دروس ۱۵۱ تا ۱۶۰

درس ۱۵۱ – قدرت تفکر تصویری

151

برخی متفکران از واژه ها استفاده می کنند و برخی متفکران از تصاویر. تفکر واژه ای فرایندی مرحله به مرحله و منطقی است. در تفکر واژه ای، فرایند حل مسئله از یک جزء یا یک قسمت آغاز می شود. متفکران انتقادی برای بیان یک مسئله ، ترجیح می دهند که درباره آن توضیح دهند.

تفکر تصویری کل نگر است. متفکران تصویری در برخورد با یک مسئله در ابتدا ابهام زیادی دارند اما ناگهان به صورت ناگهانی شروع به فهم آن می کنند. به همین جهت، متفکران تصویری برای فهم اطلاعات ، نیاز به زمان بیشتری دارند اما فهم نهایی آنها بیشتر از متفکران واژه ای است.

متفکران تصویری خود بر دو گونه اند: متفکرانی که ترجیح می دهند به صورت تصویری بیاندیشند و متفکرانی که فقط می توانند تصویری بیاندیشند زیرا در تفکر واژه ای خیلی ضعیف هستند. علت این موضوع معمولاً مشکلی است که در دوران کودکی برای شنوایی آنها ایجاد شده است

تفکر تصویری سریع و قدرتمند است زیرا اطلاعات در یک زمان و با یک نگاه تحلیل می شود اما تفکر واژه ای سرعت کمتری دارد زیرا هر واژه باید به صورت مجزا تحلیل شده و تا زمانی که تمام جمله شنیده نشود نمی توان معنی آن را فهمید.

متفکران تصویری می توانند کلیت یک موضوع را به صورت دقیق تری درک کنند. تفکر تصویری توام با نوآوری، الهام و تفکر واگراست. این موارد عناصر پایه برای تفکر خلاق هستند

متفکران تصویری در موارد زیر، قوی عمل می کنند

  • استفاده از تصاویر
  • موقعیت شناسی در رانندگی و یا کوهنوردی و یا یافتن یک مکان بدون دانستن مسیر
  • درک ایده کلی در یک لحظه و تقسیم آن به ایده های کوچکتر
  • کار با موضوعات پیچیده
  • کنار هم گذاشتن مجموعه ای از ایده های جدا از هم
  • مفاهیم انتزاعی ریاضی
  • گفتار تصویری
  • کار با کامپیوتر
  • به کارگیری الهام
  • حل مسئله خلاقانه
  • حافظه در مورد مکان ها، حوادث و مردم
  • هندسه، فیزیک و جغرافی
  • استفاده از استعاره ها و تصاویر کلامی
  • تفکر سه بعدی
  • دیدن الگوها
  • تجسم ریتم، ملودی و هارمونی

تمرین هایی برای افزایش توانمندی در تفکر تصویری

  • هرجا که ممکن است، کارها را به صورت تصویری انجام دهید
  • افزایش توانایی در تجسم مثلاً دیدن تصاویر در ذهن و یا تغییر تصاویر در ذهن
  • استفاده از ابزارهای گرافیکی در هنگام مطالعه
  • استفاده از نقشه کشی ذهنی (mind mapping) برای نگهداری ایده ها کنار هم و یافتن ارتباط بین آنها
  • تنظیم اولویت ها با بزرگ کشیدن موارد مهم در نقشه کشی ذهنی
  • استفاده از جدول زمانبندی در برنامه ریزی ها
  • تعیین ضرب العجل های میانی در پروژه های بزرگ
  • در ابتدا دیدن تصویر کلی، سپس رفتن سراغ جزئیات
  • دیدن همه کارها قبل از انجام تک تک آنها
  • طوفان ذهنی برای تولید ایده های متعدد
  • طبقه بندی اطلاعات
  • بعد از نوشتن پیام دیگران، یکبار متن نوشته شده را برای آنها بخوانید
  • از دیگران بخواهید که آنچه مورد نیاز است را یادداشت کنند، مثلاً یک ایمیل برای تایید بزنند
  • درخواست زمان برای گرفتن تصمیم های مهم
  • استفاده از وایت برد در جلسات
  • کشیدن تصاویر در هنگام گوش دادن
  • تایپ کردن به جای نوشتن با قلم و کاغذ
  • بلند خواندن گزارش ها و تکالیف برای فهم اینکه آیا طرز نوشتن و جمله بندی، حسی ایجاد می کند
  • ضبط جلسات، سخنرانی ها و آموزش ها و دیدن مجدد آنها
  • ایجاد عادت که کلید، موبایل، کیف پول و مواردی از این قبیل را در منزل یا محل کار یا اتومبیل، در جای مشخصی بگذارید
  • خواندن صفحه فهرست کتب قبل مطالعه صفحات داخلی (گرفتن تصویر کلی)
  • استفاده از نوارهای تجسم خلاق برای تمدد اعصاب و کاهش هیجان
  • یادگیری شنیدن صدای خود . برای این منظور هنگامی که تنها هستید بلند صحبت کنید
  • درست انجام دادن کارها و جایزه دادن به خود بابت آن

 درس ۱۵۲ – نقاط قوت و ضعف متفکران تصویری

152

نقاط قوت

کامیابی در پیچیدگی ها

جامع اندیشی

توانایی بالا در استدلال انتزاعی

علاقه شدید به پازل های مشکل

اشتیاق به حافظه بصری

خیال پردازی خلاق

داشتن درک متفاوتی از طنز

رویا پردازی در بیداری – زندگی مملو از فانتزی

بهتر در تحلیل های ریاضی تا محاسبات عددی

بهتر در درک مطلب تا رمزگشایی

معمولاً بهتر در فیزیک تا شیمی

مسحور در کامپیوتر به خصوص گرافیک کامپیوتری (در آقایان)

مشتاق در دیدن تلویزیون

علاقه زیاد به موسیقی

نقاط ضعف

توانایی ضعیف در حافظه شنیداری، ناتوانی در حفظ یک دستورالعمل سه مرحله ای

مشکل در به خاطر سپاری واقعیت ها

ضعیف در حفظ کردن جدول ضرب

معمولاً کارهای ساده را مشکل می یابند

ضعیف در حساب، به خصوص جدول زمانبندی

دشواری در یادگیری آواز و صداها

معمولاً مشکل در تلفظ مگر اینکه قابل تجسم باشد

مشکل در یادگیری واقعیت های ریاضی

اجرای ضعیف در آزمون های زمان دار

پریشانی و بی توجهی در کلاس و جلسات

نامنظم، فراموشی جزئیات

متنفر از تمرین و تکرار

مشکل در کارهای نوشتنی

ارائه ناقص و درهم و برهم پروژه ها و تکالیف

دستخط ناخوانا

ضربتی کار، تمایل به اجرا و سپس فکر کردن


 درس ۱۵۳ – ۱۲۰ تمرین برای افزایش قدرت ذهن

153

      1. از جدول و بازی های فکری استفاده کنید
      2. از دست غیرغالب خود در مسواک زدن، شانه کردن یا استفاده از موس استفاده کنید. در یک زمان با هر دو دست بنویسید. قاشق و چنگال را جابجا در دست بگیرید
      3. ابهام را در آغوش بگیرید. یادبگیرید که از اضداد (پارادوکس) و خطاهای دیداری لذت ببرید
      4. نقشه کشی ذهنی را بیاموزید
      5. یکی از حواس خود را کنار بگذارید. چشم بسته غذا بخورید، از شاخه گوش استفاده کنید، با چشم بسته دوش بگیرید
  1. توانای خود در چشیدن مقایسه ای را افزایش دهید. مثلاً پنیر و شکلات و مواردی دیگر
  2. اشتراکات بین موضوعاتی که به ظاهر بی ارتباط هستند را پیدا کنید
  3. از کیبورد هایی استفاده کنید که جای حروف آن متفاوت است
  4. برای ابزار متداول، کاربرد های گوناگون بیابید. مثلاً چند کاربرد برای میخ می توانید بیابید، ۱۰ تا، ۲۰ تا …؟
  5. فرضیات خود را معکوس کنید
  6. تکنیک های خلاقانه را بیاموزید
  7. به یک جواب اکتفا نکنید
  8. واقعیت ها را معکوس کنید. از خود بپرسید : چه می شود اگر …؟
  9. تکنیک اسکمپر را فراگیرید
  10. تابلوها یا تصویر زمینه مونیتور را برعکس کنید
  11. نقادانه تفکر کنید. خطاهای متداول را پیدا کنید
  12. منطق را بیاموزید. معماهای منطقی را حل کنید
  13. ترسیم کنید. برای نقاشی نیاز نیست که یک نقاش باشید
  14. مثبت فکر کنید
  15. کارهای هنری کنید مانند نقاشی، موسیقی، مجسمه سازی و غیره
  16. در یک زمان چند کار را با هم انجام دهید
  17. غذاهای متناسب برای مغز بخورید مانند گردو، بادام، نان برشته، چای سبز و غیره
  18. سیر غذا نخورید. کمی گرسنه باشید
  19. نرمش های روزانه انجام دهید
  20. صاف بنشینید
  21. زیاد آب بخورید
  22. نفس عمیق بکشید
  23. بخندید
  24. به فعالیت های خود تنوع بدهید. برای خود مشغولیات ذوقی انتخاب کنید
  25. خوب بخوابید
  26. چرت میان روز داشته باشید
  27. موسیقی گوش کنید
  28. کارها را عقب نیاندازید
  29. وابستگی خود به تکنولوژی را کاهش دهید
  30. تحقیقات اینترنتی داشته باشید
  31. لباس های خود را تغییر دهید. پابرهنه راه بروید
  32. با خود بلند بلند صحبت کنید
  33. ساده سازی کنید
  34. شطرنج یا بازی های صفحه ای انجام دهید به خصوص شطرنجی که پیشرفت بازی توسط ایمیل باشد
  35. بازی های مغزی انجام دهید مانند سودوکو، جدول کلمات متقاطع و غیره
  36. کودک باشید
  37. بازی های ویدئویی انجام دهید
  38. شوخ باشید. جوک بسازید
  39. حد نصابی بگذارید که روزانه یا هفتگی، ایده های جدید بسازید
  40. یک بانک ایده داشته باشید
  41. به صورت منظم ، بانک ایده را مرور کنید و وضعیت اجرایی سازی آنها را بسنجید
  42. خود را مشغول مشاهدات موضوعی کنید. مثلاً در طول روز چند بار رنگ قرمز، یا ماشین های یک کمپانی خاص را می بینید
  43. نشریه ای را به صورت دایم بخوانید
  44. یک زبان خارجی بیاموزید
  45. در رستوران های متفاوت غذا بخورید، به خصوص رستوران های مربوط به ملل مختلف
  46. برنامه نویسی با کامپیوتررا یاد بگیرید
  47. کلمات بلند را از آخر به اول بنویسید. رگشلاچ
  48. محیط خود را تغییر دهید. جای اجسام را تغییر دهید. به مکان های ناشناخته بروید
  49. شعر بنویسد، داستان بنویسید، وبلاگ راه بیاندازید
  50. زبان نشانه ها را بیاموزید
  51. یک ساز موسیقی یاد بگیرید
  52. از موزه ها بازدید کنید
  53. در مورد روش کارکرد مغز مطالعه کنید
  54. تندخوانی را یاد بگیرید
  55. سبک یادگیری خود را کشف کنید
  56. به صورت ذهنی حدس بزنید که روزهای ماه، چند شنبه هستند
  57. به صورت ذهنی، گذر زمان را حدس بزنید
  58. تخمین بزنید. مثلاً تعداد برگ های جنگل آمازون بیشتر است یا تعداد نرون های مغز؟ جواب دهید
  59. با ریاضیات دوست باشید.
  60. روش هایی در خاطر سپاری داشته باشید
  61. مکان هایی که به خوبی می شناسید را تجسم کنید
  62. روابط جنسی صحیح داشته باشید
  63. نام افراد را به خاطر بسپارید
  64. مدیتیشن کنید. ذهن خالی را تجربه کنید
  65. فیلم هایی از ژانرهای مختلف ببینید
  66. تلویزیون را خاموش کنید
  67. تمرکزتان را تقویت کنید
  68. در ارتباط با طبیعت باشید
  69. محاسبات ذهنی انجام دهید
  70. روزی را برای حرکت آرام داشته باشید
  71. سرعت انجام کارهایتان را تغییر دهید. برخی را سریعتر و برخی را آرام تر انجام دهید
  72. در مقطع از زمان، یک کار انجام دهید
  73. به تعصب های خود هوشیار باشید
  74. کفش های دیگران را به پا کنید. ببینید دیگران مسایلشان را چقدر متفاوت حل می کنند یا چقدر متفاوت فکر می کنند. ببینید یک احمق چگونه کارهایش را انجام می دهد
  75. در موضوعات عمیق بیاندیشید
  76. زمانی برای تنهایی و تمدد اعصاب (ریلاکس بودن) کنار بگذارید
  77. خود را به یادگیری در تمام عمر، متعهد کنید
  78. به کشورهای خارجی سفر کنید. روش های گوناگون زندگی را بیاموزید
  79. نابغه ای را برای الگو برداری انتخاب کنید
  80. شبکه ای از دوستان حمایت کننده داشته باشید
  81. رقابت کنید
  82. تنها به کسانی که با شما موافقند نچسبید. با کسانی هم معاشرت کنید که با شما مخالفند
  83. طوفان ذهنی کنید
  84. نوع نگاه خود را تغییر دهید. از کوتاه مدت به بلند مدت و از فردی به جمعی
  85. ریشه مسایل را بیابید
  86. جملات قصار را جمع آوری کنید
  87. نوع رسانه خود را عوض کنید. به جای نوشتن، صدایتان را ضبط کنید و به جای کامپیوتر از کاغذ استفاده کنید
  88. ادبیات کهن بخوانید
  89. مهارت های خواندنی خود را تقویت کنید. خواندن موثر یک مهارت ضروری است. در آن تبحر پیدا کنید
  90. کتب را خلاصه سازی کنید
  91. خودشناسی کنید
  92. مشکلات خود را با صدای بلند تشریح کنید
  93. مشکل خود را برای یک اهل درد ، در میان بگذارید
  94. خط بریل بیاموزید. می توانید از لمس شماره های آسانسور، وقتی که داخل آن هستید شروع کنید
  95. از عطرهای گوناگون استفاده کنید
  96. حس های خود را ترکیب کنید. رنگ صورتی چه وزنی دارد؟ صدای عطر گل مریم، چیست؟
  97. مناظره کنید. از یک نظریه دفاع کنید. همچنین همان نظریه را بکوبید
  98. زمانی را برای پرورش مغز اختصاص دهید
  99. کنجکاو باشید
  100. خود را به چالش بکشید
  101. توانایی تجسم خود را زیاد کنید. حداقل روزی ۵ دقیقه تجسم کنید
  102. رویاهایتان را بنویسید. همواره دفترچه یادداشتی به همراه داشته باشید و به محض بیدار شدن از خواب رویاهایتان را بنویسید
  103. یاد بگیرید در بیداری رویای شفاف ببینید
  104. برای خود استراحت گاه ذهنی (تجسمی) داشته باشید
  105. برای انجام کارهای خود، زمانی معلوم کنید
  106. لغت نامه ای از لغات جالب داشته باشید. برای خود لغاتی را ابداع کنید
  107. مدیریت استرس داشته باشید
  108. ورودی های تصادفی داشته باشید. به صورت تصادفی برخی مجلات یا سایت ها را انتخاب و آنها را مطالعه کنید.
  109. هر روز از یک مسیر متفاوت بروید
  110. سیستم عامل متفاوتی را در کامپیوتر خود نصب کنید
  111. دایره لغوی خود را افزایش دهید
  112. از آنچه مورد انتظار است بیشتر تحویل دهید
  113. در حین پیاده روی مسایلتان را حل کنید یا با دوستانتان گفتگو کنید
  114. ضرب المثل ها را به صورت خلاقانه تغییر دهید
  115. هرروز را از شب قبلش برنامه ریزی کنید

 درس ۱۵۴ – لیست صدتایی برای افزایش خلاقیت

154

برای آنکه ضمیر ناخودآگاه تان را فعال کرده و آنچه در گوشه و کنار ذهنتان نهفته است را بیابید، این لیست صدتایی را کامل کنید. ۱۰۰ تا اصلاً زیاد نیست. شاید در ابتدا بترسید و فکر کنید شاید هفت هشت تا را بتوانید انجام دهید اما وقتی تکنیک را با جدیت انجام دهید، خودتان متعجب می شوید. لیست ۱۰۰ تایی، بزرگنمایی نیست بلکه کارآمدی تکنیک به این است که تعداد کم نباشد

انجام این تکنیک دو قاعده ساده دارد: این تکنیک را در یک مرحله انجام دهید ۲- مانند طوفان ذهنی، هز ایده ای که به ذهنتان می رسد را سریع بنویسید و در حین انجام تکنیک نسبت به ایده های خود قضاوت و یا ارزیابی نداشته باشید

سعی کنید از حداقل کلمات استفاده کنید و تا آنجا که امکان دارد به صورت فهرست وار به مطالب پاسخ دهید. اگر مواردی را تکراری نوشتید مهم نیست. این موضوع می تواند به شما نشان دهد که تا چه اندازه به موضوعات توجه دارید

لیست صدتایی که درباره هر کدام صد مورد بنویسید

۱۰۰ چیزی که از آن سپاسگزارم

۱۰۰ روش برای مراقبت از خودم

۱۰۰ روش برای آسیب رساندن به خودم

۱۰۰ کاری که در آنها خوب عمل می کنم

۱۰۰ چیز در مورد خود آنها را دوست دارم

۱۰۰ پرسشی که دوست دارم پاسخ آنها را بدانم

۱۰۰ راه برای بهبود زندگی ام

۱۰۰ کاری که در زندگی ام به پایان رسانده ام

۱۰۰ چیزی که نسبت به آنها احساس تنش دارم

۱۰۰ کاری که اگر فرصت داشتم انجامشان می دادم

۱۰۰ چیزی که به آن نیاز دارم یا می خواهم که انجامش دهم

۱۰۰ کاری که در آینده باید آنها را انجام دهم

۱۰۰ کاری که باید قبل از مرگ آنها را انجام دهم

۱۰۰ چیزی که درست است

۱۰۰ چیزی که غلط است

۱۰۰ دلیل برای اینکه می خواهم متعهد بمانم

۱۰۰ دلیل برای اینکه نمی خواهم متعهد بمانم

۱۰۰ چیزی که از شریکم انتظار دارم

۱۰۰ چیزی که شریکم از من انتظار دارد

۱۰۰ ترسی که هم اکنون دارم

۱۰۰ چیزی که قبلاً از آنها می ترسیدم

۱۰۰ دلیل برای پس انداز

۱۰۰ چیزی که من گم کردم

۱۰۰ چیزی که قربانی کردم

۱۰۰ ایده برای بازاریابی محصولاتم

۱۰۰ راه برای پول درآوردن

۱۰۰ راه برای ایجاد تغییر

۱۰۰ شغلی که دوست داشتم داشته باشم

۱۰۰ ترس برای میلیاردر شدن

۱۰۰ چیزی که به آن معتقدم

۱۰۰ کاری که از آنجام آن راضی هستم

۱۰۰ ارزش در زندگی ام

۱۰۰ راه برای کمک به دیگران

۱۰۰ چیزی که مرا آرام می کند

۱۰۰ چیزی که مرا عصبانی می کند

۱۰۰ قضاوتی که داشته ام

۱۰۰ چیزی که نمی توانم با دیگران به شراکت بگذارم

۱۰۰ چیزی که در مورد آن ناراحتم

۱۰۰ چیزی که در مورد آن عصبانی ام

۱۰۰ چیزی که در مورد آن غمگینم

۱۰۰ چیزی (مردم، محل و …) که دوستشان دارم

۱۰۰ کاری که هنگام افسردگی باید انجام دهم

۱۰۰ کاری که هنگام تنهایی باید انجام دهم

۱۰۰ قانونی که شکسته ام

۱۰۰ مهارتی که دارم

۱۰۰ احساسی که اکنون دارم

۱۰۰ خاطره از دوران کودکی

۱۰۰ چیزی که پدر و مادرم به من می گفتند

۱۰۰ کاری که در آن بخشنده هستم

۱۰۰ راه برای آنکه مولد تر باشم

۱۰۰ چیزی که از آن متنفرم

۱۰۰ چیزی که خواستارشان هستم

۱۰۰ مکانی که دوست دارم از آن بازدید کنم

۱۰۰ چیزی که دوست دام دیگران به من بگویند

۱۰۰ چیزی که دوست دارم بشنوم

۱۰۰ چیزی که دوست دارم به فرزندم بگویم

۱۰۰ چیزی که دوست دارم فرزندم درباره من بداند

۱۰۰ دلیل برای داشتن بچه

۱۰۰ دلیل برای نداشتن بچه

۱۰۰ صفت که مرا توصیف می کند

۱۰۰ تصمیمی که دیگران برای من گرفتند

۱۰۰ تصمیمی که اشتباه از آب درآمد

۱۰۰ کاری که باید انجام دهم اگر تا شش ماه دیگر بیشتر زنده نبودم

۱۰۰ انتظاری که دیگران از من دارند

۱۰۰ انتظاری که از خودم دارم

۱۰۰ چیزی که در مورد آن قضاوت نکردم

۱۰۰ راه برای خلاق تر بودن

۱۰۰ چیزی که خوب است همواره به همراه داشته باشم

۱۰۰ چیزی که اگر خانه ام آتش گرفت باید نجاتش دهم

۱۰۰ چیزی که می خواهم به پدر و مادرم بگویم

۱۰۰ چیزی که اصلاً نمیخواهم به پدر و مادرم بگویم

۱۰۰ ترس اقتصادی

۱۰۰ عذرخواهی که از خودم باید بکنم

۱۰۰ چیزی که باید کنترلشان کنم

۱۰۰ ترسی که نسبت به از دست دادن کنترل دارم

۱۰۰ دعای اجابت شده

۱۰۰ کسی که باید آنها را ببینم

۱۰۰ دلیل برای حسود بودن

۱۰۰ کسی که به آنها احترام می گذارم

۱۰۰ وظیفه ای که در انجامش سهل انگاری می کنم

۱۰۰ خاطره از گذشته

۱۰۰ چیزی که می خورم

۱۰۰ کاری که تمامش نکرده ام

۱۰۰ کاری که از اتمامش خوشحالم

۱۰۰ کاری که هرگز دوباره انجامش نمی دهم

۱۰۰ راه برای افزایش درآمد

۱۰۰ اصل برای زندگی مشترک

۱۰۰ کسی که می خواهم ببخشمشان

۱۰۰ کسی که می خواهم مرا ببخشند

۱۰۰ چیزی که در مورد خودم باید ببخشم

۱۰۰ اشتباهی که کردم

۱۰۰ درسی که یادگرفتم

۱۰۰ راه برای سلامت بودن

۱۰۰ چیزی که مرا به گریه می اندازد

۱۰۰ چیزی که مرا می خنداند

۱۰۰ کاری که باید به دیگران واگذارش کنم

۱۰۰ چیزی که برای روز تولدم می خواهم

۱۰۰ چیزی که از داشتن آن خسته شدم

۱۰۰ مسئولیتی که دوست داشتم آنها را نمی داشتم

۱۰۰ چیزی که می توانم در موردش ۱۰۰ چیز بنویسم


 درس ۱۵۵: ۱۰ دام ذهن

155

ذهن برای ما تله های متعددی چیده است. اگر نسبت به این دام ها، آگاه نباشیم، با موانع زیادی برای عقلانی فکر کردن روبرو هستیم که منجر به تصمیم های احمقانه و استدلال های نادرست می شود. برخی از مهم ترین دام های ذهنی عبارتند از:

یک – دام لنگر: چسبیدن به اولین ایده

«آیا جمعیت کشور ترکیه بیش تر از ۳۵ میلیون نفر است؟ تخمین شما چیست؟» محققان این سوال را از بسیاری از مردم پرسیدند و تخمین های آنها خیلی بیش از ۳۵ میلیون نفر نبود. همین سوال از گروه دیگری هم پرسیده شد با این تفاوت که برای گروه دوم، رقم ۱۰۰ میلیون نفر مطرح شد. گروه دوم هم جواب هایی که دادند، نزدیک ۱۰۰ میلیون نفر بود. در صورتی که جمعیت ترکیه حدود ۷۰ میلیون نفر است.

نکته: نقطه آغاز تفکر ، بر تمامی فرایند تفکر تاثیر می گذارد. درک، ایده ها، اطلاعات و تخمین های آغازین ، ادامه تفکر را حول خود نگه می دارد و اجازه آزادی فکر را نمی دهد.

این خطر از آنجایی خطرناک است که عده ای آن را عامدانه به کار می برند. مثلاً فروشندگان در ابتدا قیمت بالا را به شما می دهند و این قیمت در ذهن شما حک می شود. سپس وقتی قیمت پایین تری را می دهند شما آن را می پذیرید.

برای اجتناب از این خطا، اقدام های زیر می تواند موثر باشد

همیشه یک مسئله را از جنبه های گوناگون بنگرید. قبل از حل مسئله ، صورت مسئله را به صورت های گوناگون برای خود بنویسید

قبل از اینکه از دیگران مشورت بگیرید، حداکثر اطلاعات را کسب کنید و خودتان به یک راه حل و نتیجه گیری برسید. به این ترتیب تحت تاثیر مشاور قرارنخواهید گرفت

اطلاعات را از یک منبع کسب نکنید و از منابع گوناگون کسب اطلاعات نمایید

دو – دام وضعیت موجود : ادامه دادن و ادامه دادن

در یک آزمایش به همه افراد به صورت تصادفی، یکی از دو هدیه داده می شد. به نیمی از افراد یک ماگ داده شد و به نیمی دیگر یک بسته شکلات سویسی. به افراد گفته شد که می توانند هدایای خود را با همدیگر معاوضه کنند. نتیجه جالب این بود که تنها ۱۰% حاضر به تعویض هدیه خود شدند.

ما معمولاً مایل به حفظ وضعیت موجود هستیم مگر آنکه انگیزه ای ما را تحریک به تغییر وضعیت موجود کند.

برای اجتناب از این خطا، اقدام های زیر می تواند موثر باشد

وضعیت موجود را به عنوان یک گزینه در نظر داشته باشید. وضع موجود را گزینه ای در برابر دیگر گزینه ها نبینید. از خود بپرسید اگر وضعیت موجود، وجود نداشت چه گزینه ای را انتخاب می کردید

اهداف خود را به خوبی بشناسید و ببینید که آیا وضع موجود به خوبی در همان راستاست یا نه

در مورد هزینه های تغییر وضعیت موجود خود، دچار اغراق نشوید. شاید این هزینه ها به آن بدی که فرض می کنیم نباشد

سه – دام هزینه پرداخت شده: حفظ انتخاب قبلی

تصور کنید که شما بلیط یک مسابقه بسکتبال را پیش خرید کرده اید و این بلیط پس گرفته نمی شود. شب مسابقه شما خیلی خسته هستید و بیرون هم بوران است. شما از اینکه بلیط را خریده اید ، پشیمان هستید زیرا ترجیح می دهید که شومینه را روشن کرده و روی کاناپه لم داده و از تلویزیون مسابقه را تماشا کنید. در این حالت چه می کردید؟

شاید این برای پذیرش سخت باشد اما بهترین گزینه این است که در خانه بمانید. در هر حال پول بلیط از دست رفته است. این یک هزینه پرداخت شده است و نباید بر تصمیم شما اثر بگذارد

برای اجتناب از این خطا، اقدام های زیر می تواند موثر باشد

خطاهای خود را بپذیرید. بررسی کنید که چرا خطای انجام شده باعث پریشانی شما می شود. هیچ کس از خطا مصون نیست، بنابراین از خود انتظار نابجایی نداشته باشید. فقط مطمئن شوید که از خطای خود به درستی آموخته اید

به کسانی که گرفتاراین خطا نشده اند گوش دهید. کسانی که نسبت به هزینه پرداخت شده ذینفع نیستند را پیدا کنید و نظر آنها را نیز جویا شوید

به هدف خود تمرکز کنید. تصمیم های ما برای رسیدن به اهدافمان است. همواره به این بیاندیشید که چگونه بهتر می توانید به اهداف خود برسید و به گام هایی که در گذشته برداشته اید، نچسبید.

چهار- خطای تایید: ببینید که چه چیز را می خواهید ببینید

شما احساس می کنید که بازار سهام در حال نزول است از این رو با خود می گویید که زمان خوبی برای فروش سهام است. برای اینکه از این نظر خود مطمئن شوید، با دوستی که به تازگی سهامش را فروخته تماس می گیرید و نظر او را جویا می شوید.

تبریک؛ شما در خطای تایید افتادید زیرا به دنبال اطلاعاتی هستید که ایده شما را تایید می کند. در حالی باید به دنبال اطلاعاتی باشید که ایده شما را به چالش می گیرد

خطای تایید، تنها در گردآوری اطلاعات موثر نیست بلکه در تفسیر داده ها هم موثر است. ما معمولاً دلایلی که در تایید ایده های ما هستند را به چالش نمی گیریم و از دلایلی که در رد ایده ماهستند صرف نظر می کنیم

برای اجتناب از این خطا، اقدام های زیر می تواند موثر باشد

خود را در معرض اطلاعاتی بگذارید که در تضاد با ایده های شماست. اطلاعاتی که ایده شما را به چالش می کشد را نیز مورد بررسی قرار دهید. ببینید که به دنبال چه هستید: ایده هایی جایگزین یا ایده های تایید کننده؟

وکیل شیطان را بیابید. آن کسی که مخالف با شماست. اگر چنین کسی را نمی یابید خودتان ایده های رقیب بسازید

پرسش های سوق دهنده نسازید. وقتی که جویای مشورت هستید، پرسش هایی نپرسید که مشاوران مطابق میل شما پاسخ دهند. پرسش “با سهام خود چه باید بکنم؟” بهتر است از پرسش “آیا باید سهام خود را بفروشم؟”

پنجم – دام اطلاعات ناقص : فرضیات خود را مرور کنید

تام، فردی درونگراست. ما می دانیم که او یا یک کتابدار است یا یک فروشنده. به نظر شما شغلش چیست؟

البته بسیاری از ما تصور می کنیم که او باید یک کتابدار باشد. آیا شرطی نشده ایم که یک فروشنده باید فردی برونگرا باشد زیرا باید با تهاجم اجناسش را بفروشد؟ اما متاسفانه این استدلال اشتباه است یا اینکه حداقل کامل نیست.

نتیجه گیری شما ، فاقد این واقعیت است که نسبت فروشندگان به کتابدارها، یک به ۱۰۰ است. قبل از اینکه نظرتان را بگویید باید توجه کنید که احتمال اینکه این فرد یک کتابدار باشد ۱% است. یعنی اگر همه کتابدارها افرادی درونگرا باشند باز هم احتمال اینکه تام یک کتابدار باشد ، ۱% است.

تصاویر ذهنی ما، واقعیت را ساده سازی می کند. از این رو بدون بررسی صحت فرضیات خود یا اینکه آیا اطلاعات کافی را گردآوری کرده ایم یا نه، نتیجه گیری می کنیم.

برای اجتناب از این خطا، اقدام های زیر می تواند موثر باشد

فرضیات خود را شفاف کنید. صورت مسئله را به آن صورت که می بینید، در نظر نگیرید. بررسی اعتبار فرضیات سخت نیست اما ابتدا باید آنها را شناخت

از اطلاعات فشرده بیشتر استقبال کنید تا ساده سازی های ذهنی. پیش فرض های ما (مانند قالب های ذهنی) می تواند در خیلی از موقعیت ها مفیئ واقع شود اما نباید بیش از حد به آن اتکار کرد.

شش- دام انطباق

در یک سری از آزمایش ها، محققان پرسشهای ساده ای را از دانش آموزان میپرسیدند و اغلب آنها جواب های درست می دادند. در گروه دوم، نیز همان پرسش ها مطرح شد اما محققان، عده ای بازیگر را در بین دانش آموزان نشانده بودند تا جواب های نادرست را به دانش آموزان القا کند. در این گروه بسیاری از دانش آموزان در اثر القائات همکاران بازیگر محققان، پاسخ های نادرست دادند.

غریزه پیروی از دیگران، در بسیاری از ما هست حتی اگر با ن مخالف باشیم. رفتار دیگران بر ما تاثیر دارد. ما از اینکه نادان به نظر برسیم، نگرانیم. همراه شدن با بقیه مردم این ترس را کاهش مید هد اما کسی که به تنهایی گام بر می دارد، زیر فشار نگاه تحقیرآمیز دیگران است.

در تبلیغات از علاقه به انطباق خیلی سواستفاده می شود. در دنیای کسب و کار فقط بر اساس نیاز، اقدام به تولید و فروش نمی شود بلکه بیشتر به مد و مردم پسند بودن عمل می شود. یکی از دلایلی که گاهی یک کتاب یا فیلم خیلی پر طرفدار می شود، همین انطباق پذیری است. مردم دوست دارند آن چیزی را مصرف کنند که دیگران مصرف می کنند

برای اجتناب از این خطا، اقدام های زیر می تواند موثر باشد

تاثیر دیگران را کاهش دهید. وقتی می خواهید اطلاعاتی را تحلیل کنید، خود را از عقاید دیگران مصون سازید، حداقل در ابتدا. این بهترین راه برای تصمیم گیری است بدون اینکه بواسطه عقاید دیگران در تردید و نوسان باشید.

متوجه آنچه که مورد پذیرش جامعه است باشید. براساس آنچه مزیت دارد انتخاب کنید نه آنچه مورد پسند دیگران است و مقبولیت دارد.

شجاع باشید. به دنبال آن باشید که موانع را پشت سر بگذارید و دیدگاه های خود را اثبات کنید، بدون اینکه چه چیزی مردم پسند است. از اینکه بگویید، پادشان لباس ندارد، نترسید

هفت- دام توهم کنترل : تیراندازی در تاریکی

ما ترجیح می دهیم که همه چیز در کنترل باشد، حتی اگر مطمئن باشیم که کنترل غیرقابل انجام است، بازهم به گونه ای عمل می کنیم که گویی بر اوضاع کنترل داریم. اثبات این دام از طریق بازی های مبتنی بر شانس، صورت می گیرد. این تمایل کنترل داشتن بر تمام جنبه های زندگی تاثیر گذار است.

برای اجتناب از این خطا، اقدام های زیر می تواند موثر باشد

بپذیرید که حوادث غیر مترقبه نیز بخشی از زندگی است. خیلی چیزها کاملاً اتفاقی است و اصلاً به تلاش های شما بستگی ندارد. مسئولیت آنچه که در اختیار شماست را بپذیرید اما در مورد آنچه که نمیتوانید در موردش کاری انجام دهید خود را مسئول ندانید. به جای اینکه فرض کنید که همه چیز در کنترل و وابسته به شماست، بدانید که در هر موقعیت چگونه باید واکنش نشان دهید.

متوجه خرافات باشید. متوجه باشید که چقدر از تصمیم های شما مبتنی بر آنچیزی است که نمی توانید در موردش توضیح دهید. به جای اینکه این گونه امور را تحت کنترل بگیرید، سعی کنید که آنها را شناخته و مورد مداقه قرار دهید.

هشتم- دام هم زمانی: ما غرق در احتمالات هستیم

جان ریلی یک افسانه است. نام او دوبار در قرعه کشی های بخت آزمایی ، اعلام شد. احتمال این اتفاق یک در تریلیون است. یعنی یا قرعه کشی بخت آزمایی، چشم بندی است یا اینکه جان فردفوق العاده خوش شانسی است.

اجازه بدهید کمی از ریاضیات استفاده کنیم. اگر در سال ۱۰۰۰ برنده قرعه کشی بخت آزمایی ، در ۱۰۰ قرعه کشی بخت آزمایی دیگر هم اقدام کنند، شانس اینکه کسی دوباره برنده شود، ۱۰% می شود که احتمال قابل توجهی است. بنابراین معجزه نه تنها ممکن است بلکه با تلاش های قابل توجه، اجتناب ناپذیر هم می شود.

یک مثال کلاسیک دیگر: در یک گروه ۲۳ نفره، احتمال اینکه دو نفر تاریخ تولدشان (بر اساس ماه و روز)، یکی باشد، خیلی محتمل است.

بنابراین احتمالات خیلی محسوس نیستند.

برای اجتناب از این خطا، اقدام های زیر می تواند موثر باشد

بر تخمین های حدسی، خیلی تکیه نزنید. اگر چه ممکن است، تخمین های حدسی، در مواردی کارساز باشد اما ممکن است شما را از واقعیت دور سازد.

از احتمال “بعد از واقعیت” آگاه باشید. اینکه کسی در قرعه کشی بخت آزمایی، دوبار برنده می شود یک چیز است. اینکه شخص معینی قبل از قرعه کشی ، برنده شود یک چیز دیگر. این کار باعث می شود که در مورد قاعده مندی این قرعه کشی، تردید های جدی وارد شود.

نهم- دام یادآوری : همه حافظه ها، یکسان نیستند

به نظر شما چند درصد از پروازهای هوایی، دچار سانحه سقوط می شود؟ مطالعات دانشگاه ام ای تی، بیانگر این واقعیت است که مردم درباره این احتمال حدس بسیار اغراق آمیزی می زنند. واقعیت این است که احتمال سقوط یک هواپیما یک در ده میلیون است. اگر بعد از یک سانحه هوایی ، این نظرسنجی انجام شود، این حدس باز هم به صورت قابل توجهی افزایش خواهد یافت.

این تحقیق بیانگر این است که تحلیل اطلاعات بر اساس تجارب است و اینکه چقدر تجارب را به خوبی به یاد می آوریم. یعنی هر چقدر که یک تجریه برجسته تر باشد، تاثیرگذاری آن بیشتر بوده و افکار را بیشتر منحرف می کند.

برای اجتناب از این خطا، اقدام های زیر می تواند موثر باشد

اطلاعات شاخص را جمع آوری کنید. تا لازم نشده به حافظه خود اتکا نکنید.

متوجه احاساسات خود باشید. هنگام تحلیل اطلاعات سعی کنید که عواطف خود را دخیل نکنید. چنین وانمود کنید که مربوط به سال ها پیش بوده یا مربوط به کس دیگری است. همچنین اگر می خواهید از عقیده ای مطلع شوید از کسی پرسش کنید که تحت تاثیر عواطفش نباشد

متوجه رسانه ها باشید. رسانه ها به علت اغراق در اهمیت دادن به برخی حوادث و صرفنظر کردن از دیگر حوادث ، بدنام هستند. همواره اطلاعات را بر اساس ارتباط و صحت آن ارزیابی کنید نه بر اساس میزان نمایش دادن آن

دهم- دام برتری: میانگین از میانگین بیشتر است

در یک نظرسنجی از رانندگان پرسش شد که آیا مهارت شما در رانندگی بیشتر از مهارت متوسط عموم مردم در رانندگی است. تقریباً همه آنها (۹۳%) پاسخ مثبت به این پرسش دادند. بر اساس این نظرسنجی، آنها توجه زیادی به خودشان داشته اند. آنها خود را بیش از حد توانمند می دیده اند در صورتی که در عمل چنین نیست

برای همین این دام در انتها بیان شده است. اینکه خود را ایمن و مصون از این خطاها بدانیم. البته اولین گام برای اجتناب از این دام ها، هوشیاری و توجه دائم بر آنهاست. اما به این توجه داشته باشید که دیدن خطا در دیگران بسیار راحت تر از دیدن خطای خودمان است

برای اجتناب از این خطا، اقدام های زیر می تواند موثر باشد

متواضع باشید. توجه کنید که هرکسی نقاط کوری دارد

با افراد صادق، دمخور باشید. اگر ما نقاط کوری داریم، تنها افراد صادق می توانند این نقاط را به ما گوشزد کنند.


 درس ۱۵۶ – روش انیشتین در فهم صورت مسئله
156
انیشتین می گوید: اگر برای حل مسئله ای که جانم در گرو حل آن باشد، یک ساعت وقت داشته باشم، ۵۵ دقیقه اول را صرف تعیین پرسش های صحیح می کنم چون اگر پرسش صحیح را بدانم، مسئله در کمتر از ۵ دقیقه حل می شود.

این گفته حاوی نکته مهمی است: قبل از پرداختن مستقیم به راه حل، باید به خود مسئله برگشت و برای فهم آن زمان گذاشت. در واقع مسئله در ابتدا، فهم خود مسئله است. مهم ترین قسمت حل مسئله در فهم خود مسئله است. در واقع شاید انیشتین می خواهد به ما بگوید که نسبت درسی یک راه حل ، در نسبت مستقیم با میزان فهم از مسئله است.

در این جا ده روش برای فهم بهتر مسئله بیان شده است

یک – بازنویسی صورت مسئله

هنگامی یکی از مدیران اجرایی شرکت تویوتا در یکی از جلسات طوفان ذهنی این سوال را مطرح کرد: “چگونه می توان تولید را بالا برد؟ “، ایده های زیادی نگرفت. اما هنگامی که پرسید : “چگونه می توان انجام کار را ساده تر کرد؟”، ایده های زیادی جمع آوری کرد.

کلمات بار مفهومی بالایی دارند و تغییر کلمات منجر به تغییر فهم می شود. در مثال بالا، افزایش تولید، برای کارمندان چنین متبادر

شده بود که چگونه می توانید خود را برای شرکت قربانی کنید. اما ساده کردن کار، به مفهوم افزایش منافع فردی و منافع سازمانی است. در خاتمه ، مسئله همان است اما نوع نگاه به مسئله و احساس مسئله، خیلی متفاوت است

با صورت مسئله بازی کنید و آن را به شیوه های گوناگون بنویسید. به عنوان یک روش، لغات اصلی را استخراج کنید و مترادف ها و متشابه های آن را جایگزین کنید. مثلاً به جای “افزایش فروش” بگویید جذاب کردن محصولات، توسعه شرکت، سرعت فروش و مواردی از این قبیل و ببینید که درک شما از مسئله چقدر متفاوت می شود. داشتن دایره لغات بیشتر، منجر به توانمندی در بازنویسی بهتر مسئله می شود . بنابراین در افزایش دایره لغات خود بکوشید

دو- فرضیات را آشکار کرده و آنها را به چالش بکشید

هر مسئله، خواه ساده باشد و خواه پیچیده، دارای لیستی از فرضیات است. برخی از این فرضیات ممکن است درست نبوده و صورت مسئله را نادرست و یا گمراه کننده نماید.

گام اول رهایی از فرضیات غلط این است که آنها را آشکار کنید. بنابراین لیستی از فرضیات ممکن در صورت مسئله را مشخص کنید. سپس اعتبار هر فرضیه را مشخص نمایید. نتیجه شاید حیرت آور باشد چون معمولاً بسیاری از فرضیات نادرست است.

سه- عمومیت بخشیدن به مسئله

هر مسئله، بخشی از یک مسئله بزرگتر است. بنابراین وقتی یک مسئله را از سطح بالاتری ببینیم، صورت آن تغییر می کند. برای اینکار از خود چنین پرسش هایی بپرسید: این مسئله بخشی از چه چیزی است؟ این مسئله مصداقی از چه چیزی است؟ چه قصدهایی درون این مسئله نهان است؟ تکنیک ” ۵ چرا” می تواند در این قسمت به شما کمک کند. برای مطالعه این تکنیک ، اینجا را کلیک کنید

یک راه دیگر برای عمومیت دادن به یک مسئله این است که از مترادف کلی تر لغات اصلی به کار رفته در آن مسئله استفاده کنیم. مثلاً مترادف کلی تر اتومبیل می شود “وسیله نقلیه ” که مفهومی عام تر از اتومبیل دارد

چهار- خورد کردن مسئله

هر مسئله ، از تعدادی مسئله کوچکتر تشکیل شده است. با یافتن این مسایل کوچکتر، می توان به فهم بهتری از مسئله رسید. این تکنیک به خصوص برای مسایلی که دلهره آور و یا نامید کننده هستند، کاربرد دارد.

یکی از راه های خورد کردن مسئله این است که چنین پرسش هایی بپرسید: اجزای این مسئله کدام است؟ مصادیق این مسئله کدام است؟ همچنین می توانید از مترادف های جزئی تر برای لغات اصلی مسئله استفاده کنید. مثلاً به جای اتومبیل از واژه سواری، وانت، تاکسی و مواردی از این دست استفاده کنید

پنج- یافتن دیگر چشم اندازها

قبل از یورش به مسئله برای یافتن راه حل، ببینید که آیا مسئله را از زاویه درستی بررسی می کنید؟ مثلاً اگر شما دارای کسب و کاری هستید و می خواهید فروش خود را بالا ببرید، موضوع را از منظر مشتری نگاه کنید. مثلاً اگر یک سری خدماتی را به محصول خود اضافه کنید، مشتری برای آن حاضر است پول بیشتری بپردازد

برای انجام این کار، مسئله را به صورت های گوناگون نوشته و هر بار آن را از زاویه مختلفی نگاه کنید: از زاویه رئیس، مرئوس، همکار، مشتری، عضوی از خانواده و مواردی از این دست. همچنین بررسی کنید افراد با تخصص های گوناگون چگونه این مسئله را نگاه می کنند؛ مثلاً یک حقوق دادن، یک سیاستمدار، یک مذهبی، یک هنرمند و غیره. سعی کنید که تشابهات و تفاوت ها را بیابید و اینکه چگونه این تفاوت ها می تواند در نتیجه تاثیر بگذارد

شش- استفاده از ساختار زبانی تاثیرگذار

برخی از ساختارهایی که می تواند برای بیان صورت مسئله مناسب باشند عبارتست از

فرض کردن تعداد زیادی جواب: یکی از راه های خوب برای بیان صورت مسئله عبارتست از: “از چه راه هایی می توانم …” این روش ارجحیت دارد بر اینگونه نوشتن “چگونه می توانم …” . در شکل دوم، فرض بر این است که یک راه وجود دارد

مثبت نوشتن: فرایند فهم جملات منفی، طولانی تر و کندتر از فهم جملات مثبت است. همچنین استفاده از جملات مثبت، واقعی تر و انگیزه بخش تر هستند. مثلاً به جای عبارت ترک سیگار، می توانید از عبارت افزایش انرژی، طولانی زیستن و مواردی مشابه استفاده کرد

استفاده از جملات پرسشی: مغز ما پرسش ها را دوست دارد. اگر جملات قدرتمند و انگیزه بخش باشند، مغز تمام تلاش خود را برای یافتن پاسخ آن به کار می برد حتی وقتی که ما در خوابیم، ضمیرناخودآگاه ما مشغول یافتن پاسخ سوال هایمان است.

یک فرمول برای ساختار موثر صورت مسئله عبارتست از: از چه راه هایی (اشیاء) (کیفیت) (فعل) و (نتایج)؟

به عنوان مثال: از چه راه هایی می توانم کتابم (اشیاء) را جذاب تر (کیفیت) بنویسم (فعل) تا مردم بیشتر از آن استقبال کنند (نتیجه)؟

هفتم- جذاب سازی

مسئله هرچقدر جذاب تر باشد، انگیزه برای حل خلاقانه آن افزایش می یابد. مثلاً به جای افزایش فروش، از واژه هیجان زده کردن مشتریان استفاده کنید.

هشتم- معکوس کردن مسئله

وقتی که در رسیدن به جواب یک مسئله متوقف می شوید، مسئله را معکوس کنید. اگر می خواهید پیروز شوید، ببینید چه عواملی باعث شکست شما می شود. اگر به دنبال افزایش فروش هستید، ببینید عوامل کاهش فروش کدام ها هستند. وقتی در این حالت جواب را می یابید، کاری که باید انجام دهید این است که جواب ها را منفی کنید. مثلاً عواملی که باعث کاهش فروش می شود را انجام ندهید.

نهم- جمع کردن واقعیت ها

در مورد شرایط و علل مسئله، بررسی کنید. جزئیات بیشتری را بیابید به خصوص وقتی که مسئله پیچیده و بزرگ است، یافتن واقعیت ها قبل از رفتن سراغ راه حل، ضروری است. گفته می شود شناخت مسئله نیمی از یافتن راه حل است. من می گویم مسئله ای که به شناخت درآید ، دیگر مسئله نیست

برای یافتن واقعیت ها و شناخت بهتر مسئله ، پرسش هایی را بپرسید. مثلاً : چه چیزهایی در مورد مسئله روشن نیست؟ آیا می توان مسئله را به صورت دیاگرام ترسیم کرد؟ مرزها و حدود مسئله کدام است؟

دهم- مسئله یافتن صورت مسئله

با توجه به مواردیکه مطرح شد، می بینید که نوشتن درست صورت مسئله ، خود یک مسئله است. البته گذاشتن زمان برای تعیین صورت مسئله، بستگی به اهمیت مسئله دارد و باید یک تعادلی برای صرف زمان جهت تعیین صورت مسئله و صرف زمان جهت تعیین راه حل ایجاد کرد.


 درس ۱۵۷: چگونه قدرت تجسم خود را افزایش دهید؟

157

در این باره فکر کنید: هرآنچه ما انجام می دهیم از یک اندیشه آغاز می شود. هر عمل، هر کلمه، هر ابداع از تجسم های ما بوجود آمده است. توانایی دیدن چیزها قبل از اینکه رخ دهند ما را قادر می سازد تا رویاهای خود را دنبال کنیم و در نهایت آنها را انجام دهیم. در واقع، تجسم بهتر آینده ای که به دنبالش هستیم، شانس ما را در تحقق آن افزایش می دهد.

آموزش ذهن، آموزش جسم است

مغز نمی تواند بین یک اقدام واقعی با یک اقدام ذهنی تفاوتی را دریابد. تحقیقاتی که در این باره انجام شده نشان می دهد که تفکر درباره یک اقدام، حتی اگر بدن ما در حالت استراحت باشد، منجر به تحریک و فعالیت رشته های عصبی مرتبط در مغز می شود به گونه ای که واقعاً آن کارها را انجام داده اید.

برای تجربه بهتر این موضوع، این تمرین را انجام دهید: سعی کنید که در دهان خود بزاق (آب دهان) تولید کنید. کار خیلی سختی است.حال تجسم کنید که یک آلوی نرم ورسیده، ترش و آبدار در دهان خود دارید و با زبان خود، آن را به این طرف و آن طرف دهان خود می اندازید. در این حالت به سادگی، بزاق دهان تولید می شود

این هم یک خبر خوب: آموزش های ذهنی می تواند تقریباً تمام مهارت های ما را بهبود داده و سرعت ما را در رسیدن به هدف افزایش دهد

به عنوان مثال، بسیاری از روانشناسان و مربیان پرورشی، تمرین های ذهنی را برای هر نوع کاری توصیه می کنند. اینها معمولاً اجتماعی یا مرتبط با کار هستند: برای افزایش اعتماد به نفس، برگزاری روان یک جلسه یا مصاحبه یا افزایش کارایی روزانه. بیشترین تشویق برای استفاده از تصور در مورد ورزشکاران اعمال می شود تا بتوانند تکنیک های کاری شان را بالابرده و تشویق به فعالیت و پیشرفت بیشتر شوند. در مصاحبه ای که با قهرمان های رتبه اول المپیک، مشخص شد که بسیاری از آنان از تجسم استفاده کردند، نه تنها در انجام تکنیک های ورزشی بلکه برای بوجودآوردن احساس برنده شدن

۵ تکنیک کاربردی جهت تجسم

این تکنیک ها از ساده به پیچیده، مرتب شده اند. زمانی سراغ تمرین بعدی شوید که در تمرین اول به اندازه کافی مهارت کسب کرده اید. هیچ عجله ای نیست. هر چقدر که خواستید روی یک تکنیک بمانید

تکنیک اول:

عکسی را انتخاب کنید و روی آنالیز و تحلیل آن زمان بگذارید. هرچقدر می توانید، جزئیات آن را به خاطر بسپارید. سپس چشمانتان را ببندید و سعی کنید که این تصویر را در ذهنتان تجسم کنید. سعی کنید که تصویر ذهنی شما هرچه بیشتر این موارد را داشته باشد: رنگ ها، پرندگان در آسمان، چروک های روی صورت و هرآنچه که در تصویر اصلی هست. چشمانتان را باز کنید و ببینید که چه جزئیاتی را از قلم انداخته اید. این کار را تا جایی ادامه دهید که بتوانید تصویر اصلی را به خوبی مجسم کنید

تکنیک دوم:

در این تکنیک به صورت سه بعدی کار می کنیم. حالا یک شی کوچکی را برداید مثلاً کلید یا قلمتان را. مجدداً آن را آنالیز کرده و به خاطر بسپارید. زمان بگیرید.

حالا چشمانتان را ببندید و آن شی را در ذهن خود مجسم کنید. چالش این تمرین، چرخاندن شی در ذهن است. تمام جزئیات را ببینید اما از تمام زوایا. اگر راحت هستید، محیط اطراف آن را هم به تجسم بکشید. آن را روی یک میز خیالی بگذارید. بر آن کمی نور بتابانید و سایه آن شی را به تصویر بکشید

تکنیک سوم:

این تکنیک بر اساس تکنیک دوم ساخته می شود. برای برخی از افراد سخت است اما برخی هم آن را راحت یاد می گیرند. در این جا همان شکل کوچک را تجسم کنید اما با چشمان باز. آن را در دنیای واقعی ببینید، درست در جلوی خودتان. مجدداً آن را حرکت دهید، بچرخانید و با آن بازی کنید. ببنید که چگونه جلوی دیگر اشیائی که پیش رویتان است قرار می گیرد. تجسم کنید که روی کی بردتان است، سایه آن را روی موس ببینید یا با آن به فنجان چای خود ضربه بزنید.

تکنیک چهارم:

در این مرحله، شما را به داخل تصویر می بریم. یک محل زیبا را تجسم کنید. من دوست دارم که ساحل مورد علاقه ام را به مجسم کنم. حال خود را در آن منظره ببینید. مهم است که خود را در آن جا ببینید نه اینکه درباره آن فکر کنید.

دیگر حس های خود را هم به میدان بکشید. چه صدایی را می شنوید؟ آیا صدای حرکت برگ ها در اثر باد را می شنوید؟ آیا صدای گفتگوی مردم در پشت سر خود را می شنوید؟ با احساس لامسه چطورید؟ آیا شن هایی که بر روی آن ایستاده اید را احساس می کنید؟ با بوییدن چطورید؟ آیامی توانید خوردن یک بستنی را تجسم کنید و احساس کنید که از گلوی شما پایین می رود؟

مجدداً مطمئن شوید که در صحنه هستید نه اینکه فقط درباره اش فکر می کنید. این فیلم ذهنی را هرچه با وضوح و جزئیات بیشتر ببینید.

تکنیک پنجم:

در آخرین تکنیک، قصد داریم که چیزهایی کمی زنده تر ایجاد کنیم. تصویر تمرین قبل را تجسم کنید. حالا شروع کنید در حرکت و گذر از میان چیزها. صخره ای را بگیرید. روی یک نیمکت بنشینید. در آب بدوید. روی شن ها بقلتید.

حالا کس دیگری را هم اضافه کنید. معشوق خود را تصور کنید که با هم در حال رقص هستید. یا دوستتان را تصور کنید که در حال گفتگو با او هستید. تصور کنید که وقتی برایش جوکی تعریف می کنید، می خندد. حال تصور کنید که روی شانه شما می زند. چه احساسی خواهید داشت؟

جزئیات و واقع گرایی

علت اینکه بر جزئیات و واقع گرایی تاکید می کنیم این است که بدون آنها، تمرین اثربخش نیست. اگر من از تو بپرسم که خود را حال انجام کار مطلوبت تجسم کن (حال در یک جلسه یا یک کار ورزشی) شما احتمالاً خودت را می بینی که مستقیماً در حال اجرای کار هستی. شما به خوبی و در عین خونسردی کارتان را انجام می دهید. این احساس خوبی دارد و باعث انگیزه می شود اما در واقع چنین کاری اتلاف وقت است

واقع گرایی، مهم ترین جنبه تجسم است. سربازان باید در تمرین هایشان، همان شرایطی را داشته باشند که در میدان واقعی مبارزه با آن روبرو هستند. تمرین صرف با بازی های کامپیوتری یا در میدان های پینت بال، کافی نیست

تمرین های ذهنی نیز چنین هستند. هرچیز تا آنجا که می تواند باید واقعی باشد. من یک بوکسور آماتور بودم و برای موفقیت، تجسم می کردم. اولین فیلم های ذهنی ام، مانند محمد علی، ضربه می زدم. اما واقعیت به زودی مشتی بر صورتم زد، در اولین مبارزه با یک حریف واقعی، از پا در آمدم

تا آن زمان، تجسم های من کاملاٌ فانتزی بود، مانند ساختن قصری در هوا. من داشتم وقتم را تلف می کردم. اما از زمانی که تجسم را به صورت درستی انجام دادم، متوجه شدم که تمام خطاهای خود را مرتکب می شوم، حتی در تمرین های ذهنی. قلبم تندتر می زد، مشت هایم گره می شد و همان ترس واقعی بر من مستولی می شد. تمام این ها در حالی بود که فقط روی نیمکت نشسته بودم

آیا این بدین معنی بود که شکست خوردم؟ نه معنی اش این بود که پیروز شدم. از آن زمان به بعد، تمرین های ذهنی من، در خدمتم بود. چون تمام ضعف ها و ترس ها در رینگ ذهنی من بود و هرپیشرفتی که در آن داشتم در جهان واقعی هم به تحقق می پیوست

به کارگیری تجسم در اهداف

تجسم ابزار قدرتمندی است که شما را در تحقق اهدافتان یاری می دهد. برای استفاده از تجسم در تحقق اهداف به نکات زیر توجه کنید

به جنبه مثبت کار تمرکز کنید. یک خطای عمومی این است که به جنبه منفی هدفتان تمرکز کنید. مثلاً کسی که می خواهد لاغر شود عکس افرادی با شکم های چاق را در اتاقش بزند و فکر کند که این کار او را تشویق می کند. با تمرکز بر چاقی، فرد تنها چاق تر می شود. باید فرد خود را لاغر تصور کند

آن را داشته باشید، نه آنکه آن را بخواهید. به چیزهایی فکر کنید که واقعاً آن را می خواهید. حال، آیا شما آن را دارید؟ احتمالاً نه. اغلب اوقات خواستن در خلاف داشتن است. بنابراین هنگام تجسم، درباره داشتن چیزی فکر نکنید، خود را در وضعیتی ببینید که آن را دارید

استمرار داشته باشید. شما باید برای اینکار سخت کوش باشید. ذهن شما مانند یک عضله است، همانند عضلات بدن تان. ورزشکاران بدنسازی، اندازه تمرین هایشان را کم نمی کنند و هر روز دو دقیقه مدت زمان تمرین هایشان را افزایش می دهند. آنها برای کسب هدفشان سخت می کوشند. هدف خود را ، دغدغه خود کنید و پی در پی به آن بپردازید

دقیق باشید. بسیاری از افراد، اهداف مبهم دارند. آنها به صورت مبهم می خواهند که ثروتمند شوند یا به جای خوبی سفر کنند. کجا؟ در این باره خیلی فکر نکرده اند. مانند کسی که به فروشگاهی می رود تا یک چیز مبهم بخرد. هیچ اتفاقی نمی افتد. شما باید هدف مشخصی داشته باشید: من میخواهم به سوپر مارکت بروم تا یک شامپو و مسواک بخرم. هدف شما نیز مانند این است. تا آنجا که می توانید جزئیات هدف خود را معلوم کنید: دقیقاً چقدر پول می خواهید، از یک جلسه انتظار چه خروجی هایی را دارید و مواردی از این دست.


 درس ۱۵۸: قوانین مغز: ۱۲ اصل برای استفاده بهتر از مغز

158

قانون اول- تمرین های بدنی: تمرین های بدنی، قدرت مغز را افزای�بد که عملاً متلاشی می شد. بویدن، اثر غیرمعمولی در تحریک حافظه دارد. اگر شما از جزئیات یک فیلم بپرسند در حالی که بوی پاپ کورن در هوا پخش باشد، شما ۱۰ تا ۵۰% بیشتر به خاطر می آورید

بو در کسب و کار هم مهم است. در رستوارن های استارباکس، اولین چیزی که به مشام می رسد، بوی قهوه است. آنها برای اینکه مطمئن شوند که بوی قهوه بیشترین تاثیر را دارد، کارهای زیادی را در طی سال ها انجام دادند.

کسانی که در محیط چند حسی هستند، بهتر از کسانی عمل می کنند که در محیط تک حسی هستند.

قانون دهم – دیدن: دیدن بر دیگر حس ها برتری دارد

ما در به خاطر سپاری تصاویر خیلی بهتر عمل می کنیم. اگر در معرض اطلاعاتی قرار بگیرید، بعد از سه روز تنها ۱۰% آن را به خاطر می سپارید. اما اگر یک تصویر به آن اضافه کنید ۶۵% آن را به خاطر می سپارید

تصاویر از متون هم بهتر است زیرا متون خیلی بر ما تاثیر ندارد. مغز ما یک متن را مانند انبوهی از تصاویر کوچک می بیند و ما برای فهمیدن آن متن باید علائم مشخصی را پیدا کنیم (که همان کلمات باشد). این کار زمان می برد

اگر با پاورپوینت و تنها بر اساس کلمات بخواهید موضوعی را ارائه دهید، چندان موفق نخواهید بود. اطلاعاتی که تنها مبتنی بر متن باشد، اثرگذاری اش کم است. پس روش ارائه خود را کاملاً تغییر دهید

قانون یازدهم – جنسیت: مغز زن ها و مردها متفاوت است

تفاوت ها کدام است؟ متخصصان سلامت روان سال هاست که تفاوت های جنسی را در انواع و اقسام اختلالات روانی می شناسند. مردها بسیار بیشتر از زن ها دچار شیزوفرنی می شوند. زنان ۲ برابر بیش از مردان گرفتار افسردگی می شوند که این افسردگی بعد از بلوغ شروع شده و تا ۵۰ سال ادامه می یابد. مردان بیشتر از زنان رفتارهای ضداجتماعی دارند. زنان بیشتر عصبی هستند. بیشتر معتادان به الکل ومواد مخدر، مرد هستند. لاغری مضمن بیشتر گریبانگیر زنان می شود

مردان و زنان به صورت متفاوتی با استرس روبرو می شوند. در یک آزمایش که با نمایش یک فیلم ترسناک انجام شد، در مردان نیمکره سمت راست مغزشان نسبت به موضوع واکنش نشان داد ولی در زنان، نیمکره سمت چپ مغزشان. بنابراین وجود یک تیم متشکل از زنان و مردان که به صورت همزمان در معرض موقعیت های استرس آور قرار بگیرند، می تواند بهتر بر آن موضوع غلبه پیدا کند.

مردان و زنان موقعیت های عاطفی را به صورت متفاوت پردازش می کنند. عواطف مفیدند. آنها باعث می شوند که مغز توجه نشان دهد. تفاوت ها محصولی از واکنش پیچیده بین غریزه و تربیت هستند

قانون دوازدهم – اکتشاف: ما در کشف کردن قوی و ذاتاً یک کاشف هستیم

میل به کشف کردن هرگز ما را ترک نمی کند؛ حال چه در مدرسه باشیم و چه در اداره. کودکان، مدلی از روش یادگیری هستند، نه انفعال نسبت به محیط بلکه با آزمودن درست از طریق : مشاهده، فرضیه، آزمایش و نتیجه گیری. با روش کودکانه بر چیزها آزمایش انجام دهید به طور مثال ببینید که آنها چه خواهند کرد

گوگل، قدرت اکتشاف را درک کرد. کارکنان گوگل ۲۰% زمانشان را صرف رفتن به جایی می کنند که مغزشان مایل است.. ۵۰% محصولات جدید گوگل مانند جی میل و گوگل نیوز، از همین پرسه زنی های ۲۰% ایجاد شده است.


درس ۱۵۹: چرا برخی از ایده ها بقا می یابند و برخی ایده ها می میرند؟

 159

آیا تا کنون به این درک رسیده اید که هیچ کس ایده های شما را جدی نگرفته است؟ چرا اینقدر دشوار است که بتوانید ایده های خود را فراگیر کنید در صورتیکه برخی ماجراها و تئوری های توطئه بدون کمترین تلاش خاصی، در بین مردم جاری می شود؟

ایده ها و داستان هایی که مانند آتش سوزی های مهیب، چنین شایع و فراگیر می شوند از اصول یکسانی تبعیت می کنند. اگر می خواهیم ایده مان فراگیر شود باید این اصول را بشناسیم و فراگیرش کنیم.

یک ایده فراگیر، چیست؟ ایده فراگیر، ایده ای است که توسط دیگران فهمیده شده و در خاطرشان می ماند و تاثیر آن طولانی است و عقاید و رفتار افراد را تغییر می دهد.

اگر نتوانید ایده تان را فراگیر کنید، هیچ کس نمی تواند به آن توجه کند. بیشتر افراد خلاق دچار این اشتباه می شوند که به جای برقراری ارتباط با دیگران در مورد ایده شان و فراگیر ساختن آن، تلاش می کنند تا ایده شان را توسعه دهند.

برای فراگیر شدن یک ایده، اصول زیر باید رعایت شود

سادگی: جوهره و اساس ایده چیست؟

غیرمنتظره: آیا ایده می تواند توجه مردم را جلب کند؟

عینی: آیا ایده عینی و واضح است؟ آیا انتزاعی نیست؟

باور کردنی: آیا مردم آن را باور می کنند؟

هیجانی: آیا م�”RTL”>سود بردن از یک معامله بزرگ: یک تکنیک معروف این است که اول گران ترین محصل را به مشتری نشان دهید. بعد وقتی که جنس ارزان تری را نشان می دهید، مشتری به نظرش کالای ارزانی را خریده است در صورتی که آن کالا ممکن است اصلاً ارزان نباشد ولی مشتری فکر می کند که چه معامله خوبی را انجام داده است.

گاهی مردم گران ترین چیز را می خرند زیرا قیمت آن نسبت به یک چیز ارزان ، بزرگ به نظر نمی رسد. مثلاً کسی ممکن است برای ماشینش که ۲۵ میلیون تومان می ارزد، یک صندلی چرمی ۳ میلیون تومانی بخرد اما خرید یک مبل ۳ میلیون تومانی برای خانه اش، کار سختی به نظر برسد زیرا معیاری برای مقایسه ندارد.

چگونه بر این خطا غلبه یابیم؟

برای رهایی از دام مقایسه، در مورد چیزها به صورت مطلق فکر کنید. به جای اینکه چیزی را در مقایسه با چیزهای دیگر ببینید، آن را از منظر (پرسپکتیو) بزرگتری مشاهده کنید.


درس ۱۶۰- خطای ذهنی مقایسه

160

ذهن ما با قیاس کردن، جهان را می شناسد. مثلاً شما چگونه می گوید چیزی گران است یا ارزان است؟ از طریق مقایسه آن با چیزی دیگر. درسته؟ این برای بسیاری از دیگر موارد هم صادق است. ما در زندگی به طور پیوسته مقایسه می کنیم.

درست است که مقایسه جزء طبیعت انسان محسوب می شود اما قضاوت مبتنی بر مقایسه گاهی منجر به خطا و گرفتن تصمیم های بد می شود.

یک تمرین :

خود را در موقعیت های زیر تصور کنید : برای امروز باید یک خودنویس و یک کت و شلوار بخرید

خرید اول : در فروشگاه لوازم التحریر، شما یک خودنویس مورد نظرتان را پیدا می کنید به مبلغ ۱۱۰۰۰ تومان. اما مغازه بغلی که ۱۵ دقیقه دیگر باز می کند دقیقاً همین خودنویس را به قیمت ۱۰۰۰ تومان می فروشد. شما چه می کنید؟

خرید دوم: شما یک کت و شلوار زیبا را در مغازه ای می بینید به قیمت ۲۰۰ هزار تومان. قصد خرید می کنید اما کسی به شما می گوید که دقیقاً همین کت و شلوار در مغازه دیگری که فقط ۱۵ دقیقه تا اینجا راه دارد، به قیمت ۱۹۰ هزار تومان فروخته می شود. شما چه می کنید؟

این تست را از گروهی از مردم گرفتند و نتیجه این بود که اکثر مردم، حاضر شدند برای خودنویس ۱۰۰۰ تومانی ، یک ربع صبر کنند اما برای برای کت و شلوار نه. در اینچا چه اتفاقی افتاد. ۱۰ هزار تومان برابر ۱۰ هزار تومان است. مگر نه؟

آنچه روشن است اینکه ذهن فریب خورد. در هر دو حالت می شد ۱۰۰۰۰ تومان به ازای ۱۵ دقیقه وقت، صرفه جویی کرد. قیمت آن کالاها، اصلاً تاثیری نداشت. تنها سوالی که در اینجا باید پرسیده می شد، این بود: با ۱۵ دقیقه وقت گذاشتن می توان ۱۰۰۰۰ تومان صرفه جویی کنم. آیا ارزش دارد؟ گاهی شاید با ۱۵ دقیقه صبر کردن ضرر بزرگتی ایجاد شود و یا اینکه اگر فرد ۱۵ دقیقه زودتر به مجل کارش برود بتواند بیشتر کسب درآمد کند

خطای رخ داده این بود که ذهن، میزان صرفه جویی را به نسبت قیمت اولیه حساب کرد. مسئله اینجاست: ما چیزها را در نسبت شان با یکدیگر نگاه می کنیم نه اینکه ارزش هر چیز را مستقل از دیگر چیزها حساب کنیم

چند مثال در مورد خطای مقایسه

مقایسه خود با دیگران: اگر خود را با دیگران مقایسه کنید (از هر منظری که می خواهید) شما افسرده خواهید شد زیرا همواره کسانی هستند که بهتر از شما می باشند

برنده شدن (و یا بازنده شدن) : برنده مدال نقره، از برنده مدال برنز احساس بدتری دارد. کسی که مدال نقره دارد، خود را نسبت به کسی که مدال طلا دارد مقایسه می کند در صورتی که کسی که مدال برنز دارد خود را نسبت به کسی که اصلاً مدالی ندارد مقایسه می کند

سود بردن از یک معامله بزرگ: یک تکنیک معروف این است که اول گران ترین محصل را به مشتری نشان دهید. بعد وقتی که جنس ارزان تری را نشان می دهید، مشتری به نظرش کالای ارزانی را خریده است در صورتی که آن کالا ممکن است اصلاً ارزان نباشد ولی مشتری فکر می کند که چه معامله خوبی را انجام داده است.

گاهی مردم گران ترین چیز را می خرند زیرا قیمت آن نسبت به یک چیز ارزان ، بزرگ به نظر نمی رسد. مثلاً کسی ممکن است برای ماشینش که ۲۵ میلیون تومان می ارزد، یک صندلی چرمی ۳ میلیون تومانی بخرد اما خرید یک مبل ۳ میلیون تومانی برای خانه اش، کار سختی به نظر برسد زیرا معیاری برای مقایسه ندارد.

چگونه بر این خطا غلبه یابیم؟

برای رهایی از دام مقایسه، در مورد چیزها به صورت مطلق فکر کنید. به جای اینکه چیزی را در مقایسه با چیزهای دیگر ببینید، آن را از منظر (پرسپکتیو) بزرگتری مشاهده کنید.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مرجع تخصصی آموزش و ارائه خدمات GD&T و پرینت 3 بعدی