دروس ۱۶۱ تا ۱۷۰

درس ۱۶۱- سه دلیل برای لزوم افزایش واژگان

161

تصور بسیاری از مردم این است که دانستن لغات زیاد تنها برای نویسندگان و سخنرانان کاربرد دارد اما واقعیت این است که هر کسی از آن منتفع می شود؛ چه در زمینه فردی و چه در زمینه شغلی. دلایل این امر عبارتست از:

افزایش واژگان باعث گشایش ذهن می شود

داستان مورد علاقه من، اهمیت یادگیری واژگان بیشتر را معلوم می کند. این داستان از جرج اورول است با نام ۱۹۸۴٫ اورول در این داستان آینده ای تاریک را به تصویر می کشد که دولتی دیکتاتور بر همه شهروندان کنترل دارد. در آن زمان، در همه جا دوربین هایی کارگذاشته شده، حتی در خانه مردم تا آنها تحت نظر باشند. همچنین مردم باید از یک زبان رسمی برای صحبت استفاده کنند به نام “کلام نو”

کلام نو به شدت توسط دولت کنترل می شود. این تنها زبانی است که هر سال، واژگانش کمتر می شود. در کلام نو، واژه هایی که حاوی اندیشه های توطئه گرانه هستند، مانند واژه “آزادی”، به راحتی حذف می شود. با حذف یا تحریف نظام مند واژه ها، دولت ابزار زیر سوال بردن قدرتش را کنار می گذارد. بدون لغاتی که باعث تبادل و یا جاودانه شدن عقاید می شود، این عقاید به تدریج از ذهن مردم ناپدید می شود. مردم بدون اینکه آگاه باشند، قدرتشان را از دست داده و به سادگی قابل کنترل می شوند

اگرچه این مثال با اغراق همراه است اما قابلیت روشن کردن این نکته را دارد که : هنگامی که واژه ها را فراموش می کنیم، بینش های جدید و استدلال را نیز متوقف می کنیم. کسانی که دایره لغوی شان محدود باشد، سخت تر می توانند الگوهای کهنه را کنار گذاشته و یا آن را زیر سوال ببرند. یا به بیان دیگر، هر لغت جدیدی که می آموزید، ذهن شما را بر اندیشه جدیدی باز کرده و قدرت شما را در تفکر و اقدام به روشی که قبلاً قادر به آن نبودید، افزایش می دهد.

“ابزار اولیه برای دستکاری واقعیت، دستکاری لغات است. اگر بتوانید معنی لغات را تحت کنترل درآورید، می توانید مردمی که از این لغات باید استفاده کنند را هم تحت کنترل درآورید” فلیپ دیک

واژگان، ارتباطات شما را موثرتر می کند

برخلاف آنچه مردم معتقدند، امتیاز دانستن واژگان زیاد برای لفاظی، دلبری، ابهام آمیز کردن و یا گیج کردن به کار نمی رود. برای موثر بودن، ارتباطات باید به صورت ساده و روانی انجام شود. حال امتیاز دانشتن تعداد زیادی لغت چیست؟ آیا باعث پیچیده تر شدن گفتار نمی شود؟ در جواب باید گفت که دانستن تعداد زیادی لغت منجر به این می شود که لغاتی که معنی دقیق تری دارند استفاده شوند

واژگان، همچون جعبه ابزار ارتباطات هستند. هر واژه یک ابزار است که می تواند در زمان مناسب به کار برده شود. هرچه تعداد لغات بیشتر باشد، شانس پیدا کردن لغت مناسب نیز افزایش می یابد. مقایسه معنی لغت جدید با لغت قدیم، فهم آن را بهتر کرده و توانایی انتخاب لغت موثرتر فراهم می شود؛ یعنی انتخاب لغت ساده تر با معنی هماهنگ تر.

“تفاوت بین لغت درست و لغت نسبتاً درست مانند تفاوت بین آذرخش و کرم شب تاب است” مارک تواین

واژگان، منجر به موفقیت می شود

محققی به نام جانسون کونور که به خاطر تحقیقش در مورد تاثیر واژگان بر زندگی مردم معروف است از آزمایش های متعددی که در مدت ۲۰ سال انجام داده، به این نتیجه جالبی رسیده است. مردم جدای از آنکه در چه زمینه ای فعالیت می کنند، هرچقدر دایره لغوی شان وسیع تر باشد، موفق تر عمل می کنند. همچنین تحقیقات او نشان داد که واژگان قبل از پیروزی هستند نه متاخر از آن.

چه چیزی تعیین کننده موفقیت است؟ به خصوص برای افراد متخصص و کارشناس، موفقیت آنها بستگی به نحوه تفکر و مهارت های ارتباطی آنها دارد. خوب اگر واژگان هم برای تفکر و هم برای ارتباطات تاثیر به سزایی دارند، تعجبی ندارد که منجر به موفقیت هم می شوند.


 درس ۱۶۲- ۱۰ راه مطمئن برای افزایش واژگان

162

۱- مطالعه حریصانه

مطالعه بهترین راه برای افزایش واژگان است. با دیدن محتوای جمله، می توان معنی لغات تازه را نیز پیدا کرد. این یک راه طبیعی برای یادگیری لغات است.

۲- دوستی با لغت نامه ها

لغت نامه منبعی ضروری برای افزایش واژگان است. با پیدا کردن لغت در لغت نامه است که به ارزش معنی لغت پی می برید. همچنین می توان لغات مترادف و متضاد آن را یافت. برای کتابخانه خود، حتماً فرهنگ لغات را هم مدنظر قرار دهید.

۳- یا از آن استفاده می کنی یا آن را از دست خواهی داد

با استفاده از یک لغت، می توان آن را به حافظه بلند مدت وارد کرد. این راه های استفاده از لغات جدید عبارتند از است : نوشتن آن، بلند خواندن آن، جمله سازی، استفاده از آن در گفتگو و بحث در مورد آن با دوستان

همچنین مهم است که از نحوه گویش و نوشتن خود هم آگاه باشید. به فرض هرگاه که از لغات عمومی و غیرتخصصی مانند “متشکرم” استفاده می کنید، سعی کنید به جای آن از لغات و عبارات زیباتر و غنی تر استفاده کنید

۴- روزی یک لغت جدید بیاموزید

اگر روزی یک لغت جدید بیاموزید، به زودی تعداد واژگان شما افزایش چشم گیری خواهد کرد.

۵- فهم معنی درست لغات

با فهم درست معانی لغات، توانایی افزایش واژگان شما رشد خواهد کرد. به جای صرفاً حفظ کردن واژگان جدید، سعی کنید که ریشه آن لغت، پسوند و پیشوندهای آن را نیز بیاموزید.

۶- برای خود لغت نامه شخصی داشته باشید

اگر لغاتی که یاد می گیرید را برای خود در دفترچه ای یا در کامپیوتر ثبت کنید، مرجعی برای استفاده و یا مرور در دیگر دفعات خواهد بود.

۷- پیگیری فرایند

برای اینکه یادگیری لغات تازه در شما نهادینه شود باید آن را تا جایی که امکان دارد با کار روزانه تان پیوند بزنید در غیر اینصورت اگر مشغله روزانه شما زیاد باشد، نمی توانید آن را انجام دهید

۸- بازی و سرگرمی

بازی و فعالیت های گروهی در هر نوع یادگیری موثر است اما در یادگیری زبان تاثیر ویژه دارد. بازی هایی مانند اسم و فامیل، نمونه ای است که بسیاری از ما تجربه اش را داریم. می توان این بازی را با ستون های تخصصی تر انجام داد.

۹- استفاده از هم منبع دیگر

برای افزایش واژگان، اینترنت یک مرجع طلایی است. اجازه دهید کنجکاوی شما راهنمایتان باشد. در اینصورت هرگز منابع مورد نیاز را تمام نخواهید کرد

۱۰- تنوع

هر فعالیتی که بخشی از زندگی روزمره شما نباشد، می تواند منبعی برای یادگیری لغات جدید باشد. هر شغل جدید، واژگان و ارتباطات تخصصی خود را داراست. خواندن کتب و مجله های جدید هم می تواند لغات جدید را پیش روی شما قرار دهد. با کارهای جدید نه تنها واژگان بلکه زندگی تان هم جالب تر می شود.


 درس ۱۶۳- ۲۰ غذای عالی‌ برای مغز

163

ما میدانیم که غذای که می‌خوریم روی بدنمان تاثیر میگذارد ولی‌ برخی از مواد غذائی تاثیر بیشتری روی عملکرد مغز ما دارند. آنچه ما می‌خوریم میتواند تاثیر قدرتمندی بر روی انرژی مغز و چگونگی‌ انجام کارها بوسیله ذهن و حالت عمومی ما بگذارد. تمرکز ما در اینجا بروی آن دسته از مواد غذائی خاص است که موجب افزایش شلیک نورونها و ارتباط متقابل در مغز است. غذاهای لیست شده در زیر میتوانند بما در تمرکز، افزایش حافظه، تنظیم مهارتهای حسی و حرکتی‌، حفظ انگیزه، تسریع سرعت زمان واکنش، کنترل استرس و حتی تقلیل سرعت پیر شدن سلول‌های مغزی کمک کنند. حال در اینجا لیستی از ۲۰ نوع غذاهای مختلف همراه با تاثیر و چگونگی‌ فعالیت آنها وجود دارند که ما میتونیم به رژیم غذائی خود اضافه کنیم

یک – دانه‌های سبوس دار: محرک بزرگی‌ برای مغز بشمار میروند زیرا که حاوی درصد بالایی‌ از فولیت هستند. حتما از یک رژیم غذائی سرشار از دانه‌های سبوس دار را که در انواع نان از قبیل نان جو، ذرت، حبوبات، و غیره استفاده کنید زیرا آنها جریان خون به مغز را افزایش میدهند. هر عضو در بدن وابسته به جریان خون است، بویژه مغز. نان‌های سبوس دار و غلات حاوی مقدار سرشاری از ویتامین ب۶، که برای مغز بسیار مهم است، هستند. جوانه گندم علاوه بر این ویتامین‌ها دارای ماده بهبود حافظه “تیامین” نیز است

دو – گردو: در ظاهر و به معنای واقعی کلمه گردو غذای مغز است، از نظر شکل شبیه مغز انسان است. پوشش نازک و سبز بیرونی، که قبل از فروش آن گرفته میشود، شبیه با پوست سر و پوست سخت بیرونی مانند جمجمه انسان است. ورقه‌های نازک درونی در داخل با پارتیشن‌های کاغذی مانند آن بین دو نیمه گردو، مانند غشا و شکل آن خود نشان دهنده مغز انسان به دو نیم کره است. گردو شامل ۱۵ تا ۲۰ درصد پروتئین و حاوی لینولییک (اسید چرب امگا ۶)و آلفا لینولییک (اسید چرب امگا ۳)، ویتامین ‌ای و ب۶، یک منبع از مواد غذائی برای سیستم عصبی ما بشمار میرود
اسیدهای چرب امگا ۳ موجود در گردو بویژه در عملکرد مغز مفید است، مغز ما از بیش از ۶۰% چربی‌ ساخته شده که عمدتا به امگا۳ برای عملکرد صحیح غشای سلولی خود نیازمند است. غشای سلولی از چربی‌ تشکیل شده است که محافظ سلول‌های مغز است. چربی‌ امگا۳ مایع‌ و انعطاف پذیر است که از طریق عبور از غشا بیرونی سلول، به مواد مغذی تبدیل و ضایعات آن حذف میشود. سلول‌های مغز شما قطعاً ارزش چنین غذائی را دارند. گردو کمک به درست کار کردن سطوح “سراتونین” مغز انسان می‌کند. سراتونین یک ماده شیمیایی در مغز است که کنترل اخلاق و اشتهای ما را دارد. گردو قادر به رفع اختلالاتی مانند بی‌خوابی، افسردگی، پر خوری، رفتار‌های مشابه اینها که عموماً با داروی ضدّ افسردگی “پرزاک” دارمان میشوند ولی‌ بدون عوارض جانبی خطرناک

سه- بادام هندی: وقتی‌ به مغازه آجیل فروشی می‌روید که گردو و آجیل بخرید، حتما بادام هندی و گردو آمریکایی‌ و بادام زمینی‌ را هم انتخاب کنید. هر آجیل به نوبه خود میتواند سلامتی‌ روحی شما را افزایش دهد. بادام هندی دارای منیزیم بالا است که برای باز کردن شریان‌های خونی بدن لازم است. اکسیژن بیشتر در خون باعث عملکرد بهتر مغز میشود

چهار- بادام: “فنیل الانین” موجود در بادام توانایی‌ شگفت انگیزی برای سلامت روحی و عصبی شما را دارد.فنیل الانین توانایی‌ عجیب برای عبور از موانع خون مغز که باعث تحریک مغز و تولید و تقویت انتقال دهند‌های عصبی برای رفتار طبیعی بنام “دوپامین”، “ادرنالین” و “نورادرنلین”دارد. علاوه بر این بادام دارای مقدار زیادی از “ریبوفلاوین” است که برای تقویت حافظه ضروری است

پنج- گردو آمریکایی: گردو آمریکایی‌ و بادام زمینی‌ دارای “کولین”، که یکی‌ دیگر از مواد مغذی و مطلوب برای عملکرد مغز است،هستند. کولین کمک به ازدیاد حافظه و رشد مغز می‌کند

شش- ذغال اخته: خوردن آن که دارای رنگدانه‌های عمیقتر از میوه‌ها و سبزیجات دیگر است، کمک به حفظ ماشین آلات مغز و تقویت قدرت شلیک سیگنال‌های نورن می‌کند، ذغال اخته به معنای واقعی‌ کلمه تقویت کننده مغز است. ذغال اخته دارای ترکیباتی است که سیستم‌های کلیدی مغز را قادر میسازد که با دیگر پروتئین‌های حافظه ترکیب شوند. در مطالعاتی ثابت شده است که دانشجویانی که در طول دو هفته روزانه مقداری ذغال اخته مصرف میکنند، به افزایش زد و ولد سلول‌های مغزی در هیپو کامپ (منطقه مسئول حافظه) کمک شده و نمرهای به مراتب بهتری نسبت به دیگر دانشجویان داشتند. ذغال اخته همچنین مغز را علیه استرس‌های سمّی محافظت کرده و اثرات شرایط بیماریها یی مانند آلزایمر و دمانس (زوال عقل) که مربوط به کهولت سنّ است، را کاهش میدهد. ذغال اخته همچنین حاوی اسید الاجیک که یکی‌ دیگر از فیتو شیمیایی است که برای جلوگیری از تخریب سلولی بکار میرود

هفت- توت فرنگی: ضدّ سمّی غنی که میتواند به کاهش بیماری‌های عصبی مربوط به سنّ منجر شود و همچنین توانایی‌ بهبود نحوه ارسال و دریافت مولکول‌های پیام به سلول‌های مغز را دارا است. مغز از این مولکول‌ها برای ارتباطات استفاده می‌کند، پژوهش‌های جدید نشان میدهند که ضدّ سم قوی در توت فرنگی‌، اسفناج و ذغال اخته میتواند ارتباط سلول‌های مغزی، حتی در میان افراد مسن را بهبود بخشد

هشت- تمشک: حاوی مقدار سرشاری از مواد مغذی “انتوسیانین” است. مغز ما در مقابل آسیب‌های سمّی بسیار آسیب پذیر است که “انتوسیانین” کمک به محافظت مغز ما در مقابل این آسیب‌ها و استرس‌های سمّی ، که از دعوا و مشاجره ناشی‌ میشود، می‌کند. تحقیقات روی افراد مسن نشان داده که مصرف تمشک مقادیر بیشتری از انتوسیانین تولید می‌کند که عمل معکوس کردن شرایط عصبی را برای این افراد ایجاد می‌کند

نه- تخمه آفتاب گردان: مثل گردو و دانه‌های سبوس دار روحیه و قدرت مغز را افزایش میدهد. تخمه آفتاب گردان حاوی “تریپوفان”، یک اسید آمینه که مغز آنرا تبدیل به “سراتونین” می‌کند. راهی‌ طبیعی برای از بین بردن افسردگی خفیف و بی‌خوابی است. علاوه بر این تخمه آفتاب گردان مقدار سرشاری از تیامین و ویتامین ب را داراست که باعث افزایش حافظه و عملکرد شناختی‌ مغز است

ده- تخمه کدو: شگفت انگیز است که بخش قدرتمند کدو در تخم‌های آن نهفته است که کمتر مورد استفاده قرار می‌گیرد. تخمه کدو قاضی‌ قدرت است، سرشار از مواد مغذی از جمله؛ روی، ویتامین آ، ویتامین ای‌، اسید‌های چرب امگا۳ و امگا۶. روی موجود در تخمه کدو نقش حیاتی در تقویت حافظه و مهارتهای تفکری دارد

یازده- چای سبز: نوشیدنی فوق‌العاده‌ای است. تازه دم آن به افزایش حافظه و تمرکز کمک می‌کند و دشمن خستگی‌ فکری است. چای سبز حاوی “کت چینز” است که به شما کمک می‌کند تا به آرامش روحی برسید و تمرکز عقلانی داشته باشید. همچنین کمک به حفظ روحیه مثبت و مقاومت و مبارزه در برابر بسیاری از اختلالات مغزی می‌کند. “پولی‌ فنول” که ضدّ سمّی قوی است در چای سبز موجود است و میتواند ماده مهم “دوپامین” که برای پیامها در مدار‌های مغز لازم هستند، افزایش دهد، “دوپامین” نقش حیاتی در ایجاد روحیه مثبت و خوش اخلاقی‌ دارد همچنین به مغز و بدن کمک می‌کند که مصرف ملایم و لازم از یک منبع ثابت و سوخت اولیه بدن ما یعنی‌ قند، انجام شود. این “پولی‌ فنول”های قدرتمند به پیشگیری سرطان و حملات قلبی هم کمک میکنند

دوازده- تخم مرغ: تخم مرغ برای ۷۰ کالری که ارائهٔ میدهد در عوض حاوی مواد غذایی بسیار زیادی است که منبع پر ارزشی از پروتئین با کیفیت بالا و ویتامین‌ها و مواد مغذی است و حتی بیشتر: یک ماده غذایی که “کولین” نامیده میشود در تخم مرغ موجود است که توانایی‌ کمک به مرکز حافظه در مغز را دارد. پژوهشگران کشف کرده‌اند که کولین برای افزایش اندازه سلول‌های عصبی مصر است و کمک می‌کند که سیگنال‌های الکتریکی بیشتری از مغز شلیک شده و واکنش عصبی تسریع یابد. ضدّ سم‌های موجود در تخم مرغ به نام‌های “لوتیین”و “زیاکساندین” کمک به پیشگیری از خطر ابتلا به بیماری “کاتاراکت” که در افراد مسن رایج تر است و “دژنراسیون ماکولا” که از بیماری‌های چشمی سنین بالا است، می‌کند. به یاد داشته باشید که دفعه آینده که درب یخچال را باز می‌کنید، تخم مرغ‌های شگفت انگیز را به عنوان یک خوراک طبیعی خوب ببینید

سیزده- آواکادو: غذایی برای سلامتی‌ مغز و تقریبا به خوبی‌ ذغال اخته است. حاوی چربی‌‌های اشباع نشده که کمک به جریان یافتن خون سالم می‌کند که برای سلامت مغز شرط اولیه است. به غذای‌ روزانه خود یک چهارم ت نصف آواکادو را اضافه کنید

چهارده- گوجه فرنگی: “لیکوپن” گوجه فرنگی‌ یک ضدّ سم شگفت انگیز است که میتواند سلول‌ها را از آسیب‌های رادیکال آزاد حفاظت کند که تصور میشود عامل اصلی‌ بیماری دمانس (زوال عقل) و الزایمر است

پانزده- بروکولی: یک غذای فوق‌العاده است که حاوی مواد مغذی بالایی‌ است. یک منبع عظیم ویتامین کا که باعث میشود، قدرت و عملکرد مغز بهتر شود

شانزده- کلم قرمز: مملو از ضدّ سم “پولی‌ فنول” که باعث کاهش خسارت سلولی به مغز میشود و بویژه برای دارمان آلزایمر مفید است

هفده- بادمجان: پوست بادمجان حاوی مواد مغذی “ناسونین” است که واکنش مغز ما را افزایش میدهد بطوری که ملکول‌های پیام رسان در مغز و سلول‌های عصبی ارتباط بهتری پیدا میکنند. بیاد داشته باشید که پوست بادمجان مزایای فوق‌ العاده‌ای در بهبود افزایش مغز دارد

هجده- اسفناج: اسفناج اثرت مضر افزیأش سنّ در مغز را کاهش میدهد و به عملکرد مغز کمک می‌کند و محافظ مغز از استرس سمّی است. پژوهشگران معتقدند که رژیم غذایی غنی از اسفناج میتواند ظرفیت یادگیری و مهارتهای حرکتی‌ را به میزان قابل توجهی‌ افزایش دهد

نوزده- ماست: غذایی مملو از کلسیم، مثل شیر و پنیر، ماست در بهبود عملکرد اعصاب مصر است و حاوی اسید آمینه “تیروزین” است که مسئول تولید انتقال دهنده‌های عصبی “دوپامین” و “نورادرنلین” است. بطور خلاصه به بهبود هوشیاری و حافظه کمک می‌کند

بیست- شکلات: چه بهتر از شکلات برای پایان دادن به بحث!!! باور کردنی نیست که چیز فوق‌العاده خوش مزه‌ای مثل شکلات فوق‌العاده خوب برای سلامتی‌ نیز است. شکلات سیاه دارای خواص ضدّ سم بسیار قوی و شامل چندین محرک طبیعی است که باعث افزایش تولید “آندروفین”میشود. آندروفین کمک به بالا بردن تمرکز و هوس جمعی می‌کند. محرک موجود در شکلات سیاه همچنین در بهبود خوش اخلاقی‌ موثر است، بدین ترتیب که این محرک باعث میشود که مقدار زیادی خون به مغز جریان پیدا کند و این جریان خون به تقویت شناختی‌ مغز کمک می‌کند. شکلات سیاه ضربان و زمان واکنش‌ها را بهبود می‌بخشد و همچنین تقویت کننده بصری و کلامی حافظه نیز است. اما متاسفانه وقتی‌ به شکلات میرسیم به جای اعتدال، افراط می‌کنیم.

نتیجه: مغز ما حریص‌ترین عضو بدن ما است، اما تغذیه مناسب آن بسیار حیاتی است، زیرا که تفکر خلاق، خوش اخلاقی‌، حافظه و سلامت کلی‌ ما به آن بستگی دارد. این جای تعجب نیست که آنچه می‌خوریم بر نحوه تفکر، احساس، حافظه و حتی افزایش هوش ما تاثیر دارد. حال چه کسی‌ نمی‌خواهد که با تغذیه خوب نابغه شود؟


 درس ۱۶۴ – ۷۲ ایده برای ساده ساختن زندگی شما

164

یک زندگی‌ ساده معانی و ارزش‌های مختلف برای افراد مختلف دارد، برای من معنایی جز ضرورت‌ها ، اجتناب از هرج و مرج برای دوستی و گذراندن وقت برای آنچه که مهم است، بدین معنی‌ که از خیلی چیزها میگذرم که به زمان بیشتر برای کارهای مطلوب و عزیزانم دسترسی‌ پیدا کنم، یعنی‌ از مسائل مثلا فرهنگی‌ میگذرم که به مسائلی‌ که بمن ارزش بیشتری میدهند برسم. درواقع ساده زندگی‌ کردن همیشه هم ساده نیست. یک سفر است نه یک مقصد و اغلب سفری با دو گام به پیش و یک گام به پس است. اگر علاقمندید که زندگیتان را ساده کنید، این یک راهنمای خوب برای شما است.
لیست کوتاه: چون لیست زیر بسیار طولانی است از لیست کوتاه دو مرحله‌ای هم می‌توان استفاده کرد:
۱- آنچه که برایتان مهمترین است شناسائی کنید
۲- همه چیزهای بدرد نخور دیگر را دور بریزید
البته که چیزهای که امروز بدرد نخورند ممکن است که فردا بدرد بخورند.
حال به لیست بلند می‌پردازیم. در این فهرست راهنمای گام به گام وجود ندارد اما این فهرست ناقصی از ایده‌هایی‌ است که هر کسی برای پیدا کردن روش ساده زندگی‌ کردن خویش بدست بیاورد. هر یک از اینها ممکن است که برای شما کارایی‌ نداشته باشند، از بین اینها خودتان آنچه که لازم است انتخاب کنید.
یک نکته مهم: در این فهرست از منابع متفاوت استفاده شده است، شما میتواند که هر بار روی یکی‌ از آنها تمرکز کنید.
۱- یک فهرست از ۴-۵ کار خیلی مهم تهیه کنید، مهمترین و پر ارزشمند‌ترین آنها را بیابید. ساده زیستن با این اولویت‌ها آغاز میشود. همزمان با تلاش برای ساختن فضا در زندگی‌ با این مهمترین‌ها بیشتر وقت می‌دهید.
۲- ارزیابی تعهدات. به تمام مسائل زندگیتان بنگرید، همه چیز، از کار، خانه، فعالیتهای اجتماعی، بچه ها، سرگرمییها، اضافه کاریها،… کدامیک از اینها به شما ارزش بیشتری میدهند؟ به کدامیک بیشتر علاقه‌مند هستید؟ کدامیک در بالای لیست شما قرار دارند؟ آنهایی که جزو مهمترینها نیستند خط بزنید.
۳- ارزیابی وقت. روز خود را چگونه سپری می‌کنید؟ از زمان بیداری تا خواب چه کارهایی می‌کنید؟ یک لیست از کارهای روزمره تهیه کنید و اولویت‌ها را بیابید. کارهای غیر مهم را انجام ندهید و تمرکز روی مهمترین‌ها کنید، با طراحی مجدد روز خود را آغاز کنید.
۴- ساده سازی وظایف کاری. وظایف کاری روزانه ما یک لیست بی‌ پایان هستند که اگر بخواهیم همه آنها را انجام دهیم وقت کم می‌آوریم و مهمتر از آن اینکه به مهمترین کارها نمی‌رسیم، تمرکز روی وظایف عمده و اصلی‌ خود داشته باشیم و جزئیات را فراموش کنید.
۵-وظایف کاری هستند ساده سازی وظایف خانگی. به کارهای خانگی فکر کنید، بعضی‌ مواقع کارهای خانگی به زیادی
و تمام وقت ما را میگیرند
‌. پس فقط مهمترین‌ها را بیابید و روی آنها تمرکز کنید و مابقی را رفع یا به افراد دیگر خانواده واگذار کنید و یا کمک از بیرون بگیرید.
۶- یاد بگیرید که “نه” بگویید. این یک کلید اصلی‌ برای ساده زیستن است، با نگفتن “نه” مسولیتتان بیش از اندازه خواهد شد.
۷- محدودیت ارتباطات. زندگی‌ امروزه مملو از جریانات گسترده ارتباطی‌ است. ایمیل، اس‌ام‌اس، تلفن همراه، مکلمات تلفنی، … اینها تمام وقت روزانه شما را میگیرند. ارتباطات خود را محدود کنید. برای ایمیل وقت محدود بگذارید مثلا ۲ بار در روز برای یک زمان ثابت، از دادن پیامک خودداری کنید، مکلمات تلفنی خود را به زمان ثابت و کوتاه محدود کنید و با ارتباطات دیگر خود هم همین کار را بکنید، زمان بندی و اجرا کنید.
۸- محدودیت مصرف رسانه‌ها. این نکته برای همه نیست. فقط آنهائی که ضروری هستند انجام دهید، به اعتقاد من ، رسانه‌ها از قبیل، رادیو، تلوزیون، اینترنت، مجلات، روزنامه ها، … بر زندگی‌ ما تسلط دارند، اجازه ندهید که بر شما مسلط شوند، زیستن با مصرف کمتر اطلاعات ساده میشود.فقط اطلاعات مهم را استفاده کنید.
۹- پاکسازی وسایل. اگر یک آخر هفته را ، برای پاکسازی آنچه که نمیخواهید، وقت صرف کنید، واقعا عالیست. کیسه‌های زباله و جعبهٔ‌ها را از وسایل اضافی پر کنید.
۱۰- خلاصی از وسایل بزرگ. زندگی‌ پر از اقلام ریز و درشت است، ولی‌ اگر از اقلام بزرگ شروع به پاکسازی کنید، بسرعت بسوی ساده زیستن می‌روید.
۱۱- پاکسازی اتاقها. هر یک از اتاقها را در یک زمان. اتاق را دور بزنید و اقلام بدرد نخور را دور برزید. مثل یک سردبیر روزنامه عمل کنید، تلاش کنید که حداقل را نگاه دارید و باقی‌ را پاک کنید.
۱۲- پاکسازی قفسه‌ها و کشوها. وقتی‌ که قسمت‌های اصلی‌ اتاق را پاکسازی کردید، به قفسه‌ها و کشوها سر بزنید و آنها را یکی‌ یکی‌ پاکسازی کنید.
۱۳- پاکسازی کمد لباسها. آیا کمد لباس‌های تان در حال انفجار است؟ کشو‌ها طوری پر هستند که به سختی بسته میشوند؟ کمد لباس خود را با دور ریختن لباس‌هایی‌ که استفاده نمیکنید ساده کنید.
۱۴- ساده کردن پرداخت ها. اگر پروندها و صورتحساب‌های به هم ریخته دارید، از پرداخت اینترنتی استفاده کنید.
۱۵- ترتیب فایلهای دیجیتال. کارهای دیجیتالی خود را مرتب کنید، از بهم ریختگی بپرهیزید. پرونده‌های زیادی را دور بریزید.
۱۶- سادگی‌ اظهارات. زندگی‌ ساده خود را طراحی‌ کنید، آنرا چگونه می‌خواهید؟ بنویسید.
۱۷- محدودیت خرید. اگر شما برده مادیگرایی و مصرف زدگی هستید، راه‌هایی‌ برای آزادی وجود دارند. من هم مثل شما بودم ولی‌ از آنها برای همیشه فرار کردم، اگر از مادیگرایی فرار کنید آنگاه کمتر خرید می‌کنید و معنی آن اینست؛ وسایل کمتر، هزینه کمتر، مسائل کمتر.
۱۸- آزادی زمان. راه‌هایی‌ برای آزاد کردن زمان برای کارهای مهم خود بیابید. بدین معنی که کارهای که دوست ندارید انجام ندهید، در هدر رفتن زمان صرفه جوئی کنید و برای انجام کارهای مطلوب خود ایجاد فضا کنید.
۱۹- آنچه دوست دارید انجام بدهید. وقتی‌ زمان بیشتر میابید، آنرا صرف کارهای مورد علاقه خود بکنید، به لیست ۴-۵ مهمترین‌ها نگاه کنید و آنها را انجام دهید نه چیز دیگر.
۲۰- گذراندن زمان با عزیزان. احتمالا لیست ۴-۵ مهمترینها شامل عزیزانتان نیز میشود، اینها میتوانند همسر، شریک زندگی‌، والدین، فرزند، خانواده، دوستان و یا هر کس دیگر باشند که یافتن زمان انجام کارها و صحبت با آنها صمیمیت بیشتری بوجود می‌آورد.
۲۱- زمانی‌ را صرف تنهایی‌ کنید. این فهرست را اینگونه ببینید که راه‌های آزادی زمان بیشتری برای خودتان میسازید. تنها بودن خوب است. هر چند که برخی‌ دیگر اینرا قبول ندارند. برای تنهایی‌ نیاز به تمرین است تا به صدای درون خود توجه بیشتری بکنید. تنهایی‌ آرامش بخش است و این آرامش برای شناخت خود ضروری است.
۲۲- با آرامش بخورید. اگر شما غذای خود را از راه گلو قورت می‌دهید، نه تنها طعم عالی‌ آنرا نمیفهمید بلکه سالم هم نمیخورید. آرام بخورید تا وزن شما پایین بیاید، و هضم غذایی تان بهبود یابد تا لذت بیشتری از زندگی‌ ببرید.
۲۳- با آرامش رانندگی‌ کنید. بیشتر مردم در ترافیک عجله دارند که باعث عصبانیت، استرس، آشفتگی‌، به خطر انداختن خود و دیگری میشود. آرام راندن نه تنها امن تر بلکه برای پول بنزین شما هه مفیدتر است و در ضمن میتواند آرامش بخش هم باشد. امتحان کنید.
۲۴- حاضر باشید. این دو واژه میتوانند تفاوت بزرگی‌ در ساده زیستن شما ایجاد کنند. در لحظه و حالا و همینجا زندگی‌ کنید که هستید. آگاه بر زندگی‌ و پیرامون خود باشید، این سلامت عقلی شما را تضمین می‌کند.
۲۵- در جهت جریان طبیعی زندگی‌ کنید. ما موقع بسیاری با بی‌ برنامگی زندگی‌ می‌کنیم. سیستمهای پیچیده‌ای از ما توان تفکر را گرفته اند. حال بیایید در هر زمان روی یک سیستم تمکز کنید. (سیستم لباسشویی، سیستم ماموریت، سیستم کاغذ بعضی‌، سیستم ایمیل،….) و سعی‌ کنید که آنها را ساده و کارا کنید، روی کاغذ بنویسید و اجرا کنید.
۲۶- یک سیستم ایمیل و کاغذ بازی ساده درست کنید. اگر برنامه ریزی نکنید اینها روی هم تلنبار میشوند ولی‌ یک سیستم ساده همه چیز را راحت می‌کند.
۲۷- یک سیستم ساده برای کارهای خانه بنا کنید. نمونه یک سیستم ساده اینست که با لبخند تمیز کنید.
۲۸- میز تحریر خود را تمیز نگهدارید. یک میز تحریر به هم ریخته، شما را منحرف، آشفته و پر از تنش می‌کند. کافی‌ است که چند عادت ساده را کنار بگذارید.
۲۹- برای خود روال بسازید. کلید ساده زیستن ایجاد روال ساده است.
۳۰- صندوق دریافت ایمیل خود را خالی‌ نگهدارید. صندوق دریافت ایمیل شما پر از نامه‌های خوانده نشده است؟ و پیام‌های جدید روی هم انباشته میشوند؟ اگر اینطور است، شما عادی هستید، ولی‌ میتوانید کارا تر هم باشید. ایمیل خود را هر روز چک و اضافی آنها را پاک کنید.
۳۱- قناعت را بیاموزیم. قناعت یعنی‌ خرید و خواست کمتر و مستقیماً به ساده زیستن مرتبط است.
۳۲- خانه خود را با حداقل پر کنید. بدین معنی که آنچه را لازم دارید، و نه بیشتر. این بسیار آرام بخش است ، حتی موقع تمیز کردن.
۳۳- برای صرفه جویی راههای دیگری هم بیابید. راههای بیشماری برای صرفه جویی موجود اند که در هر گوشه از زندگی‌ میتوانید این راه‌ها را پیدا کنید.
۳۴- به فکر یک خانه کوچکتر باشید. اگر شما وسایل اضافی را ببخشید یا دور بریزید، احتمالا فضای اضافی زیادی خواهید داشت. من پیشنهاد نمیکنم که در یک قایق کوچک زندگی‌ کنید (گو اینکه خیلی‌ها را میشناسم که به خوشی‌ در یک قایق کوچک زندگی‌ میکنند) در حالی‌ که میتوانید در یک خانه کوچک راحتتر باشید. در یک خانه کوچک همه چیز ارزانتر است و نگهداری آن نیز ساده‌تر برای ساده زیستن شما نیز بسیار مفید است.
۳۵- ماشین کوچکتری بخرید. این یک حرکت بزرگ است. احتمالا ماشین شما واقعا بزرگتر از آن چیزست که لازم دارید، نگهداری یک ماشین بزرگ گرانتر است. بنزین بیشتر مصرف می‌کند. جای پارک هم مشکل پیدا میشود. حتما نباید یک ماشین خیلی کوچک بخرید، بوژه اگر بچه در هستید ولی‌ میتوانید یک ماشین کوچکتر ولی‌ راحت داشته باشید. شاید لازم نباشد که اینکار را همین امروز انجام دهید اما در موردش فکر کنید.
۳۶- “بس است” را بیاموزید. هر روز جامعه مادیگرای ما وسعت می‌یابد و بنظر نمیرسد که این رشد پایان داشته باشد. مطمئناً شما توانایی‌ خرید وسایل آخرین سیستم و همچنین کفش و لباس بیشتری دارید ولی‌ این تمامی‌ ندارد و چه وقت شما به اندازه کافی‌ دارید؟ بیشتر مردم جواب را نمی‌داند و در نتیجه همیشه در حال خرید بیشتر هستند. این یک چرخش بی‌ پایان است. شما میتوانید این چرخه را به وسیله اینکه “بس است” مهار کنید.
۳۷- برنامه شام هفتگی ساده تهیه کنید. اگر تهیه روزانه غذا برایتان تنش آور است، یک برنامه ریزی هفتگی کنید. تصمیم به خوردن ساده و مغذی هفتگی بگیرید. در طول هفته، هر شب را مشخص کنید که چه می‌خواهید میل کنید و هفتگی خرید کنید. حال که می‌دانید چه روزی چه غذای میخورید و مواد اولیه مورد نیاز آنرا‌ها هم دارید، یک غذای ساده ۱۰ – ۱۵ دقیقه‌ای آماده کنید.
۳۸- سالم بخورید. ممکن است که ارتباط بین ساده زیستن و ساده خوردن در وحله اول واضح نباشد، ولی‌ بر عکس آنرا فکر کنید، اگر شما همیشه غذاهای چرب، شور، شیرنیجات، سرخ کردنی، میل کنید، مطمئناً در دراز مدت به دارو درمان بیشتری نیاز دارید، از حالا به چندین سال آینده فکر کنید، تصور کنید که هر روز به دکتر، بیمارستان، داروخانه، درمانهای مختلف، جراحی، تزریق انسولین… احتیاج دارید. حال ارتباط بین ساده زیستن و ساده خوردن واضح است، ساده خوردن در دراز مدت همه چیز را ساده می‌کند.
۳۹- ورزش کنید. این هم مثل ساده خوردن در دراز مدت به ساده زیستن کمک میکند و حتی بیشتر. ورزش به تقلیل تنش کمک می‌کند و باعث میشود که شما احساس بهتری داشته باشید، که فوق‌ العاده است.
۴۰- قبل از مرتب کردن اشغال‌ها را دور بریزید یا ببخشید. بسیاری از مردم میز تحریر آشفته، کابینت‌های شلوغ، کمدهای لباس و کشوهای پر خود را دوباره مرتب میکنند، متاسفانه این نه تنها کار را سختتر می‌کند بلکه مشکل را پیچیده تر میسازد. برای ساده کردن کار، آشغالها و لوازم غیر ضروری را ببخشید یا دور بریزید، اگر اینکار را بکنید حتی احتیاج به مرتب کردن هم ندارید.
۴۱- جای کافی‌ داشته باشید. این یک پند قدیمی‌ است و بهترین اندرز برای مرتب کردن وسایل است. بعد از پاکسازی وسایل اضافی.
۴۲- سادگی‌ درونی خود را بیابید. من یک شخص معنوی واقعی نیستم. اما بجای هول شدن در شلوغی، مقداری از زمان خود را صرف آرامش درونی‌ام می‌کنم. این زمان میتواند صرف دعا یا ارتباط با خداوند باشد یا مراقبه و خود شناسی‌ و یا سپری کردن مدت زمانی‌ در طبیعت. هر کاری که برای ارتباط درونی‌ خود باشد ارزشمند است.
۴۳- یاد بگیریم که از تنش خارج شویم. هر زندگی‌ پر از تنش است حتی ساده زیستن. .پس باید یاد بگیریم که چگونه از تنش خارج شویم.
۴۴- سعی‌ کنید که بدون ماشین زندگی‌ کنید. این چیزی نیست که خود من انجام داده باشم ولی‌ هستند کسانی‌ که اجرا کرده اند، خود من اگر بچه نداشتم انجام میدادم. بجای استفاده از اتومبیل قدم بزنید، دوچرخه سواری کنید و یا از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنید. این کار هزینه شما را کاهش میدهد و مدت زمان تفکر شما را بیشتر می‌کند. اتومبیل زندگی‌ را پیچیده می‌کند و هزینه بردار است، بیمه‌، ثبت، مکانیک، بنزین…
۴۵- راهی‌ برای رهایی خود بیابید. شعر، نقاشی، فیلم سازی، عکاسی، رقص، طراحی‌، ورزش و یا هر چیز دیگر. ما به این کارها احتیاج داریم تا زندگی‌ خود را پر معنا تر کنیم. اینکارها بهتر از مشغولیّت‌های کاری هستند که زندگی‌ شما را محدود میکنند.
۴۶- اهداف خود را ساده کنید. بجای داشتن یک دوجین هدف یا بیشتر، یک هدف داشته باشید. این کار نه تنها تنش کمتری به شما وارد میسازد بلکه موفقیت شما آسانتر میشود. شما تمرکزتان روی یک هدف است و تمام انرژی خود را صرف آن یک هدف می‌کنید که شانس بیشتری هم برای موفقیت به شما میدهد.
۴۷- یک وظیفه در یک زمان. وظایف زیادی پیچیده اند و تنش به همراه میاورند و معمولا غیر قبل اجرا.
۴۸- یک سیستم ساده برای مدارک خود بسازید. کاغذ‌های زیادی کار آرایی کمتری دارند. و پرونده‌ها و مدارک شما نباید پیچیده باشند تا مفید واقع شوند، یک سیستم ساده طراحی‌ کنید.
۴۹- متانت خود را حفظ کنید. اگر هر چیز کوچکی شما را عصبانی‌ می‌کند، شما از زندگی‌ ساده خیلی بدور هستید. یاد بگیرید که خود را کنترل کنید تا آرام بمانید.
۵۰- کمتر به آگهی‌ها توجه کنید. آگهی‌های تبلیغاتی باعث خرید بیشتر میشوند، اینها را برای همین میسازند و کار آرایی هم دارند. راهی‌ برای کمتر در معرض تبلیغات قرار گرفتن بیابید، آنگاه کمتر میخرید.
۵۱- فکور و محاسبه گر‌ زندگی‌ کنید. هر وظیفه‌ای را به آهستگی انجام دهید. ساده بگیرید. توجه کامل به آنچه انجام می‌دهید بکنید.
۵۲-فهرستی برای وظایف روزانه خود تهیه کنید. در روز ۳ عدد از مهمترین کارهای خود را به انجام برسانید. با یک فهرست بلند بالا شروع نکنید که توانایی‌ انجام همگی‌ در یک روز مقدور نباشد. یک لیست ساده ۳ عددی میتواند احساس راحتی‌ بیشتری به شما ببخشد.
۵۳- برای صبح و شب خود روال و روش طراحی کنید. بهترین راه برای ساده زیستن ایجاد روش برای شروع و پایان روز است.
۵۴- نوشتنی‌های خود را در صبح انجام دهید. اگر شما هم مثل من از نوشتن لذت میبرید صبح‌ها به آرامی و سازنده بنویسید.
۵۵- بیاموزید که هیچ کاری نکنید. کاری انجام ندادن یک هنر است و آن بخشی از زندگی‌ است.
۵۶_ ولدون، نوشته ترو را بخوانید، متن تبادل نظر برای ساده زیستن.
۵۷- به کیفیت توجه کنید نه کمیت. اصلا سعی‌ در داشتن وسایل زیادی در زندگی‌ نکنید در عوض فقط چند وسیله، آنهایی که واقعا دوست دارید، و برای مدت طولانی قابل استفاده اند، داشته باشید.
۵۸- کتاب ساده زیستن اثر ایلن سینت جیمز را مطالعه کنید. یکی‌ از نویسندگان مورد علاقه‌ من.
ء ۵۹- روز خود را با لذایذ ساده پر کنید. یک لیست از کارهای مطلوب و مورد علاقه‌ خود تهیه کنید و کم کم آنها را در طول روز انجام دهید.
۶۰- منابع اطلاعاتی‌ خود را در روز محدود کنید. اگر شما از ده‌ها منبع مختلف اطلاعات جمع‌آوری می‌کنید، همانگونه که من بیش از یک صد تا از آنها را داشتم، احتمالا از تنش رنج میبرید که همه آنها را در یک روز مطالعه کنید. این منابع را محدود کنید.
۶۱- مشترک وبلاگ‌های ضدّ جمع‌آوری اشغال بشوید. احتمالا بهترین روشهای ساده زیستن را در آنها میابید.
۶۲- یک باغچه ساده طراحی کنید. اگر حیاط دارید که زمان زیادی صرف آن می‌کنید، آنرا ساده یک طراحی ساده کنید.
۶۳- وسایل کمتری حمل کنید. فقط ملزومات خود را حمل کنید.
۶۴- ساده زیستن در اینترنت. اگر شما بیش از اندازه انلاین هستید آنرا میتوانید محدود کنید.
۶۵- سعی‌ کنید که درامد خود کار داشته باشید. این کار ساده نیست اما انجام شدنی است. خود من روی آن کار کردم و نتیجه گرفتم.
۶۶- هزینه خود را سرشکن کنید. خیلی‌ها هزینه‌ها را سرشکن میکنند (خیلی هم مهم است) چون بسیار سخت و پیچیده است.
۶۷- زندگی‌ مالی خود را با برنامه ریزی ساده کنید.
۶۸- سبک سفر کنید. چه کسی‌ دوست دارد که مقدار زیادی چمدان در سفر با خود حمل کند؟
۶۹- از یک سیستم بهره‌وری حداقل استفاده کنید. توجه به حداقل، مورد احتیاج است. هر چیز دیگری زیادی است.
۷۰- روزانه فضای بیشتری به کارهای خود بدهید. همه کارها را پشت سر هم انجام ندهید. قرار ملاقات‌ها یا هر کار دیگری که لازم به انجام است، با فاصله انجام دهید. با این کار حساب احتمالات را هم کرده‌اید و روزتان را راحت تر به اتمام میرسانید.
۷۱- نزدیک محل کارتان زندگی‌ کنید. این بدان معنی است که یا کاری نزدیک به منزل پیدا کنید یا منزل خود را به نزدیک محل کار تغییر دهید. هر دو به شما در ساده زیستن کمک می‌کند.
۷۲- همیشه سوال کنید. آیا سوال کردن به ساده زیستن کمک می‌کند؟ اگر جواب شما منفی‌ است، تجدید نظر کنید.


 درس ۱۶۵- قالب بندی مشکلات

165

یک کشیش جوان از اسقف پرسید: من میتوانم در موقع دعا سیگار بکشم؟ پاسخ قاطعانه اسقف “نه”بود. بعد ها، وقتی‌ که کشیش جوان یک کشیش بزرگتر را دید که در حال دعا کردن سیگار هم میکشد به او گفت: شما در حال دعا کردن نباید سیگار بکشید، من از اسقف پرسیدم. کشیش بزرگتر جواب داد: عجیب است، چون من هم از اسقف پرسیدم که: آیا می‌توانم در هنگام سیگار کشیدن دعا کنم؟ و او گفت که ایرادی ندارد؛ شما در هر حالتی می توانید دعا کنید
 
 
همانطور که این جوک نشان میدهد، جهت نگاه به یک مسئله، حل مشکل را تحت تاثیر قرار میدهد. دیدن یک مشکل از زوایای مختلف به تفسیر‌های گوناگون منجر میشود. اگر مشکلات را از جهات مختلف بررسی کنیم و آنها را قالب بندی صحیح کنیم به راه حل و تصمیم بهتری میرسیم
: با قالب بندی صحیح مشکلات، به تله‌های فکری کمتری سقوط می‌کنیم. برای مثال
فرض کنیم که دولت برای جلوگیری از شیوع یک بیماری ویژه که انتظار میرود ۶۰۰ نفر را بکشد باید برنامه ریزی کند. دو برنامه برای پیشگیری از این بیماری پیشنهاد میشود و شما باید یکی‌ را انتخاب کنید
برنامه ۱: ۲۰۰ نفر زنده میمانند
برنامه ۲: به احتمال یک سوم همه ۶۰۰ نفر زنده میمانند و به احتمال دو سوم همه می‌میرند
انتخاب خود را یادشت کنید
حال فرض کنید که بجای دو برنامه بالا، دو برنامه دیگر به شما داده میشود
برنامه ۳: ۴۰۰ نفر خواهند مرد
برنامه ۴: احتمال یک سوم است که هیچ کس نمیرد و دو سوم که همه بمیرند
کدامیک از برنامه‌های بالا را انتخاب می‌کنید؟ اکثریت برنامه های ۱ و ۴ را انتخاب میکنند
این سوالی‌ بود که در یک آزمایش معروف توسط تورسکی و کاهنمن طرح شد (که به گرفتن جایزه نوبل به کاهنمن ختم شد) ۷۲% از شرکت کنندگان گزینه ۱ را به ۲ و ۷۸% از شرکت کنندگان گزینه ۴ به ۳ را ترجیح دادند
نظر شما را نمیدانم ولی‌ من از این نتایج شگفت زده شدم، چرا؟
در صورتی‌ که برنامه‌های ۱ و ۳ شبیه به همند و برنامه‌های ۲ و ۴ هم همینطور. آنها دقیقا یکی‌ هستند. همان تعداد نفرات زنده و یا می‌میرند، و نتیجه یکی‌ است ، اما آنها از جهت مختلف ارائه (قالب بندی) شده‌اند
اگر انتخاب کنندگان با ثبات بودند انتظار میرفت که جوابهای ۱ و ۳ و یا ۲ و ۴ بطور مساوی انتخاب کنند، اما تغییر در جمله بندی کافی‌ بود که مردم عقیده خود را بیشتر روی گزینه ۱ و ۴ تغییر دهند. بسیاری از مردم بی‌ ثبات انتخاب میکنند، و این نشانه قدرت قالب بندی است
مهم نیست که ما چقدر “عاقلانه” فکر می‌کنیم، احساسات و حالات روحی، نقش عمده‌ای در تصمیمات ما دارند. بسیاری از مواقع احساسات و حالات روحی انسان را از دیدین واقعی گزینه صحیح باز می‌دارد. در یک مشکل ترس از ریسک وجود ندارد بلکه ترس از دست دادن وجود دارد
آیا به حال شنیده اید که مردم مخالف خطر هستند؟ خوب، تجربه‌ای که ما در بالاتر داشتیم، نشان دهنده اینست که این جمله کاملا هم صحیح نیست. در هنگامی که برنامه‌ها ارائه داده شد، شرکت کنندگان برنامه‌های بی‌ خطر را ترجیح دادند (برنامه ۱) اما وقتی‌ که برنامه‌های خطرناک ارائه شد، شرکت کنندگان رای به ریسک دادند (برنامه ۴). اگر مردم ریسک کردن را دوست نداشته باشند راه امن را انتخاب میکنند. مردم تمایل به ریسک دارند اما فقط زمانی‌ که خسارت جبران ناپذیر باشد. در اینجا معلوم میشود که “تلفات”بسیار قویتر از “دستاورد” است
احساسات منفی‌ در زمان “باخت” قویتر از احساسات مثبت در زمان “برد” هستند (بر اساس برخی‌ مطالعات، حدود ۲ برابر). یعنی‌ ما وقتی‌ ۱۰۰۰ $ میبازیم خیلی بیشتر ناراحتیم تا وقتیکه ۱۰۰۰$ میبریم خوشحال باشیم. نجات دادن ۲۰۰ نفر خوب است اما نه برای اجتناب از دست دادن ۶۰۰ نفر
 
ابزار قالب بندی
اگر قالب بندی یک چنین تأثیری در تصمیمات و راه حل‌های ما دارند پس راه صحیح قالب بندی چیست؟
چگونه میتوانیم خود را از شر تعصبات مان حفظ کنیم؟ بفرمائید این هم چهار راه حل
یک– سعی‌ در داشتن دیدگاه‌های متفاوت. هرگز قالب‌های اولیه را بدون تفکر قبول نکنید حتی اگر توسط خود شما یا دیگری تنظیم شده باشند، سعی‌ کنید که به دنبال دیدگاه‌های مختلف و تفکرات متفاوت باشید
از آنجا که مسائل را همانگونه درک می‌کنیم که بما نشان داده میشوند، پس مهم است که بیاموزیم که از جهات مختلف به آنها نگاه کنیم
دو– نظرات بیطرف و همه جانبه بیابیم. برای جلوگیری از تعصبات و قرار گرفتن در حالت ویژه برد یا باخت، مشکل را بی‌طرفانه نگاه کنید، بطوری که ترکیبی‌ از دیدگاه‌های مثبت و منفی‌ باشد. بگونه‌ای که در حد امکان از زوایای مختلف، چند مجهوله و چند جانبه باشد. در مثل برنامه بیماری می‌توان اینگونه بیان کرد
برنامه ۱: ۲۰۰ زنده، ۴۰۰ مرده
برنامه ۲: یک سوم احتمال از ۶۰۰ نفر همه زنده بمانند و کسی‌ نمیرد ، دو سوم همه بمیرند و کسی‌ زنده نماند
صرف نظر از گزینه انتخابی، شما میتوانید آنها را از یک نگاه متعادل تر بنگرید
سه– وضعیت را به هم بزنید. نگاهی‌ به مشکل بیاندازید و آنرا به هم بزنید و احساس خود را ببینید. برای مثل اگر می‌خواهید ۱۰۰۰ $ درامد داشته باشید، تصور کنید که آنرا دارید و حال می‌خواهید که از دست بدهید. و مثل همین اگر می‌خواهید ۱۰۰۰$ از دست بدهید، تصور کنید که ۱۰۰۰$ عقبید و حال می‌خواهید بدست بیاورید. احساسات خود را در حالت‌های مختلف مقایسه کنید. اگر شما متوجه عدم تقارن قوی بین احساسات خود در شرایط متفاوت هستید این یک علامت قوی است که شما متاثر از قالب بندی سوال شدید
چهار– خودتان را از مشکل مجزا کنید. مواظب واکنش‌های بیمورد باشید. بسیار مهم است که همیشه آگاه از نقش احساسات خود در موقع تصمیم‌گیری باشید. به هر حال ما انسانها احساسات و عواطف داریم اما نباید اجازه دهیم که بینایی ما را محدود کنند. برای جدا کردن منطق از احساس در مشکلات با خود، مشکل را جدا کنیم و تصور کنیم که موقعیت برای شخص دیگری است که ما نمیشناسیم.

 درس ۱۶۶- ده روش از بهترین روشها به منظور مهار قدرت سوال

166

” هوش فرد را با پاسخ هایش می سنجند و خردش را با پرسش هایش.” نقیب محفوظ (برنده جایزه نوبل)

مغز ما سوالها را دوست دارد. سوال قدرت درگیر کردن و مجذوب کردن ما و تغییر طرز تفکر ما را دارد. سوالها دانش و بلوغ را پیش می برند و باعث تجدید خلاقیت و تفکر انتقادی می شوند. در اینجا ده روش برای پرسیدن هوشمندانه تر سوالها آورده شده است ، شما می توانید از همین امروز از آنها استفاده کنید.

یک- سوال برای حل خلاقانه مسائل

یکی از مؤثرترین روشها برای برخورد با مسائل، سوال پرسیدن درباره آن است. بهترین چیز درباره سوال کردن این است که به محض اینکه آغاز به پرسیدن می کنید، مغز شما بطور خودبخود شروع به کار کردن بر آن می کند. نه تنها مغز شروع به کار کردن بر آن می کند، بلکه وقتی که آگاه نیستید، در پس زمینه ذهنتان بر آنها کار می کند.

برای مجموعه اولیه ی بیش از پنجاه سوال نمونه، که می توانید تقریباً در هر مسئله ای بکار ببرید، تکنیک اسکمپر را امتحان کنید. تکنیک مؤثر دیگر پرسیدن سوالات با “چرا” است تا زمانی که به هسته مسئله خود برسید.

دو- سوال به منظور تغییر چشم انداز شما از مسئله

همانطور که پرسیدن سوال درباره یک مسئله مفید است، تغییر خود مسئله به یک سوال نیز سودمند است. می دانیم که تعریف کردن و بیان مناسب مسائل برای حل موثر مسائل بسیار ضروری است؛ همچنین چارچوب بندی مسائل بصورت سوالها نیز، یکی از تکنیکهایی است که مطمئناً می تواند کارایی شما را به عنوان یک حل کننده مسائل بالا ببرد.

بطور کلی عبارات، مهارت تحلیلی و منطقی مغز ما را به راه می اندازد و در خیلی از موارد، ما را برای تلاش کردن و حصول هرچه سریعتر نتایج، ترغیب می کند. از طرفی دیگر، سوالها، مهارت تفکر خلاقانه و تخیلی را به راه می اندازد و شما را ترغیب می کند که رویکردی کاوشگرانه داشته باشید؛ معمولاً این رویکرد، مجموعه کاملی از بینشهای جدید را پرورش می دهد.

برای مثال، سعی کنید که عبارتی مانند “راه های بهبود زندگی من” را به سوالهایی مانند “چه راه هایی می تواند زندگی من را بهبود دهد؟” یا “آیا شانسی برای بهبودی زندگی من در اینجا است؟” تغییر دهید و ببینید که چه احساسی در بر دارد.

سه- سوال به منظور هدایت تفکر و مباحثه

سوالها فرآیند تفکر ما را هدایت و رهبری می کند. بر حسب شرایط، ممکن است پرسیدن سوالهای “باز” یا “توسعه دهنده” مثمر ثمر باشد؛ با این سوالها، می توان ایده ها و عقاید جدید را استخراج کرد و باعث ازدیاد فرصتهای ممکن شد. به عنوان مثال، این سوالها عبارتند از ” اندیشه های تو درباره این ایده چیست؟” و یا ” آیا می توانی به سناریوهای معمول دیگری بیاندیشی؟” .

از طرف دیگر، در خیلی از موارد پرسیدن سوالهای “بسته” یا “محدود کننده” مفیدتر خواهد بود؛ اینگونه سوالها باعث همگرایی تمرکز و جهت دهی تفکر و رساندن بحث ها به سطح ملموس تر و عینی تر می شود. مثال برای اینگونه سوالها عبارتند از: “به چه وظایفی برای به انجام رساندن این مسئله نیاز است؟” ، “چه هزینه ای خواهد داشت؟ “.

در این ایده مخصوصاً از انواع مختلف سوالها در زمانهای مختلف استفاده می شود تا آگاهانه، فرآیند تفکر شما را به موثرترین جهت هدایت کند.

چهار- سوال برای آموزش و رهبری

معلمان و مربیان بزرگ می داند که آموختن فقط زمانی رخ می دهد که خودِ دانش آموزان بیاندیشند. سوالها ، یک راه بسیار خوب برای تهییج تفکر است و اگر ماهرانه بکار گرفته شود، بسیار بهتر از این است که تنها دانش را در ذهن شخصی، انبار کنیم.

بجای اینکه آموزگاران تنها مفاهیم و راه حلها را به دانش آموزان نشان دهند، می توانند برای برانگیزش اکتشاف مشترکانه، از سوالها استفاده کنند؛ مثلاً “اگر ما در اینجا زاویه را افزایش دهیم چه اتفاقی می افتد؟” ، یا “اگر مقاومت هوا نبود چگونه رفتاری را مشاهده می کردیم؟” و نظیر این سوالها.

همچنین، نه تنها سوالها برای معلمان موثر است بلکه می تواند در محیطهای تجاری بسیار مفید واقع شوند. مثلاً در شرکتها، رهبرها (چه رسمی و چه غیر رسمی) ، می توانند با سوال کردن، دیگران را به این وادارند که خود تفکر کنند و افتخار و مالکیت مشترک راه حلهای ایجاد شده را تقویت کنند. سوالهای معمول در اینباره عبارتند از: “چه راه حلهایی را می توانیم در اینجا ببینیم؟” یا “فکر می کنید چه کاری باید انجام دهیم؟”.

پنج- سوال برای گفتگو و همدلی

سوالها فصل مشترک ارتباطات همدلانه است و انرژی بخش و زندگی بخش مکالمات است. سوالها مردم را به سهیم شدن و به اشتراک گذاشتن بینشها و عقاید دعوت می کند. اگر از سوالها بطور مناسبی استفاده کنیم، مردم احساس به حساب آمدن و شنیده شدن می کنند و در نتیجه احتمالاً در مکالمات مفید و بامعنا شرکت می کنند.

اخیراً متوجه شده ام که در حقیقت اکثر بحثها، سخنگویی های یک طرفه لحظه ای است؛ هر فردی بجای گوش دادن تنها منتظر می ماند که نوبت او برای صحبت کردن برسد. پرس و جوهای ساده مانند اینکه “چگونه می توانم کمکی کنم؟” یا “آیا حال پسرت از آخرین باری که صحبت کردیم بهتر شده است؟” ، ساده ترین راه برای نشان دادن این است که شما در حال گوش دادن هستید و صادقانه به آنچه که با شما اشتراک گذاشته می شود، توجه می کنید.

شش- سوال به منظور تفکر انتقادی

استفاده ماهرانه از تحقیق، پایه و اساس تفکر انتقادی است. این بار نیز، تنها از طریق سوال کردن، می توانیم حقیقتاً خودمان بیاندیشیم؛ بجای اینکه کورکورانه آنچه را که گفته شده درست است و یا تنها راه ممکن است، بپذیریم.

وقتی می گویم “استفاده ماهرانه از تحقیق” ، این لزوماً به معنی خیال پردازی نیست، بلکه در بیشتر مواقع به معنی بازیگوشی و “اندیشیدن کودکانه” است. متفکران انتقادی بزرگ، از پرسیدن سوالهای ظاهراً ساده شرمنده نمی شوند، اینگونه سوالها معمولاً موثرترین است، همچنین روشنفکران مغرور مستعد به چشم پوشی از این سوالها هستند.

پنج سوال معروف چه چیز، کجا، چه کس، چه موقع و چرا، به عنوان مجموعه اولیه موثری از سوالها ، شکست ناپذیر هستند. ” این را کجا دیدی؟” ، “علت های آن چیست؟”، “چرا امپراطور برهنه است؟”.

هفت- سوال به منظور تغییر مرکز تمرکز شما

چارچوب بندی مجدد شرایطِ خود محدود کننده بصورت سوالها، مدت زیادی است که به عنوان بهترین راه برای تغییر فوری احساس ما شناخته شده است.

فرض کنید که شما احساس بدی دارید، با این حال، این احساس شدید است که جرأت نمی کنید از خود بپرسید “من درباره چه چیزی هیجان زده هستم؟”. در ابتدا، این سوال شما را آزار می دهد. با این وجود اگر صادقانه برای پاسخگویی به این سوال تلاش کنید، شما درواقع چیزی را می یابید که ارزش این را که احساس بهتری در مورد آن داشته باشید، دارد. این احساس، انکاری نیست و مرکز توجه شما را تغییر می دهد.

همچنین، عبارات تضعیف کننده مثل اینکه “این غیر ممکن است!” استرس شما را افزایش می دهد و مانع این می شود که به دنبال راه حل بگردید. تغییر این اظهار نظر به اینکه “چطور می توانم این را ممکن کنم؟” یا “چه چیز خوبی در مورد این است؟” کنترل را به شما باز می گرداند و شما را به تمرکز بر راه حل سوق می دهد.

هشت- سوال به منظور الهام، هدف گذاری و عمل

بهترین روش برای هدف گذاری این است که از خود بپرسید که “چه می شد اگر …”. این سوال به تنهایی قدرت این را دارد که تخیل ما را جهت دهد تا برای ما بصریتی بوجود آورد و سپس فرآیندهای فکری را که به واقعیت بخشیدن آن کمک می کنند، تولید کند.

تکنینکی که من برای اندیشیدن درباره اهداف “سطح بالاتر” و همچنین نقشها و میدانهای مسئولیتهای سطح بالاتر، بکار می برم، تغییر آنها بصورت سوالهاست. ممکن است عبارات، برای لیستهای انجام کار بخوبی کار کنند، اما آنها را برای تفکر درباره تصویر کلی، ملال آور و ناامیدکننده می دانم.

مثلاً فرض کنید که شما “سلامتی” را به عنوان میدان کلی که برای شما مهم است، تعریف کرده اید. یک راه برای پیگردی و ارزیابی پیشرفت شما در این میدان این است که بطور جامع درباره برچسب “سلامتی” و اعمالی که می توانید انجام دهید، بیاندیشید. حال این روش را با راه حل قوی تری که تغییر این میدان بصورت یک سوال است ، مقایسه کنید: “امروز چگونه می توانم سلامتی ام را بهبود دهم؟”.

اندیشیدن به این شیوه به شما برای عمل کردن، انگیزه می دهد وشما را آماده می سازد. آیا موافق هستید که در واقع این شیوه آنقدر قوی است که عمل نکردن را برای شما دشوار می کند؟ این برای اهداف و پروژه های سطح پایین نیز صادق است؛ ممکن است بعضی ها هدف “بدست آوردن ده مشتری جدید تا آخر هفته” را هوشمندانه بدانند، اما “چه کار می توانم بکنم که یک مشتری جدید بیایبم؟” به شما بیشتر برای عمل کردن انگیزه می دهد.

نه- سوال به منظور خود اندیشی

سوالها به عنوان ابزار تفکر قدرتمندی، می توانند در رسیدگی به زندگی شما مفید باشند و به شما کمک کنند که در ارتباط با خویشتن درونی خود باشید. سوالها همراه با تکنیکهای استاندارد خوداندیشی مانند اشکال مختلف رویدادنگاری، به خوبی عمل می کنند.

یک تمرین خوب برای این، تهیه لیستی شامل صد سوالی است که برای شما در این لحظه بیشتر از همه اهمیت دارد ( این سوالها را می توان از “کلیدم را کجا گم کردم؟” تا “مأموریت من در زندگی چیست؟” مرتب کرد). این لیست را به ده یا بیست مورد کاهش دهید و به اینصورت لیست بزرگترین سوالهای خود را بسازید، می توانید گه گاه دوباره آن را بازبینی کنید تا برای پی گیری مواردی که برای شما اهمیت دارد، مجدداً با آن ارتباط برقرار کنید.

برای توسعه این تکنیک می توانید هر کدام از سوالها را انتخاب کرده و درباره آنها گزارش بنویسید وبه هر سوال یک گزارش ثبت شده ای اختصاص دهید، درست مانند تکنیک موضوعهای دو جور(Topics Du Jour technique). اینکار به شما شانس این را می دهد که بتوانید در فاصله های زمانی معین، توجه خود را بر هر سوال متمرکز کنید.

ده- سوال پرسیدن به عنوان روشی از زندگی

پرورش عادت سوال کردن، از بزرگترین نشانه های بارز اذهان رشدیافته و پیشرفته است. من معتقدم که سوال کردن، بهترین ابزار برای تهییج تفکر است و انکار سودمندی و اهمیت ترویج این عادت، کاری دشوار است.

اما چگونه می توانیم این عادت را رشد دهیم؟ جواب این سوال مانند هر چیز دیگری در زندگی، تمرین و تمرین و تمرین است! همیشه دفتر یادداشتی همراه خود داشته باشید و هر سوالی را که به ذهن شما می آید، در آن یادداشت کنید.

در مورد همه چیز سوال کنید. در ارتباط با سوالهای بی پاسخ احساس راحتی کنید. آنها را به چشم مشکلات یا دشمنی در راه یافتن پاسخها نبینید. پذیرای آنها باشید. با آنها بازی کنید. مغز شما، از شما سپاسگزار خواهد بود.


 درس ۱۶۷- چگونه (تقریبا) همه چیز را یاد بگیریم؟

167

آیا کتاب مفیدی خوانده اید که بعداً فقط چند نکته اصلی‌ از آن یادتان مانده باشد؟ آنهم اگر یادتان مانده باشد! احتمالا مشکل اینجاست که شما با یکی‌ از کم اثر‌ترین راه‌های یادگیری عمل کرده‌اید.
وقتی‌ که درس موسیقی در مدرسه یاد میگرفتم، حدود ۷ سال پیش، روی دیوار یک پوستر توجه مرا جلب میکرد و آن مخروط آموزش بود، در واقع در آن هنگام چیز جالبتری نبود که معلم اسکاتلندی ما بتواند توجه مان را بیشتر به آن جلب کند. این پوستر نشان دهنده راه‌های مختلف یادگیری و چگونگی‌ فعالیتهای مختلف در بالاتر بردن شانس برای یادگیری بود.
بعد از تحقیقاتی‌ فهمیدم که این پوستر را “ادگار دیل” در ۱۹۶۹ ساخته است، دیل با نگاهی‌ عمیق به وسیله آموزش موضوعات مشابه به راه‌های متفاوت و یادداشت توانایی‌‌های یادآوری اطلاعات بعد از آموزش، روشهای مختلف موثر یادگیری را طبقه بندی کرد. شما اینرا هم باید بدانید‌ که این مخروط آموزشی‌، بااینکه نتیجه تحقیقات دیل است ولی‌ اعداد درصد آن هرگز توسط دیل ساخته نشده اند بلکه نتیجه تحقیقات افراد دیگری هستند که بعدا اضافه شده اند. بر اساس این تحقیقات ما میتوانیم ببینیم که
ء– کم اثر‌ترین راه یادگیری، گوش دادن و خواندن اطلاعات است
ء– موثر‌ترین راه یادگیری، یاد دادن آن همراه با استفاده روزمره در زندگی‌ است
مخروط آموزشی‌ نشان دهنده آن است که هر گاه شما فیلمی را از یک کتاب ببینید، قسمتهایی از آن را به خاطر میسپارید، چون دیدن و شنیدن در مغز شما بهتر ذخیره و نگهداری برای حافظه میشوند
یادگیری (تقریبا) همه چیز: ما این مخروط آموزشی‌ را، صرفنظر از ارقام درصد آن، به عنوان یک راهکار استفاده می‌کنیم. مخروطی که میتواند روش‌ها و موضوعات یادگیری را تغییر دهد. جنبه‌های مختلفی‌ که شما چه مقدار و چگونه آنهارا یاد میگیرید و از آنها استفاده می‌کنید. این مخروط راه بهتر یادگیری را آموزش میدهد. همین موضوع باعث شد که من استفاده بهینه آنرا در زندگی‌ فردی هر کس را پیشنهاد کنم
برای مثل: قصد دارم که روشهای یادگیری یوگا و حرکات مختلف لازم را استفاده کنم
ء– ارائه سخنرانی‌: گرچه شنیدن سخنرانی‌ از بدترین راههای یادگیری است ولی‌ سخنرانی‌ کردن یکی‌ از بهترین روشها است، شما میتوانید به هر کالج یا دانشگاه که می‌خواهید بروید و در مورد یوگا و حرکات آن سخنوری کنید. (یا در هر مکان دیگر)
ء– نوشتن مقاله: اگر وبلاگ یا وبسایت دارید میتوانید وقت صرف گذاشتن مطلب در مورد یوگا و حرکات آن با استفاده از تصاویر، کنید
ء– بحث با دوستان خود: یکی‌ از ساده‌ترین گزینه‌های یادگیری در اختیار گذاردن موارد یادگیری با دوستانتان و اجتماع پیرامون شما است، هر کجا که مناسب دیدید موضوع را مطرح کنید و از بحث در آن به دانش خود بیفزایید. هر چه با افراد بیشتر بحث کنید، توانایی شما در بحث و یادگیری آن موضوع بیشتر و بهتر خواهد شد. بعلاوه از شبکه‌های اونلاین مثل فیس بوک و تویتر هم میتوانید استفاده کنید
ء– در زندگی‌ روزمره انجام دهید: همانگونه که به دیگران یاد می‌دهید، خودتان هم انجام دهید. مثلا اگر به دیگران در مورد تنظیم تنفس یاد می‌دهید، در هنگام انجام تمرینات خود نیز تنفستان را تنظیم کنید. هر چه به دیگران میاموزید خود نیز بیاموزید
مطمئناً روشهای بیشتری برای آموزش دیگران و استفاده آن در زندگی‌ خودتان هم وجود دارند از ایجاد برگزاری کلاس در منزل خود و ضبط صحبت‌های تان و چگونگی‌ تاثیر آن را مطالعه کنید
مثل هر چیز دیگری در زندگی‌، یادگیری هم شامل همه و همیشه نمی‌شود، برای مثال، تحقیقات من نشان داده کسانی‌ هستند که با شنیدن یا دیدن بهتر یاد میگیرند تا از روشهای آموزش به دیگران و خودشان
بنابر این از این روشها هر کس به نوبه خود باید بهره‌برداری کند، شما چه روشی‌ را انتخاب می‌کنید؟


 

درس ۱۶۸ – چگونه ذهنمان را در پنج مرحله یک پارچه سازی کنیم؟

168

این مقاله، ادامه نوشته قبلی ام با عنوان : ” آیا شما بهترین وِرژن(نسخه) خود هستید؟ ” است . در آن مقاله، خصوصاً از کنایه ای به زبان آدمهایی که خوره کامپیوترهستند، استفاده کردم و وجود خودمان را با یک کامپیوتر مقایسه کردم. برای اینکه مطمئن شویم که شما می توانید بهترین ورژن خود را راه اندازی کنید، باید تعداد مشخصی دستورعمل را به انجام برسانید، مثلاً “درایورهای خود را آپ دیت (بروز) کنید” یا “ویرورس ها را پاک کنید”. در این مقاله، قصد دارم که “یک پارچه سازی ذهن” را بتفصیل توضیح دهم.

یک پارچه کردن ذهن؟ این دقیقاً یعنی چه؟

برای ورژن هایی (نسخه هایی) از خوانندگانم که خوره کامپیوتر نیستند، مختصراً ترسیم می کنم که یک پارچه سازی یعنی چه. اگرچه که واژه ای آزاردهنده به نظر می رسد،اما یک پارچه سازی چیزی جز یک فرآیند بهینه سازی نیست. داده ها در دیسک سخت کامپیوتر شما بصورت متوالی نوشته و خوانده نمی شود. این داده ها به قطعات کوچکتر شکسته می شوند و در محلهای قراردادی نوشته می شوند. درصورتی که داده ها به اینصورت نوشته می شد، بعد از یک زمان معین، بازیابی این اطلاعات که در کل دیسک سخت شما پراکنده شده ، بسیار زمان بر بود.

به همین دلیل است که از یک پارچه سازی استفاده می کنیم، به اینصورت که داده ها را در دیسک سخت دوباره مرتب می کنیم و به این طریق دست یابی به آن را بسیار آسان تر می کنیم. نتیجه مورد انتظار از این فرآیند، افزایش در سرعت و قابلیت اطمینان بیشتر دستگاه شما است. به عبارتی دیگر، نه تنها سریعتر می شود بلکه امن تر هم می گردد.

حال چگونه می توانیم این کار را با ذهن خود انجام دهیم؟ در اینجا برنامه خود را در پنج مرحله توضیح می دهم:

یک- ستاپ غالب خود را انتخاب کیند

ممکن است شما در چند هفته آینده حس مسافرت کردن داشته باشید. یا ممکن است مجبور باشید که در سر کار، پروژه مهمی را تحویل دهید یا شاید بخواهید که چیز جدیدی را یاد بگیرید. هر موردی که باشد، شما باید مرکز تمرکز اصلی خود را برای چند هفته و یا چند روز آینده تشخیص دهید. این همان چیزی است که آن را ستاپ “غالب” می نامم. ستاپ غالب شما، دلنگرانی اصلی و وظیفه ضروری شماست.

بطور مشابه، برای پردازش تصویر و یا بازی ها، ستاپ های دیگری وجود دارد. ستاپ هایی برای پردازش متن و عکس وجود دارد. بر اساس این ستاپ ها، الگوریتمهای دیسک سخت شما تغییر خواهد کرد. به همین دلیل، مهم است که در ابتدا یک ارزیابی انجام دهید و درک کنید که در چند هفته آینده چه کاری انجام خواهید داد. شما تصمیم دارید که ذهن خود را دقیقاً برای این ستاپ، آماده کنید.

بر اساس ارزیابی اولیه، برای آینده، یک پیکربندی غالب انتخاب می کنید. سعی کنید که این ستاپ غالب را تنها با یک کلمه یا یک جمله کوچک، مانند “پروژه نهایی” یا “ورزش” یا “دیدن کوههای راکی”، شناسایی کنید. فرآیند کلی یک پارچه سازی که شما انجام می دهید، این ستاپ غالب را هدف گیری می کند.

دو- اطلاعات ضروری را شناسایی کنید

وقتی که مسئله اصلی را برای زمان پیشِرو شناسایی کردید، نواحی مربوطه را شناسایی کنید. به چه اطلاعاتی برای موفقیت نیاز دارید؟ آیا نیاز دارید که اعمال مهمی بر اساس یک مبنای معین انجام دهید؟ آیا نیاز به اتخاذ روش و رفتار معینی دارید؟ یا نیاز به ایجاد عاداتی دارید؟ همه این موارد بخشی از ستاپ اصلی شماست.

شناسایی اطلاعات ضروری یابد نسبتاً به آرامی اما کامل و همه جانبه انجام گیرد و نباید به سرعت و بدون قطعیت صورت گیرد. اگر تصمیم دارید که الگوریتم جدیدی برای واحد اصلی و مرکزی خود ایجاد کنید، بهتر است مطمئن شوید که چیز مهمی را جا نیانداخته اید. اگر مجبور شوید که برگردید و این پروسه را دوباره شروع کنید، باعث می شود که کل فرآیند کند شود.

یک پیشنهاد خوب برای این مرحله، درست کردن لیستی از اینهاست.اگر ستاپ درباره تعطیلات است، تنها توده ای از اطلاعات، اعمال و عادات لازم را در لیست نمونه بنویسید. دفعه بعدی که می خواهید به تعطیلات بروید زمان کمتری را برای ارزیابی خواهید گذاشت. پیشنهاد دیگر که می تواند این مرحله را بسیار کوتاه کند، استفاده از یک نگاشت ذهنی است. اسناد غیرخطی برای این روش مناسب تر از اسناد متوالی است.

سه- اولویت ها را ایجاد کنید

ستاپ را شناخته اید، ابزار را دارید و اکنون باید اولویت ها را درست کنید. اگر تا کنون یک پارچه سازی را دیده باشید، متوجه شده اید که اطلاعاتی که بیشتر نیاز به دستیابی آنهاست، به سکتورهای اول دیسک برده می شود. از این طریق دستیابی به اطلاعات سریعتر و آسانتر می شود. و شما دقیقاً با این کار می توانید مدیریت آسان تری داشته باشید.

واضح است که شناسایی اولویت ها بسیار به ستاپ غالب مرتبط است. مثلاً اگر تصمیم دارید، بیش از حد کار کنید، یکی از اولویتهای شما شارژ کردن مرتب لپ تاپتان است. حال اگر ستاپ اصلی شما مربوط به مسافرت رفتن باشد، شاید ابزاری که مرتب باید شارژ کنید تلفن همراه شماست.

آسانترین راه برای ارزیابی اولویت، استفاده از رتبه بندی یک تا پنج است، که در آن رتبه یک به بالاترین مورد داده می شود. از اطلاعاتی که قبلاً جمع آوری شده استفاده کنید و آن را از این فیلتر رتبه بندی رد کنید. مثلاً لپ تاپ، بین رتبه های یک تا پنج، چه رتبه ای را برای ستاپ غالب من به خود اختصاص می دهد؟ مثلاً من به آن رتبه دو را می دهم. فقط تمرین کنید و آنگاه خواهید دید که به مرور در انجام این کار بهتر می شوید.

چهار- موارد بی اهمیت را نادیده بگیرید

بزرگترین منبع درهم ریختگی در زندگی ما ، بار اضافه ای است که ما آن را حمل می کنیم، چون فکر می کنیم لازم هستند. یا شاید چون کسی قبلاً آن را برای ما تصمیم گرفته، مجبوریم حمل کنیم. شاید هم بخاطر این است که ما به هیچ وجه ارزیابی انجام نمی دهیم و همچنان موارد بی اهمیت را به دوش می کشیم. مثل این است که می خواهیم با چند عدسی، توجهمان را متمرکز کنیم.

مرحله چهارم یکپارچه سازی فکری باید دقیقاً به این مسئله بپردازد. اگر شما همه موارد مهم را در مرحله قبلی به هسته خود نزدیک کنید، اکنون می توانید همه بیت ها و قطعات غیرضروری را از دسترس خود دور کنید. آنها را دور نریزید. فقط آنها را آنقدر که لازم است، کنار بگذارید.

مثلاً، اگر تصمیم دارید سفر کنید، می توانید کاملاً لباس فرم کارتان را نادیده بگیرید. آن را کنار بگذارید و نادیده بگیرید. اگر تصمیم دارید چیز جدیدی را بیاموزید، عوامل حواس پرتی را کم کنید مثلاً از تلوزیون دیدن یا فعالیتهای اجتماعی چشم پوشی کنید. مهمترین کار در این مرحله این است که آنچه را تصمیم دارید نادیده بگیرید بر روی کاغذ بنویسید. توقع نداشته باشید که این خودبخودی صورت بگیرد.

پنج- آزمایش ابتدایی

وقتی ستاپ غالب جدید شما شکل گرفت، یک آزمایش ابتدایی انجام دهید. اگرچندکه این تست، به اندازه پیاده سازی کل نقشه فایده ندارد اما می تواند مفید باشد. در پانزده دقیقه، یک روز کامل را از زمانی که بیدار می شوید تا زمانی که به خواب می روید، تصور کنید. آیا همه اطلاعاتی که نیاز دارید در جای خود است؟ آیا اولویتها به خوبی متوازن هستند؟ آیا درهم ریختی را به خوبی از برنامه خود دور کرده اید؟

اگر از این چشم انداز راضی بودید به خود تبریک بگویید، چون اولین یک پارچه سازی فکری خود را انجام داده اید.

یک مثال واقعی در زندگی

یک- ستاپ غالب

من هرگاه به وبلاگم برای شروع یک مرحله جدید وارد می شوم، کمی یک پارچه سازی انجام می دهم. امسال یکی از ستاپ های غالب من ” پول درآوردن با وبلاگم ” است. در زیر حداقل سه دستورالعملی که باید برای این ستاپ انجام دهم را بیان می کنم:

ایجاد محصولات جدید

شناسایی بازارها برای محصولات

توسعه محصولات جدید

افزایش ترافیک وبلاگ

دو- اطلاعات، اعمال و عادات مورد نیاز

تمرکز بر ایجاد محصولات اضافی (متنی، صوتی، تصویری)

تمرکز بر توسعه وبلاگم از طریق رسانه اجتماعی

اختصاص دادن حداقل دو ساعت اضافی در روز برای محصولات جدید

ارزیابی پیشرفت و درآمد حاصل شده

سه- ایجاد اولویت ها

مهمترین قسمت: ایجاد محصولات (اولویت اول)

دومین قسمت مهم: توسعه محصولات (اولویت دوم)

سومین قسمت مهم: افزایش ترافیک وبلاگ (اولویت سوم)

چهار- از چه چیز باید چشم پوشی کرد

اختصاص زمان کمتر به خواندن دیگر وبلاگها

اختصاص زمان کمتر به دیگر پروژه ها (مثلاً اتاق کار)

چشم پوشی از راه های پول درآوردن دیگرمانند نمایش تبلیغات

پنج- آزمایش اولیه را انجام دهید

همانطور که احتمالاً می دانید، من پنج کتاب در آمازون چاب کردم و همه چیز برایم در این زمینه خوب پیش می رود. آزمایش اولیه در اوایل ژانویه آغاز شد و چند روز پیش به پایان گرفت و پنجمین کتابم به تأیید رسید. حال می دانم که ستاپ غالبم برای ماه های آینده به چه صورت خواهد بود.

آنچه گفتم، نمای کلی از فرآیند یک پارچه سازی بود. اگرچند که خیلی کلی بود، اما امیدوارم که کل ایده را فهمیده باشید.

چند وقت یکبار نیاز به یک پارچه سازی است؟

در روشهای مشابه در متدولوژی های بهره وری مانند GTD، پیشنهاد می شود که بازبینی کامل، بصورت هفتگی انجام شود. در تجربیاتی که داشتم، نیازی به مرور هفتگی برای یک پارچه سازی ذهنی نیست، بلکه بیشتر به این بستگی دارد که چند وقت t;span class=”apple-style-span”>(ترکیب): “چگونه میتوانم پروسه داد و ستد را با دیگر فعالیتها همراه کنم؟”

A(اقتباس): “چه چیزی را می توانم از پروسه های داد و ستد انجام گرفته توسط دیگران، اقتباس یا کپی کنم؟”

M(تقویت): “در مورد داد و ستد، چه چیزی را باید تقویت کنم یا تأکید بیشتری بر آن داشته باشم؟”

P(بکاربستن در دیگر کاربردها): “چگونه می توانم پروسه داد و ستدم را در دیگر کاربردها، بکار گیرم؟”

E(حذف یا کوچک کردن): “چه چیزی را باید در پروسه داد و ستد حذف کنم یا مختصر کنم؟”

R(بازآرایی): “چگونه می توانم روش داد و ستدم را تغییر دهم و یا بازترتیب یا معکوس کنم؟”

این سوالها شما را وا می دارد که بطور متفاوتی در مورد مسئله خود بیاندیشید و نهایتاً به راه حلهای ابتکاری برسید.

یک مثال کلاسیک برای این موضوع، مؤسس مک دولاند، ری کراک است. با درک کنونی کارهایی که او انجام داده، می توانیم ایده های بسیاری را که او با نگاه اسکمپر به کاربرده، تشخیص دهیم. به عنوان چند نمونه می توان از فروش رستورانها و املاک بجای فقط همبرگر فروختن (P: بکاربستن در دیگر کاربردها)، واداشتن مشتریان به پرداختن قبل از خوردن (R: بازآرایی)، اجازه دادن به اینکه مشتریان خودشان سرو کنند، اجتناب از استفاده از خدمتکار ( E: حذف)، نام برد.

مرجعی برای اسکمپر

در ادامه، راهنمای جامعی برای استفاده از اسکمپر، آورده شده است. بیش از شصت سوال است که می توان پرسید و دویست کلمه و عبارت موجود است که می توانید آنها را با سوالها همراه کنید.

جایگزینی

در مورد جایگزین کردن بخشی از مسئله، محصول یا فرآیند با چیز دیگر، بیاندیشید. با جستجو کردن جایگزینها، می توانید به ایده های جدید برسید. می توانید اشیا، مکانها، فرآیندها، مردم، ایده ها و حتی احساسات را تغییر دهید.

سوالهای کمکی

آیا می توانم بخشی را تغییر دهم یا جایگزین کنم؟

آیا می توانم شخص مربوط به این موضوع را تغییر دهم؟

آیا قوانین، می تواند تغییر کند؟

آیا می توانم از اجزا یا موارد دیگر استفاده کنم؟

آیا می توانم از پروسه ها و فرآیندهای دیگری استفاده کنم؟

آیا می توانم شکل آن را تغییر دهم؟

آیا می توانم رنگش، میزان زبری اش، صدایش یا بویش را تغییر دهم؟

چه می شود اگر اسمش را تغییر دهم؟

آیا می توانم یک بخشش را با بخش دیگرش جایگزین کنم؟

آیا می توانم در جای متفاوتی، این ایده را استفاده کنم؟

آیا می توان گرایش یا احساساتم را نسبت به آن تغییر دهم؟

کلمات محرک

تبادل کردن، رنگی کردن، معاوضه کردن، جایگزین شدن، جانشین شدن، نماینده بودن، جا عوض کردن، تغییر نام دادن، تغییر بسته بندی کردن، تغییر جا دادن، تغییر مکان دادن، رزرو کردن، شکل دادن، جانشین کسی شدن، نماینده کسی شدن، عوض کردن، راه گزیدن، گرفتن مکان کسی یا چیزی.

ترکیب

به ترکیب دو یا تعداد بیشتری از اجزای مسئله بیاندیشید تا یک محصول متفاوت بسازید یا هماهنگی آنها را افزایش دهید. یک بخش بزرگی از تفکر خلاق، شامل ترکیب ایده ها، کالاها و سرویسهای نامرتبط قبلی به منظور ایجاد چیز جدیدی است.

سوالهای کمکی

چه ایده ها یا بخشهایی را می توان ترکیب کرد؟

آیا می توان بخشهایی از اهداف را ترکیب یا بازترکیب کرد؟

آیا آن را می توانم با چیزهای دیگر ترکیب یا ادغام کنم؟

چه چیزهایی را باید ترکیب کنم که تعداد کاربردها را به حداکثر برسانم؟

چه مواد و مصالحی را می توانم ترکیب کنم؟

آیا می توانم از توانایی های مختلف برای بهبود آن استفاده کنم؟

کلمات محرک

آمیختن، یکی شدن، مخلوط کردن، به هم رساندن، ائتلاف کردن، با هم جمع شدن، بهم مخلوط کردن، قرین شدن، ترکیب کردن، درهم آمیختن، متصل کردن، پیوند دادن، ادغام کردن، ممزوج کردن، مختلط کردن، بصورت بسته در آوردن، ارتباط دادن، متحد کردن.

اقتباس

به اقتباس کردن از ایده های موجود، برای حل مسئله خود بیاندیشید. احتمالاً همین بیرون، راه حل شما پیش از این وجود داشته است. به یاد داشته باشید که همه ایده ها و اختراعات تا درجه ای اقتباس شده اند.

سوالهای کمکی

چه چیزهای دیگری مانند این وجود دارد؟

آیا در شرایط مختلف دیگری، چیزی شبیه این وجود دارد؟

آیا گذشته می تواند به من، درسهایی درباره ایده مشابه بدهد؟

دیگر ایده ها چه پیشنهادی به من می دهد؟

چه چیزی را می توانم کپی کنم، قرض بگیرم یا بدزدم؟

از چه کسی می توانم تقلید کنم؟

چه ایده هایی را می توانم دخیل کنم؟

از چه پروسه هایی می توان اقتباس کرد؟

چه مفاهیم دیگری را می توانم در ایده خود به کار ببرم؟

چه ایده های دیگری در خارج از زمینه من هست که می توانم آنها را دخیل کنم؟

کلمات محرک

خوگرفتن، اقتباس کردن از شخصی، سازگار کردن، تنظیم کردن، بهبود دادن، عادت کردن، خم شدن، تغییر دادن، تطبیق دادن، ضمنی کردن، کپی کردن، تقلید کردن، آشنا ساختن، در زمینه ای آشنایی پیدا کردن، مناسب بودن، آشنایی پیدا کردن، دخیل شدن یا دخیل کردن، عادت پیدا کردن، مناسب ساختن، منطبق کردن، اصلاح کردن، دوباره تنظیم کردن، دوباره درست کردن، بازبینی کردن، دوباره کاری کردن، عادی شدن، تبدیل کردن، تغییر دادن.

تقویت

درباره راه های تقویت یا بزرگنمایی ایده خود بیاندیشید. تقویت ایده یا بخشهایی از آن می تواند ارزش درک آن را بالا ببرد یا این بینش را بدهد که چه اجزایی مهم است.

سوالهای کمکی

چه چیزی را می توان تقویت یا بزرگتر کرد؟

چه چیزی را می توان بزرگنمایی کرد یا اغراق آمیز بیان کرد؟

چه چیزی را می توان بالاتر، بزرگتر یا قوی تر کرد؟

آیا می توانم بسامد آن را افزایش دهم؟

چه چیزی را می توانم تکثیر کنم؟ آیا می توان چند کپی از آن ایجاد کنم؟

آیا می توانم ویژگی های بیشتری به آن اضافه کنم یا به طریقی به ارزش آن بیافزایم؟

کلمات محرک

تقویت کردن، افزودن، ترقی دادن، بزرگ کردن، گسترش دادن، رشد کردن، بالا بردن، افزایش دادن، شدت بخشیدن، مهمتر نشان دادن، تکثیر کردن، بیش از حد تاکید کردن، بیش از حد فشارآوردن، زیاد کردن، قوی کردن، امتداد دادن.

بکاربستن در دیگر کاربردها

به این بیاندیشید که چطور قادرید که ایده فعلی خود را در دیگر مصارف به کاربندید، یا به این فکر کنید که چطور می توانید از چیز دیگری برای حل مسئله خود مجدداً استفاده کنید. در بسیاری از موارد، یک ایده را فقط می توان با بکاربردن آن بصورت متفاوتی از تصویر اولیه، بزرگتر کرد.

سوالهای کمکی

در چه موارد دیگری می توان آن را استفاده کرد؟

آیا کسانی دیگری غیر از کسانی که این ایده، در ابتدا به منظور آنها بوده، می توانند از آن استفاده کنند؟

چگونه یک کودک یا یک شخص بزرگتر، می تواند از این استفاده کند؟

آیا راه های جدیدی برای بکاربستن آن بصورت فعلی وجود دارد؟

آیا اگر آن را بهبود دهیم، کاربردهای احتمالی دیگری برای آن وجود خواهد داشت؟

اگر من چیزی درباره آن نمی دانستم، آیا می توانستم هدف این ایده را دریابم؟

آیا می توانم از این ایده در بازارها یا تجارتهای دیگر، استفاده کنم؟

کلمات محرک

سواستفاده، به کاربستن، خود را بهره مند ساختن از، رفتار کردن، منفعت داشتن، وارد بازی کردن، ضمنی کردن، به ته رساندن، کاربردی کردن، به کار گرفتن، لذت بردن، تمرین کردن، تخلیه کردن، گستراندن، استثمار کردن، به پایان رساندن، اداره کردن، وفور یافتن، استفاده کردن، مدیریت کردن، دست کاری کردن، سورفتار، عمل کردن، جایگزینی کردن، منبع، گذراندن، منفعت بردن از، لذت بردن از، بهره برداری کردن، رفتار کردن، تا آخر استفاده کردن، استعمال کردن، تلف کردن، کهنه و فرسوده شدن، کار کردن.

حذف یا کوچک کردن

به این فکر کنید که اگربخشهایی از ایده را حذف می کردید، چه اتفاقی می افتاد. ساده سازی کنید و اجزا را کاهش داده و حذف کنید.

سوالهای کمکی

چگونه می توانم آن را ساده کنم؟

چه بخشهایی را می توان بدون تغییر عملکرد، حذف کرد؟

چه چیزهایی غیرحیاتی و غیرضروری است؟

آیا می توان قوانین را حذف کرد؟

چه می شود اگر آن را کوچکتر کنم؟

چه ویژگی را می توان دست کم بگیریم یا حذف کنم؟

آیا می توانم آن را به بخشهای مختلفی تقسیم کنم؟

آیا می توانم آن را فشرده یا کوچکتر کنم؟

کلمات محرک

منسوخ کردن، کنترل کردن، محدود کردن، خراب کردن، نادیده گرفتن، نسخ کردن، از ریشه کندن، مستثنی شدن، بیرون انداختن، اخراج کردن، منهدم کردن، از دست چیزی راحت شدن، بیرون انداختن، کشتن، تقلیل دادن، منحصر کردن، برچیدن، کاستن، تعدیل کردن، گذراندن،به حداقل رساندن، زدودن، کم کردن، رد کردن، حذف کردن، مقید کردن، منحصر کردن، کوتاه کردن، ساده کردن، ملایم تر کردن، دورانداختن، کم اهمیت کردن، کاهش تأکید، تلف کردن، محو کردن.

بازآرایی(معکوس کردن)

فکر کنید که اگر بخشی از مشکل، محصول یا پروسه شما بطور معکوس عمل می کرد و به ترتیب متفاوتی انجام می شد، چه انجام می دادید.

سوالهای کمکی

چه ترتیبی ممکن است بهتر باشد؟

آیا می توان اجزا را مبادله کرد؟

آیا الگو، طرح بندی یا توالی دیگری موجود است که بتوانم از آن استفاده کنم؟

آیا می توانم علت و معلول را جابجا کنم؟

آیا می توانم سرعت یا برنامه زمان بندی تحویل را تغییر دهم؟

آیا می توانم مثبت و منفی را جابجا کنم؟

آیا می توانم آن را برعکس کنم؟ بالا را در پایین قرار دهم یا پایین را در بالا بگذارم؟

اگر آن را برعکس تصور کنم، چه؟

اگر دقیقاً در خلاف جهت اولیه ام، آن را انجام دهم، چه می شود؟

کلمات محرک

به تعویق انداختن، لغو کردن، پشتیبانی کردن، تغییر دادن تاریخ، تغییر دادن، تأخیر انداختن، وارانه راندن، وارانه رفتن، ابطال کردن، وارانه کردن، وارانه حرکت کردن، حرکت دادن، واژگون کردن، معوق کردن، موکول کردن، نقض کردن، بازتنظیم کردن، بازآرایی، جابجا کردن، باطل و بی اثر ساختن، بازترتیبی، سازمان دهی مجدد، فسخ کردن، جابجایی، برنامه ریزی مجدد، تجدید سازمان کردن، عقب نشینی کردن، جانشین کردن، راه گزیدن، ترانهادن، برعکس کردن، بی اثر کردن، پس گرفتن.

منابع دیگر برای اسکمپر:

یک. ابزار سوال سازی تصادفی اسکمپر

راه های بسیاری برای استفاده از تکنیک اسکمپر موجود است. مثلاً می توانید بصورت متوالی همه سوالهای آورده شده در بخش قبلی را، به سرعت، مرور کنید؛ یا می توانید بر روی هر سوال تا زمانی که فکر می کنید همه احتمالات را به دقت بحث کرده اید، کار کنید.

با این وجود، در مورد خلاقیت، گرفتن وروردی های تصادفی و غیر منتظره، واقعاً می تواند به ذهن شما کمک کند که راه حلی برای یک مسئله “غیرممکن”، پیدا کنید. با درنظر گرفتن این نکته، برای کمک و همراهی با این مقاله، ابزار سوال ساز تصادفی اسکمپر را ساخته ام. به مسئله ای که شما را آزار می دهد فکر کنید و سپس از این ابزار استفاده کنید و ببینید که چند راه انتخاب برای شما تولید می شود.

دو. نقشه ذهنی مرجع اسکمپر

من همه سوالهای اسکمپر بخش قبل را در یک نقشه ذهنی در فورمت یک صفحه پرینت، قرار داده ام. این نقشه را به عنوان یک مرجع دستی یک صفحه ای درنظر بگیرید که هرگاه در جایی گیر کرده اید، و یا نیاز به یک ضربه آغازین برای فوران عصاره خلاقیتتان دارید، استفاده کنید.

سه. کتاب بازی برای متفکر

بهترین منبعی که درباره اسکمپر می شناسم، کتاب فوق العاده میکائیل میچالکو، به نام بازی برای متفکر است. این کتاب به تنهایی چهل صفحه را فقط به اسکمپر اختصاص داده است. کتاب میکائیل، جامع ترین مرجع خلاقیت است که من به آن اشاره کرده ام. این کتاب، بیش از چهل تکنیک خلاقیت متناسب با هر سلیقه ای _از منطقی ترین افراد گرفته تا شهودی ترین افراد_ داراست. واقعاً این کتاب را پیشنهاد می کنم!


 درس ۱۷۰ – یک ذهن جدید و کامل

170

“چند دهه اخیر متعلق به افرادی مشخص با اذهانی مشخص بوده است؛ برنامه نویسان کامپیوتر که می توانند کدها را راه اندازی کنند، وکیل هایی که ماهرانه به قراردادها بپردازند و مدیران MBA که می توانند، اعداد را محاسبه کنند. اما کلید پادشاهی، دست به دست کردن است.”

این مقاله، بیانگر محتوای کلیِ کتاب پرفروش و تفکربرانگیز “یک ذهن جدید و کامل”، نوشته دانیل اِچ پینک است. در این کتاب به این مسئله می پردازد که چرا افراد با نیمه کره راست قوی تر، در آینه فرمانروایی خواهند کرد. دَن در این کتاب به روشی که درک آن برای خواننده آسان است، بیان می کند که چه تغییراتی در جریان است و چگونه می توانیم خود را برای موفقیت در این دوران، پرورش دهیم.

یک نیمه کره کافی نیست

کتاب “یک مغز جدید و کامل” بر اساس استعاره نیم کره راست و چپ مغز نوشته شده است_ و البته باید بگویم که استفاده از این استعاره، در بیان هدف کتاب بسیار مفید بوده است.

در چند دهه اخیر، بسیاری از متخصصان کامیاب، کسانی بوده اند که در تفکر با “نیم کره چپ مغز” در حرفه هایی مثل پردازش اطلاعات، تفکر ترتیبی و تحلیلی، منطق، سازمان دهی، توانایی عددی و توجه به جزئیات، موفق هستند.

اخیراً دست یابی به اطلاعات آسانتر و آسانتر شده است. دانشی که بیش از این فقط از طریق مدارکی بدست می آمد که گرفتن آنها دشوار بود، اکنون به سادگی و در سطح وسیعی در دسترس است. در این دنیای جدید، اکنون می توانیم پردازش میزان زیاد اطلاعاتی را که انجام می دادیم، به صورت اتوماتیک انجام دهیم. همچنین، واگذاری این اطلاعات پردازش شده به متخصصان ماهر خارج از کشور با هزینه کم، امکان پذیر شده است.

اگرچند که “مهارتهای مربوط به نیمکره چپ مغز” همچنان مفید خواهد بود، اما بیش از نمی تواند کافی باشد. قوانین بازی تغییر می کند.

روند افزاینده نیم کره راست

برای موفقیت در این عصری که مملو از امکانات پردازشی آسان است، نیازمند به دست یابی به مجموعه مهارتهای جدیدی هستیم. این مهارتها معمولاً با “ویژگی های نیمه کره راست” یعنی تفکر کلی نگر و ترکیبی، شهود، تخمین و سواد احساسی همراه است. این بند از کتاب، این مطلب را به خوبی جمع بندی می کند:

“توانایی کشف الگوها و فرصتها، خلق زیبایی های احساسی و هنری، بیان ماهرانه و رضایت بخش، ترکیب ایده های ظاهراً نامرتبط برای ایجاد ایده ای جدید. توانایی همدردی با دیگران، درک ظرافتهای تعاملات انسانی، یافتن شادی در خویشتن خود و فراخوانی آن در دیگران، فرارفتن از روزمرگی در جستجوی معنا و هدف.”

اگر این ویژگی ها، برای شما دلنوازانه و ملایم به نظر می رسد، علت این است که ما بیش از حد از نیم کره تیز و سریع چپ مغزمان استفاده می کنیم. ما آنقدر که می توانیم از قدرت مغزمان استفاده نکرده ایم. اما پیش از این دیگر نمی توانیم از راحتی به کار گرفتن فقط یک نیم کره، بهره مند باشیم.

در این کتاب، دَن _نویسنده کتاب_ ، این مهارتها را به شش گرایش تقسیم کرده و هر کدام از آنها را بتفصیل بیان کرده است. چیزی که در مورد این کتاب دوست دارم این است که شما می توانید از این شش گرایش به عنوان یک چارچوب برای پیشرفت و ارزیابی تقویت مهارتهایتان، استفاده کنید.

در اینجا شش گرایش را بیان می کنم:

طراحی کردن (نه فقط عمل کردن). راه حلهایی را ایجاد کنید که فراتر از منفعت موردانتظار برود و با معنا و خوشایندی غنی شده باشد.

داستان ( نه فقط مباحثه). نقل قولهای قانع کننده بوجود آورید، که واقعیت خشک را با احساسات غنی سازد.

سمفونی و همنوایی (نه فقط تمرکز). ترکیب کنید و قطعات را کنار یکدیگر قرار دهید، ایده های ظاهراً نامرتبط را ترکیب کنید و قادر باشید که تصویر بزرگتر را ببینید.

یکدلی و هم احساسی (نه فقط منطق). خود را بجای دیگران بگذارید و یادبگیرید که بطور شهودی احساسات را درک کنید و بخوانید.

بازی (نه فقط جدیت). مرز پررنگ بین کار و بازی را کمرنگ کنید و با آغوش باز پذیرای بهزیستی و خوشی، زنده دلی، خنده، بازی و شوخ طبعی باشید.

معنا (نه فقط انباشتن). فراتر از انباشتن مادی بروید و خواسته های مهمتری را دنبال کنید. در زندگی به دنبال معنا باشید و بصیرت و شهود خود را پرورش دهید.

برخلاف این که در ابتدا فکر می کردم که این گرایشها خیلی “لطیف” به نظر می رسند، می توانیم بطور با قاعده ای این ویژگی ها را در خود پرورش دهیم. در آخرهر فصل، دَن تمرینهایی را به این منظور پیشنهاد می کند و منابع بیشتری را ارائه می دهد تا بتوانید هر کدام از این ویژگی ها را بیشتر دنبال کنید.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مرجع تخصصی آموزش و ارائه خدمات GD&T و پرینت 3 بعدی