دروس ۱۸۱ تا ۱۹۰

درس ۱۸۱ – شکست قانون پارکینسون و گسترش بهره‌وری شخصی

181

آنگونه که زمان قابل دسترسی‌ به ما اجازه دهد، کارمان را گسترش میدهیم. حتی اگر این نام آشنا باشد، مطمئنم که در تله قانون پارکینسون افتاده اید. راه فرار چیست؟ آیا این نشانه را تشخیص می‌دهید؟

ما همه این موقعیت را میشناسیم: تا زمانی‌ که وقت زیادی برای انجام یک وظیفه داریم، آنقدر آنرا به تعویق میاندازیم که این وظیفه تبدیل به یک کار فوری میشود، آنگاه که مهلت انجام کار نزدیک به غیر ممکن میشود، تبدیل به کارآمدی زبدهٔ می‌شویم و آنرا درست سر وقت و به صورت معجزه آسایی به اتمام میرسانیم.

شش مرحله که به شکست قطعی قانون پارکینسون منجر میشود

خلاصه قانون پارکینسون در انجام تکالیف درسی‌ در مدرسه اینست؛ حتی اگر زمان یک ماه کامل برای انجام کاری است، بیشتر شاگردان، بطور ناکارامدی کار را تا روزها و حتی شبهای آخر به تعویق میاندازند و در لحاظت پایانی، کار را انجام میدهند. اگر شما یکی‌ از این دانش آموزان هستید ، باید بدانید‌ که “کار کردن” روی یک تکلیف در تمام زمان داده شده به آن تکلیف برای انجام آن لازم است. حتی اگر از نظر روانی‌ فقط صرف کمی‌ وقت برای انجام آن لازم باشد

اگر شما این زمان کوتاه را زودتر صرف انجام آن کنید، از زمان باقی‌ مانده با لذت بیشتری استفاده می‌کنید. (و زمان استراحت و کار بیشتر روی تکالیف دیگری خواهید داشت). آیا معنی این حرف اینست که ما محکوم به انجام کار در زمان معین آن هستیم؟ چگونه میتوانیم از این قانون ناکارامد پارکینسون رهایی یابیم؟

یک- تقسیم وظایف و تاریخ اتمام

قانون پارکینسون همواره زمانی‌ که شما وقت طولانی تری برای انجام کاری را دارید، تشدید میشود. بهترین راه حل اینست که وظایف و کارها را به قسمت‌های کوچکتر تقسیم و برای اتمام هر قسمت زمان تعیین کنید. این تعیین زمان اتمام قابل دسترس، به شما علاوه بر پیشرفت مکرر، این حسّ خفیف را میدهد که همواره با کار خود در تماس هستید و توجه شما معطوف به انجام کارتان است

این روش کارایی‌ بسیار خوبی‌ دارد ولی‌ همواره به یاد داشته باشید که مهلت‌های داده شده زمان اتمام هر قسمت بسیار جدی هستند و آنها را ساده نگیرید

دو- درک منظور اتمام کار

گاهی درک اتمام کار ساده نیست. هر چه کمال گراتر باشید قربانی راحت تری برای قانون پارکینسون هستید. همیشه چیزهای کوچکی برای اضافه کردن به کار وجود دارند. فقط یک کوچولو دیگه و همین!!!؟ مطمئناً، هدف شما بالا بردن کیفیت است ولی‌ قسمت سخت این است که بدانیم کجا این خط اتمام را بشکنیم تا وقت اضافه برای انجام کار اختصاص ندهیم. اگر شما دچار چنین مشکلی‌ هستید، چیزی

که به شما کمک می‌کند این است که تعریف دقیق خروج از وظایف خود را بدانید

ترفند در اینجا اینست که شما به راحتی کار را در زمان لازم متوقف کنید. درست مثل اینست که “یک ورق سفید پیشنویس فضای زیادی برای تفسیر کامل درونی شما دارد”

سه- روشنی حدود و مرزها

بیشتر مواقع قانون پارکینسون وقتی‌ ضربه میزند که ما در یک زمان کارهای بیش از اندازه انجام میدهیم. روزمان را با کارهای تمام نشده به اتمام میرسانیم و با مقادیر زیاد حواس پرتی آنرا بدتر هم می‌کنیم. برای جلوگیری از این باید کارها را یکی‌ یکی‌ انجام دهیم و توجه خود را معطوف به انجام یک کار کنیم تا حواسمان کمتر پرت شود. بهترین راه حلی که من میشناسم استفاده از جعبهٔ زمان است. برای انجام هر کاری زمان محدود تعیین کنید و بدین وسیله کارهایتان را به اتمام میرسانید یا حداقل، پیشرفت قابل ملاحظه‌ای در اتمام آنها بدست میاورید

یکی‌ دیگر از راههای مناسب تنظیم حدود و تفکیک زمان کار و فراغت است. اگر شما احترام به زمان قابل دسترس خود در انجام امور بگذارید، یاد میگیرد که چگونه حدود کار را معلوم کنید. تکنیک مورد علاقه من برای نگهداشتن محدوده کارها استفاده از “بودجه زمان” است. بدین معنا که برای هر قسمت از زندگی‌ خود چه مقدار زمان صرف می‌کنید

چهار- به چالش گرفتن خود

هر گاه که شما وقت محدودی برای انجام کاری دارید، مغزتان زیر فشار بیشتری برای به اتمام رساندن کار در زمان تعیین شده است. پس این زمان است که سپر ایمنی پنهان شما را برای ارزیابی انجام وظایف ناکارامد می‌کند. در اینجا به جای به چالش کشیدن تعیین ضرب‌العجل برای خود چه چیزی میتواند جایگزین باشد؟ من میگویم: به چالش کشیدن شدید، خیر! بلکه چالش ظریف و خفیف. ترفند در اینجاست که باید ارزیابی و توانایی‌ خود را باور داشته باشید در غیر اینصورت آنها ندیده گرفته میشوند

از جعبه زمان استفاده کنید و زمان را تقلیل دهید. آیا میتوانید ۱۰% یا ۲۰% سریعتر باشید؟ یا شاید هم سریعتر؟ به محض تنظیم انتظار مدت انجام وظیفه، انجام آن وظیفه خودبخود سریعتر خواهد شد. چیز خوب در مورد به چالش کشیدن خود اینستکه استعداد ارزیابی خود را بسرعت گسترش می‌دهید و علاوه بر آن با پیدا کردن راههای خلاقانه از این چالشهای خود خواسته لذت می‌برید. با انجام اینگونه تمرینات وظایفتان را بخوبی تقسیم و تفکیک کرده و آنها را بطور موثری برای به چالش گرفتن راحتتر می‌کنید

پنج- ایجاد مشوقها برای اتمام زودتر کارها

یکی‌ از علل شیوع قانون پارکینسون، بخصوص در شرکتها، اینستکه به ندرت حق و حقوقی برای به پایان رساندن زودتر کارها قائل میشوند

زودتر تمامش کنم؟ حدس بزن دفعه دیگه چه اتفاقی‌ میافته اگه زودتر کار رو تحویل بدم؟

حتی بدون داشتن رئیس در پیرامون خود، مطلوب است که وظیفه فعلی‌ را تا حد امکان به تعویق بیاندازیم که مثلا از گرفتن کار دلهره آور بعدی اجتناب کنیم

حال اگر کاری را زودتر از موعود مقرر به پایان رساندید، پاداش کوچکی بخود بدهید: یک استراحت کوتاه، سری به وب زدن، یا یک قدم زدن، هر کاری که دوست دارید بکنید و لذت از احساس خوبی‌ که لیاقت آنرا دارید، ببرید. در اینجا پاداش شما از نتیجه است نه از صرفه جویی در زمان. البته مشوقها برای بپایان رساندن زودتر کار باید بخوبی تعریف و فهم شوند، بخوبی کار را تمام کردن، نه اینکه فقط برای گرفتن تشویق کار را ناتمام و درهم و برهم و بی‌سلیقه تحویل دادن

شش- دانستن مراحل بعدی

در آخر، به یک کار آنقدر می چسبیم، چون نمیدانیم که بعد از آن چه کنیم. در بیشتر مواقع، تلاش‌های شناختی‌ در برنامه ریزی وظایف بسیار مهمتر از نیاز انجام آنهاست. این بدن معناست که اگر ما چیزی برای فعالیت کردن نداشته باشیم، احتمالا انرژی لازم برای برنامه ریزی بعدی را نداریم که به کار بگیریم و در اینجا ساده ترین راه چسبیدن به وظیفه فعلی‌ تا حد امکان است. چیزی که همواره درصدد تقسیم آن هستیم، برنامه‌ریزی و انجام کارهاست و اطمینان حاصل کنید که کار بعدی هم وجود دارد تا نیازی به شتاب و یا اجتناب از کار کردن شما نشود.


درس ۱۸۲ – راهنمای ضروری برای ساخت تصمیم‌گیری مؤثر

 182

صمیمات زندگی‌ ما را شکل میدهند. “آیا باید تغییر شغل دهم؟” “کجا زندگی‌ کنم؟” “پس اندازم را در کجا سرمایه گذاری کنم؟” تصمیم‌گیری یک مهارت اساسی‌ در زندگی‌ است، و ما یاد میگیریم که چگونه بهتر شویم. در اینجا من به صورت ساده‌ای یک رویکرد سیستماتیک به شما میاموزم که با استفاده از آن از امروز دست به انتخابهای دقیقتری بزنید

تصمیم‌گیری “پرو اکت

رویکرد “پرو اکت” بهترین مدل تصمیم‌گیری است که من تا بحال دیده‌ا‌م

http://www.amazon.com/exec/obidos/ASIN/0767908864/phaedrus0b

این روش کمک می‌کند که شما جنبه‌های محسوس و نامحسوس از وضعیت خود را با تمام واقعیت‌های مربوط مثل احساسات، عقاید، باورها و … را روشنتر ببینید و مشاور خوبی‌ برای بهترین تصمیم‌گیری ممکن است. این مدل (پرو اکت) شامل پنج عامل کلیدی است

شرح مسئله – اهداف- جایگزین‌ها – عواقب و راه حل ها. این روش شامل بررسی جداگانه هر یک از این عوامل و استفاده از آنها برای روشن کردن و برنامه‌ریزی افکار شما است

شرح و تعریف مسائل

در پشت هر تصمیم یک مشکل نهفته است که شما سعی‌ در حل آن دارید. شرح و تفسیر مسئله در قالب بندی تصمیم‌گیری شما مؤثر است و کمک به چگونگی‌ ارزیابی و توجه به راه حلهای مختلف شما می‌کند. بطور موثری مشکل شما را بالاتر از هر چیز دیگری نشان میدهد و به همین صورت تمام تفکرات بعدی شما را در طول مدت تصمیم‌گیری تحت تاثیر قرار میدهد. به رغم اهمیت آن، بسیاری از ما از این مرحله فرار می‌کنیم و فکر می‌کنیم که شرح مشکلی‌ که درون ذهن ما است بسیار ساده است

مثال: دوست من علاقمند به کار خود در شرکتی که کار میکرد بود ولی‌ در عین حال از رئیس خود نیز متنفر بود. معضل او این بود که در شرکت بماند یا استعفا دهد؟ بجای انتخاب بین این دو گزینه، او در توصیف دوباره مشکل خود به این نتیجه رسید که چگونه شغل خود را حفظ کند ولی‌ از شر رئیس خود نیز خلاص شود. او سابقه کاری رئیس خود را برای شغلی‌ پر درامد تر به شرکتهای دیگر فرستاد. رئیس او شغل دیگری بدست آورد و دوست من شغل رئیس سابق خود را در شرکت تصاحب کرد

تعریف دوباره و هوشمند یک مشکل جلوگیری از تشدید افکار می‌کند. برای راحت تر کردن بیان مشکل خود، متن “راز شگفت انگیز حل مسائل انیشتین” شروع خوبی‌ است

http://litemind.com/problem-definition/

اهداف

پس از تعریف بهتر مشکل خود، حال زمان آن است که بروشنی بدانید‌ که بوسیله تصمیم خود در صدد بدست آوردن چه اهدافی هستید. این گام دیگری است که بسیاری از ما اشتباه درک می‌کنیم. ما فکر می‌کنیم که اهداف ما کاملا روشن هستند و از آنها براحتی میگذریم، مثل همان مرحله تعریف مشکل و اجازه میدهیم که بصورت غیر شفاف در ذهن ما باقی‌ بمانند

اهداف عناصری هستند که تصمیمات ما را راهبری میکنند. واضح شدن آنها درک مشکل ما را بهبود می‌بخشند و مجموعه‌ای از راه حلهای احتمالی‌ را مقدور میسازند و همچنین بشما در شرح مشکل خود برای دیگران کمک میکنند. بنابرین بصراحت و روشنی فهرستی از اهداف خود تهیه کنید. مثلا، چرا می‌خواهید شغل خود را تغییر دهید؟ آیا بخاطر رئیس شما است؟ یا وقت کمتری برای رفت و آمد خود می‌خواهید صرف کنید؟ دلایل را به روشنی بنویسید.

اگر شما اهداف خود را نمیابید، “جرنالینگ” روش خوبی‌ برای کمک به شما است

http://litemind.com/journal-to-the-self/

و برای دید مشکل از زوایای متفاوت، تکرار سوال “چرا” راه بسیار خوبی‌ است

http://litemind.com/boost-brainstorm-effectiveness-why-habit/

گزینه یابی

پس از شرح مشکل و وضوح اهداف وقت اینستکه گزینه ها را ارزیابی کنید و تصمیم بگیرید. اول باید گزینه هارا کشف و گسترش دهیم، نتیجه حاصل از جستجو برای گزینه‌های جدید میتواند بسیار خوب باشد پس برای فرار از این مرحله بهانه‌ای نمیماند. یک پند ساده برای تصمیم‌گیری وجود دارد که می‌گوید: آخرین انتخاب همیشه بهترین گزینه نیست. البته واضح است. اما یادآور اینست: قبل از اینکه وقت خود را صرف انتخاب بین گزینه‌های نامطلوب کنیم، زمان گذاشتن برای تولید گزینه‌های بیشتر چقدر مهم است

در واقع بمراتب راحتتر و سرگرم کننده تر است که تولید گزینه‌های بیشتری داشته باشیم تا اینکه خود را بین دو گزینه بی‌ارزش گیر بیندازیم. هرگز به اولین گزینه که به ذهن شما میاید اکتفا نکنید. به دو گزینه هم راضی‌ نشوید. برای گزینه‌های بیشتر وقت بگذارید. برای تولید گزینه‌های جدید هر هدفی‌ را مدّ نظر بگیرید و از خود بپرسید “چگونه؟” و “راه تحقق این هدف چیست؟” بیاد داشته باشید که بدنبال تعداد بیشتر گزینه باشید و به ارزیابی تعداد کم آنها قانع نباشید

عواقب

پس از دور ریختن گزینه‌های نامطلوب هر یک از گزینه‌های باقیمانده را، در صورت امکان بصورت نوشته، توصیف و دوباره تعریف کنید و عواقب انتخاب آنها را بررسی و آینده نگری کنید، اگر عواقب هر گزینه را بخوبی بررسی کنید، تصمیم شما آشکار خواهد شد

متأسفانه، گفتنش راحت است. پیش بینی‌ دقیق شرایط هر یک از عواقب دشوار است. آینده نگری چیزی است که ما انسانها در آن اصلا خوب نیستیم، بویژه وقتی‌ که بخواهیم آینده خودمان را پیش بینی‌ کنیم. بنابرین، فرایند انجام پیش بینی‌ عواقب و شرایط آینده را دست کم نگیرید. تا حد امکان واقع بین بمانید و از هر وسیله برای ترسیم آینده بخوبی استفاده کنید. با اشخاص با تجربه در این زمینه صحبت کنید و تا حد امکان از آنها اطلاعات جمع آوری کنید، همچنین، تنها به تصور یک انتخاب قناعت نکنید بلکه خود را در آینده آن انتخاب تصور کنید. چگونگی‌ احساس خود را از هر انتخاب ارزیابی کنید. آیا این همان چیزی است که می‌خواهید؟

راه حل‌ها و نتایج

اگر شما تا این مرحله هنوز راه حلی نیافتید شاید به این دلیل است که تصمیم‌گیری در این مورد واقعاً مشکل است همچنین بدین معنا است که اهداف متناقضی وجود دارند که در اینجا شما نیاز به راه حل‌های مشکلتری دارید. احتمالا همانگونه که انتظار داشتید این کار ساده‌ای نیست. انتخاب بین اهداف نامربوط مثل مقایسه کردن بین سیب و پرتغال است و بغیر از آن، بستگی به تعداد اهداف شما نیز دارد، احتمالا بیشتر شبیه به مقایسه سیب و پرتقال با شستن یک فیل با پودر لباسشویی است! بنابر این قبل از هر چیز دیگری زمان ان رسیده که اهداف خود را دوباره بررسی کنید. راهی‌ برای ساده کردن آنها بر اساس اطلاعات بیشتر بیابید.و اگر هنوز به راه حل مناسب نرسیدید به رویکرد سیستماتیک ارزیابی ذهن خود نیاز دارید. من تاکنون چندین روش مختلف را دیده‌ا‌م ولی‌ بهترین آنها “روش معاوضه زوجی” است که در کتاب “گزینه‌های هوشمند” آمده است.

http://www.amazon.com/exec/obidos/ASIN/0767908864/phaedrus0b

من این روش را دو بار تجربه کرده‌ام و آنرا بسیار جالب یافتم، که فراتر از محدوده این متن است. اما ایده اصلی‌ اینستکه عواقب را جفت و زوجی بررسی کنید و آنها را به تعداد کوچکتر و ساده تبدیل کنید

کلام نهایی‌

این فرایند بنظر می‌رسد که کار زیادی باشد در صورتی‌ که اگر شما چند بار اینکار را انجام دهید خواهید دید که با برداشتن چند گام و مرحله، نتیجه مطلوب را بدست خواهید آورد. ویژگی جالب این روش اینست که هر یک از پنج مرحله کمک به روشن شدن مراحل دیگر می‌کند. مثلا وقتی‌ که عواقب را بررسی می‌کنید به اهداف جدیدتری میرسید یا با نگاه کردن به راه حل‌ها احتمالا به تعریف دوباره مشکل خود میرسید و این بدن معناست که شما اغلب بین مراحل به جلو و عقب می‌روید. با خواندن کتاب “گزینه‌های هوشمند” شما به کشف عناصر بیشتری در تجزیه و تحلیل تصمیمات بسیار حاد نائل میشوید. بنابرین در انتها این کتاب را که مملو از مثالهای عملی‌ و بسیار ساده برای خواندن است و برای هر کس که علاقه‌مند به برداشتن گامهای پیشرفت در زندگی‌ خود است، توصیه می‌کنم. ارزش خواندن را دارد.


 درس ۱۸۳ – با گفتن مسائل خود با صدای بلند، به سادگی آنها را حل کنید

 183

چند بار برای شما اتفاق افتاده که در حال توضیح مشکلی برای دوستتان و قبل از اینکه او حتی یک کلمه درباره آن بگوید، خودتان راه حل را پیدا کرده اید؟ توضیح مناسب یک مسئله با صدای بلند می تواند به خودی خود برای حل یک مسئله کافی باشد.

چگونه این استرتژی ساده و فریبکارانه، به این خوبی جواب می دهد؟ چگونه می توانیم آن را به تسلط خود درآوریم و آن را به تکنیک حل مسئله تبدیل کرده و هروقت که می خواهیم از آن استفاده کنیم؟

جادوی پنهان در توضیح مسئله با صدای بلند

بیان مشکلات خود با صدای بلند نسبت به آهسته اندیشیدن در مورد آن، چند مزیت دارد:

یک. واضح سازی افکار شما

برای اینکه بتوانید یک مسئله را به شکل قابل ارتباطی دربیاورید مجبورید که آن را واضح و با عبارات عینی بیان کنید. برای اینکه بتوانید به وضوح، پیام خود را بیان کنید مجبور می شوید که همه اطلاعاتی را که دارید از لحاظ ذهنی مرتب کنید. به علاوه، با وضوح بخشیدن به مسئله خود، آن را از نویزها و پارازیتهای روانی مثل اضطراب و وحشت از ناتوانی در حل آن، رها می کنید.

بیان مسئله در قالب کلمات، به طرز فوق العاده ای به شما کمک می کند که آن را درک کنید: زبان آنطور که بسیاری معتقدند، تنها وسیله ای برای ارتباط نیست بلکه ابزاری برای فکر است (برای اطلاعات بیشتر در این مورد، مقاله “سه دلیل اصلی برای اینکه واژگان خود را توسعه دهید” را مشاهده کنید).

دو. آشکاری مفروضات پنهان

توضیح مشکلتان برای شخص دیگر خصوصاً زمانی موثر است که شما فرض کردید که شخص دیگر دانشی درباره آن ندارد. یک روش تقریبی خوب، خصوصاً برای حل تکنیکی مسائل، این است که تظاهر کنید که مشکل خود را به مادربزرگتان توضیح می دهید.

با فرض اینکه شخص کلاً از موضوع دانشی ندارد، تمرکز خود را در توضیح آنچه که می دانید می گذارید. با وضوح بخشیدن به دانش و مفروضات خود، معمولاً به داده های مختلف و نادیده گرفته شده دست می یابید و همچنین به یک خیابان جدیدی از اندیشه راه می یابید.

سه. بکار گرفتن بخشهای مختلف مغز

گفتن مسئله با صدای بلند، ناحیه های بیشتری از مغز را بکار می گیرد تا اینکه فقط درباره آن فکر کنید. به همین دلیل از تظاهر کردن به اینکه برای کسی مسئله را توضیح می دهید _به صورت ذهنی_ کمتر استفاده می شود. فیلسوف شناختی، دانیل دِنِت، می گوید:

” … آگاهی به عنوان راهی برای درونی کردن صحبت با دیگری، توسعه پیدا کرده. صحبت کردن، بخشهایی را از مغز که در حرکت دادن دیافراگم، زبان، لبها، اعصاب صوتی و غیره دخیل است راه اندازی می کند. شنیدن کلمات، بخشهایی از مغز را فعال می کند که به گوشها مرتبط است. بلند صحبت کردن می تواند استراتژی بدی برای بقا باشد، خصوصاً زمانی که درباره همسر رئیس می اندیشید، بنابراین ما آگاهی را به صورت یک مونولوگ درونی توسعه داده ایم. درست است که این جواب می دهد اما همه ناحیه های مغز را مثل زمانیکه کلمات خود را می گوییم و می شنویم تمرین نمی دهد…”) (منبع: WikiWikiWeb )

ارتباط با اردک پلاستیکی

اگر برای حل مسئله کافی است که آن را توضیح دهید، پس چه نیازی به کسی است که به آن گوش دهد؟

نیاز به کسی ندارید. دفعه بعدی که در مسئله ای گیر کردید، چرا تلاش نکنید که مسئله خود را به یک شی بی جان مثل یک اردک پلاستیکی توضیح دهید؟

می دانم که پدر و مادرتان به شما درباره کسانی که با اشیا صحبت می کنند هشدار داده اند، اما حقیقت این است که این کار جواب می دهد. گفتن مشکلات به یک اردک پلاستیکی به موثری گفتن آن به یک انسان است (البته اگر موثرتر هم نباشد). گوشت، پر یا پلاستیک، فرقی نمی کند که شنونده شما از چه ساخته شده است، اصولی که این تکنیک را موثر ساخته، در هر صورت عمل می کند.

اگر دانستن این نکته باعث کاهش مقاومت و احساس عجیب و غریب بودن این ایده می شود باید بدانید که این ایده درصنعت توسعه نرم افزار، ایده نسبتاً معروفی است. حتی یک اصطلاح هم برای آن اختراع شده: “rubber ducking= ارتباط با اردک پلاستیکی” ( این ایده با کتاب “برنامه نویس عملگرا” معروف شده که مطالعه آن برای توسعه دهندگان نرم افزار ضروری است).

“آیا می گویی که باید مردم واقعی را کنار بگذارم و با اردکهای پلاستیکی صحبت کنم؟”

خوب، کنارگذاری که نه، اما نظرتان چیست که همیشه اول با اردک پلاستیکی تان مشورت کنید؟ قصد ندارم که انسان را ناچیز بشمارم اما اردکهای پلاستیکی حقیقتاً مزیتهایی دارند:

اردکهای پلاستیک هیچوقت جریان اندیشه شما را قطع نمی کنند.

لازم نیست که نگران باشید که با مشکلاتتان باعث مزاحمت اردکهای پلاستیکی می شوید.

اردکهای پلاستیکی با دیگر اردکها درباره مسائل خصوصی شما غیبت نمی کنند.

اردک پلاستیکی مورد اعتماد شما، هیچوقت سرش شلوغ نیست و همیشه منتظر سوالهای شماست.

اردک پلاستیک را امتحان کنید. وقتی که از حس عجیب صحبت کردن با یک شی گذشتید، مطمئناً از احساس راحتی و استقلالی که برایتان می آورد لذت خواهید برد؛ نیازی به اشاره این نکته نیست که این باعث صرفه جویی در زمان شما و دیگران نیز می شود.

در مواردی که اردک پلاستیکی مسئله شما را حل نمی کند، پیشروی کنید و مسئله خود را به دوست دیگری بگویید. به این طریق مسئله شما تعریف شده تر و واضحتر است و بسیار شانس بیشتری خواهد بود که دوستی بتواند در حل آن کمک کند.

ارتباط ساکت با اردک پلاستیک

همیشه باید ارتباط با اردک پلاستیکی را بلند انجام دهید اما مواردی است که نمی توانید با صدای بلند این کار را انجام دهید و نمی توانید عجیب بودن این عمل را از لحاظ اجتماعی نادیده بگیرید (“من را ببخشید دارم با اردک پلاستیکی ام صحبت می کنم….”). نگران نباشید، می توانید ارتباط با اردک پلاستیکی را به صورت نوشتنی انجام دهید. مطمئناً مزیتهای به صورت کلامی در آوردن را ندارد اما با این حال تکنیک بازهم به خوبی جواب می دهد.

یک راه خوب برای این کار، این است که یک ایمیل درباره مشکلتان بنویسید و در آن مسئله را توضیح دهید. تظاهر کنید که تصمیم دارید این ایمیل را به باهوش ترین و پر مشغله ترین آدم دنیا بنویسید. مسئله و راه حلهایی را که تا به حال امتحان کرده اید و جواب نگرفته است مفصلاً توضیح دهید. همه مفروضات خود را لیست کرده و مطمئن شوید که همه اطلاعات مربوطه را دربر بگیرد. سعی کنید کامل و عینی باشد.

وقتی که نوشتن پیام را به پایان رساندید، احتمالاً ایده های بسیاری دارید که می توانید امتحان کنید. اگر نه، یک فروم تخصصی پیدا کرده و آن را همانطوری که هست ارسال کنید: بصورت یک پیام کاملاً ماهرانه، مطمئنم که خدایان اینترنتی به شما کمک خواهند کرد.

اردک پلاستیک خود را تهیه کنید

آماده ارتباط با اردک پلاستیکی هستید؟ همانطور که می توانید تصور کنید، احتیاجی نیست که کار چندانی انجام دهید بجز اینکه برای خود یک اردک پلاستیکی بگیرید. نیازی نیست که حتماً یک اردک پلاستیکی واقعی باشد، می تواند هر شی بی جانی باشد. اما اگر شی ای را انتخاب کنید که واقعاً دوستش دارید نتیجه خوبی می گیرید، جدایی از اینها یک رابطه دراز مدت خواهید داشت.

چند پیشنهاد:

اردک پلاستیک واقعی: این تکنیک به همین علت، تکنیک “ارتباط با اردک پلاستیکی” نامیده شده است. در ضمن، چگونه می توان از آن نگاه زرد اجتناب کرد؟

شخصیتهای شش دیلبرت: شخصیت محبوب خود را بکار ببرید و یا از همه آنها با هم استفاده کنید(خصوصاً این روش با تکنیک کلاه های فکری دی بونو که در مقاله های آینده درباره آن صحبت می شود، به خوبی جواب می دهد).

عکسهای مقوایی ایستاده تمام بدن: حداقل یک توسعه دهنده نرم افزار را دیدم که از این روش استفاده می کند. فکر نمی کنم بیشتر از این روش بتوان به هسته اصلی هدفمان برسیم، مگر اینکه ترجیح بدهید که همکاری داشته باشید که قابل باد کردن باشد، البته من این را پیشنهاد نمی کنم.

کسی که مسائل من را حل می کند و کنار مونیتر من نشسته و با حس مسئولیت به من خدمت می کند، اژدها باب است. تغییر سر آن به جهتی که مستقیماً به چشمهای من نگاه کند، بدون شک اثری جذاب دارد، خصوصاً برای کسانی که مثل من شیفته خیالهای بصری هستند.


 درس ۱۸۴ – ده تمرین برای بهبود توجه و تمرکز

184

می توانید عملاً قدرت فوق العاده تمرکز را دریابید؛ وقتی که واقعاً مصمم هستید و خالصانه سعی در پیشرفت درستان یا قبول شدن در امتحانی را دارید یا وقتی که در حال انجام دادن یکی از بازی های مورد علاقه خود هستید، قدرت تمرکز در اختیار شماست. این نوع تمرکز، در اثر نیاز و یا خواسته ای از شما افزایش می یابد. با افزایش اصولی و سیستماتیک تمرکز، می توانید آن را به تسلط خود درآورده و از توانا بودن در بکارگیری آسان مهارت تمرکز بدون هیچ تقلایی، اطمینان حاصل کنید. تمرکز عالی و واقعی در طی یک پروسه کند و حلزونی از طریق کارهای روزمره و فقط با انجام تمامی تمرینهای آن، پرورش پیدا می کند. برای حصول چنین تمرکزی، باید از روشی منطقی و عملی استفاده کرد.

وقتی شروع به یادگیری تمرکز می کنید، باید مکان مناسبی را بیابید که بتوانید در آنجا تنها باشید و مزاحمتی برایتان ایجاد نشود. اگرمی توانید چهار زانو روی زمین یا روی صندلی بنشینید. طوری بنشینید که ستون فقراتتان صاف باشد. چند نفس عمیق و آرام بکشید و بدن خود را ریلکس و شل کنید. در ذهن خود همه ماهیچه ها و همه بخشهای بدن را مرور کرده و آرام کنید.

تمرینهای زیر در بهبودی مهارت تمرکز، به شما کمک می کند:

تمرین اول:

طرحی را در ذهن خود روشن و واضح کنید و ببینید که چقدر می توانید ذهن خود را بر آن متمرکز نگاه دارید. خوب است که در ابتدای کار ساعتی داشته باشید و زمان را پیگیری کنید.

فرض کنید که می خواهید سلامتی را به عنوان یکی از بهترین نعمتهای این دنیا به تصور در آورید. اجازه ندهید که هیچ طرح دیگری به ذهنتان سرک بشکد. اگر در لحظه ای، طرح دیگری مزاحمت ایجاد کرد، آن را از ذهن خود دور کنید. عادت کنید که بر این طرح به مدت ده دقیقه در روز تمرکز کنید. آنقدر تمرین کنید تا بتوانید در هنگام تمرکز، فکر چیزهای دیگر را از ذهن حذف کنید. ممکن است نیاز داشته باشید که این تمرین را مرتباً در ده روز یا بیشتر اجرا کنید تا بتوانید مهارتهای تمرکزی را کم کم ملکه ذهن خود کنید.

تمرین دوم

کتابی را بر دارید و کلمات هر پاراگراف را بشمارید. برای بار دوم کلمات را بشمارید تا مطمئن شوید که تعداد آن را درست شمرده اید. اول با شمردن کلمات یک پاراگراف شروع کنید و وقتی که آسان تر شد، همه کلمات صفحه را بشمارید. این کار را بطور همزمان بصورت ذهنی و فقط با چشمانتان انجام دهید.

جسم ساده ای مانند قاشق، چنگال و یا لیوانی را بر دارید. به آن تمرکز کنید و شی را از هر طرف بدون بیان توصیفی از آن، نگاه کنید؛ یعنی هیچ کلمه ای در ذهنتان نباشد. فقط به شی بدون فکر کردن به کلمات نگاه کنید.

تمرین سوم

یک نقشه هندسی کوچک بکشید که سایزی حدود سه اینچ (۷٫۶ سانتی متر) داشته باشد و به شکل یک مثلث، مربع یا دایره باشد. آن را با هر رنگی که دوست دارید بکشید و بر آن تمرکز کنید. فقط به نقشه نگاه کنید. هیچ کلمه ای را در ذهن نیاورید، انگار فقط نقشه وجود دارد. نقشه روبروی خود را نگاه کنید و سعی کنید که چشمانتان را خسته نکنید.

تمرین چهارم:

به درون خود تمرکز کنید. دراز بکشید و مصرانه ماهیچه های خود را شل کنید. به ضربان قلب خود تمرکز کنید. به چیز دیگری توجه نکنید. تصور کنید که این عضو فوق العاده بدن شما چگونه خون را به دیگر بخشهای بدنتان پمپاژ می کند. سعی کنید بطور واقعی تجسم کنید که خون چگونه مخزن فوق العاده خود را ترک کرده وبه داخل جریانی که مستقیماً به سوی انگشتهای پای شما پایین می رود، جاری می شود. باز هم جاری شدن خون را از بازوها به نوک انگشتان خود تصور کنید. بعد از کمی تمرین، می توانید واقعاً بوسیله فکر خود، عبور خون را احساس کنید.

تمرین پنجم:

تمرکز خود را مشاهده کنید. بر روی صندلی بنشینید و ساعتی را که ثانیه شمار دارد، بر روی میز قرار دهید. در حین اینکه ثانیه شمار نزدیک می شود، آن را با چشمان خود دنبال کنید. این کار را حدود پنج دقیقه انجام دهید و به هیچ چیز جز ثانیه شمار ساعت فکر نکنید؛ اگر بتوانید هر فکر یا طرح دیگری را که در جریان آگاهی شما قرار می گیرد تابع این تصور کنید، می تواند تمرین بسیار خوبی برای زمانهایی باشد که فقط چند دقیقه برای سپری کردن دارید. انجام این کار خصوصاً با عقربه ثانیه شمار، دشوار است اما با افزایش قدرت خواستن که برای موفقیت در این کار لازم است، به ارزش آن دست می یابید. سعی کنید که تا جایی که می توانید در طی این تمرینها آرام بمانید.

تمرین ششم:

چشمهای خود را ببندید و رقم یک را در جلوی خود تصور کنید و وقتی که توانستید آن را واضحاً ببینید، در ذهن خود بگویید “یک”. اجازه دهید که یک ناپدید شود و شروع به تصویرسازی رقم دو کرده و وقتی آن را دیدید، در ذهن خود بلند بگویید “دو”. اگر می توانید، این پروسه را تا عدد صد ادامه دهید.

تمرین هفتم:

یک شی مانند یک شیرینی نیمه خورده شده ، سکه یا خودکاری را در روشنی نگه دارید و سعی کنید که هر یک از ماهیچه های بدن خود را شل کرده و بر جسم تمرکز کنید. سعی کنید که به شکل، رنگ و جنس آن فکر کنید و فرم آن را بخاطر بسپارید. سپس چشمان خود را ببندید و سعی کنید که آن را در ذهن خود تصویرسازی کنید. اگر نتوانستید، چشمانتان را دوباره باز کنید و از اول شروع کنید.

تمرین هشتم:

هر صبح وقتی که تلاش می کنید خواب خود را بخاطر بیاورید، گزارشی از خواب خود بنویسید و در شب، قبل از اینکه بخواب بروید، روزی که بر شما گذاشته را ارزیابی کنید. این تمرین در بخاطر آوردن و وضوح رویاهایتان به شما کمک می کند.

تمرین نهم:

نقطه ای را بر روی دیوار اتخاب کنید و به آن نگاه کنید، البته خیلی روی آن متمرکز نشوید. همه افکار را از ذهنتان پاک کنید و با تمام تلاش خود بر تنفستان تمرکز کنید. تا جایی که می توانید ادامه دهید.

تمرین دهم:

در هنگام مطالعه، کسی فکر نمی کند که بتواند در آن لحظه افکارش را بر موضوع متمرکز کند. هر کسی باید خود را طوری آموزش دهد که بتواند واضحانه تصور کند. یک تمرین استثنایی برای این منظور، این است که موضوعی را در روزنامه خوانده و ببینید که تا چند کلمه می توانید ادامه دهید. خواندن موضوعی در روزنامه به منظور گرفتن مطلب اساسی، نیازمند به تمرکز مرزی است. اگر توانایی نوشتن آنچه را که خوانده اید ندارید، می توانید بفهمید که تمرکزتان ضعیف است. اگر مایل باشید می توانید بجای اینکه آن را بنویسید، سعی کنید آن را بصورت ذهنی حفظ کنید. به اتاق بروید و اگر در حال صحبت با کسی بوده اید، صحبت خود را قطع کنید. شما خود خواهید توانست که از تمرینهای با ارزشی مانند این تمرینها، در توسعه تمرکز و پرورش قدرت تصور استفاده کنید.

نتایج پرورش تمرکز:

تسلط بر افکار

آرامش فکر

اعتماد به نفس

قدرت درونی

قدرت خواستن

مهارت متمرکز کردن فکر

حافظه بهتر

مهارت انتخاب تصمیمات و ادامه دادن آنها

عملکرد بهتر در زندگی روزانه، چه در خانه و چه در کار

مهارت در مطالعه کردن و درک بی درنگ

جلوگیری از متوقف شدن با افکار وطرحهای گذرا از ذهن

رهایی از افکار غیرضروری و آزاردهنده

توانایی اینکه هر وقت مایلید بتوانید چیزی را که می خواهید تصور کنید

شادی درونی

کمک به پیشرفت توانایی های ذهنی

تصویرسازی و تخیل هدایت یافته ی خلاقانه تر، موثرتر و قدرتمندتر

تعمق صحیح

روشن بینی معنوی

تمام تلاش خود را بر تمرینها بگذارید. چیز دیگری را در نظر نگیرید. سعی کنید که به خواب نروید یا موضوعهای دیگری را تصور نکنید و در ذهن به تصویر نکشید. در لحظه ای که می بینید که عملاً به اندیشیدن درباره چیز دیگری مشغول شده اید، تمرین را متوقف کرده و از اول شروع کنید. وقتی در انجام آن ماهر شدید، زمان را بیشتر کنید و در صورت امکان، بخش دیگری را در روز به آن اختصاص دهید. در ابتدای کار خیلی تلاش نکنید. ممکن است که فکر کنید تمرینها خیلی آسان و ساده است و سعی کنید که همه آنها را یک باره انجام دهید. اما بهتر است که با سرعت حلزونی شروع به کار کنید، از مغزتان زیاد کار نکشید و به آن فشار نیاورید. سعی کنید که قبل از شروع تمرین بعدی، تمرین قبلی را کامل اجرا کنید.

اگر این تمرینها به نظرتان خیلی سخت می رسد، یا افکار برای شما مزاحمت ایجاد می کند و باعث می شود که به چیزهای دیگری فکر کنید نگران نشوید. هر کسی در طی راه با سختی ها مواجه می شود. کسانی موفق می شوند که ادامه می دهند و هرگز تسلیم نمی شوند. اگر علیرغم سختی ها و پریشانی ها سماجت بخرج دهید، تاج موفقیت بر سر تلاشهای شما قرار خواهد گرفت.


درس ۱۸۵ – پانزده پیشنهاد برای تولید ایده

185

تولید ایده : یک هنر تجسمی

به نظر می رسد که ایده ها در بدترین موقع ممکن سراغ ما می آیند و وقتی که ما نیاز به ایده داریم، آنها سراغ ما نمی آیند. غالب اوقات آنها اصلاً نمی آیند. هیچ احساسی بدتر از این نیست که به یک ایده نیاز داشته باشید و حتی یک ایده هم نداشته باشید.

با این وجود تکنیک هایی را می توان به کار برد تا بتوان اطمینان حاصل کرد که در بهترین جایگاه ممکن برای دریافت ایده ای بزرگ هستیم. در اینجا پانزده روش آورده شده که شما را مطمئن می کند که در زمان نیاز، برای دریافت آن ایده بزرگ آماده هستید.

یک. شروع به تمیز کردن نواحی اطراف خود کنید

تمیز کردن به شما در چند سطح کمک می کند. برای تازه کارها، تمیز کردن شانسی است که آنها را از فضای کاری اطراف (مثل کامپیوتر) دور می کند و این حرکت باعث پمپاژ خون در بدنتان می شود. از لحاظ روان شناسی، مزیت دیگر تمیز کردن از بین بردن درهم ریختگی است که اثری بسیاری بر تمرکز و ناخودآگاه ما دارد.

تمیز کاری یکی از روشهای بسیار محبوب من، برای خروج از باتلاق خلاقیتی است. در لحظه ای که شروع به مضطرب شدن می کنم، میز، اتاق نشمین یا آشپزخانه را تمیز می کنم و بعد از آنکه تمام شد، دریاچه ای از ایده خواهم داشت.

دو. یک ضرب الاجل تحمیل کنید

ممکن است کسی فکر کند که اجبار ضرب الاجل برای حصول سریع ایده، بد باشد و اصولاً من هم موافقم. اما ضرب الاجلها، می توانند کار مهمی انجام دهند: آنها شما را مجبور به تمرکز بر یک هدف می کنند. با ضرب الاجلها ما می دانیم که نیاز است چه چیزی اتفاق بیافتد و چقدر طول می کشد که آن را انجام دهیم. آنها به ما چشم انداز و میدان دید می دهند.

سه. از یک رسانه متفاوت استفاده کنید

گاهی اوقات تغییر ابزار و رسانه هایی که برای کار کردن با ایده از آنها استفاده می کنید، واقعاً تغییر ایجاد می کند. اگر نقاش هستید، سعی کنید به جای آبرنگ از زغال یا مداد استفاده کنید. اگر عموماً برای تولید ایده از کامپیوتر استفاده می کنید، سعی کنید که آن را به کاغذ و خودکار تغییر دهید. اگرچند که ممکن است به نظر تغییر بی اهمیتی باشد، اما یک تغییر کوچک می تواند اثر بسیاری بر خلاقیت شما داشته باشد. تغییر دادن یک رسانه متفاوت، می تواند بسیار رهایی بخش باشد.

چهار. مسئله را به وضوح تعریف کنید

بعضی اوقات در هنگام تلاشمان برای فکر بر ایده ها چنان گم می شویم که به قدر کافی بر هدفمان متمرکز نمی شویم. صرفاً ایده تولید می کنیم که ایده تولید کرده باشیم. باور کنید وقتی به این نکته دست یافتید، بهترین کار این است که متوقف شوید . به نقطه اول باز گردید و دوباره شروع کنید. ما مجبوریم که مطمئن شویم مسئله ای که در حال حل آن هستیم، تنها چیزی است که می خواهیم آن را حل کنیم.

پنج. خود را با وسایل احاطه کنید

بعضی اوقات خیلی خوب است که شروع کنید به جمع کردن چیزهایی که به آن نیاز خواهید داشت. اگر چیز دیگری جواب نمی دهد، مطمئن شوید که همه مواردی که نیاز دارید را در دسترس دارید. شروع کنید به جمع کردن موارد مرجع، کتابها، مواد تحقیق و هر چیزی که ممکن است نیاز شود. گاهی ممکن است که نگاه به این منابع برای گرفتن یک ایده کافی باشد.

اگر جمع کردن وسایل برای شما الهامی به ارمغان نیاورد، حداقل وقتی ایده ای جرقه خورد، برای خلق کردن آماده اید.

شش. تنفس خود را ریلکس کنید، اعصابتان را آرام کنید

آه! چه کسی هست که احساس بلاتکلیفی عذاب آور را تجربه نکرده باشد؟ گلو خشک می شود، ذهن آشفته می گردد و قطرات عرق بر پیشانی و قسمتهای مختلف بدن شروع به شکل گیری می کند… اصلاً جالب نیست. فقط این نیست، بلکه استرس باعث عدم ظهور ایده ها می شود. سعی کنید که از تکنیکهای تنفسی استفاده کنید تا در ریلکسیشن و پایین آوردن ضربان قلب و آرامش اعصابتان کمکتان کند. برای تولید ایده های بزرگ، نیاز به ذهنی واضح و آرام است.

تنفس کنترل شده، از لحاظ روان شناسی به شما کمک می کند زیرا حداقل فایده ای که دارد این است که به ما توانایی کنترل می دهد. ممکن است که قادر به کنترل این واقعیت که داریم ناموفق عمل می کنیم نباشیم، اما ما می توانیم با کنترل مواردی مثل تنفسمان، اعتماد به نفس خود را پرورش دهیم.

هفت. یک نقشه ذهنی درست کنید

نرم افزاز ذهن نگاری MindMeister

نقشه های ذهنی راهی بسیار خوبی برای آغاز جایگذاری و سازمان دهی آنچه که می دانید است. بعضی اوقات، سازماندهی افکارمان می تواند به طور باورنکردنی در تولید ایده موثر باشد. با ایجاد یک نقشه ذهنی، می توانید دانسته های خود و آنچه را که نیاز به دانستنش دارید اداره کنید.

هشت. از دوستی بپرسید

اگر ضرب الاجل شما در حال به پایان رسیدن است و هنوز الهامی ندارید، از دوستی پیشنهاد بخواهید. هر دوستی که باشد فرق نمی کند. مهم نیست اگر آنها جزئیات آنچه را که بر آن کار می کنید ندانند. توضیح یک مسئله به یک دوست، در پردازش مسئله به شما کمک می کند.

تقریباً هر ایده ای که دارم، به کمک دوست نزدیکی ایجاد شده است. درخواست کمک از دوستان، اشکالی ندارد و چه باور کنید و چه نه، دوستان علاقه مند هستند که در عوض به شما کمک کنند.

نه. با چشمان کاملاً بسته بیاندیشید

گاهی اوقات بستن چشمها و کنار زدن همه مزاحمتهای تصویری، بسیار یاری بخش است. این یک مفهوم ساده است که با تصویرسازی اینکه چگونه چیزی قرار است جواب دهد و یا چگونه به نظر برسد، در کار واقعاً، تفاوتی ایجاد می شود.

ده. با آن بخوابید

بگذارید یک پله از مورد شماره نه بالاتر برویم و چرت کوتاهی بزنیم. ذهن نیاز به تازه شدن دارد و اگر بتوانید بیست دقیقه را در یک چرت قدرتی بگذرانید، تازه خواهید شد و برای روبرو شدن با ضرب الاجل آماده می شوید. بعضی اوقات وقتی مغزتان در حال آتش گرفتن است، صرف کردن بیست دقیقه برای چرت زدن می تواند خیلی مفید باشد. دادن شانس استراحت به مغزتان می تواند شما را در موقعیت بهتری برای طوفان ذهنی و تولید ایده های بعدی قرار دهد.

یازده. از استفاده کردن از گوگل اجتناب نکنید

هنوز در شگفتم که در پیدا کردن راه حلها، چقدر “تصحیح کننده” وجود دارد. این یک تذکر است: زیر این آسمان، هیچ چیز جدیدی وجود ندارد. ایده ها معمولاً از دیگر ایده ها اتخاذ شده اند. ایده ها از همدیگر ساخته شده اند. احتمالاً قبل از شما کسی، بیشترِ بار سنگین شما را در ایجاد نمونه اولیه برداشته است. کاملاً کار درستی است که از کار آنها به عنوان الهام استفاده کنید. فقط دزدی نکنید. دزدی هیچ نتیجه خوبی نخواهد داشت.

دوازده. از سوال کردن نترسید

وقتی که منفرداً برای مشتریان کار می کنم، به نظر می رسد که خیلی زیاد سوال می کنم. اما اگر سوال نمی کردم، احتمالاً نمی توانستم به جوابهایی که آنها نیاز دارند برسم. درک کامل مسئله یا وظیفه، به شما کمک می کند که دید بهتری از این داشته باشید که راه حل چگونه باید به نظر برسد.

و درباره رئیس (یا مشتری) خود نگران نباشید. آنها شما را تحسین خواهند کرد که تمام سعی تان را می کنید که کارِ در دست را درک کنید. (فقط سوالهایی را نپرسید که قبل از این هشت بار به شما جوابش را گفته اند.)

سیزده. کمی آهنگ گوش کنید

موزیک می تواند اثر مهمی بر خلاقیت و حل مسئله داشته باشد. مطالعات نشان داده که موزیک بخشهایی از مغز را که با استدلال فضایی ارتباط دارد تحریک می کند، که برای حل مسئله خیلی خوب است. من موزیک بدون کلام مانند کلاسیک یا جاز را موثرتر یافته ام زیرا مزاحمتی برای کاری که انجام می دهم ایجاد نمی کند.

چهارده. ورزش

ورزش، راه بسیار خوبی برای طوفان ذهنی است. همانند تمیزکاری، ورزش نیز باعث پمپ خون در بدن (و خصوصاً مغز) می شود و به شما اجازه می دهد که در محیطی متفاوت بر مسئله کار کنید. این ورزش، می تواند راه رفتن، کشیدن بدن، یوگا، دویدن، دوچرخه سواری یا هر چیز دیگری باشد که بدن شما را حرکت می دهد.

من ترجیح می دهم که وقتی واقعاً نیاز به ایده ای دارم بدوم. زمانی که دویدنم تمام می شود، خودم را به راه حل نزدیکتر احساس می کنم تا زمانی که بجای آن از صفحه کامپیوتر شروع به کار می کنم.

پانزده. کار سخت نه الهام

اگر چند که ممکن است این راه خیلی جالب نباشد، اما بعضی اوقات مجبور کردن خودتان به کار کردن بر روی یک راه حل، بهترین روتین است. توماس ادیسون گفته است: “نبوغ یک درصد الهام و نود و نه درصد کار سخت است.” بعضی اوقات مجبوریم که بر روی پنجه هایمان خم شویم و بر روی یک راه حل کار کنیم و با کمی عرق ریختن، به ایده ای برسیم.

این اتفاقی است که همیشه برای نویسندگان رخ می دهد. خیلی وقتها، نوشتن، فرآیندی برای تولید کلمات و نوشته ها به شیوه روتین و یکنواخت است. در نهایت، کار سخت به الهام منتهی می شود.


درس ۱۸۶ – مفروضات خود را معکوس کنید

186

چه موقع نیاز به این کار است؟

معکوس سازی مفروضات، یک تکنیک وابسته به نیمکره چپ مغز است که می توان آن را به منظور آشنایی با ایده های تکنیکهای تصویری، برای گروههایی که از قابلیتهای خلاقیتی خود مطمئن نیستند بکار گرفت. استفاده از نیمکره چپ مغز برای بیشتر مردم راحت است بنابراین این تکنیک، اعتماد به نفس آنها را در خلاقیت تقویت می کند و به تدریج آنها را به فرآیند تفکر خلاق وارد می سازد. پس از آشنایی با این تکنیک و تمرین کردن آن تا بیشترین مقدار ظرفیتش، می توان با دیگر تکنیکهای تصویری برای کاوش و تفکر خلاق بیشتر، آشنا شد.

چگونه از این تمرین استفاده کنیم؟

از شرکت کنندگان خواسته می شود که مفروضات خود را درباره مسئله یا مشکلی که با آن روبرو هستند بنویسند. مفروضات، اظهارات ساده ای درباره این است که اوضاع چطور پیش می رود. سپس از شرکت کنندگان خواسته می شود که مفروضات را برعکس کنند و از خود بپرسند که “آیا عکس این هم می تواند درست باشد؟”

مثال:

فرض اول: بیماران به بیمارستان می روند.

معکوس شده فرض اول: بیمارستان به بیمارها می رود.

اکنون معکوس شده فرض اول “بیمارستان بدون دیوار” نامیده می شود.

تکنیک تصویری بر اساس ایده های زیر است:

یک. همه مفروضات نادرست هستند.

دو. همه مفروضات محدود کننده هستند.

سه. همه مفروضات معکوس پذیرند.

چهار. ما مجبور به ایجاد مفروضات هستیم.

چه باید کرد؟

آینده معمولاً معکوس مفروضات حال است. چشم اندازها و اعمال جاری را معکوس کنید تا بتوانید چشم اندازی از آنچه که می تواند باشد داشته باشید. مفروضات، واقعیتهای اجتماعی را می سازند. با تغییر مفروضات، واقعیتهای مختلفی را ایجاد کنید. مفروضات متفاوت، نتایجی متفاوت خواهد داشت. اگر شما این نتایج را دوست دارید، باید مفروضات جدید را بپذیرید. اگر فرض معکوس شده، هزینه را کاهش می دهد یا کیفیت را افزایش می دهد و دسترسی را بهبود می دهد، با آن پیش بروید. ولی اگر نتیجه ای برعکس این ایجاد می کند، آن را دور بیاندازید. معمولاً کار کردن با این تکنیک برای یک گروه، بسیار سرگرم کننده است. نتیجه این تمرین، تبادلات بسیار زیاد احتمالات ناشی از این معکوسهاست.


درس ۱۸۷ – زیاد فکر نکنید

187

چرا موقع امتحان دادن بیشتر مردم به ما میگویند به اولین جوابی که به مساله میدهید اطمینان کنید؟

چرا اسم بعضی از افرادی که الان سر زبان شماست موقع دوش گرفتن یا قبل خواب به یاد میاورید ؟

چرا بعضی از بهترین ایده ها ی خلاقانه موقع دوش گرفتن به سر ما میزند ؟

چرا بعضی از مردم توصیه میکنند، موقع جدول حل کردن اگر روی یک کلمه گیر کردید ان را برای مدتی کنار بگذارید ؟

و ، چرا بعد یک مدت کوتاه که دوباره شروع به حل کردن جدول میکنید کلمه به طور ناخودآگاه به ذهنتان میاید ؟

جواب تمام سوالات بالا این است که جواب موقعی به ذهن میاید که ما به آن فکر نکنیم و یا اینکه جلوی فکر کردن را بگیریم

سرخط کاملتر این موضوع باید اینطور باشد “جلوی فکر کردن را بگیرید و بفهمید” یا حتی بهتر : “با کلتون فکر نکنید با روحتون بفهمید” !ء

وقتی شما خدا را قسمتی از خود بدانید – قسمتی از روح خود ( چیزی که هندو ها به ان اتما میگویند ) – و شما بدونید که خدا دانشی نامحدود دارد – یا اگر اینطور ترجیح میدهید، دانش نامحدود متعلق به کائنات است – این دانش همینطور در وجود شما هم هست .در زمان هایی که در حال دوش گرفتن هستید یا قبل خواب یا حتی موقع رانندگی، شما با روح خود میفهمید . شما آگاهانه فکر نمیکنید و مغز شما از کار افتاده . استاد بزرگ یوگا آقای اسوامی شیواناندا به سادگی و عمیق به این مساله اشاره میکند به طوری که میگوید : بدون فکر کردن بفهمید

خوب چرا فکر کردن و فهمیدن اینقدر متفاوتند ؟

اول اینکه فکر کردن با مغز چیز بدی نیست. ما در زندگی روزانه به طور مداوم از مغزمان به عنوان تفکر تحلیلی، حفظ کردن نام افراد تاریخ ها ، به یاد آوردن مبلغ حقوق، حل مشکلات اساسی و اینکه مالیات ها رو پرداخت کنیم – اوووه ! – استفاده میکنیم . روح ما از طرف دیگر جواب هایی را به ما میدهد که ممکن است ما در مغز خود آن ها را حفظ نکرده باشیم . مهم نیست چقدر فکر کردیم که بتونیم نقاط روی کاغذ را به همدیگر وصل کنیم . روح راه حل را طوری به ما خواهد داد که ما حتی هرگز فکر آن را نمیتوانیم با مغزمان بکنیم. روح به ما ایده های خلاقانه خواهد داد چیزی که ما به آن میگوییم “بیرون جعبه فکر کردن” [یا تفکر خارج از چارچوب] . همیشه دری باز به سمت دانش نامحدود خدا وجود دارد که واقعا در وجود و روح ماست . روح به جای اشاره میکند که ما جواب را بگیریم در صورتی که مغز ما جلوی آن را با زیاد فکر کردن میگیرد

دوم اینکه شما باید بدونید که فهمیدن با روح یک لحظه و فکر کردن با مغز زمان بر است . تصور کنید مغز شما مثل یک رایانه عمل میکند که شما یک سوال میپرسید و آن شروع به پردازش میکند – یک سری تحلیل – و به شما پاسخ میدهد. مهم نیست چقدر این رایانه سریع باشد باید دانست همیشه زمانی بین پرسیدن سوال و جواب گرفتن سپری میشود . در این زمان تنها یک لحظه مهم است شاید کمتر از یک میلیونیوم ثانیه ناخودآگاه تخریب شده و آب گل آلود شده به اشکال مختلف مثل شک ، حدس دوم و غرور بروز میکند . بعضی از مردم از این فرایند تعبیر به فلج تحلیلی میکنند اما این تعابیر توضیح نمیدهند چرا این فرایند اتفاق میافت

روح ما همیشه اجازه دسترسی به دانش بینهایت کائنات را دارد. وقتی ما به عنوان یک نوزاد به دنیای فیزیکی برمیگردیم ، روح ما تمام آن اطلاعات را داراست و مغز ما به طور مجازی خالی است به جز اطلاعات غریزی برای بقا. در این حال میتوان توانایی های معنوی و شگفت آور کودک را حتی اگر خیلی بچه باشد را توضیح داد. اینجا فهم زیاد و تفکر کم حاکم است . مغز ما همچنان که ما رشد میکنیم شروع به جذب کردن اطلاعات میکند و از هر نوع دانش تجربه ارزش های جامعه و عقاید تعصب آمیز پر میشود. همچنان که مغز ما با این جور چیزها پر شد ناخودآگاه هم رشد میکند . به تدریج ناخودآگاه ما را به مرحله تفکر میبرد، اغلب تفکر مخرب و ما به جهاتی کشانده میشویم که نتوانیم به صدای روح خود گوش فرا دهیم

من الان بیشتر از ۲۰ سال است که برنامه نویس و طراح سیستم هستم و میدونم که بهترین طراحی ها و یا راه حل خیلی از مشکلات وقتی به ذهنم آمده که در حمام و زیر دوش بودم یا موقعی که سر کار ۱۵ دقیقه با یک توپ بازی میکردم

در بسیاری اوقات، خیلی از بزرگترین هنرمندان نقش قدرتمند فهمیدن را در جریان خلاقیت فهمیدند . به روش های مختلفی میتوان این موضوع را اسم گذاری کرد ، صدای درونی، گوش دادن به خدا ، دریافت وحی ، که در نهایت چکیده ی همه اینها همان گوش دادن/ فهمیدن روح است

وقتی با کالسکه سفر میکنم یا بعد صرف یک غذای ساده قدم میزنم یا شب هایی که نمیتونم بخوابم ؛ فرست مناسب است برای سرازیر شدن جریان بهترین ایده ها – وولفگنگ امادیوس موزارت .ء

گیتاریست بزرگ ، پات مارتینو ، یک بار در یکی از اجراهای موزیکش گفت : سعی کنید هر چیزی که میتونید رو یاد بگیرید و بعد فراموشش کنید . پات با این جمله میخواهد بگوید فکر کردن با مغزتان را متوقف کنید . بزرگترین بدیهیات یک لحظه، از روح شما نشات میگیرند

وقتی همه چیز جریان دارد وقتی واقعا مشکلی وجود ندارد و همه چیز حل شده است شما در واقع با روحتان میفهمید . کائنات جواب و راه حل ها را برای شما آماده کرده شما نمیتوانید به آنها دست بزنید جواب ها در جای خود هستند شما فقط آنها را میفهمید . وقتی شما این موضوع را با دقت شناسایی کنید میتوانید در هر قسمت از زندگیتان اجرا کنید . بیشتر و بیشتر اتفاق خواهد افتاد و شما بیشتر در موردش خواهید دونست. شاهد این خواهید بود که چطور اتفاق می افتد . هیچ ترسی نخواهید داشت چون میدونید تمام جواب ها در طرف دیگر شماست

در این تلاش های روحی خواستار چیزی باشد که قبلا هرگز انجام ندادید. شما با خطرات رشد میکنید و نگران اشتباهات ، نتیجه و یا اینکه بقیه چه فکری میکنند نباشید .

کاری که ما میخواهیم انجام بدیم اینکه ایده ی شناخت فکری را از حالت فکری به تجربی برگردونیم . گوش دادن به درون خود یا اعتقاد داشتن به اینکه شما همه چیز رو درون خود دارید برای اکثر مردم حالتی از ترس را القا خواهد کرد . ناخودآگاه ما و فکر کردن، شک و حدس دوم و غیره … همه درون ما هستند . اما ما فهمیدیم نگاه به بیرون برای رسیدن به جواب ساده تر است

خوب اینجا یک تمرین کوچک ترتیب داده شده که راه درست را به شما نشان خواهد داد . این تمرین سعی داره به شما کمک کنه که وضیت راحتی در برابر دسترسی به دانش نامحدود کائنات داشته باشد . در طول زمان خودتون خواهید فهمید که همه چیز درون شماست . وقتی سوال یا مشکلی دارید، تصور کنید که سوال روی یک تکه کاغذ مربعی پوستی در حال نوشته شدن است .سوال را در ذهن خود مطرح کنید . ۴ گوشه کاغذ را ببینید که تا میشوند و به وسط میایند. در وسط مهرو موم شده و حالا تصور کنید که کاغذ مهرو موم شده را برای کائنات و جهان میفرستید مثل چیزی که در هوا شناور است. خوب کافیه حالا میتونید فراموشش کنید . بگذارید از ذهنتون دور بشه که اصلا در موردش فکر نکنید. اغلب خیلی سریع جواب به شکلی به سمت شما میاید . جواب ممکن است یک لحظه به ذهن خطور کند ، یا با شروع یک آهنگ بفهمیدش یا اینکه یک نفر چیزی بگه . دنبالش نگردید که بیاد ولی وقتی بیاد شما با خودتون میگید “اووه” . دنبال یک حدس دوم یا شک توش نباشید . باهاش برید و از کائنات و جهان تشکر کنید به قول معروف شکرگزار باشید . این مساله رو تمرین کنید هر چند بار زیاد ، شما به جایی میرسید که لازم نیست تصور کنید و مساله تو سرتون نقش خواهد بست و جواب را در خودتان خواهید یافت

در واقع شما نیازی به من یا به کس دیگری ندارید که به شما در انجام این روند کمک کند . استاد خودتان باشید. فقط بدونید که شما الان در حال انجامش هستید ، پس کمتر فکر کنید و بیشتر بفهمید.


درس ۱۸۸ – شک را بیشتر بشناسیم

188

زیاد شک می کنیم یا بهتر بگویم کم نه ! اینجا بنظر جایش هست که در موردش صحبتی داشته باشیم تا در برخورد با موانع متوقف نشویم چه بسا با شک بجا هوشیارانه و مدبرانه اقدام به حل مسائل و مشکلاتمان کنیم .پیش آمده که در برخورد با مشکلات دچار ابهام وآشفتگی شویم در شناخت موضوعات سردرگم شویم شک در واقع بیانگر اضطراب در فهم و شناخت واقعیت است حالا ببینیم اگر انواع شک را بشناسیم ایا کمکی در متر شدن اضطراب ما در برخورد با مسائل و شناخت واقعیت های موجود در اطرافمان دارد؟

۱ ) شک منطقی

در واقع شک و تردیدی است که بر شالوده منطق و عقل استوار است یعنی مبتنی بر تأمل و دقت در باب یک مسئله و قضیه است نه صرفاٌ براساس اضطراب فکری و خیال پردازی و سرپیچی از فرمان عقل . شک منطقی ریشه دار و قاعده مند است.

۲ ) شک وهمی

در تقابل با شک منطقی و نام دیگر آن شک روان شناختی است که ناشی از عدم دقت در مسئله است یا تحمل ناپذیری و اضطراب قوه واهمه است و ناشی از عقل ومنطق نیست.

۳ ) شک استدلالی

این شک قرین به استدلال و برهان است .این شک صرفاٌ مدعای خود را ابراز نمی کند بلکه سخن خود را با ادله ای تجهیز می کند.

۴ ) شک مزاجی

نام دیگر آن « شک من چنینی» است و فرق آن که در نقطه مقابل شک استدلالی است این است که بر مدعای خود استدلال نمی کند . صرفاٌ می گوید اگر دیگران به موضوعی یقین دارند شخص او به آن موضوع یقینی ندارد و ادعا می کند مردم زود باور و ساده لوح هستند و با دلایل ضعیفی زود متقاعد می شوند ولی او زود باور نیست . جالب است که برای ادعای خودش دلایلی هم ارائه نمی دهد .چه بسا می توان گفت یک شکاک مزاجی دچار وسواس فکری (Intellectual Freak) است .البته اگردر حیطه شکشان استدلال بیاورند دیگر شکاک مزاجی نخواهند بود

۵ ) شک مطلق

نام دیگر آن شک افراطی است .حد و مرزی نمی شناسد و همه چیز را مورد تردید قرار می دهد که در تاریخ تفکر« پیرون» یک شکاک مطلق گرا بود

۶ ) شک نسبی

از حد افراط بیرون آمده و قضایایی را به عنوان یقینی به رسمیت می شناسد .اصولاً شکاکیت ها نسبی هستند چراکه شکاکان مطلق گرا خودشکن هستند مگر آن که لب فروبندند چرا که اگر بگویند بر همه چیز شک وارد است یا خود این قضیه یقینی است ویا نیست .اگر یقینی نباشد پس بر مدعای شک مطلق نیز شک وارد است و اگر یقینی باشد باز هم شک مطلق می خشکد.

۷ ) شک منطقه ای(Local)

شکی است که در حوزه های معارف خاص از قبیل اخلاق، مذهب و آینده بیشتر رخ می دهد؛ انگار قائلان به آن نمی توانند مبانی اخلاقی را درست تبیین کنند و دچار شک و سردرگمی می شوند .گویا این شک به خصوص در مورد قضایای دینی به اضطراب می افتد و یا در باره این که فردا چه می شود یعنی علم به آینده در شک فرو می روند بعضی از محققین اعتقاد دارند که اگر این شک کنترل نشود به شک فرا منطقه ای تبدیل می شود.

۸ ) شک فرامنطقه ای(Global)

درست مقابل شک منطقه ای است. این شک محدود به حوزه های خاصی از قبیل اخلاق، مذهب و آینده نیست بلکه در موارد دیگر نیز نفوذ می کند این شک می تواند وجهی از شک نسبی باشد اما با شک مطلق که افراطی است فرق دارد . شک مطلق مرحله بعد از شک فرامنطقه ای‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ است که همه ابعاد شناخت را تحت نفوذ خود قرار می دهد و چه بسا فرامنطقه ای (Super global skepticism)است .

۹ ) شک دستوری

نام دیگر آن شک روشی است که در واقع همان شکی است که شک دکارتی نیز خوانده شده است .شکاک دستوری برای تعمیق یقین خود شک را دستور کار خود قرار می دهد. دکارت از آن جهت به شک دستوری روی آورد تا به یقینی دست پیدا کند که از تشکیک شکاکان مصون باشد . شک دستوری در واقع شک محققین است . وقتی یک محقق در باب یک مسئله تحقیق می‌کند نخست ابعاد و جوانب آنرا به دقت می نگرد و سپس در باب آن به قضاوت و داوری می پردازد.

۱۰ ) شک هوسی

گاهی برخی از فیلسوف نمایان به این شک گرایش دارند. این شک برخلاف شک دستوری مانع رسیدن به حقیقت است. شک هوسی برخاسته از انگیزه حقیقت طلبی نیست بلکه ناشی از هوس است و جز ولنگاری نتیجه‌ای ندارد. انگار اگر شکی وارد کنیم فیلسوف قلمداد می شویم.

188-1

در پایان این سؤال را می توان مطرح کرد که ما چه می‌دانیم؟ اگر آنچه را که می دانیم به آن یقین داریم مورد نقد قرارگیرد، آیا دچار شک و سردرگمی می شویم؟ اعتقاداتی که در اطراف ما وجود دارد ریشه در یقین دارد یا مملو از شکاکیت است؟ آیا آنچه که یقین پنداشته می شود آزمون خودش را در هیجانزدگی ها پس داده است ؟ ما در مسیر خود در جایگاه یقین هستیم یا شک؟ آیا شده از خود بپرسیم نکند خبری باشد و ما از آن بی خبرباشیم یا خبری نباشد و ما مشغول باشیم،انگار در تنهایی خود در گرداب سردرگمی درحال فرورفتنیم. پس چه باید بکنیم؟ چه کسی دست مرا می گیرد و از این گرداب و برزخ مرگبار نجاتم می دهد؟


درس ۱۸۹ – غلبه بر موانع غیر قابل عبور

189

تعیین اهداف اولین قدم است … رسیدن به آنها دومین گام است و در این مرحله است که بیشتر ما گیر میکنیم . برخورد ما با موانع به دلیل غیر قابل دسترس بودن هدف نیست بلکه به دلیل موانع غیر منتظره و چالش های مسیر راه هستند که هدف غیر قابل دسترس به نظر میرسد

نکته مهمی که باید بدانیم این است که هر هدفی که ما تعیین میکنیم به طور طبیعی همراه با مجموعه ای از مین های زمینی زیادی هست که به هدف متصل شده . این مین ها در زندگی ما نشان دهنده موانع ، چالش ها و مشکلات هستند که ما باید به منظور مقصد نهایی که هدف ماست از آنها پیشی بگیریم . در واقع ، به جز اینکه ما با موفقیت از روی مین ها عبور کنیم و بر آنها غلبه کنیم راه دیگری نخواهیم داشت و در غیر این صورت ما ناکام خواهیم ماند، برای فراگیری درس های ارزشمندی که لازمه ی کمک به ما هستند برای به دست آوردن – و نگه داشتن – اهدافمان هنگامی که به پایان مسیر برسیم

آیا تا به حال در مورد برندگان قرعه کشی چند میلیون دلاری شنیده اید؛ کسانی که امروز اوضاعشان به مراتب بدتر از دیروزی است که در قرعه کشی برنده شدند؟ اینها پولشان را از دست دادند به دلیل اینکه درگیر موانع، چالشها، و مشکلات نبودند که چهره یک میلیونر خود ساخته را به وجود آورد و در نتیجه اینها قادر نخواهند بود هدفی که به وضوح در دستشان است را نگه دارند

این مقاله کمکی به شما در مورد برنده شدن در قرعه کشی نخواهد کرد، با این حال به شما در مورد چگونگی غلبه بر موانع که به احتمال زیاد در طول مسیر رسیدن به هدف با آنها روبرو میشوید کمک میکند

انواع موانع

اینجا ۳ نوع از موانع لیست شده اند که عبارت اند از موانع فردی ، موانع اجتماعی و موانع محیطی که هر کدام به طور جداگانه در زیر توضیح داده شده

موانع شخصی

موانع شخصی به روان ، رفتار و حالت ذهن ما مرتبط است .آنها همچنین میتوانند در بر گیرنده ی ترسها، تعصبات، تضعیف احساسات و محدودیت های زندگی باشند .اینها مانع حرکت رو به جلو در جهت تحقق اهداف ما هستند و این به دلیل افکاری است که روزانه به طرف ما هجوم میاورند . این افکار به طور طبیعی ما را از تصمیم گیری های موثر و انجام اقداماتی که در طول مسیر برای رسیدن به مقصد نهایی کمک میکنند باز خواهد داشت

در اینجا موانع شخصی که میتوانند از حرکت شما در طول زندگی جلوگیری کنند فهرست شده اند

  • عدم وجود درد
  • gt;

    # تعیین پیامد ها

    چه اتفاقی خواهد افتاد اگر شما آن را نادیده بگیرید ؟

    چه وقت میتواند به یک مشکل بزرگتر تبدیل شود ؟

    چه چیزی میتواند منجر به این نتیجه ی خاص شود ؟

    چطور این کار روی شما تاثیر خواهد گذشت ؟

    روی دیگران چه تاثیری میگذرد ؟

    روی زندگی چه تاثیری میگذرد ؟

    آیا ممکن است حل این مسأله منجر به وجود آمدن مشکلات دیگر شود ؟

    # کنترل داشتن

    رفتار چه کسانی را کنترل میکنید ؟

    چه جنبه های از این مشکل را شما میتوانید کنترل کنید ؟

    چه جنبه های را نمیتوانید کنترل کنید ؟

    به چه کسی باید جوابگو باشید که چه چیزی را نمیتوانید کنترل کنید ؟

    # شناسایی مثبت ها

    چیزی که اتفاق میافتد خوب است ؟

    تمایل دارید چه اتفاقی بیفتد که شما ادامه دهید ؟

    # دستیابی به چشم انداز

    فرضیات شما در این مورد چه هستند ؟

    چطور مفروضات به حل این مشکل کمک میکنند ؟

    چه دیدگاه دیگری وجود دارد که شما به ان توجه نکردید ؟

    در نهایت چه کسی موفق میشود ؟

    از یک فرد موفق چه چیزی یاد میگیرید ؟

    # گزینه ها را گسترش دهید

    چه چیزهای متفاوتی شما میتوانید انجام دهید ؟

    چه کسی میتواند در اینجا به شما کمک کند ؟

    کجا را برای راه حل جستجو نکردید ؟

    چطور میفهمید این مشکل حل شده ؟

    معیار های شما برای موفقیت چیست ؟

    نکاتی برای غلبه بر موانع

    هنگام مواجه شدن با مشکلات، موانع و چالش ها خیلی ساده است که شما کمی تحت الشعاع قرار بگیرید، به ویژه وقتی که شرایط آشنا نیستند و کمی تهدید آمیز و فوری به نظر میرسند . با این حال بدون توجه به آنچه زندگی سر راه ما میگذارد، در ذهن داشته باشیم که همیشه گزینه های در دسترس وجود دارند، همیشه کارهایی هستند که میتوانید انجام دهید و تصمیماتی که میتوانید بگیرید و اینها به شما در ادامه حرکت رو به جلو و درست به سمت هدف کمک خواهند کرد

    در ادامه این مقاله دو شاخه نهایی و پیشنهاداتی ارائه میشوند که شما میتوانید همین امروز آنها را به کار گیرید و به شما برای ایستادن در راه خود کمک میکند

    از احساسات دوری کنید

    وقتی موانع غیر منتظره ناگهان پدیدار میشوند خیلی راحت خواهد بود که نسبت به شرایط “احساسی” واکنش نشان دهید با این حال عکس العمل احساسی اغلب بسیار سازنده نیست و بیشتر کار را خراب میکنند . در عوض ما باید یاد بگیریم از احساسات دور بمانیم و وضعیت را از یک دید خارجی بررسی کنیم – از طریق منطق و دلیل . فقط در این شرایط میتوانیم به خود در حل مسأله کمک کنیم که رابطه واقعی را تشخیص دهیم و اهمیت اتفاقات را بدانیم

    منابع لازم و پیشتیبانی را به دست آوریم

    در این زمان ها ما منابع لازم را که برای مقابله با موقعیت به ما کمک کند را در اختیار نداریم .در چنین شرایطی ما باید بپرسیم چه قطعاتی از پازل در حال حاضر گم شده ، سپس به دنبال ابزار لازم، راهبرد ها ( استراتژی ها )، دانش و پشتیبانی بگردیم که به ما برای کمک به غلبه بر این مانع کمک میکنند

    به دست آوردن دیدگاهی متفاوت

    بعضی اوقات موانع تنها آنقدر واقعی هستند که ما آنها را به وجود آورده ایم که فقط باشند . در واقع بعضی مواقع موانع به درستی تشخیص داده نمیشوند و ما چیزی را به اشتباه میفهمیم یا مفروضات ما آنقدر جلو چشم ما را میگیرند که آنها را واقعی میپنداریم

    برای شروع به تغییر دیدگاه، وضعیت خودتان را از دیدگاه فرد دیگری بررسی کنید .از طرف دیگر شما میتوانید روش قالب بندی و به هم ریختن قالب را مکرر به کار گیرید که بشما در تغییر نوع تفکرتان روی مسأله کمک میکند

    به دنبال راهنمایی باشید

    اغلب جواب های که لازمه ی کمک به ما برای غلبه بر موانع هستند را به سادگی میتوانیم با صحبت با دیگران پیدا کنیم . در واقع بقیه احتمالا با این مسأله روبرو شدند و با موفقیت آن را پشت سر گذشتند. بنابر این شما باید از مربیان و کارشناسان استفاده کنید که به شما برای پیدا کردن جواب های که برای حرکت به سمت جلو نیاز دارید کمک میکنند

    نفس بکشید، کنترل داشته باشید، اقدام کنید

    وقتی موانع و مشکلات ما را در بر میگیرند اولین واکنش اوتوماتیک ما فریز شدن ( قفل کردن ) است .به نظر میرسد این فلج مغزی در ابتدا کمکی به ما نمیکند، با این حال به ما فرصت اندیشیدن و تفکر راهبردی را در مورد شرایطی که ما در ان افتادیم را میدهد . این چند لحظه را نفس عمیق بکشید و از خودتان سوال های زیر را بپرسید

    من چه چیزی را کنترل میکنم ؟

    من چه چیزی را کنترل نمیکنم ؟

    چطور میتوانم کنترل شرایط در به دست گیرم ؟

    اگر کنترل نداشته باشم چطور میتوانم در این شرایط نفوذ داشته باشم ؟

    اگر من نمیتوانم نفوذ داشته باشم، پس شاید به وضوح چیزی را نمیبینم. کجا را باید برای اطلاعات بیشتر بگردم ؟

    با طرح این پرسش ها و انجام اقدامات مطابق شما حس کنترل به شرایط را به دست خواهید آورد و به آرامی شروع به حرکت خواهید کرد

    اولویت های خود را مشخص کنید

    زمانی که ما قادر به غلبه بر یک مانع خاص نیستیم به سادگی میتوان گفت اولویت های ما از رده خارجند. این امر بویژه مربوط به زمانی است که شما زمان بیشتری را صرف تمرکز روی توسعه مهارت خاص و یا به دست آوردن دانش در یک مقطع خاص از زندگی خود کنید که میتواند تاثیر قابل توجهی در توانایی شما برای غلبه بر شرایط دشوار داشته باشد

    ارزیابی موانع

    شما به ندرت قادر خواهید بود بر یک مانع غلبه کنید مگر اینکه شما قادر به فهمیدن این باشید که از کجا نشأت میگیرد و چطور از زندگی شما سر در آورده 🙂 . بنابر این باید از خود بپرسید

    چه چیز اشتباه بود ؟

    چه چیزی میتواند باعث این شود ؟

    من حالا چه کار کنم ؟

    گزینه های احتمالی را فهرست کنید

    گاهی اوقات موانع تمایل دارند ذهن ما را در یک فضای محدود قفل کنند و بدین گونه است که فکر و دیدگاه ما نسبت به موقعیت محدود میشود. در چنین شرایطی ما باید درک کنیم که راه حل ها فقط وقتی پدیدار میشوند که با ذهنی باز به امکان ها و گزینه های که قبلا به آنها توجهی نداشتیم نگاه کنیم. برای این کار، خیلی راحت بشینید قلم و کاغذ بردارید و سوالات زیر را بارها و بارها از خود بپرسید

    چطور میتوانم بر این مانع غلبه کنم ؟

    چه گزینه هایی را مد نظر قرار نداده ام ؟

    گزینه های بیشتری داشته باشید، فرصت و شانس بیشتری خواهید داشت که یک پاسخ مناسب برای مشکلی که با آن روبرو هستید را پیدا کنید

    پرسش های موثر

    امیدوارم دو نمونه سوال بالا در پرسیدن سوال های دیگر و چگونگی طرح پرسش های موثر برای جمع آوری دیدگاه های جدید و متفاوت در مورد زندگی و شرایط به شما کمک کند. همچنین وقت بیشتری بگذارید و سوالات قسمت تحلیل مانع را دوباره مرور کنید. آنها همه با هم مثال های قدرتمندی هستند از اینکه چطور سوالات میتوانند به کمک شما بیایند و دیدگاه شما را تغیر دهند

    راه ها و دستور العمل های جدید را امتحان کنید

    سوالات موثر به شما در به دست آوردن بینش جدید نسبت به موانعی که سر راه شما ایستاده اند کمک میکنند. با استفاده از این اطلاعات به دست آمده سعی کنید چیز های جدید را امتحان کنید و در مسیر های جدیدی حرکت کنید که قبلان هیچوقت به آنها فکر نکردید

    پذیرش و تایید شرایط

    بدترین چیزی که ما میتوانیم هنگام رو برو شدن با یک مانع انجام دهیم این است که انکار کنیم مشکلی وجود دارد . وقتی ما چیزی را که وجود دارد انکار میکنیم خود را از راه حل ها، جواب ها و فرصت هایی که منتظر ما هستند دور میکنیم

    تفکر انتقادی و خلاق

    خلاقیت و تفکر انتقادی بر پایه موانع و مشکلاتی ساخته میشود که مردم در طول مسیر با آنها روبرو هستند .در واقع بدون موانع و مشکلات نیازی به تفکر انتقادی و خلاقیت احساس نمیشود .بنابر این شما باید این دو ابزار را به کار گیرید برای باز کردن راه حل ها و جواب گرفتن و در نهایت غلبه بر موانع

    قدم های کوچک بردارید

    با برداشتن گام های کوچک مطمئن میشوید همه چیز تحت کنترل است و شرایط بر شما غلبه نمیکند . برای این کار به سادگی چیزی که برای غلبه بر این مانع را نیاز دارید به تکه های کوچک قابل کنترل تقسیم کنید و سپس به تدریج یک یا چند قسمت را روزانه انجام دهید تا زمانی که کارتان با موفقیت به نتیجه برسد

    فداکاری های لازم را انجام دهید

    در زمان های که ما می فهمیم غلبه بر یک مانع مشکل است چون ما به سادگی حاضر به فداکاری های لازم برای ایجاد تغیر در زندگیمان نیستیم که میتواند برای مقابله با مشکل به ما کمک کند

    یادگیری از اشتباهات

    پیشرفت روی اشتباهات بیشماری که ما روزانه مرتکب میشویم ساخته میشود .بعضی از آنها بزرگ، بعضی کوچک هستند اما یک چیز مسلم است همه ی آنها به ما در یادگیری درس هایی کمک میکنند ، درس های که ما باید یاد بگیریم برای رسیدن اهدافمان

    زمانی را برای یادگیری از هر تلاش ناموفق، از هر نتیجه شکست و از هر نتیجه غیر قابل قبول اختصاص دهید .هر چه بیشتر یاد بگیرید بیشتر رشد میکنید و بهتر خواهید توانست با موانعی که سر راه شما خوابیده اند رو به رو شوید

    ساده بگیرید

    موقع روبرو شدن با موانع، سادگی کلید است . هر چه بیشتر سعی کنیم و چیز ها را پیچیده تر کنیم بیشتر احتمال دارد مغلوب شرایط شویم . بنابراین تا حد امکان شما باید همه چیز را ساده بگیرید چون سخت ترین مشکلات اغلب راه حل ساده دارند

    بذر اعتقاد و اعتماد به نفس را در خود کشت کنید

    بعید است شما بر یک مانع غلبه کنید اگر شما باور نکنید که قادر به غلبه بر ان هستید .شک و تردید فقط شما را فلج کرده و فکر شما را بر روی مشکلات متمرکز میکند و نه راه حل ها یی که شما را به نتیجه میرسانند . بنابراین شما باید اعتماد به نفس لازم و اعتقاد خود را گسترش دهید تا به شما در تفکر موثر روی موانع و مشکلات یاری کند

    کشت آرامش

    آرامش، ذهنی روشن برای شما فراهم میکند، که شما را قادر میسازد سوالات بهتری بپرسید، بیشتر خلاقانه، انتقادی و موثر روی مشکلات خود فکر کنید

    هنگامی که ذهن و بدن آرام است شما به طور طبیعی به مخزنی از منابع داخلی متصل میشوید که شما به طور معمول نمیتوانید به آن دسترسی داشته باشید اگر واکنش احساسی نسبت به شرایط داشته باشید

    ذهنی فعال داشته باشید

    یک ذهن فعال به شما کمک میکند تا فعالانه به شرایط رسیدگی کنید . یک ذهن فعال خواهد توانست سوالات موثر بپرسد، همیشه به دنبال جواب ها، فرصت ها و راه حل های جدید باشد، قابل انعطاف خواهد بود ، سازگار با شرایط و به طور مداوم از اشتباهات درس خواهد گرفت

    این ویژگی های ضروری را داشته باشید

    کسانی که با موفقیت بر موانع زندگی خود غلبه کرده اند همواره ویژگیهای زیر را داشته اند

    • انضباط
    • تعهد
    • پیش بینی
    • جهندگی
    • اشتیاق
    • حق شناس
    • خوشبین
    • کنجکاو
    • صبور

    من در آینده در مورد این خصوصیات بیشتر صحبت خواهم کرد

    روی منفی ها متمرکز نشوید

    وقتی روی چیزی که نمیخواهد تمرکز میکنید شما بیشتر در زندگی از ان میگیرید چون شما ان را جذب میکنید .بنابرین اگر شما روی بدترین شرایط تمرکز کنید که زندگی شما تکه پاره خواهد شد ، پس شما روی راه حل ها تمرکز نخواهید کرد و اگر روی راه حال ها تمرکز نکنید بعید است به جوابی که برای مقابله با مانع نیاز دارید برسید

    خود یا دیگران را سرزنش نکنید

    این بسیار مهم است که شما خود یا دیگران را برای شرایط به وجود آمده سرزنش نکنید . بله، شما میتوانید تایید کنید که مقصر چه کسی بوده، با این حال اغلب یک شخص مقصر نیست بلکه یک سیستم و فرایند ها هستند که منجر به نتیجه میشوند . درستش کنید ، سرزنش نکنید ، موانع پیش روی شما محو خواهند شد

    به دنبال یک همدرد نباشید

    وقتی ما به دنبال همدردی میان بقیه میگردیم ما از نقطه ضعف و ناتوانی وارد خواهیم شد و نخواهیم توانست سرنوشت خود را کنترل کنیم . ما به جای ان باید از نقطه توانمندی شخصی وارد شویم، جایی که ما مسولیت کامل زندگی خود و شرایط به وجود آمده را قبول میکنیم . این البته به این معنا نیست که ما نباید درخواست کمک و یاری کنیم . و این بدان معناست که ما باید همیشه روی گزینه های خود تمرکز کنیم همیشه در حال جستجو باشیم و این ما را به جلو به سمت هدف هدایت خواهد کرد

    صحنه را ترک نکنید

    در آخر مهم نیست چرا ، صحنه را ترک نکنید چرا که بزرگترین فرصت ها در زندگی همیشه در بدترین و سخت ترین شرایط وقتی شما در حال مبارزه هستید به وجود میایند.


    نکته ۱۹۰ – پنج نکته برای تغییر تفکر

    190

    تغییر اساسی؛‌ نتیجه تفکر در مورد تفاوتهای بین “کجا هستید” و “کجا مایلید که باشید” است؛ زیرا تعیین هدف یک ابزار قدرتمند در دگرگونی است. با تعیین هدف، شما تمامی‌ نیروی فکر و انرژی خود را بسوی هدفی‌ تعریف شده و روشن هدایت و تمایل اینکه زندگی‌ خود را تغییر دهید، پیدا می‌کنید. برای دستیابی به تغییر باید این تغییر را تصور کنید. این تغییر نیاز به تفکر دارد. گفته میشود که تفکر، یکی‌ از سخترین تلاش‌های پایدار است که انسان میتوانید انجام دهد. با این حال، برای ایجاد یک زندگی‌ میتواند بسیار مهم و پر افتخار باشد. این حائز اهمیت بسیار است که در هر سّنی، ذهن را می‌توان به مسیر دلخواه زندگی‌ انداخت
    از انحرافات رایج امروزی برای ذهن می‌توان از کلیپ‌های موزیک و یا بازی‌های ویدئو‌ای و …نام برد، که باید از اینها اجتناب کرد. فرار و دوری از اینها واقعاً مشکل است. سعی‌ کنید که از سرگرمیهای خوب و مثبت لذت ببرید. در این صورت مطمئن باشید که تلاش برای سرگرمی و لذت، شما را از مدیریت، پیشرفت و موفقیت در زندگی‌ غافل نمیکند.استقبال از تغییرات، ذات و اساس زندگی‌ است. تغییر یک همراه همیشگی‌ در زندگی‌ است و کسانی‌ که مقاومت به تغییر میکنند، خود را در دام شکست و نارضایتی مییابند. شما مسئول شادی خود هستید.هرگز در مورد آنچه دأئما مجاز میدانید، شکایت نکنید. آیا در مورد شغل یا رئیس تان و یا از روابط شخصی‌ خود شکایت دارید؟ اگر شما خودتان، بطور مدام، از هر چیزی در زندگی‌ شکایت میکنید پس تغییر در زندگی‌ شما لازم است
    تغییر همیشه با شما و چگونگی‌ تفکر شما شروع میشود. طرز تفکر، تفاوت در چگونگی‌ تغییرات و تفسیر و پاسخ به حوادث زندگی‌ شما است. اگر فکر می‌کنید که تمامی‌ جهان علیه شما است و هیچ کس شما را دوست ندارد، پس این چیزی است که شما مشاهده می‌کنید، در نتیجه عمل شما، ردّ پذیرش عشق خواهد بود، حتی اگر در حال حاضر مقادیر زیادی از عشق در زندگی‌ شما موجود باشد
    به هر حال، شما آنچه بخود ارزش داده‌اید، دریافت خواهید داشت. اگر شما مانند یک رهبر عمل کنید، مانند یک رهبر دریافت خواهید داشت. اگر شما مانند یک فرد موفق عمل کنید، مانند یک فرد موفق دریافت خواهید داشت. اگر بدانید‌ و قبول کنید که دیگران دوستتان دارند، عمل شما همراه با عشق و پذیرش بیشتر خواهد بود. طرز فکر شما یک ارتعاش به زندگی‌ شما می‌بخشد که اینرا دیگران بخوبی دریافت میکنند
    مشکلات خود بخود حل نمیشوند و شما از مشکلات خود نباید دلسرد و افسرده شوید. مشکلات باعث انبساط و رشد شما هستند. تغییر؛ اولین گام برای تلاش در موفقیت فردی است. تغییر فکر؛ تلاشی برای حل مشکلات اساسی‌ شما است. شما میباید با مشکلاتی که مانع شادی و موفقیت شما هستند مواجه شوید. با عدم مواجه با مشکلات نمی‌توان تغییر کرد
    حتما ضرب‌المثل “با یک دست دو تا هندوانه نمی‌شود بلند کرد” را شنیده‌اید. با هر قدم یک مشکل را حل کنید. از کارهای زیادی که باعث دلسردی شما میشوند، جدا خود داری کنید.یک نقل قول از مایک مورداک: “قهرمانان در مورد آینده مطبوع و بازندگان در مورد حال مطبوع خود؛ تلاش میکنند”ء
    چه آینده‌ای مورد تلاش شما است؟ در این مورد فکر کنید. به زندگی‌ تصادفی “نه” بگویید و کنترل زندگی‌ خود را بوسیله تغییرات طرز فکر خود، بدست گیرید. با این تصمیم شروع به تفکر کنید که چه چیزهایی در زندگی‌ شما، تغییرات اساسی‌ بوجود میآورند
    پنج راهنمایی برای تغییر تفکر
    یک- هنگامی که شک دارید، به شک خود شک کنید: ممکن است فکر کنید که نمیتوانید تغییر کنید چون تغییر سخت است. به خود بیشتر و به تردیدات خود کمتر اعتبار دهید. بجای تردید از افکار مثبت استفاده کنید. از افکار کم انرژی مانند ترس، شک و بی‌ ایمانی‌ احتراز کنید که اینها انرژی ارزشمند شما را هدر میدهند و شما را از حرکت بدنبال هدف و آرزو‌هایتان محروم میکنند
    دو – اجرای توجه پنجگانه: شما باید به آنچه در زندگیتان صحیح است، توجه کنید و نه آنچه غلط است. راه حل به ذهن متوجه راه می‌یابد. مثبت اندیشی‌ کنید که با مثبت اندیشی‌ به سرزمین عجایب امکانات و اختیارت وارد میشوید. اینهم فرمولی که مستقیماً از کتاب مقدس ایفسیانس، فصل ۴ آیه ۸ گرفته شده و می‌گوید به مسائل زیر فکر کنید: هر چیز که واقعیت دارد، هر چیز که انصاف دارد، هر چیز که عدالت دارد، هر چیز که پاک و خالص است، هر چیز که عاشقانه است
    سه – جایگزینی کلید جا بجایی است: اگر شما به منفی‌ اندیشی‌ عادت کردید، باید مثبت اندیشی‌ را جایگزین کنید. ما نمیتوانیم مانع از هجوم افکار به ذهن خود شویم ولی‌ میتونیم مانع از رشد و لانه سازی افکار منفی‌ در ذهن خود شویم. منفی‌ اندیشی‌ نتیجه عادات اضافی بّر اساس طول زمان اضافی ایجاد شده در زندگی‌ است. شما میتوانید با مثبت اندیشِی ، زندگی‌ خود را با قدرت و اقتدار ‌تغییر دهید و هر روز با نیروی خوش بینی‌ و با قدرت دادن به افکار مثبت خود، تغییر کنید
    چهار – تفکر در مورد “به آنچه فکر می‌کنیم” را متوقف کنیم و شروع به تفکر در مورد “چگونگی‌ طرز فکرمان” کنیم: به چه فکر می‌کنید از برای همین لحظه است. افکار هر لحظه در حال رفت و آمد در ذهن هستند. چگونگی‌ طرز فکر شما است که یک عمر با شما میماند. یاد بگیرید که تفکر خود را در مورد رویاها یتان گسترش دهید. نتیجه گیری در رسیدن به اهداف، شادی و رضایت و همچنین انرژی به زندگی‌ شما می‌بخشد. مدیریت ذهن کلید رسیدن به رویا هاست
    پنج – ذهن خود را ورشکست نکنید: برای موفقیت، احتیاجات خود را تغذیه کنید. آغوش گرم تغییر و گنج دانش، توانایی‌ کمک به تغییرات مورد علاقه شما را دارا هستند. ذهن شما بیش از آنچه فکر می‌کنید، قابلیت دست زدن به اعمال پیچیده و تغییرات را دارد. بدنبال اطلاعات بیشتر برای رشد و ارتقا دانش خود باشید. شما بینهایت قابلیت رشد دارید، محدوده و مرز شما؛ دانش شما است. وقتی‌ ذهن خود را ارتقا میدهید، زندگی‌ شما ارتقا می‌یابد.افکار خود را به متحد خود و ذهنتان را به یک سلاح اتمی‌ تبدیل کنید و به جنگ جهل بروید. متعهد به یک زندگی‌ بالاتر از متوسط باشید. تفاوت در دنیای شما با تغییر در تفکر و در زندگیتان ساخته میشود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مرجع تخصصی آموزش و ارائه خدمات GD&T و پرینت 3 بعدی