بسیار اطلاعات دیگر که بقیه افراد در آن باره نمی دانند.
به بیان دیگر یک انسان معمولی مو می بیند و یک مشاهده گر پیچش مو. البته بسیاری از انسان ها اصلاً مو را هم نمی بینند.
در تعریف مسئله گفتیم که مسئله یعنی فاصله بین وضع موجود و وضع مطلوب. بنابراین برای حل مسئله در ابتدا باید این فاصله را دید. کسی که پی به وجود این فاصله نبرد هیچ گاه نمی تواند آن را حل کند. برخی از افراد تصوری از وضع مطلوب ندارند در نتیجه به یک روال روزمره ادامه می دهند. آنها از وضعیت خویش احساس خوبی ندارند و می دانند که باید تغییری صورت پذیرد اما نمیدانند به چه اندازه و در چه جهت. از طرف دیگر افراد آرمان گرا هم قادر به تحلیل وضع موجود نیستند از این رو راه تحقق آرمانشان را نمی توانند پیدا کنند.
کشف مسئله و دیدن تفاوت ها یک توانایی است که قابل رشد است. برای این منظور روش هایی نیز طرح شده اند که انجام آن کمک به یافتن مسئله می کند. برخی از مهم ترین این روش ها عبارتند از:
یک- مقایسه با دیگران یا بهترین‌ها
مقایسه با بهترین ها یعنی الگوبرداری. کسی (سازمانی، مردمی و …) که فقط خود را می بیند، بناچار تصور می کند که بهترین است زیرا کس دیگر را نمی بیند. از این رو تلاشی نیز جهت بهبود عملکرد خویش ندارد.
دیدن دیگران از منظر الگوبرداری، اول از همه نیاز به کنار گذاشتن خودبینی دارد. در الگو برداری باید نقاط قدرت دیگران را یافت. کسی که نقاط قوت دیگران را می یابد و آن را با توانایی مشابه خود مقایسه می کند، پی به فاصله میان آن می برد و تلاش می کند تا خود را از این زاویه بهبود دهد. این موضوع موجب غبطه خوردن می شود. غبطه خوردن عکس حسادت است و انگیزه مثبتی را موجب می شود ولی حسادت منجر به تخریب می شود.
کسی که الگویی ندارد، به این معنی است که الگویش خودش است و بنابراین فاصله ای را درک نکرده و از این منظر نه مسئله ای می یابد و نه مسئله ای را حل می کند.
معمولاً نمی توان یک الگوی همه جانبه یافت. چنین الگویی بسیار نادر است. هر الگوی می تواند از یک زاویه و وجه خاص باشد. بنابراین برای بهبود همه جانبه نیاز به طیفی از الگوها وجود دارد.
دو- مشاهده نشانه‌ها
هر مسئله ای دارای نشانه هایی است که با یافتن آن نشانه ها می توان مسئله را کشف کرد. این روشی است که پزشکان در تشخیص بیماری از آن استفاده می کنند. مثلاً پزشک با دیدن دانه های قرمز در بدن تشخیص می دهد که بیماری سرخک است. هرچقدر که پزشک زودتر بتواند این نشانه های بالینی را پیدا کند و بیماری را تشخیص دهد، درمان ساده تر است. به همین صورت هرچقدر زودتر بتوان نشانه های یک مسئله را دید و مسئله را کشف کرد، حل آن ساده تر می شود.
نشانه شناسی بالینی یکی از دروس تخصصی پزشکان است و پزشکان باید قبل از روبرو شدن با بیمار، بر این نشانه ها تسلط داشته باشند. کسی که می خواهد در مسئله توانمند شود باید بر نشانه هایی که در آن حوزه است، تسلط پیدا کند. یکی از بهترین نشانه ها، نارضایتی (به حق) کسانی است که با ما کار می کنند. انتقادها و بازخوردهای کلامی یا رفتاری دیگران یکی از نشانه هایی است که اگر به ان توجه و مورد مداقه قرار گیرد بسیاری از مسایل را آشکار می سازد.
سه- مقایسه عملکرد با اهداف یا عملکرد گذشته
یکی دیگر از راه هایی که منجر به شناخت مسئله می شود، مقایسه عملکرد با اهداف است. چنانچه عملکرد ها با اهداف تفاوت محسوسی داشته باشد، بیانگر وجود مسئله است. حال یا اهداف به صورت واقع بینانه تدوین نشده که باید چگونگی تدوین هدف بررسی شود و یا اینکه اهداف به خوبی تدوین شده اما مشکل در برنامه ریزی و اجراست که باز هم در اینجا میتوان به وجود مسئله پی برد. در هر صورت عدم انطباق مسایل با اهداف، نشانگر مسئله است.
چنانچه هدفی وجود نداشته باشد، می توان عملکرد کنونی را با عملکرد گذشته و در زمانی که رضایت نسبی از آن وجود داشته مقایسه کرد. اگر بین وضعیت کنونی با وضعیت گذشته تفاوتی باشد، باز بیانگر مسئله است و باید این مسئله را پیدا کرد.
چهار- چک لیست‌ها یا مقایسه با استانداردها
استانداردها بر اساس تجربه و آزمایش نمونه های متعدد به وجود آمده اند. بنابراین چک لیست ها حالت الگویی دارند. بر اساس انطباق وضعیت کنونی با چک لیست ها و یافتن مغایرت ها می توان به وجود مسایل پی برد.
پنج- طوفان ذهنی
طوفان ذهنی یعنی شکستن چارچوب ها. وقتی که ذهن ما چارچوب دارد، خیلی از مسایل از ذهن ما پنهان می ماند چه برسد به اینکه کشف شود. با طوفان ذهنی می توان این چارچوب ها را تضعیف و یا در هم شکست.
کاربرد این روش وقتی است که از طریق دیگر روش ها، مسئله ای پیدا نشده است و البته پیدا نکردن مسئله در امور خودش مهم ترین مسئله است. برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید
شش- بازی ایفای نقش یا همذات پنداری
در بررسی یک موضوع جهت کشف مسئله لازم است که تمامی افراد ذینفع در آن باره حضور داشته باشند زیرا هر فرد از منظر خود موضوع را نگاه کرده و در کنار هم قرار دادن این نظرات، منجر به مشاهده کامل تر می شود.
اما حضور همه افراد ذینفع کاری دشوار است. بنابراین در بازی ایفای نقش، برای جبران کسانی که نیستند، عده ای نقش آنها را بازی می کنند. یعنی اینکه هر کس از حاضران، خود را جای یکی از افراد دینفع غایب می گذارد و سعی می کند فقط از منظر او مسئله را بررسی کند. به عنوان مثال در یافتن مسایل مربوط به مسکن، لازم است کسانی نقش وزیر مسکن، رئیس اصناف پیمانکاران، رئیس بانک، خریداران خانه و مطبوعات چالش گر را بازی کند.
بهتر است کسانی نقش بپذیرند که تجربه آن کار را داشته باشند و بتوانند با نقش خود همذات پنداری کنند
 
هفت- استفاده از سوالات پی در پی چرا
سوالات پی در پی چرا برای رسیدن به علت های بنیادین نهفته در یک مسئله است. در این روش در مواجه با یک نشانه، از خود می پرسید چرا. این چرا ها را نیز تا چند بار ادامه می دهید تا به ریشه های اصلی مسایل پی ببرید
این روش بیانگر این موضوع است که ما فرصت نداریم که همه مسایلی که با آن روبرو هستیم را حل کنیم. بنابراین به جای حل تعداد زیادی مسئله، می توانیم مهم ترین آنها را پیدا کنیم، یعنی مسائلی که اگر حل شود، طیفی از مسایل خود به خود حل شده اند.برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیلک کنید
 
هشت- استفاده از سوالات چه کسی؟ چه زمانی؟ کجا؟ چگونه؟
روش سوالات پی در پی چرا، حرکتی عمقی است در صورتی که سوالات چه کسی، چه زمانی، کجا و چگونه حرکت در سطح است. با این سوال می توان به مسایل اجرایی پی برد. به عنوان مثال با دیدن چراغ های روشن در طول روز می توان پرسید: چه کسی مسئول خاموش کردن این چراغ هاست؟ چه زمانی باید این چراغ ها را خاموش کند؟ محل خاموش کردن چراغ ها کجاست؟ چگونه این کار را انجام می دهد؟ به این ترتیب با یافتن پاسخ و تفسیر آن می توان به مسایل موجود پی برد.
 
****
تمام روش های فوق می تواند منجر به کشف مسائلی شود، اما چگونه می توان متوجه شد که کدام یک از این روش ها برای هر مسئله مناسب است؟ این موضوع نیاز به هوشیاری دارد
تاکید استاد ایلیا بر سوال سازی انبوه است. سوال سازی انبوه در موضوعات می تواند منجر به افزایش هوشیاری شده و با افزایش هوشیاری، توان مشاهده مسایل نیز افزایش می یابد. از نگاه استاد ایلیا هوشیاری یعنی توان درک تغییرات. بنابراین دربرخورد با موضوعات لازم است که در ابتدا سوال سازی انبوه داشت. سپس می توان در صورت لزوم و هوشمندانه از هرکدام از این روش های فوق استفاده نمود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مرجع تخصصی آموزش و ارائه خدمات GD&T و پرینت 3 بعدی